eitaa logo
|هیرمان|
174 دنبال‌کننده
187 عکس
5 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511 https://abzarek.ir/service-p/msg
مشاهده در ایتا
دانلود
|هیرمان|
اعتماد، تنه‌ی درختی‌ست که از تبر می‌ترسد.
قسم به رَد‌های رنج که آدمی بند بندِ وجودش در بندش است و چون سروی ستبر بر جریان زندگی ایستاده است و قسم به ما که نامه‌رسانِ این همه غم‌یم و در تاریخ نمی‌نویسند: "جانِ آدمی چه اندوهگین است" و قسم به لحظات که می‌زایند و می‌میرانند خنده‌ای که بر لبت و اندوهی که بر قلبت بود.
[بوی موندن می‌دادی.. نه خاطره‌بازی؛]
صبر می‌کنم هنوز.
هدایت شده از کلاف سردرگم!
در این دنیای بزرگ هیچ‌چیز غمگنانه‌تر از آدمی‌ نیست، که خودش را لابه‌لای لحظه‌هایِ پوچِ سیاه گم کرده باشد. -نانوشته
-
(چون‌که بهار داره میاد.)
- بین شلوغی جمعیت وایسادم. مردم دست می‌زدن و یسری‌ها هم داشتن فیلم می‌گرفتن ازش. می‌رقصید و دست‌فروش‌ها که از این ازدحام کلافه شده بودن مدام می‌گفتن "برو جلوتر دیگه".. چشمام اومد بالا و رو صورتش نشست. وقتی این غمِ براق رو دیدم دوربین رو زوم کردم و از آدمکِ شادی‌آورِ غمگین، فقط یه شات زدم. -داستان‌ پشت چهره‌ها، قسمت ۱.
-