eitaa logo
حاج صابر🇮🇷 | کارشناس رسانه
1.2هزار دنبال‌کننده
595 عکس
277 ویدیو
34 فایل
اِلهى وَرَبّى مَنْ لى غَیْرُک ⚡نویسنده کتاب افسر جنگ نرم و ۷ کتاب دیگر ⚡مدرس و پژوهشگر اوسینت ⚡کارشناس و پژوهشگر رسانه ⚡ پژوهشگر جنگ نرم ✨یا مهدی (عج) ✨اللهم عجل لولیک الفرج
مشاهده در ایتا
دانلود
نظرات شما دوستان درباره ۶ قسمت از رمان امنیتی سایه ها🌷 ممنون از این که مطالعه داشتید و دعا های خیر شما، خداوند پشت و پناه همه مان باشد. شما هم میتوانید نظرات خود را از طریق تارنمای زیر برای بنده ارسال کنید👇 https://daregooshy.ir/secret/Hjsaber
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم‌ الله الرحمن الرحیم [لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ۖ] ♦️رمان امنیتی سایه ها ✍محمد صابر محمدی تهران – حوالی خیابان طرشت – ساعت ۱۸:۳۰ باران ریزی خیابان را خیس کرده بود. محمد کلاهش را تا روی پیشانی پایین کشیده بود و با گام‌هایی محکم پیش می‌رفت؛ گویی مطمئن‌ترین انسان روی زمین است و تصمیمی که گرفته، مهم‌ترین تصمیم از ابتدای خلقت تا انتهای آن است. برج بلند و براق، با شیشه‌های تمیز و انعکاس چراغ‌های نئون، مقابلش قد برافراشته بود. حدود ۲۵ طبقه. محمد با نگاهی کوتاه به لابی شیک و مدرن برج وارد شد. نفسش را کنترل کرد، به سمت لابی‌من رفت و آرام پرسید: – «ببخشید… مرکز همایش طبقه ۲۴؟» لابی‌من با لبخندی کوتاه پاسخ داد و راه را نشانش داد. محمد به سمت آسانسور رفت. دینگ. طبقه ۲۴. وقتی از آسانسور خارج شد، با سالنی وسیع و نورانی مواجه شد. صندلی‌های آبی و مرتب، سن مجهز، و حدود دویست تا دویست و پنجاه جوان هم‌سن و سال خودش که با هیجان و زمزمه‌های کوتاه منتظر شروع همایش بودند. هنوز نیم ساعتی تا آغاز برنامه مانده بود. محمد با دقت اطراف را نگاه می‌کرد که دستی محکم روی شانه‌اش نشست. – «سلام پسرم، خیلی خوش اومدی.» صدای مرد آرام و مطمئن بود. محمد که هنوز کمی خجالت می‌کشید، با صدایی پایین جواب داد: – «ممنون.» مرد سری تکان داد و از او جدا شد. محمد به سمت صندلی شماره ۱۲۳ رفت و نشست. دست‌هایش را روی زانو گذاشت و به سن خیره ماند. ساعت ۱۹ همان مرد روی سن رفت. با میکروفونی بی‌سیم، نگاهی به جمعیت انداخت و لبخندی زد: – «سلام به همه پسرای گلی که امشب وقت گذاشتید و اومدید اینجا. امشب یه جلسه آزادی فکریه… بدون قضاوت، بدون ترس. هر چیزی که همیشه از گفتنش منع شدین، اینجا می‌تونین بگید.» جرعه‌ای آب نوشید و ادامه داد: – «چون نزدیک محرمیم، می‌خوایم یه سؤال ساده رو بررسی کنیم… چرا باید برای کسی که هزار و چهارصد سال پیش سرِ منافع سیاسی خودش کشته شده گریه کنیم؟!» همهمه‌ای کوتاه در سالن پیچید. یکی از جوان‌ها ناگهان بلند شد. چهره‌اش جدی بود و صدایش بلند: – «من از وقتی فهمیدم امام حسین هم یه حاکم سیاسی بود، دیگه اشک نریختم. چرا باید برای یه سیاست‌مدار گریه کرد؟» مرد با ذوق لبخند زد و از فرصت استفاده کرد: – «آفرین! باریکلا پسر… همینه. خب؟ دیگه کی هست که بخواد خودش رو از این قفس آزاد کنه؟» چند نفر با نگاه‌های کنجکاو به اطراف نگاه کردند تا شاید کسی چیزی بگوید. نفر بعدی با هیجان از جا بلند شد: – «من وقتی پدرم نماز می‌خونه… حس می‌کنم یه آدم دیگه‌ست. انگار واقعی نیست… فقط نقش بازی می‌کنه.» صدای همهمه بلندتر شد. بعضی سر تکان می‌دادند، بعضی زیر لب پچ‌پچ می‌کردند. همزمان – مرکز نور ۷ – اتاق شنود دیجیتال – ساعت ۱۹:۲۰ نور مانیتورها فضای تاریک اتاق را پر کرده بود. مهدی آذین هدفون را از گوشش برداشت و نفس عمیقی کشید. چهره‌اش از عصبانیت سرخ شده بود: – «آخه حداقل یه استدلال منطقی بیارن که آدم عصبانی نشه! حتی یه استدلال درست حسابی ندارن…» علیرضا که پشت مانیتور کناری بود، آرام اما محکم گفت: – «اینا می‌گن چرا باید برای کسی که هزار و چهارصد سال پیش کشته شده گریه کنیم… فقط یه ذره مطالعه می‌خواد. باید بفهمن امام حسین با علم الهی می‌دونست آینده‌ی ما چطوری میشه. می‌فهمید که ما قراره تو چه دنیای پر از ظلم و استبدادی زندگی کنیم. خودش رو برای ما شهید کرد. برای اینکه الگویی بمونه… برای ایستادن مقابل ظالم.» امیر دست به سینه تکیه داد و با صدایی جدی اضافه کرد: – «سوریه رو نگاه کنن… اول با همین حرفای روشنفکری مردم رو از دین جدا کردن. وقتی جدا شدن، دیگه استقلال براشون مهم نبود، مقاومت براشون بی‌معنا شد… حالا نتیجه‌شو دارن می‌بینن: تجزیه کشورشون و نابودی شهرهاشون.» کاوه از پشت مانیتورش گفت: – «باید اینو برای مردم جا بندازیم. باید بفهمن چه بلایی سر سوریه اومد. اگه بتونیم اونا رو از حباب‌های اینستاگرامی بیرون بیاریم و بزاریم خودشون فکر کنن، بخش قابل توجهی از مشکلات حل میشه.» علیرضا به صفحه‌نمایشش خیره شد و با صدایی جدی گفت: – «مهدی… اطلاعات اون کسی که الان داره تدریس می‌کنه رو کامل در بیار و برام بفرست. ضمناً به گروه‌های مقاومت سایبری بگو سیستم ارتباطی این هوش مصنوعی کامنت‌گذار و چت رو قطع کنن. فعلاً بهترین کار برای مهار اثراته...
