𝑺𝒆𝒍𝒘𝒚𝒏
https://eitaa.com/deathofme/458 خیلیم نازه
و خفن-
پ.ن:اونور نبود لیان دیگه همینجا گفت-عذرخواهی-
هدایت شده از ' اتاق 95 '
اشک به آرامی از گونه اش بر روی کاغذ چکید .
قلم بین انگشتانش شکست و فریادش با ریختن لوازم روی میز بر روی زمین توسط دستانش همزمان شد .
او دیگر نمی توانست ...
دیگر نمی توانست بنویسد ،
و هیچکس اِلا کسی که جانش به جان نوشته هایش بند است دلیل این اشک ها و فریاد هارا نخواهد .....