eitaa logo
هیمآ...♡
136 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/himayejan/22813 اره متاسفانه خانواده ها هنوز فکر میکنن خواستگاری تو محرم گناه داره... متاسفانه خیلی نمیشه کاریش کرد، بالاخره ادم بخواد یا نخواد قبل از ازدواج بخش زیادی از استقلال‌ش تحت مدیریت خانواده ست... اما در مورد معیار ها، به نظرم میتونی خیلی منطقی باهاشون صحبت کنی و بگی اجازه بدن خودت خواستگار رو ببینی و رد کنی. مثلا بگو من الان بزرگ شدم و اینکه شما بدون اینکه به من بگین یه سری موارد رو رد میکنید باعث میشه اعتماد به نفسم رو از دست بدم، اجازه بدین خودم طرف رو بررسی کنم و بعدخودم ردش کنم. و حتما این اطمینان رو هم بهشون بده که بدون اجازه و نظر اونا کاری نمیکنی. اما دوست داری به عنوان یه دختر بالغ نظر پرسیده و عملی بشه. در مورد تفاوت معیار ها هم، به نظرم حتما با مشاور صحبت کن چون اون قطعا بهتر میتونه راهنمایی‌ت کنه که چجوری معیار هاتو اول با خانواده بعدم با طرف مقابل در میون بذاری. پذیرایی هم چون خودم در هیچ کدوم از مراحل خواستگاریم نکردم نمیدونم چی بگم😂 تو جلسات آشنایی که خودمون بودیم و مامانا، مامانم پذیرایی میکرد منم کمکش میکردم، تو جلسات خواستگاری رسمی هم که بابا ها و مامان بزرگا بودن، مامان و بابام خودشون دوتایی پذیرایی کردن من نشسته بودم👈👉 به نظرم تو به حرف دیگران اهمیت نده، هرجوری خودت راحت بودی و معذب نبودی همونجوری رفتار کن.
اره جلسه اول قبل از اینکه همسرمو ببینم مامان شون تنها اومدن خونه مون. (خواهرش نیومد البته) من از این فازا نداشتم که وای مگه من کالا ام که میخوان منو ببینن و بپسندن؟🦦 چون واقعا مامان همسرم خیلی خیلی محترمانه مطرح کردن و گفتن اگر اجازه بدین و مشکلی نداشته باشه جلسه اول رو من خودم تنهایی بیام، مامان منم چون اخلاقِ مادر پسر، از خود پسر براش مهم تر بود😀 خیلی استقبال کرد از اینکه جمع زنونه باشه تا مامان همسرمو بهتر بشناسه‌. منم یه شلوار تقریبا جذب طوسی با یه پیرهن هم رنگش که یه ذره حالت دکلته داشت پوشیدم، یه ذره پیش شون نشستم بعد به بهونه درس رفتم تو اتاق تا مامانا راحت باهم حرف بزنن، انگار خواستگاری اوناست😂 (مثل اسب فضول بودم و دوست داشتم بشینم ببینم چی میگن ولی مامانم از قبل برام خط و نشون کشیده بود که باید برم تو اتاق تا راحت حرف بزنن😂)
همینایی که گفتی رو به عنوان نسخه آزمایشی براشون تعریف کن، اگر تونست طاقت بیاره که ادامه میده، دمش هم گرم😔😂
وای😂😂😂 اینو نشنیده بودم واقعا جدید بود😂 دیگه در این حدم زشته خب🤌 دوستت باید میگفت حاج خانم نظری در مورد مایو ندارین؟ مایو چجوری بپوشم که شما قشنگ بتونین همه چیزو برانداز کنین؟😃😂
نترسید بچه ها همه خواستگارا اینطوری نیستن بین شون آدم خوب ‌و محترم هم هست😂😂
میتونم انقدر شلیل و گیلاس و انبه بخورم تا بمیرم
از اینکه وقتی با تلفن حرف میزنم یکی وایسه کنارم هی بگه کیه؟ چی میگه؟ اینو بهش بگو، اینم بگو و... متنفرمممم متنفرررررر
اه انقدر هولم کردن، هرچی نمیخواستم به طرف پشت گوشی بگم رو مو به مو بهش گفتم.
خدایا ممنونم که بهم لیاقت دادی مادر بشم تا امسال بتونم با حضرت رباب همدردی کنم و برای داغِ دلش اشک بریزم...
تا حالا با هیچ کدوم از شخصیت های کربلا انقدر احساس قرابت نکرده بودم که امسال با حضرت رباب کردم❤️‍🩹
هدایت شده از هیمآ...♡
♥️♥️:♥️♥️ لَیِنْ قَلْبی لِوَلیِ اَمْرِکْ :) اللهم عجل لولیک الفرج... و الهی عظم البلا...