eitaa logo
هیمآ...♡
136 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
چقد ساعت رند میبینم امروز
اللهم عجل لولیک الفرج :) و الهی عظم البلا... لَیِنْ قَلْبی لِوَلیِ اَمْرِکْ❤️
♥️♥️:♥️♥️ لَیِنْ قَلْبی لِوَلیِ اَمْرِکْ :) اللهم عجل لولیک الفرج... و الهی عظم البلا...
دارم از عقد فاطمه برمیگردم. تموم شد
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
بچه‌ها .. یه کوچولویی حالش خوب نیست . تو کماست و دکترا قطع امید کردن ولی هنوز می‌خواد نفس بکشه ، می‌خواد زنده بمونه و زندگی کنه و بزرگ بشه . براش نذر کردیم ... ممنون می‌شم دعا کنید که حالش خوب بشه و برگرده به بغل مامان بی‌قرارش :) یه زیارت عاشورا ، یا حدیث کساء یا دعای مشمول .. از شما فقط یکم وقت می‌گیره ولی می‌تونه یه بچه رو برگردونه ... ممنونم :) ♥️
دختر خیلی خوبه که خودتو میشناسی و برای اینکه به راه بدی کشیده نشی جلوی خودتو میگیری😍😁 اشکالی نداره که... :) من فعلا هستم اونجا، هر موقع خودت احساس کردی میتونی وارد اون فضا بشی خوشحال میشم در خدمتت باشم :)❤️
هدایت شده از لیلی سلطانی
🌿❤️ امروز رفته بودم کتابفروشی.‌ تو قسمتی که مشتریا یادگاری نوشته بودن یه متن قشنگ خوندم. نوشته بود: یکی از قشنگترین کلمه‌هایی که امروز شنیدم "معانقه" بود. یعنی در آغوش گرفتن. عنق به معنای گردن هست. معانقه یعنی گردن به گردن شدن. آغوشی چنان عمیق و درهم فرو رفته که گردن به گردن تماس پیدا کند :) @Ayeh_Hayeh_Jonon
هدایت شده از لیلی سلطانی
جناب دهخدا برای معانقه هم قشنگ گفته: یکدیگر را در کنار گرفتن❤️
واااای😂😂
امروز مامانم برگشت بهم گفت اقای شجاعی (همون استاد اخلافی که ویساشو گوش میدم) غرفه گذاشته. بعد من اعصاب نداشتم بدون اینکه ادامه حرفشو بشنوم برگشتم گفتم: خب چیکار کنم؟ دوباره گفت: آقای شجاعی اینا غرفه گذاشتن دوباره گفتم: خب باشه. من الان چیکار کنم؟ چیکار کنم غرفه گذاشته؟ بعد گذشت و اینا، الان اومدم تو کانال اقای شجاعی دیدم اطلاعیه مراسم و غرفه شونو گذاشته و نوشته با موسسه مصاف برگزار میکنن و اقای قلیچ میاد و گروه شصت ثانیه و... . بعد من اصن حواسم نبود این مراسم همونیه که ظهر مامانم گفت
برگشتم یهو بهش گفتم: وااااای ماماااان تروخدااا بریم میدوون آزادییی آقای شجاعی هم میخواد بیااااد...! بعد برگشته ادای خودمو در میاره دستشو میزنه به کمرش مثل ظهر که من عصبی بودم صداشو عصبی کرده میگه: بیاااااد بیااااااد... چیکااااار کنممممم؟ به من چهههههه؟ اقای شجاعی میاد که میاااااد
و منی که غش کردم از خنده🤣🤣