چند دقیقهای سپری میشود و در نهایت پیرمرد، شیشهی بلورین را درون کتاب جاسازی میکند و با نخی ابریشمی، جلد چرمیاش را میبندد:
«بگیر دخترم. اما یادت باشه، این عطر رو فقط یک بار بودکن. بیشتر از اون، آدم رو توی دنیایی که وجود ندارد غرق میکنه!»
دختر با دستانی لرزان، کتاب را باز میکند.
ناگهان فضای سنگین کتابخانه تغییر میکند و بویِ تندِ باروت که با عطرِ مستکنندهیِ گلهای وحشی آمیخته شده است، فضا را پر میکند.
اما در میان اینها، چیزی نایاب تر هم بود!
بویِ گرمایِ یک کاپشنِ پشمی و بویِ آغوشی که به او نزدیک میشود...
دختر چشمانش را میبندد. در آن لحظه، او دیگر در آن کتابخانه نبود. او روی سکوی شماره ۴ ایستگاه قطار بود. قطار سوت میکشید و مردی با لبخندی که بوی زندگی میداد، به سمت او میدوید و تمام آن هفت سال تنهایی، مثل دودی در باد ناپدید میشد.
حالا برای چند ثانیه هم که شده، او واقعاً «رسیده» است.
دختر چشمانش را باز میکند. صورتش خیس از اشک است اما لبخندی به لب دارد که سالها با او بیگانه بوده است. کتاب را به سینه میچسباند و با نکاهی سرشار اژ قدردانی به پیرمرد نگاه میکند.
پیرمرد لبخند میزند و میگوید: «بهایی نداره. تو اینقدر به اون لحظه معتقد بودی که خودت بهش جون دادی. فقط بذار این کتاب توی خونهات بسته بمونه.
میدونی؟ زندگی کردن میونِ بوهایِ واقعی، هرچند تلخ، بهتر از گم شدن توی عطرِ خیالی هست که هرگز نبوده.»
دختر لبخند تلخی میزند و از کتابخانه بیرون میرود. در با صدای نالهی دیگری بسته میشود و پیرمرد به صندلی جوبیاش برمیگردد و مشغول تمیز کردن بقیهی شیشه ها میشود.
و همانطور که پنبه را روی شیشهها میکشید به این فکر میکرد که فردا، صاحبِ چه خاطره ای میآید و انتظار ثبت کردن عطر خاطرهاش را میکشد...؟
آیا فردا باید عطر خندهی کودکی را میان شیشهها بریزد یا عطر گریهای که در فراق عزیزی ریخته شده است؟
هیمآ...♡
چند دقیقهای سپری میشود و در نهایت پیرمرد، شیشهی بلورین را درون کتاب جاسازی میکند و با نخی ابریشمی
نیازمند همچین مکان و همچین پیرمردی در زندگیم هستم👈👉
هدایت شده از زیر یک سقف ❤️
دورهی رایگان سیاست و دلبری زنانه ♡
ویژهی بانوان در دو بخش؛
#هوشمندی_کلامی
#کارگاه_اقتدار_مرد
این دوره الحمدلله تا الان بیش از ۵۰ هزار دانشجو داشته با سطح رضایت بسیار بالا.
برای شرکت در این دورهی کاملاً رایگان که به صورت نذر فرهنگی در اختیارتون قرار میگیره وارد کانال زیر بشین👇
https://eitaa.com/joinchat/875823458Cf526927910
⛔️ورود آقایون به این کانال تحت هر عنوانی شرعاً جایز نیست⛔️
هیمآ...♡
دورهی رایگان سیاست و دلبری زنانه ♡ ویژهی بانوان در دو بخش؛ #هوشمندی_کلامی #کارگاه_اقتدار_مرد
مریم سادات رو از طریق سرکارعلیه شناختم، و خداروشکر که شناختم واقعا✨
با توجه به اینکه چند وقت پیش هم بحث ازدواج رو داشتیم و خیلی هاتون در شُرُفش هستید یا حتی متاهلاید، خیلی خیلی کانال مریم سادات رو بهتون توصیه میکنم🤌
به جز این دوره، یه عالمه دورهی دیگه و یه عالمه مطلب دیگه داره که مطمئنم کلی به درد همهمون میخوره🫂
ParhizkarPRHIZ023_0.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
.
اگر کسی سوره مؤمنون را تلاوت کند خداوند آخر کار او را به سعادت و خوشبختی ختم می کند و اگر همواره در "روزهای جمعه" بر قرائت سوره «مؤمنون» مداومت داشته باشد جایگاه او در منزل فردوس خواهد بود
|•امام صادق علیه السلام فرمود•|
#مداومت_بر_تلاوت_سوره_مومنون
#روز_جمعه
#عاقبت_بخیری
🏷 @sheykhramezani
.
