هیمآ...♡
سوشی خوردم، شما هيچوقت این خبط و خطای منو انجام ندین.
انقد بد بود که حتی نتونستم قورتش بدم.
احساس میکردم آبِ استخر های ماهی شمال رو سر کشیدم
هیمآ...♡
خبر کوتاه بود و جانسوز، به خاطر ورکشاپ نمیتونم برم اعتکاف.
فشار چیه بابا...؟!
هدایت شده از توییتر مدیا
اعتماد بنفس داشتن رابطهی مستقیمی با خوب بودن اطرافیانمون داره پس تا میتونین ازین آدمایی که بقیه رو تخریب میکنن دوری کنین.
*دیوار کسرا*
🎩 @Social_Twitter
یاد هفته پیش افتادم که با یه بنده خداهایی بحثم شد.
استاد از خارج مدرسه اومده بود برای ورکشاپ مونو و اینا بعد منو زهرا و یکی دیگه از بچه ها رفتیم یه چیزی رو جلوش ارائه دادیم. یکم اولش سکوت کرد بعد برگشت تو کلاس جلوی هم دهما هم یازدهما هم بچه های خودمون و هم کادر مدرسه گفت: تزکیه سندرم داونی هم قبول میکنه؟ (تیکه انداخت به ما سه تا)
یهو همه زدن زیر خنده، منم باهاشون غشغش خندیدم، ولی همزمان توی دلم گفتم من حال تورو نگیرم از این کلاس بیرون نمیرم!
اومدیم نشستیم ته کلاس و بقیه بچه ها شروع کردن یکی یکی ارائه دادن، یهو ایشون نطق شون باز شد که آره من خودم چون یه بار مسخره شدم به خودم قول دادم فلان بشم و بیسار بشم، بعد رو کرد به ماها گفت: جدی یه چیزی بشید. جدی میگم بهتون... یه چیزی بشید!