eitaa logo
هیمآ...♡
136 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از توییتر مدیا
اعتماد بنفس داشتن رابطه‌ی مستقیمی با خوب بودن اطرافیانمون داره پس تا میتونین ازین آدمایی که بقیه رو تخریب میکنن دوری کنین. *دیوار کسرا* 🎩 @Social_Twitter
یاد هفته پیش افتادم که با یه بنده خداهایی بحثم شد. استاد از خارج مدرسه اومده بود برای ورکشاپ مونو و اینا بعد منو زهرا و یکی دیگه از بچه ها رفتیم یه چیزی رو جلوش ارائه دادیم. یکم اولش سکوت کرد بعد برگشت تو کلاس جلوی هم دهما هم یازدهما هم بچه های خودمون و هم کادر مدرسه گفت: تزکیه سندرم داونی هم قبول میکنه؟ (تیکه انداخت به ما سه تا) یهو همه زدن زیر خنده، منم باهاشون غش‌غش خندیدم، ولی همزمان توی دلم گفتم من حال تورو نگیرم از این کلاس بیرون نمیرم‌! اومدیم نشستیم ته کلاس و بقیه بچه ها شروع کردن یکی یکی ارائه دادن، یهو ایشون نطق شون باز شد که آره من خودم چون یه بار مسخره شدم به خودم قول دادم فلان بشم و بیسار بشم، بعد رو کرد به ماها گفت: جدی یه چیزی بشید. جدی میگم بهتون... یه چیزی بشید!
هیمآ...♡
یاد هفته پیش افتادم که با یه بنده خداهایی بحثم شد. استاد از خارج مدرسه اومده بود برای ورکشاپ مونو و
دقیقا از ته کلاس صدامو بلند کردم گفتم: لازم نیست چیزی بشیم، چیزی هستیم! توقع نداشت جوابشو بدم برگشت دوباره با همون لحن گفت: بروو بابااا گفتم: جدی میگم، ما خیلی چیزا هستیم، نیاز نداریم چیزی بشیم. افتاد رو دور کل‌کل: _مثلا الان تو خودت چی هستی؟ +لزومی نداره صرفا اینجا و جلوی شما چیزی باشم یا نیازی نیست شما بدونید من چیزی هستم یا نه! _ نه جدی الان میخوام بدونم، تو خودت تو چه‌زمینه ای احساس میکنی بولدی؟ هنری؟ خیلی گیر بود، باید روشو کم میکردم. گفتم: نه من مدرس علوم استراتژیک هستم‌. طرف: _علوم استراتژیک؟ جدی؟ باور نمیکنم! +باور کنین. _باورم نمیشه، باور‌ نمیکنم. + خب نکنین کاری از دستم بر نمیاد... _ینی رائفی‌پور بازی و اینا در میاری؟ +خیر، من شاگرد استاد عباسی بودم _اوووه اوووه دیگه بقیه اومدن وسط بحثو جمع کردن
چند دیقه بعد نوبت یکی از بچه ها شد، استرس داشت استاده برگشت گفت ببین اون دوستت (من) چجوری ساکت نموند، خودشو ارائه کرد. من اعتماد به نفسشو واقعا تقدیر می‌کنم، اینکه بتونی خودتو در لحظه بدون استرس ارائه بدی تورو می‌کشه بالا...
هیمآ...♡
چند دیقه بعد نوبت یکی از بچه ها شد، استرس داشت استاده برگشت گفت ببین اون دوستت (من) چجوری ساکت نموند
حالا منی که تمام لحظه هایی که داشتم باهاش بحث‌ می‌کردم از تو دچار فوران استرس شده بودم:😂😂
عااا آره، البته اینکه جوابشو دادم واقعا نه از اعتماد به نفسم بود نه از اینکه بخوام خودمو به بقیه نشون بدم. صرفا چون پررو بود و اونجوری بهمون تیکه انداخت لجم گرفته بود😂🤦‍♀
حالا چرا اومدم اینو تعریف کردم، نمیدونم؟
https://eitaa.com/9109301/16215 نه کارش خوب بود، قاری و حافظ ۵ جز قرآن شده بود
خب بیخیال حالا. سریال ترکیم تموم شد، و تقریبا پایان باز هم تموم شد. دچار فقدان پس از اتمام سریال شدم.
https://eitaa.com/9109301/16222 جدی میگم بابا😂🤦‍♀ جدی چون یه بار مسخره شده بود سر قرآن خوندن به خودش قول داده بود قاری و حافظ خوبی بشه و شده بود
🫴