هیمآ...♡
. اگر کسی سوره مؤمنون را تلاوت کند خداوند آخر کار او را به سعادت و خوشبختی ختم می کند و اگر همواره د
بخونیم باهم؟🤍
آیه هاش زیاده، ولی چون کوتاهه زود تموم میشه، خیلی وقت نمیگیره✨
جمهوری اسلامی، کمدین توهینکننده به فردوسی را محاکمه و مجازات میکند؛ در حساسترین روزهای نبردش رستم تهمتن را ذکر زبان مردم میکند؛ رهبرش در امنیتیترین شرایط و ارتباطهای سخت و پیچیده، برای روز بزرگداشت فردوسی و زبان فارسی پیامی مکتوب صادر میکند. پهلویچیها فارسیشان لنگ میزند؛ به فردوسی برای اشعار مذهبیاش فحش ناموس میدهند؛ تندیسهای شاعران و مشاهیر ایرانی را از سعدی و حافظ تا ابوریحان و فردوسی بخاطر عمامهداشتن، در اغتشاشات آتشمیزنند. شازدهشان در مدح ترامپ و نتانیاهو پیام صادر میکند و در بزرگداشت فردوسی نه. حالا گروه دوم خود را آریایی مینامند و به گروه اول میگویند عربپرست ضدایرانی. روزگار غریبی است!
«مهدی مولایی»
هدایت شده از هیمآ...♡
امروز، شنبه :)
یا رب العالمین...
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، بِسْمِ اللّٰهِ كَلِمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ، وَمَقالَةِ الْمُتَحَرِّزِينَ، وَأَعُوذُ بِاللّٰهِ تَعَالىٰ مِنْ جَوْرِ الْجَائِرِينَ، وَكَيْدِ الْحَاسِدِينَ، وَبَغْىِ الظَّالِمِينَ، وَأَحْمَدُهُ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِينَ، اللّٰهُمَّ أَنْتَ الْواحِدُ بِلَا شَرِيكٍ، وَالْمَلِكُ بِلَا تَمْلِيكٍ، لَاتُضَادُّ فِى حُكْمِكَ، وَلَا تُنَازَعُ فِى مُلْكِكَ، أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ، وَأَنْ تُوزِعَنِى مِنْ شُكْرِ نُعْمَاكَ مَا تَبْلُغُ بِى غَايَةَ رِضَاكَ؛ وَأَنْ تُعِينَنِى عَلَىٰ طَاعَتِكَ وَلُزُومِ عِبَادَتِكَ، وَاسْتِحْقَاقِ مَثُوبَتِكَ بِلُطْفِ عِنَايَتِكَ، وَتَرْحَمَنِى بِصَدِّى عَنْ مَعَاصِيكَ مَا أَحْيَيْتَنِى، وَتُوَفِّقَنِى لِمَا يَنْفَعُنِى مَا أَبْقَيْتَنِى، وَأَنْ تَشْرَحَ بِكِتَابِكَ صَدْرِى، وَتَحُطَّ بِتِلاوَتِهِ وِزْرِى، وَتَمْنَحَنِى السَّلَامَةَ فِى دِينِى وَنَفْسِى، وَلَا تُوحِشَ بِى أَهْلَ أُنْسِى، وَتُتِمَّ إِحْسَانَكَ فِيَما بَقِىَ مِنْ عُمْرِى كَمَا أَحْسَنْتَ فِيَما مَضَىٰ مِنْهُ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگى است؛ به نام خدا که سخن پناهجویان و گفتار پرهیزگاران است و پناه میبرم به خدای بلندمرتبه از ستم ستمگران و نیرنگ حسودان و سرکشی ظالمان و او را میستایم، ستایشی برتر از ستایش ستایشگران، خدایا! تویی یگانه بیانباز و پادشاه علی الاطلاق، در فرمانرواییات مخالفت نشوی و در پادشاهیات هماوردی نداری، از تو میخواهم که بر بنده و فرستادهات محمد درود فرستی و سپاس نعمتهایت را چنان قسمت من کن که مرا به کمال خشنودیات نائل گرداند؛
و مرا به لطف توجهت بر طاعت و پایبندی بر بندگیت و شایستگی پاداشت یاری کنی و تا زندهام به بازداشتن از گناهانت بر من مهر ورزی و تا زمانی که مرا باقی میداری بر انجام آنچه بهرهام رساند توفیقم دهی و به کتاب خود (قرآن) برای پذیرش حق، سینهام را فراخ گردانی و بار گناهانم را با تلاوتش از نامه اعمالم فروریزی و در دین و جانم به من سلامت بخشی و کسانی که به آنها انس گرفتهام از من وحشتزده نکنی و در باقیمانده عمرم احسانت را بر من تمام کنی، چنانکه در گذشته عمرم بر من احسان نمودی، ای مهربانترین مهربانان.
مامانم ساعت ۱۰ یه تلفن مهم داره ولی تازه نیم ساعت پیش رفته خوابیده، به امید اینکه من قراره سر ساعت بیدارش کنم خوابیده.
کلی تاکید کرد که بیدارم کنیااا
ساعت کوک کنیااا...
میخواستم بهش بگم بخواب مادر که به خوب کسی سپردی😂
بخواب که دوتایی قراره خواب بمونیم😂😂