هیمآ...♡
شمام حس میکنید که همسن و سالاتون خیلی بچه گانه فکر میکنن؟
چرا نمیخوان بزرگ شن؟
ینی بعضی وقتا یه چیزایی میگن یا یه رفتارایی میکنن که من همینجوری میمونم.
اصن نمیدونم چی باید توی اون لحظه بگم.
انگار نمیتونم حرفایی شون رو نسبت به سن شون هضم کنم...
بعضی وقتا فکر میکنم واقعا بعضی از اینا میخوان با همین نگاه سطحی و پیش پا افتاده و هر روز بادی به هر جهت بزرگ بشن و برن تو جامعه؟
حالا نمیخوام بگم منم خودم خیلی میفهمم چون اصلا اینجوری نیست.
خیلی وقتا منم باهاشون همراه میشم ولی خب واقعا دید من به بعضی مسائل با اونا خیلی فرق داره :/
مثلا من هیچ وقت به خودم اجازه نمیدم در مورد بعضی موضوعات حتی شوخی کنم! حتی به زبون بیارم، ولی دیدم که بعضی هاشون این کارو میکنن و خب از نظر بقیه هم اشکالی نداره چون این چیزا الان دیگه سر زبون هر کسی هست.
هیمآ...♡
مثلا من هیچ وقت به خودم اجازه نمیدم در مورد بعضی موضوعات حتی شوخی کنم! حتی به زبون بیارم، ولی دیدم ک
حالا اومدیم هر چرتی رو ملت خواستن سر زبون بیارن، مام باید همون کارو کنیم؟
هیمآ...♡
حالا نمیخوام بگم منم خودم خیلی میفهمم چون اصلا اینجوری نیست. خیلی وقتا منم باهاشون همراه میشم ولی خب
حالا میدونید قسمت خنده دار و البته تلخ و دردناک ماجرا چیه؟
کار اشتباه رو اونا دارن انجام میدن چون مثلا حس خیلی اوکی بودن و حالا هرچی بهشون دست میده و باعث میشه خیلی باحال باشن.
و گاهی که کار درست رو تو انجام میدی و همراهی شون نمیکنی و ناراحت میشی و دلیلش رو ازت میپرسن، تو هم بهشون اعتماد میکنی و براشون ارزش قائلی و حقیقت رو میگی؛ اونیه عجیبه و ضد حاله تویی!!
اصلا منطق و استدلال از این ماجرا سرریز میکنه...!
کاش میشد حال و هوای بعضی جاها رو ضبط کرد نگه داشت یه گوشه واسه وقتایی که دلت گرفته.
بشینی بازش کنی دوباره تجربش کنی قشنگ روحت جلا پیدا کنه...
وقتی از دیشب میدونی امروز یه روز متفاوت با یه تجربه متفاوته و ازش میترسی، یهو روی تختت میشینی و به عکس داداش جانت، داداش عباست نگاه میکنی و میگی: فردا هوامو داشته باش خب؟ فردا برام رفیقی کن مثل همیشه که میکنی... فردا کنارم باش، باشه؟
و صبح بلند میشی و میای مدرسه، و توی کانالش همچنین پیامی رو از دست نوشته خودش میبینی...👇🏻