eitaa logo
هیمآ...♡
141 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از هیمآ...♡
امروز، شنبه :) یا رب العالمین... بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، بِسْمِ اللّٰهِ كَلِمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ، وَمَقالَةِ الْمُتَحَرِّزِينَ، وَأَعُوذُ بِاللّٰهِ تَعَالىٰ مِنْ جَوْرِ الْجَائِرِينَ، وَكَيْدِ الْحَاسِدِينَ، وَبَغْىِ الظَّالِمِينَ، وَأَحْمَدُهُ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِينَ، اللّٰهُمَّ أَنْتَ الْواحِدُ بِلَا شَرِيكٍ، وَالْمَلِكُ بِلَا تَمْلِيكٍ، لَاتُضَادُّ فِى حُكْمِكَ، وَلَا تُنَازَعُ فِى مُلْكِكَ، أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ، وَأَنْ تُوزِعَنِى مِنْ شُكْرِ نُعْمَاكَ مَا تَبْلُغُ بِى غَايَةَ رِضَاكَ؛ وَأَنْ تُعِينَنِى عَلَىٰ طَاعَتِكَ وَلُزُومِ عِبَادَتِكَ، وَاسْتِحْقَاقِ مَثُوبَتِكَ بِلُطْفِ عِنَايَتِكَ، وَتَرْحَمَنِى بِصَدِّى عَنْ مَعَاصِيكَ مَا أَحْيَيْتَنِى، وَتُوَفِّقَنِى لِمَا يَنْفَعُنِى مَا أَبْقَيْتَنِى، وَأَنْ تَشْرَحَ بِكِتَابِكَ صَدْرِى، وَتَحُطَّ بِتِلاوَتِهِ وِزْرِى، وَتَمْنَحَنِى السَّلَامَةَ فِى دِينِى وَنَفْسِى، وَلَا تُوحِشَ بِى أَهْلَ أُنْسِى، وَتُتِمَّ إِحْسَانَكَ فِيَما بَقِىَ مِنْ عُمْرِى كَمَا أَحْسَنْتَ فِيَما مَضَىٰ مِنْهُ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ. به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی‌اش همیشگى است؛ به نام خدا که سخن پناه‌جویان و گفتار پرهیزگاران است و پناه می‌برم به خدای بلندمرتبه از ستم ستمگران و نیرنگ حسودان و سرکشی ظالمان و او را می‌ستایم، ستایشی برتر از ستایش ستایشگران، خدایا! تویی یگانه بی‌انباز و پادشاه علی الاطلاق، در فرمانروایی‌ات مخالفت نشوی و در پادشاهی‌ات هماوردی نداری، از تو می‌خواهم که بر بنده و فرستاده‌ات محمد درود فرستی و سپاس نعمت‌هایت را چنان قسمت من کن که مرا به کمال خشنودی‌ات نائل گرداند؛ و مرا به لطف توجهت بر طاعت و پای‌بندی بر بندگیت و شایستگی پاداشت یاری کنی و تا زنده‌ام به بازداشتن از گناهانت بر من مهر ورزی و تا زمانی که مرا باقی می‌داری بر انجام آنچه بهره‌ام رساند توفیقم دهی و به کتاب خود (قرآن) برای پذیرش حق، سینه‌ام را فراخ گردانی و بار گناهانم را با تلاوتش از نامه اعمالم فروریزی و در دین و جانم به من سلامت بخشی و کسانی که به آن‌ها انس گرفته‌ام از من وحشت‌زده نکنی و در باقیمانده عمرم احسانت را بر من تمام کنی، چنان‌که در گذشته عمرم بر من احسان نمودی، ای مهربان‌ترین مهربانان.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
32.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 ویژه یک دیدار؛ برای امروز و فردا 🎥 مردم عزیز ایران! در روزهای آغازین سال ۱۴۰۵ و با اعتقاد به آیه شریفه‌ی وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ، این سخنان حضرت آقای را ببینید... 💻 Farsi.Khamenei.ir
سلام. نه دو فصل بعدی داستان‌های جداگونه داره. داستان فصل اول تو خودش تموم میشه.
---✿💠❀💠❀💠✿---‌ پست ۱ | پذیرفتن ترس، نه سرکوب آن 🌿 وقتی جنگ و ناامنی اطراف ما رو گرفته، اولین قدم پذیرش اضطرابه، یعنی سرکوب و انکارش نکنیم، فقط ترس‌ها رو نامگذاری کنیم به این شکل: من از بمباران می‌ترسم من از این می‌ترسم که عزیزام رو از دست بدم من می‌ترسم فردا بدتر از امروز باشه من از تنها موندن توی این وضعیت وحشت دارم من از این می‌ترسم که هیچ کنترلی روی زندگیم نداشته باشم من می‌ترسم نتونم از خانواده‌ام محافظت کنم من از آینده‌ی شغلیم می‌ترسم، اینکه همه‌چیز بی‌ثبات بشه من از این می‌ترسم که این وضعیت هیچ‌وقت تموم نشه ❌نکته‌ها: نمی‌نویسی: «نباید بترسم»، «من خیلی ضعیفم که می‌ترسم» → این‌ها قضاوت‌ هستند⛔️ فقط می‌نویسی: «من می‌ترسم از…» و می‌گذاری همون‌طور بمونه ✏️ تمرین: هر ترسی که امروز به ذهنت اومد، روی کاغذ بنویس بدون تحلیل، فقط ثبت کن ✍🏻 ---✿💠❀💠❀💠✿---‌ https://eitaa.com/joinchat/677839623C2b94e05b92 ble.ir/join/4npHTCxxXu
خدایا به من صبر جمیل، عظیم، شدید و مدید عطا کن قربونت برم🤲 نذار یه رفتاری بکنم و یه حرفی بزنم که گند بزنم به روابطم با ملت🙏
کظم غیض💆🏻‍♀
خاله جان با زبونش سجیل شلیک میکنه🚀✅️ مکالمه‌ی خاله‌ی مامانم با دخترش تو گروه*
هدایت شده از هیمآ...♡
عشق در شوق سلامی ست سر ساعت هشت :)
باید سریعتر روایت‌هایی که از مردم میبینم رو بنویسم. برسم خونه میگم براتون. از اینکه دونه‌ به دونه‌ی این مردم چه داستان هایی دارن. و چقدر عاشق این مردم‌ام، این مردمِ شریف...
این شب ها دلم میخواد با صدای بلند شعار بدم. ولی همیشه نمیشه. چرا؟ حقیقتش به خاطر بغضی که به گلوم چنگ میزنه. قدم به قدم که راه میرم و مردم رو می‌بینم، یه بهونه‌ی جدید برای بغض کردن و البته افتخار کردن به خاطر مردم ام به چشمم میاد. حالا میخوام یه سری از اینا رو بنویسم که به یادگار بمونه. البته نمیدونم نوشتن میتونه حق مطلب رو ادا کنه یا نه؟ کلمات میتونن شکوه این مردم رو به دوش بکشه یا نه؟ جمله ها میتونن دِین مساله رو ادا کنن یا نه...؟