هیمآ...♡
از حق نگذریم گوش کردن به سخنرانی های آقای شجاعی مخصوصا سری مادری از عرش خیلی بهم کمک کرد. فهمیدم ما
ایناها اینجام گفتم...
اون روزا تازه شاید یکی دو ماه شده بود که توی اون وضعیت متزلزلی که داشتم ویسای استادو گوش میکردم...
قشنگ یادمه چون شبا کارای عملی زیاد داشتم مثلا میشد که یهو پنج، شیش ساعت مدام سره یه کاری باشم و توی اون تایما ویساشونو گوش میکردم.
دیگه بعد یا مدت یه جوری شده بود که شرطی شده بودم، اگه حین کار ویساشونو گوش میکردم دستم تند میشد و اصلا متوجه زمان نمیشدم و غرق کار و حرفاشون میشدم فقط.
اگه مثلا یه دفعه بدون ویساشون کار میکردم انگار یه چیزی همش کم بود، کسل میشدم و دستمم به کار نمیرفت
هیمآ...♡
چه کسی می داند که تو در پیله تنهاییِ خود، تنهایی چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ پ
باشه ولی کانال مون واقعا بخشا و پیامای کیوت و روحنواز کم نداره :))
#تعریفازخودنباشه
هیمآ...♡
تورا دوست دارم. مثل مادری که فرزندش را و آدمی که هوایش را و قلبی که ضربانش را... تو را دوست دارم...
نوشته هایی که هیچ مخاطبی ندارن...
پس چجوری به ذهنم میان...؟
شاید باورتون نشه ولی یه لحظه دلم برای "خواهر بزرگه" گفتن های مطهره(همون دخترم که تو مشهد با دخترعموهای قشنگش دیدمش) تنگ شد...
هیمآ...♡
شاید باورتون نشه ولی یه لحظه دلم برای "خواهر بزرگه" گفتن های مطهره(همون دخترم که تو مشهد با دخترعموه
ماشاااالا چه حلال زاده هم هست😂😍
سلاممم فرزندممم🌿 اره واقعا چند روز بود ازت خبری نبود...
خوب شد برگشتییی :]
وای دارم چهرهتو با عینک تصور میکنم، حقیقتا باید خیلی کیوت شده باشی که🥺😂