eitaa logo
هیمآ...♡
126 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
16 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://daigo.ir/secret/61928432718 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
هزار بار عرق کردن و عرق‌سوز شدنِ تابستون بخوره تو سر لرز کردن و سردی کردن زمستون.
یهو به خودت میای می‌بینی عه! چه بزرگ و خانوم شدی! انگار‌نه انگار تا همین دیروز یه دختر بچه بودی که بغلت میکردن و می‌بردنت این‌ور اون‌ور
منی که هیچوقت برنامه ریزی رو یاد نگرفته بودم، هیچوقت نمیتونستم به برنامه پایبند باشم، همیشه دقیقه نودی کارامو تحویل می‌دادم، همیشه‌ی خدا دست به دامن دیگران میشدم که کارامو برنامه ریزی کنن و‌‌‌... الان به راحتی به همه کارام میرسم. ارائه های دانشگام رو به بهترین شکل انجام میدم. خونه رو مرتب نگه می‌دارم. (یک سال و نیم طول کشید تا بتونم کنترل خونه رو بگیرم دستم) به خانواده و برنامه هاشون می‌رسم. به روتین عبادتی‌م میرسم. به خوندن زبان دوم و سوم می‌رسم. و اگر دلم بخواد کار هم میکنم و به درآمد می‌رسم‌.
واقعا برگای خودم ریخته دوستان
من همونم که دوستام برام برنامه ریزی میکردن؟ همونم که اگه همسرش یا کسی خونه رو مرتب نمیکرد، عمرا میتونست یه اتاق رو مرتب کنه؟ همونم که بعضی وقتا از شدت گیجی و غرق شدن توی کارهاش گریه می‌کرد؟ واقعا برگام🍃 فکر میکنم لطف خداست که اینجوری ظرف وجودی آدمو بزرگ و وسیع میکنه. وگرنه من که همون دخترم! خداست که بهم توانایی میده و بزرگم میکنه حتی اگه خودم متوجه‌ش نباشم... البته که واقعا به معنی واقعی کلمه من کار خاص و خارق‌العاده‌ای نمیکنم😂💔 ولی خب همین رشد کوچولو توی منظم‌تر شدن، برام شیرین بود.
الان خودمو چشم میزنم از فردا مثل جلبک هیچ کاری نمیتونم بکنم🤣
نه حالا خداوکیلی شما هم حتما یه موقعی متوجه همچین تغییری توی خودتون شدین، مگه نه؟ اونجایی که به خودت میای میبینی دقیقا داری کاری رو به نحو احسن انجام میدی که همیشه میگفتی من عمرااا بتونم از پسش بر بیام! داری درسی رو میخونی که همیشه فکر می‌کردی هیچ‌وقت متوجه‌ش نمیشی. داری به خاطر خدا صبوری میکنی توی چیزی که فکر می‌کردی به هیچ وجه نمیتونی تحمل‌ش کنی و... اینا همه لطف های خداست که خدا یواشکی و بی سر و صدا بهمون میکنه و حواسمون نیست🥲
تفاوت بین دو تا مامان جون هام زمین تا آسمونه. در حالی که یکی‌شون شب تنهایی خوابش نمی‌بره و یکی باید پیشش بمونه، اون یکی همین الان تنهایی با دوستاش رفته مشهد🤌
https://eitaa.com/himayejan/21747 https://eitaa.com/himayejan/21749 عشق منید بابا بوس بهتون🥹🤍
https://eitaa.com/himayejan/13172 سلام دخترممم🥹 خوبی؟ چطوری؟ من واقعا نمیخواستم از پیام هام کسی حس بد بگیره و احساس ناکافی بودن بکنه، چرا همچین احساسی کردی؟🥲 من فقط یه نکته مثبت از خودم گفتم درحالی که هزاران نقطه منفی دارم... خودتو نه با من نه با هیچ کسی مقایسه نکن. میدونی، بهت حق میدم که ناراحت و غمگین باشی. شاید زندگی جوری باهات رفتار کرده که تو توقع و تحمل نداشتی، ولی چرا دستاورد های خودتو نادیده میگیری؟ تو کلاس زبان رو شروع کردی، کاری که خیلی از مردم ۵۰ سالشون میشه ولی اراده انجام دادنش رو ندارن! تو دانشگاه میری تو دوره زمونه ای که خیلیا قید درس خوندن رو زدن... به نظرم به حرف بابات گوش بده و لیسانسو بگیر بعد ارشد هرچی دپست داشتی بخون. بالاخره انصراف دادن و از نو شروع کردن سخته... ولی خواهش میکنم خودتو با هیچکس مقایسه نکن. تو ورژن خودتو زندگی میکنی. کسی چه میدونه؟ شاید اگر یکی دیگه جای تو بود همین کلاس زبان و دانشگاه رو هم شروع نمی‌کرد. تو کارِ سخته رو انجام دادی، یعنی شروع کردی! حالا باید ادامه بدی. من مطمئنم قشنگ تر از من و هر کس دیگه ای هم ادامه میدی🥺
هیمآ...♡
https://eitaa.com/himayejan/13172 سلام دخترممم🥹 خوبی؟ چطوری؟ من واقعا نمیخواستم از پیام هام کسی حس ب
فقط به پیام های تغییر من نگاه نکن! من اینجا از روزهایی که گریه میکردم و داشتم زیربار فشار زندگی و مشغله له میشدم حرف نزدم! من از شبایی که از مدرسه خسته و کوفته برمیگشتم خونه و توی راه برگشت توی ماشین امتحان زبان می‌دادم و دلم میخواست به عالم و آدم فحش بدم حرف نزدم. من از حس ناکافی بودنی که تجربه میکردم وقتی می‌دیدم دوستام تند تند برنامه هاشونو تیک میزنن درحالی که من یک ماه بود میخواستم یه کار انجام بدم، حرف نزدم. من از این حرف نزدم که یک سال و نیم از زندگی متاهلی‌م گذشت تا تونستم یاد بگیرم مرتب باشم. از روزهایی که مامانم میومد خونم رو تمیز میکرد و من اونقدر شرمنده‌‌ش میشدم که بعد از رفتنش کلی گریه میکردم حرف نزدم. من از هیچ کدوم اینا حرف نزدم، ولی نمیخوام تو فکر کنی که وجود نداشتن! من یه تغییر کوچولو کردم به لطف خدا، از اینجا به بعدش به عرضه خودم ربط داره که بتونم حفظش کنم یا نه. پس من و تو الان خیلی باهم فرقی نداریم :) جفت مون شروع کردیم، مهم اینه که بتونیم ادامه بدیم🤍🫂
مثلا الان دو سه روز بود که ساعت خوابم درست شده بود، تونستم حفظش کنم؟ نه. دوباره گند خورد بهش😂