خسته شدم انقدر اطرافیان از قیافه و رفتارم ناراحت شدن.
یکی ازم ناراحته که چرا مارو دید یواش سلام کرد.
یکی دیگه ناراحته میگه چرا وقتی پیش ماست قیافش این شکلیه.
یکی دیگه میگه چرا منو دید، سلام کرد، بغل و بوسم نکرد
ولمممم کنیدددد تو رو قرآننننن
مدلمهههه
با هیچ کس قهر نیستم.
حالم بد نیست.
تو قیافه نیستم.
کلاس نمیذارم.
اتفاقا از دیدن تون خیییلی هم خوشحالم.
ولی به جون خودممم مدلمههه مدللللل
آخه واقعا ینی چی که توقع داشته باشی یه نفر هر بار که تورو دید هم بوست کنه هم بغل؟
چندشم میشه خب.
یا حتما با فریاد زدن سلام کنه.
واقعا به رو آوردن این ناراحتی ها خیلی زشته.
مثلا خوبه من برم بهشون بگم وای چرا انقد داد میزنی و با همه حرف میزنی؟
خب همونقدر که این زشته اونم زشته دیگه
هربار یکی رو میبینم میگه فلانی از دستت ناراحته که چرا اون دفعه بهش شل سلام کردی؟😐
در حالی که من واااقعا وااااقعا خیلی نرمال سلام میکنم.
حالا نمیگم خیلی هیجان انگیز و خارقالعاده احوالپرسی میکنم، ولی دیگه اونقدرم بد نیستم.
یا چمیدونم یکی دیگه میگه فلانی از دستت ناراحته که چرا پیشش قیافت اونجوری بوده؟
خب چیکار کنم؟ صورتمو عوض کنم حضرت والا خوشحال میشن؟
همه اینا در حالیه که من دقیقا کنار اون آدم ها ورژن خیلی خیلی اجتماعی خودمو بروز میدم و باز اونا ناراحت میشن.
دیگه کاری از دستم بر نمیاد خب
هیمآ...♡
https://eitaa.com/himayejan/21269 حق
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من هی میگم اهمیت نمیدم ولی خب دروغ چرا، آخر شب که میشم و میرم زیر پتو خیلی هم اهمیت میدم.
خیلی خیلی.
امروز کلهی صبح بیدار شدم و رفتم آزمایش دادم. (گفته بودم که احتمالا مسموم شدم، دکتر برام آزمایش خون کامل نوشته بود)
بعد در حالی که داشتم به خاطر ناشتا بودن پس میافتادم چند تا شیشه خون دادم که البته چون خون نداشتم، از دو تا رگ مختلف نمونه گرفت و سوراخ سوراخ شدم.
ولی بعدش اومدیم خونهی دوست مامانم که بقیهی دوست ها هم بودن و واقعا هرچی درد و اذیت بود دود شد رفت هوا++++