eitaa logo
|هیرمان|
171 دنبال‌کننده
186 عکس
5 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511 https://abzarek.ir/service-p/msg
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر تعصب‌هاتون روزی تموم شد، برای این‌ها هم گریه کنید.
هدایت شده از هاله ی نور.
این‌روزها به پرنده‌ای می‌اندیشم که با آرزوی پرواز، خون بال‌هایش را می‌شوید و به آسمانی می‌نگرم که آزادی را بلعیده است و پرنده را پس می‌زند. چرا که آزادی زخم است و آزاد، زخمی. این روزها به پرنده‌ای می‌اندیشم که قفس را پس می‌زند و قفس او را. و سال‌هاست که همدیگر را زندگی می‌کنند و می‌دانند پرنده به آسمان نمی‌رسد. خون فقط با خون شسته می‌شود گرچه قفس زخم میزند و زخمی نمی‌شود. زنجیری در آسمان آویخته که امتدادِ طناب دارِ پرندگانی‌ست که به آسمان رسیده‌اند و پرنده هنوز نمی‌داند آزادی یعنی قفس نباشد یا خودش. به هر حال، «کلیدهای گمشده روزی پیدا خواهند شد با قفل‌های گمشده چه کنیم؟»
بی‌قید و شرط خط خطی کردن کار جالبیه.
اخیرا بهم ثابت شده که ایمان فقط رو به آسمان نیست. -گاهی رو به خاک است-
نیلوفرها خواهند رویید.
واقعیت و حقیقت یکی نیستند.
روزی که برم تخت جمشید از خوشی عکس‌هایی که می‌تونم ازش بگیرم سکته می‌کنم.
امروز به اندازه‌ی کل بهمن غمگینم و به اندازه‌ی کل دی منفور.