eitaa logo
هیمآ...♡
136 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
قشنگ مثل جنگ‌زده ها زاییدم بچه ها :) چون اطراف تهرانیم و نمیشد برای ویزیت و زایمان در رفت و آمد باشیم، نه دکتر خودم پیشم بود نه بیمارستان خودم نه حتی وسایل بچه کامل باهامون بود... ولی واقعا خدا کمک کرد. صفر تا صد خدا بود. اگر چند ماه پیش بهم میگفتن که قراره توی شرایطی جنگی توی یه بیمارستان اطراف تهران با صدای موشک و با دکتر و ماما ای که اصلا نمیشناسم دوازده ساعت درد بکشم و بدون بی‌حسی زایمان طبیعی کنم قطعا باورم نمیشد🤣 ولی دقیقا همه این اتفاقا افتادن و من لحظه‌ به لحظه حضور خدا رو حس میکردم که چقدر داره کمکم میکنه🥲
خلاصه که فهمیدم برنامه‌ی خدا خیلی قشنگ تر از برنامه‌ی خودمه :) درسته خیلی نگران بودم و یکم هم ترسیده بودم ولی خدا ثابت کرد که لحظه ای تنهام نمیذاره و هوامو داره✨
بچه ها ناشناس هاتون عالی‌ان😂🤌
https://eitaa.com/himayejan/22217 قربونت خودتون و ذوق تون😭🥲✨️ اره مثل اینکه جدی مامان شدم دیگه😔😂 این نه ماه فکر میکردم به دنیا بیاد دیگه قطعا باورم میشه، ولی الانم باورم نمیشه. تو بیمارستان همش فکر میکردم مامانم زاییده منم همراه بیمارم🤣
https://eitaa.com/himayejan/22222 چیه فکر میکنین دارم دروغ سیزده با تاخیر میگم؟ جدی جدیه بخدا😂😂 قربونتون اصن زبونم قاصره برای تشکر از ذوق هاتون🥹 بوس بهتوووون🥹✨️🧡
هیمآ...♡
https://eitaa.com/himayejan/22222 چیه فکر میکنین دارم دروغ سیزده با تاخیر میگم؟ جدی جدیه بخدا😂😂 قربو
ها در مورد سختی های بارداری هم اگه منظورت ویار و ایناست بگم من اون ویار و حال بد رو‌ دو سه هفته داشتم فقط. بقیه‌ش حالم خوب بود خداروشکر. ولی خب اگه منظورت سختی های پزشکی و ایناست که اونا داستان هاش مفصله باید توی زمان طولانی تعریف منم براتون. مثلا اینکه چند ماه جفت و بچه پایین بودن و خطر زایمان زودرس بود، و اینکه یه تایمی کنار‌ بچه لخته خون بود ولی خداروشکر رفع شد و... اگه منظورت ایناست که بگو بیشتر توضیح بدم
بچه ها من هنوز وقت نکردم به خیلی از اقوام و دوستام اطلاع بدم که بالاخره زایمان کردم🥲 یعنی تازه تونستن گوشی دستم بگیرم. حتی خاله و عمه‌هام هم زینبو ندیدن هنوز. توی بیمارستان که اجازه نداشتم گوشی داشته باشم بعدشم که تازه اومدیم خونه من هنوز دست راست و چپ‌ام رو نمیتونم از هم تشخیص بدم😂😂
https://eitaa.com/himayejan/22229 دست رو دلم نذار که خونه :))) اگه خونه مون بودیم اره احتمالا الان کل خونه بوی نی‌نی می‌داد. ولی الان خونه‌ی دوست مون، اونم فقط یه اتاقش که بچه توشه بوی نی‌نی میده :)
هدایت شده از ابرهای پف پفی☁️𓅯
جوووری که برای بچه ی هیما خوشحال شدم و ذوووق کردم ستوودنیهه😂❤️ واقعااا بهت میاد ننهههه
از این به بعد کلا هر وقت زینب خانم اجازه بده میتونم گوشی دستم بگیرم، الانم که می‌بینید میتونم تند تند پیام بدم چون خوابه😔😂 اختیار یه خانواده افتاده دست یه بچه ۵۰ سانتی🤌
آره از اولش قصدم طبیعی بود. ببخشید، معذرت میخوام ولی دهن خودمو سرویس کردم تا طبیعی بزام😂 هم ورزش میکردم هم پیاده‌روی هم شیاف گل مغربی هم دوش آب‌گرم و خلاصه هر کاری که به زایمان طبیعی کمک میکرد انجام دادم. مخصوصا دو هفته‌ی آخر رو. چون اوایل بارداری جفت پایین بود اجازه‌ی ورزش نداشتم برای همین تقریبا از هفته ۳۰ اینا شروع کردم. الحمدلله موثر هم بود تونستم از پسش بر بیام.