eitaa logo
|هیرمان|
171 دنبال‌کننده
186 عکس
5 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511 https://abzarek.ir/service-p/msg
مشاهده در ایتا
دانلود
چند وقتیه زیاد نمیام گوشیم رو روشن کنم و بچرخم توش. ولی خب چون تو این‌روزا قاطیِ دنیای توی گوشیم شدی، مجبورم. دوست داشتن و خبر گرفتن از حالت مجبورم می‌کنه این ماسماسَک رو بگیرم دستم و با وجود کیلومترها فاصله، آروم‌تر شم و لبخند رو لبم بیاد. راستش خیلی عجیب غریبه.. این‌که حس کنم تو ده سال پیش، عینِ الان من بودی.
-
-
-
کاش یکی بزنه تو سرم که به خودم بیام و مجبور نباشم امروز حجم خیلی خیلی زیادِ کارامو تحمل کنم و دعا کنم روزِ خدا یه سی چهل ساعتی می‌بود. به خودت بیا موجودِ بی‌خرد(عقل). به خودت بیا.
کم‌خوابی واقعا داره باقیِ روانمو ازم می‌گیره.
هدایت شده از دایناسور؛
کسی نمی‌شنوند ما را اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر دهانِ خودت هستی اگر زبان خودت هستی به گوش هایِ خودت رو کن.
این‌جا چقدر خاک گرفته چقدر حسِ غریبگی می‌ده
لبخند‌های قشنگ، نگاه‌های طولانی. -[هجدهِ آبان‌‌ماه، چهارصد و سه.]
|هیرمان|
می‌ترسم.
در تاریکی راه می‌روم و هرچه که دلم را گرم کند، چنگ می‌زنم و با خود حمل می‌کنم.