eitaa logo
هُرم
147 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
461 ویدیو
19 فایل
گاه‌ نوشته‌هایی از حسین فرهانیان @hfarhan اگر دوست دارید ناشناس مطلبی برایم بگذارید🖋 https://harfeto.timefriend.net/17141149934247
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌خواهیم دست در دست هم دهیم، بسته‌های ارزاق تهیه کنیم برای خانواده‌های کم‌بضاعت تا این شب‌ها سفره‌هایشان خالی نماند. هر چه نور و خِیر در این قدم است، فرشینه راهِ خواهر عزیزمان، . به نیت عزیز تازه گذشته‌مان خیرات می‌کنیم اما به گواه کلام مولایمان امیرالمؤمنین همه‌ ما به این زاد و توشه محتاجیم‌. آهِ! مِن قِلَّةِ الزّادِ، و طُولِ الطَّريقِ، و بُعدِ السَّفَرِ، و عَظيمِ المَورِدِ! تا ساعت ۲۴ روز چهارشنبه منتظر محبت شما هستیم، بعد از آن ارزاق تهیه و توزیع میشود. لطف‌تان، هر مقدار که هست، به روی چشم: ۵۰۴۱۷۲۱۰۴۶۰۳۴۲۹۵ (جهت کپی کردن شماره کارت، روی آن کلیک کنید) بِنامِ سید محمدحسین غضنفری نیازی به اعلام یا ارسال رسید نیست، کارت اختصاص به خیریه‌ی سفره‌ی آسمانی [@sofreasemaniii] دارد.
هدایت شده از گاه نوشته‌هایم
دیروز، برای تازه درگذشته‌ای، اینجا بودم. از آن بودن‌هایی که خودم نمی‌دانستم چرا؟ . . . پیکر دیر آمد. در تمام مدتی که گوشه‌ای نشسته بودم، حتی زمانی که با دوستان هم‌کلام بودم، از خودم می‌پرسیدم «تو الان دقیقا اینجا چه کار می‌کنی؟ تو که مرحومه، نه همکارت بود و نه مربی‌ات؛ چرا اینجایی؟ تو که سر جمع گفتگوهای ایتایی‌ات با او به پنج جمله هم نمی‌رسد؛ چرا اینجایی؟» جوابی نداشتم. جواب سئوالم را نداشتم تا وقتی آمبولانس رسید. سینه به سینه آمبولانس شدم. نگاهم به قدخمیده پدر داغدیده که افتاد، تازه فهمیدم چرا آنجا هستم. پیکر را که تشییع کردیم، تاریخ سنگ قبرهای زیر پایم را که دیدم، تازه فهمیدم چرا آنجا هستم. فریاد مادر داغدارش را که شنیدم، تازه فهمیدم چرا آنجا هستم. پیکر را که به خاک سپردند، تازه فهمیدم چرا آنجا هستم. . . . من برای خودِ خودِ خودم آنجا بودم. آنجا بودم تا بفهمم دیر و دور نیست من جای پدرِ داغدار باشم. دیر و دور نیست خودم سردست جمعیت تشییع شوم. من برای خودِ خودِ خودم آنجا بودم. برای اینکه بدانم، این من هستم که از مرگ غافل‌ام ولی ، نفس به نفس، به من نزدیک و نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود. برای اینکه قدر بودن کنار عزیزانم را بدانم، شاید به دقیقه‌ای بعد، نباشم یا نباشند. @gahnevis
امروز سه تا بسته پستی داشتم. بسته بزرگ، متوسط و کوچک! اول کدوم رو باز کنم؟ 🤔
اول بسته متوسط اگر در یه جعبه را باز کنید و با همچین تصویری مواجه بشید، چه احساسی دارید؟ 😳
اینکه میگن یکی بخر، دوتا ببر اینجاست! کتاب تسخیرشدگان نه با قیمت روز ۷۲۵ هزار تومن، نه با قیمت قدیم ۴۷۵ تومن، با ۱۱۸ هزار تومن ارزان‌تر بخر و کنارش یک «پدران و پسران» تورگنیف هم ببر!
اما بسته بزرگتر جنایت و مکافات_ خاطرات خانه اموات _ مردم فقیر _ همزاد _ رویای آدم مضحک _ تمساح _ قلب ضعیف و بوبوک... جمع کتابهای فئودور داره کم‌کم کامل میشه! مبلغ کل این سفارش هم یک میلیون و سیصد و یازده هزار تومن شد که با کدتخفیف ۲۵ درصدی شد ۹۸۳ تومن و با یه تخفیف ویژه ۲٠٠ هزار تومنی اسنپ پی هم شد ۷۸۳ هزار تومان البته بصورت قسطی در ۴ ماه متوالی! یعنی فقط با ۱۹۵ هزار تومن نقد این بسته با پیک رایگان دم در منزل تقدیم شما میشه! فقط همون یه قلم جنایت و مکافات خودش ۴۸۵ هزار تومنه! 😁
همه فرزندان داستایوسکی خانه ما...
هدایت شده از واژبند
. رباخوار است. خون مردم را در کیسه می‌کند. گاو صندوقی پر از هزاران روبل دارد.خواهر جوان و تنهایش همه کار برایش می کند. خواهری که نیازمند کمک است. آنوقت وصیت می‌کند که هرچه پول از او بر جای ماند،وقفِ یک دیر شود و مردم هر سال روز وفاتش برای آمرزش روحش دعا بخوانند!🤦‍♀ از عجایب شخصیت آلیوونا ایوانووا! @vazhband
راستی با چند تا از دوستان به مدیریت خانم بابائی تصمیم داریم یه دوره کلاسیک روسی بخونیم! تازه چند روزه با کتاب جنایت و مکافات شروع کردیم. اگر شما هم دوست داشتید بیاین پیش ما... خوشحال می‌شیم https://eitaa.com/joinchat/1003356983Cef5a852997 !
اما کم حجم‌ ترین مرسوله پستی امروز مهمترین و با ارزش‌ترین چیزی که توی یکسال گذشته پستچی بهم تحویل داده!
هدایت شده از مجلهٔ مدام
هر ماجرایی سرآغازی دارد. این پست، ابتدای ماجرای ماست؛ پستی که احتمالا سال‌ها بعد به آن برمی‌گردیم و می‌گوییم: یادش بخیر! سه‌شنبه، بیست و دومِ خرداد یک هزار و چهارصد و سه، ابتدای ماجرایِ @modaam_magazine