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ... پایان قسمت هشتم. ادامه دارد...
نظرات شما دوستان درباره ۶ قسمت از رمان امنیتی سایه ها🌷 ممنون از این که مطالعه داشتید و دعا های خیر شما، خداوند پشت و پناه همه مان باشد. شما هم میتوانید نظرات خود را از طریق تارنمای زیر برای بنده ارسال کنید👇 https://daregooshy.ir/secret/Hjsaber
آنچه اسراییل در غزه انجام می‌ده: کشتار نیست جنایت نیست کودک کشی نیست فاجعه نیست دنیا باید جمع بشه و واژه جدیدی خلق کنه تا بتونه این میزان از جنایت را وصف کنه. جنایت هم این‌جور نیست.
جزئیات آمار شهدای مظلوم غزه : 🔸۱۹,۰۰۰ کودک 🔸۱۲,۵۰۰ زن 🔸۸,۱۵۰ مادر 🔸۹۵۳ نوزاد کمتر از یک‌سال 🔸۴۰۰ نوزاد تازه‌متولدشده 🔸۱,۵۹۰ پرسنل درمانی 🔸۲۲۸ خبرنگار 🔸بیش از ۴۴,۵۳۷ نفر کودک بی سرپرست مانده‌اند!
با این آماری که مشاهده میکنیم و میدانیم که هدف بعدی ایران است و هدف اسراییل این است که روزی چنین آماری در ایران رقم بخورد! باز هم هدف ما محو کردن اسراییل از روی نقشه جهان نیست؟!
این حرف آقای عراقچی که گفتند هدف ایران نابودی اسراییل نیست، به نظر بنده تحلیل این صحبت در حالت خوش بینانه(مطابق با چیزی که رهبر انقلاب به آن امر فرمودند که خوش بین باشید به مسئولین) این است که هدف ایشان کاهش تنش های بین المللی و انتقال صلح دوستی ایران در جهان بوده است اما روش بیان رسانه ای و دیپلماتیک آن را بلد نبوده و نیستند.
به جای چنین صحبتی که آقای عراقچی کردند می‌توانستند این گونه منظور خود را بیان کنند تا به خوبی هم دهان جهان را ببندند و هم از آرمان های کشور دفاع کنند👇 : تاریخ ما نشان میدهد که همواره صلح دوست بوده ایم اما زیر بار استعمار و سلطه کشور های دیگر نرفته ایم، تا وقتی طرف مقابل با قلدری نقشه نابودی ما را میکشد ما نیز مطابق نظر تمامی سیاستمداران جهان مقابل به مثل خواهیم کرد و تعهدات خود را تعلیق کرده و به فعالیت های صلح آمیز هسته ای مان ادامه میدهیم. این روند تا زمانی که طرف مقابل قصد زورگویی و نابودی ما را دارد ادامه خواهد یافت.
حاج صابر🇮🇷 | کارشناس رسانه
به جای چنین صحبتی که آقای عراقچی کردند می‌توانستند این گونه منظور خود را بیان کنند تا به خوبی هم دها
این متن که بنده نوشتم پیام های زیر را منتقل میکند👇 : ۱.جنگ طلب نیستیم و صلح دوست هستیم اما وقتی دشمن قصد جنگیدن دارد ترسی از جنگ نداریم. ۲.تا زمانی که نقشه نابودی کشور ما روی میز موساد است نقشه نابودی اسراییل را طراحی کردیم و خواهیم کرد و روی میز قرار خواهیم داد. نکته مهم : چون هدف اسراییل تا روز قیامت نابودی ایران خواهد بود بنابراین یعنی هدف ما هم تا قیامت نابودی شماست و تقصیر را هم گردن آن ها میندازیم. ۳.تعهدات خود را تعلیق میکنیم و فعالیت هسته ای مان را ادامه میدهیم همانگونه که پیش تر گفته بودیم، به صورت صلح آمیز! ۴.مقابل به مثل ما برای نابودی اسراییل مورد تایید همه سیاستمداران جهان است و حرف ما کاملا درست است. ۵.چون هدف اسراییل تا قیامت نابودی ماست بنابراین ما هم تا قیامت روز و شبمان را با نیت نابودی اسراییل می‌گذرانیم.