💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍
🤍💚🤍
💚🤍
🤍
✨﷽...✨
#رمان_آدم_و_حوا📖
#قسمت_هفتم
وقتی تو خونه لباسم که مدل ماهی بود تنم کردم، همراه صندل های پاشنه دارم؛ حس خوبی پیدا کردم.
متفاوت تر از همیشه شده بودم .
منم همین رو می خواستم .
خواهر شوهر باید از همه بهتر و تو چشم تر باشه .
از خونه که خارج شدیم موهام با نسیم خنکی که می وزید به رقص در اومد .
فروردین بود و وزش نسیم خنک
روح آدم رو جلا می داد .
چشمام رو بستم و نفس عمیقی کشیدم . عاشق بهار بودم و این
هواي مطبوعش .
با ورودمون به تالار، باز هم زیر لب به خاطر جدا بودن مراسم کلی غر زدم .
اما به محض اومدن مهمونا و
همینطور عروس و داماد کم کم همرنگ بقیه شروع کردم به شادي کردن .
رضوان تو لباس عروس شده بود مثل فرشته اي که آدم دلش نمی خواست نگاه ازش بگیره .
لبخند قشنگی رولب هاش بود و دستش رو با شرم گذاشته بود تو دستاي مهردادي
که تموم حواسش به عروسش بود .
بهم خوش گذشت و خیلی لذت بخش بود.
عروسی تنها برادرم واقعاً
به خصوص زمان هایی که نگاه دیگران با
تحسین بهم دوخته می شد .
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍
🤍💚🤍
💚🤍
🤍
✨﷽...✨
#رمان_آدم_و_حوا📖
#قسمت_هشتم
بهم خوش گذشت وخیلی لذت بخش بود عروسی تنها برادرم واقعاً به خصوص زمانهایی که نگاه دیگران با تحسین بهم دوخته میشد.
مراسم که تموم شد با تک زنگ پویا سریع مانتوم رو برداشتم و به
مامان اطلاع دادم که همراه پویا می رم خونه
.
بنده ي خدا انقدر سرش شلوغ بود و هرکسی از یه طرف ازش خداحافظی می کرد و براي بار هزارم بهش
تبریک می گفت که نتونست هیچ مخالفتی بکنه .
و فقط با چشماش
کمی چپ چپ نگاهم کرد .
من هم اصلا به روي خودم نیوردم که چندان مایل نیست
اون موقع
شب با یه پسر غریبه که از قضا قرار بود همسرم بشه تنها برگردم خونه .
پایین پله هاي تالار پویا رو منتظر دیدم .
مخصوصا شالم رو
نپوشیده بودم که پویا مدل موهام رو ببینه.
می دونستم با اون هنري که آرایشگر معروفم روي صورتم پیاده
کرده لذت می بره .
همینطورم شد .
با دیدنم سوت بلندي زد .
بعد در حالی که دو تا
دستاش رو کمی باز کرده بود لبخندي زد و
گفت :
پویا – به به . ببین پرنسس چیکار کرده !
از لحن شگفت زده ش خوشم اومد .
لبخندي زدم و پله هاي آخر
رو با غرور پایین اومدم.
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍
🤍💚🤍
💚🤍
🤍
✨﷽...✨
#رمان_آدم_و_حوا📖
#قسمت_نهم
لبخندی زدم و پله هاي آخر رو با غرور پایین اومدم.
جلوش که رسیدم ، چرخی زدم و گفتم .
من – چطور بودم امشب ؟
در حالی که چشم هاش رو کمی تنگ کرده بود ، نگاهی بهم انداخت .
پویا – عالی . مثل همیشه .
کاملا لذت می بردم از تعریفاش .
مثل هر دختر دیگه اي از این
حرفا خوشم میومد .
با همون حالت کمی اومد به سمتم وتعظیمی کرد
مثل یه شاهزاده که همیشه به پرنسشش احترام میزاره.
منم به نشونهی ادب با خنده تعظیمی کردم.
کمی مکث کرد، و بعد با نگاه پر از عشق گفت شالت رو سر کن بریم.
بازوش رو طرفم گرفت که با ناز دستمرو دور بازوش حلقه کردم.
با خنده گفت بزن بریم.
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍
🤍💚🤍
💚🤍
🤍
✨﷽...✨
#رمان_آدم_و_حوا📖
#قسمت_دهم
با نفس عمیقی ماشین رو روشن کرد.
کمی تعلل کرد.
بعد برگشت به سمتم .
پویا – نظرت چیه بریم دور دور؟
لبخند بدجنسی زدم .
من – نه دیگه حسش نیست . باشه براي بعد .
پویا – بیا خوش میگذره.
دستم رو به عالمت نه گرفتم جلوش .
من – اُ اُ .... هنوز باهم نسبتی نداریما! واسه چی تا آخر شب باهات بیام بیرون.
با لحنی که معلوم بود دیگه نمی تونه خوددار باشه ، آروم گفت :
پویا – بیا بریم مارال انقدر منو اذیت نکن
از اینکه میدیدم دوست داره باهام وقت بگذرونه خوشحال بودم وحس می کردم خیلی دوسم داره و
دلش می خواد زودتر بهم برسه ، برام خوشایند بود .
به خاطر همین بود که می خواستم بهش جواب مثبت بدم .
من این حس هاي خوب رو با هیچ کسی تجربه نکرده بودم . و فکر می
کردم همین حس هاي خوب کافیه براي انتخاب شریک زندگی .
شاید چون این حس ها تا اون روز فقط متعلق بود به پویا .
و اگر من با شخص دیگه اي هم همین ها رو تجربه میکردم ....
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem
❣ سلام_امام_زمانم ❣
❣هر طلوع؛ با سلام بر شما...
طعم دیگری دارد....
👌 راستش را بخواهید ،
ما صبح مان را با طعم نگاه شما؛
💓شیرین می کنیم.
#سلام؛ سلاطین آسمان و زمین.
🤲الّلهُمَّعَجِّلْلِوَلِیِّکَالْفَرَج🌸
༻💞༺🌺༻💞༺
سلامـ واحتــــرام محضر مبارک شما رفقای والامقامـ 🌺
صبح اول هفتهتــون قـــریـن آرامـــش و شـــادی☺️
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem
به کسی کینه نگیرید، دلِ بیکینه قشنگ است!
-فریدونمشیری
#دلنوشته
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem
بخون برای خودت مرغی بشی محتاج هیچ خروسی نشی😌😜
#زنگ_تفریح
#خنده_حلال
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem
📌سلام چشم😉😍
🎗ماشالله نویسنده های خوبی هم داریما😍
متن هاتون رو تو ناشناس بنویسید.تو کانال بارگذاری میکنیم.خواستید ایدیتون رو بزارید☺️
💢سلام
خواهش میکنم
چشم😉
✨گفتن که قرعه کشی کردن به ادمین مربوطه میگم نتایح رو بفرستن❤️
#چالش
#ارسالی_اعضا
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem