اینو چنند روز پیش گرفتم که براتون بذارم، یادم رفت.🤦♀
اینجا خونه یکی از خاله هامه، همون که گفتم پسرش یه عملی داره. این دو تام خواهر و برادر کوچیک تره همون پسر خالهمَن.
اون روز صبح که بلند شدم بیام خونه مون به کارام برسم، حین اینکه میخواستم لقمه گرفته شده مامانمو بزور تو حلقم بکنم و همزمان کفشمم بپوشم و بدوام که اسنپو معطل نذارم!
وسطای راهرو دیدم صدای اینا میاد که همینقدر کیوت دارن رفتنمو نگاه میکنن و با صدای بچهگونه شون هی میگن: داری میری؟ خداحافظ
رفتی خونه تون؟ بای باااای
اون لحظه بین غش کردن براشون و رسیدن به اسنپ دوراهی سختی رو داشتم🙂💔😂
هیمآ...♡
اینو چنند روز پیش گرفتم که براتون بذارم، یادم رفت.🤦♀ اینجا خونه یکی از خاله هامه، همون که گفتم پسرش
به بیکیفیتی عکس توجه نکنید
خیلی سریع گرفتم بهتر از این نشد🤦♀
یکی نیست بهم بگه خب تو که میدونی حال نداری هفته ای سه جلسه کلاس بذاری، برا چی وقتی بهت زنگ میزنن سریع قبول میکنی که بری؟
الان مسئولیت کلاس یه مشت بچه رو دوشته، درحالی که حال نداری از رو تخت بلند شی، خوب شد؟
الان یکی دو ماه وضعت همینه.
بیکاری قبول میکنی؟
خدایا چرا وقتی میخواستم قبول کنم دهنمو نبستی؟
وااااای
من حال ندارمم الان برم سر کلاااس...
دو ساعتم حرف بزنم
https://eitaa.com/himayejan/6549
قضیه خاصی نیست.
استراتژی که قبلا گفته بودم درس میدم؟ این تابستونم یه جا بهم زنگ زدن که برم برا بچه هاشون تدریس کنم و منم عین چی سریع قبول کردم.
بسم الله🙂🤝😂
استراتژی تو لغت به معنی تصمیم سازی و تصمیم گیریِ.
اما درسش خیلی بستر بازی داره، شامل سواد رسانه، تحلیل فیلم و انیمیشن، اشنایی با انواع جنگ ها، آیت های طبیعت، مبحث های جامعه مدار، خانواده مدار و.... خیلی چیزا میشه...
اگه سوالای ریز تری داشتین بپرسین بعد کلاس جواب میدم، الان باید حاضر شم برم که دیر نرسم 💔
حقیقتا که الان از اون هیمای بی انرژیِ خوابالو ی بیحال، هیچ خبری نیست و در حال حاضر یه هیمای خوشحال و پر انرژی در حال برگشت به خونه ست... :)
انقد که بودن با بچه ها و درس دادن بهشون حالمو خوب کرد ಥ‿ಥ