eitaa logo
هیمآ...♡
135 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
خداروشکر به خاطر اون روزهای مفیدی که داریم🤍
هیمآ...♡
ولی با همه اینا مامان راست میگه، آدما تحت همین فشار هاست که شکوفا میشن و می‌درخشن.
مامان راست میگه، من فقط نیاز به زمان دارم تا یه سری چیزا رو یاد بگیرم.
خداروشکر که فاطمیه اومد و دوباره هیات داریم🥲 از اونجایی که امسال نشد بریم اربعین، ظرفِ معنویت سالانه‌م به اندازه کافی پر نشد و واقعا هر لحظه به هیات و روضه احتیاج دارم🥲❤️‍🩹
سلام دخترم. خیره ایشالا🤍 جلسه اول لازم نیست خیلی وارد جزئیات بشی، فقط یه ویترین کلی اما مهم از خودت ارائه بده و از ایشون هم بخواه. اول خودت رو کامل معرفی کن. بعدش در مورد هدفش از ازدواج بپرس و اینکه چرا تصمیم گرفته الان ازدواج کنه؟ معیار های آمادگی ازدواج از نظرش چی هاست و خودش کدوم شون رو داره؟ ازش بخواه خودشو توی چند کلمه خلاصه کنه. بعدش بزرگترین نقطه ضعفش از نظر خودش بپرس. و معیار هایی که توقع داره همسر آینده‌ش داشته باشه. و آینده مسیر شغلی و تحصیلی‌ش و... و البته یه توصیه کلی دارم اونم اینکه بذار اول ایشون صحبت رو شروع کنن تا خودت ببینی که ایشون چه مسائلی رو مطرح میکنه و در کل چجوری صحبت میکنه و اینا.
https://eitaa.com/himayejan/21594 قربونت🤍 هرچقدر هم آماده باشی باز استرس میگیری، ولی نهایتا نیم ساعت اول. بعدم یکی دیگه از مزیت های اینکه اول اقا صحبت رو شروع کنه اینه که تا اون حرفاشو تموم بشه تو استرست رو کنترل کردی😂 پسرا چون یه درصدی بیخیالی دارن خیلی استرس ندارن برا همون استقبال هم میکنن که اول شروع کنن🦦 بعدم اینکه سوالاتت رو با دقت بنویس و اگر فکر میکنی لازمه، توی جلسه کاغذ رو در بیار و از روی سوالا با دقت بخون. اینجوری هم چیزی رو جا ننداختی هم خیلی هم منظم به نظر میرسی🌝😂
عاشق محبت کردن مردا ام :)))))
با جیغ ساعتو نگاه کردم و زدم تو سرم که وای خاک عالم من ساعت ۴ کلاس داشتم و یادم رفت. بعد با غصه گفتم من که آلارم گذاشته بودم پس چرا زنگ نخورد؟ همسرم در مظلوم ترین حالت ممکن نگام کرد و گفت: دیدم خیلی خسته ای صبح همه آلارم هاتو خاموش کردم که راحت بخوابی :))))))
هم میخواستم پاشم باهاش دست به یقه شم هم دلم براش میسوخت که مثلا اومد به من محبت کنه و بذاره من راحت بخوابم :)))) خودشم ناراحت شده بود میگفت اگه دعوات کردن‌ غیبتت رو بنداز تقصیر من😭😂
هیچی دیگه دیدم حرص خوردن جواب نمیده نشستم دارم غذا میخورم.