eitaa logo
هیمآ...♡
142 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه ناراحتیت برات مهمه و رابطه‌ت با من برات ارزش داره بیا مطرحش کن باهم حلش کنیم اگر لازمه عذرخواهی کنم و تموم شه‌. اگر نه که از من توقع نداشته باش پیگیرِ قهر و قیافه‌ی گرفته ای باشم که حتی دلیلش رو هم نمیدونم. والا.
هدایت شده از سرکارعِلیّه
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید احتیاج داری اینو بشنوی ❤️
https://eitaa.com/himayejan/20405 آیدی‌ش همونه که آخر ویدیو میاد😂
سیاهی خودش را روی آسمان و ابرهایش کشیده و شب را تاریک‌تر از همیشه کرده است. گهگاهی نسیم خنکی از میان پنجره سُر میخورد و روی صورتم پرت می‌شود. به عادت هر شب سرم را روی بالش می‌گذارم و آل یاسینِ فرهمند را پخش می‌کنم و غرق افکار می‌شوم. و مثل هر شب، با شنیدن این جمله به خودم می‌آیم: و ان الموت حق... چندین سال است که موقع خواب آل یاسین گوش میدهم و عین هرشبِ این سالها، بدون استثنا به این جمله که می‌رسم مکث میکنم و موهای تنم قامت بلند می‌کنند. در یک آن پُر می‌شوم از احساسات مختلف! از بُهت، از تامل، از دلتنگی...! به آسمان نگاه میکنم، به وسعتی که چشمانم هرگز نمی‌تواند آن را درون خودش جای دهد. خیره می‌شوم و به آرامشِ مطلقی که پشت آن ابر ها وجود دارد فکر میکنم. به اینکه چقدر دلم میخواست آن بالا بودم. آن بالا بالا ها... نه اینکه زندگی را دوست نداشته باشم، نه! اتفاقا زندگی را عاشقانه دوست دارم. دیوانه‌ی بهار و عاشق پاییز ام. دلبسته‌ی خندیدن و حتی وابسته‌ی غم هایم هستم. معتادِ بودنِ عشقِ زمینی هستم و بی‌قرارِ یک لحظه‌ی بیشتر کنار خانواده‌ام بودن... اما، اما گاهی سینه‌ام تنگ می‌شود. قلبم مچاله می‌شود و نفس کم می‌آورد. دلتنگ می‌شوم. دلتنگ چیزی که روزی زندگی اش کرده‌ام و حالا هيچ‌چیز اش را، جز دلتنگی‌اش، به خاطر نمی‌آورم. دلتنگِ آن بالا بالا ها می‌شوم. دلتنگِ خانواده‌ی آسمانی ام. دلتنگ اینکه پیش‌شان باشم و مایه افتخار شان بشوم. از کسی پنهان نیست، گاهی در عین ترسی که از مرگ دارم، دلتنگش هم می‌شوم... گاهی دلم می‌خواهد از دور ببینمش، و با تمام توان بِدَوَم و در آغوش بگیرم‌اش. و بعد چشم هایم را باز کنم و ببینم همان‌جا هستم که می‌خواهم. کنار همان هایی که می‌خواهم... کنار کسی که از مادر برایم مادر تر است و از پدر، پدر تر... حقیقت این است که از مرگ هول دارم. اما نه هول از اینکه قرار است بروم و تمام شوم، نه! اتفاقا هول از این دارم که میروم و جاودانه میشوم! هول از اینکه نکند آماده‌ی جاودانگی نباشم، نکند لیاقتِ خوب جاودانه شدن را نداشته باشم... نکند وقتی رفتم، آن خوب ها، آن هایی که از ازل اسم شان در لیست خوب ها نوشته شده است، نگاهم نکنند! نکند آن‌که عمری برایش گریه کردم دوستم نداشته باشد، یا نکند بابا رضا بازدید زیارت هایم را پس ندهد، یا نکند مامان فاطمه با چادرش از روی‌ام، روی برگرداند... از همه‌ی اینها هول دارم اما، در عین حال طالب زیستن‌شان هستم. هر شب که می‌خواهم بخوابم و صدای فرهمند را می‌شنوم که میگوید: و ان الموت حق، و ان ناکرا و نکیرا حق... یا هر شبی که به ماه خیره می‌شوم و به امام حسن سلام می‌دهم، یا هر صبحی که صدای گنجشک هارا می‌شنوم و تصور می‌کنم که اگر لایقِ آن بالا بالا ها باشم، چقدر زیباتر می‌توانم صدای‌شان را بشنوم... خلاصه بگویم، همزمان هول و عشق‌ِ مرگ را دارم... هولِ آماده نبودن و عشقِ رسیدن... مرگ برایم مثل جیغی می‌ماند که تولدم را تبریک می‌گوید. اولش میترسم و از جا می‌پرم اما بعد من هستم و تولدی که هرگز تمام نمی‌شود... من طالبِ مرگی هستم که دوستش دارم. و کاش، ای کاش آن جوری بروم که دوست دارم و دوست دارد... همین و تمام.
https://eitaa.com/mjholat/23613 بوس بهت🤍✨
به روی چشم🫂
قربونت دخترم😭✨ ولی متاسفانه حقيقت اینجاست که من حرفام وقتی قشنگن که مینویسم شون، توی زندکی روزمره و حضوری اونقدری که اینجا ملیح هستم، نیستم... اتفاق خیلی هم جنگی بیمه😂 ولی جدای شوخی، من توی دنیای واقعی اونقدری دلنشین نیستم که اینجا هستم‌. این هم خواست خداست که من نوشته هام به دل میشینن، نه حرفام... یعنی حرف همون حرفه، من همون من ام، ولی وقتی مینویسم قشنگ میشن. اگه بخوام بگم شون اصلا زبونم یاری نمیکنه...
https://eitaa.com/himayejan/20440 اره، ولی شاید گاهی نیاز بع کار کردن هم نداشته باشه. قرار نیست همه مثل هم باشن که... اگر ما هم مثل اونایی که قشنگ حرف میزنن بشیم، پس کی قشنگ بنویسه...؟ :)
وای مادر قربونت برم که همیشه منو انقدر لوس و بوجی موجی میکنی🥲✨
خب بسم الله الرحمن الرحیم یه عالمه باید حرف بزنم😂🤌 ببین سوره غیر انتفاعی و بین المللی عه، طبیعتا کلاسش خیلی بالا تر از بقیه جاهای آزاد عه. شهریه هم تقریبا نسبت به جاهای دیگه خیلی مفته😂 در حالی که دانشگاه های دیگه معمولا بالای ده تومن میگیرن(نه برای ادبیات نمایشی، کلا) سوره شهریه ثابتش ۳ و نیم عه، که اگز دیکه خییییلی کلاس برداری و کل ۲۴ واحد رو بخوای برداری و کلاس تخصصی و عملی هم برداری، تهش دیگه میشه ۵ تومن (البته که خب طبیعتا همیشع اینجوری نمیمونه و هر سال یکم میره بالا تر) در مورد درس ها هم باید بگم واقعا چیز های جذابی داریم. مثلا ترم یک تمثیل شناسی، جامعه شناسی عمومی، تاریخ ادبیات ایران، مبانی ارتباطات، بنیاد نمایش در شرق و غرب و... داشتیم و این ترم هم مبانی ادبیات نمایشی، فلسفه شرق، بررسی نظریه های شرق و غرب، تاریخ ادبیات جهان، تاریخ نمایش در جهان و جامعه شناسی هنر و... داریم. در کنارش هم حالا دروس عمومی هستن دیگه. ریاضی نداریم ولی زبان داریم. کنکور عملی هم ببین واقعا یه بخش زیادیش بستگی به داوری داره که برات میفته😂 ولی کارایی که خودت میتونی بکنی اینه که نمایشنامه بخون. از ابران و جهان چیز های مطرح رو سعی کن بخونی. مثلا پهلوان اکبر میمیرد، چوب به دست های ورزیل، در انتظار گودو، دشمن مردم، سه گانه‌ی ادیپ شهریار ( اگه نتونستی سه تا شو بخونی اولی‌ش رو هم بخونی اوکیه)، مرگ فروشنده و... اینا رو سعی کن بخونی و یه خلاصه برا خودت بنویسی که یادت باشه. مثلا اینکه نویسنده هاش کی ان؟ چه سالی نوشته شده و...
هیمآ...♡
خب بسم الله الرحمن الرحیم یه عالمه باید حرف بزنم😂🤌 ببین سوره غیر انتفاعی و بین المللی عه، طبیعتا کلا
در‌کنار اینا تمرین نوشتاری هم داشته باش چون احتمال داره پاور ها ازت بخوان یه تیکه از یه نمایشنامه یا یه داستانی که خودشون میگن رو بازنویسی کنی. و یه نکنه خیلی خیلی خیلی خیییلی مهم اینکه توی نوشتنت به دو تا چیز توجه کن تا امتیاز کامل رو بگیری. ۱. حتما توی نوشتنت فضا رو توصیف کن، ( به اصطلاح تئاتر همون توضیح صحنه بنویس) مثلا اینکه این داستان کجا داره اتفاق میفته؟ محیط اونجا چه شکلیه؟ دیوار ها چه رنگیه و... ۲. حتما حتماااا دیالوگ داشته باشه متن‌ات. نکته ای که من کامل انجامش ندادم. حتما متن ات دیالوگ محور باشه تا توضیح محور. باید سعی کنی داستان رو در دیالوگ های شخصیت هات تعریف کنی. و نکته آخر هم اینکه اصلا استرس نداشته باش چون فضاش به شدددت صمیمی عه و اصلا احساس نمیکنی داری کنکور میدی😂 و اینکه نا امید نباش، اگر کنکور عملی رو خیلی بالا بزنی احتمال اینکه دولتی هم بیاری هست. اما من خودم اگر الان قدرت اختيار داشته باشم بین دولتی و سوره، بازم سوره رو انتخاب می‌کنم... درسته اسم و رسم اونجا خیلی گنده ست ولی برای من سوره یه چیزهایی داره که اونجا نداره. البته این تصمیم کاملا شخصی عه و به کسی توصیه‌ش نمیکنم😂❤️ همین دیگه بازم اگه سوالی بود در خدمتم🌝