eitaa logo
هُرم
147 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
461 ویدیو
19 فایل
گاه‌ نوشته‌هایی از حسین فرهانیان @hfarhan اگر دوست دارید ناشناس مطلبی برایم بگذارید🖋 https://harfeto.timefriend.net/17141149934247
مشاهده در ایتا
دانلود
از امروز و همین لحظه، دوگانه طرفداران جلیلی و قالیباف به تاریخ پیوست؛ اکنون همه یکی هستیم: انقلابی ـــــــــــــــــــــــ 🍃 روزنوشتهای دکتر علی صدر @siyasatbrotoush
هدایت شده از کانال حمید کثیری
درس اول این انتخابات تا اینجا این بود که مراکز افکارسنجی اعتباری چندانی ندارند! یا آلوده‌ شده‌اند و یا روش‌شان علمی نیست ... هیچ مرکزی میزان رأی نهایی را درست پیش‌بینی نکرد و حتی اعداد اختلاف بین نامزدها را اینچنین ننوشت. در بین همه نظرسنجی‌ها ترکیب سه نفر اول اینچنین بود. پزشکیان، جلیلی، قالیباف ولی نه با این اختلاف بین نفر دوم و سوم و بعد عده ای با همان نظرسنجی‌ها در حال ایجاد بودند! بگذریم ... باید فکری به حال این وضعیت کرد. این هفته و شاید نشود در موردش صحبت کرد. می‌رویم برای دور دوم. می‌رویم برای باید همه کار کنیم و امیدوار باشیم .‌‌.. 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
هدایت شده از مـسیـحــادم🌱
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کجا ولمون کردی رفتی وسط این گرگ ها!
هدایت شده از مـسیـحــادم🌱
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
!؟ لطفا این ها رو نشر بدید تا لا به لای هوچی گری های این جماعت حق دیده بشه!
هدایت شده از 《شرف خانه》🇮🇷
رفتیم کتابخانه تا رای بدهیم .از اول ورودی به کتاب‌ها چشم دوختم .فکر کردم باید حتما بیایم عضو شوم .اصلا چرا این همه سال سراغ کتابخانه اینجا را نگرفته بودم. خیلی خلوت بود .چند زن و مرد نشسته بودند پشت میز و شناسنامه ها را کنترل می‌کردند. یکیشان ترکی گفت :پزشک هم بنویسن قبوله ،پزشکی هم قبوله" بعد وقتی شناسنامه ی من را دست گرفت مثل یک خریدار نگاهش کرد .رو به همسرم کرد :شناسنامشون باید عوض بشه ." همسرم لبخندی زد و گفت :بله، فرصت بشه عوض می کنیم." تو فکر قم بودم و اینکه اصلا همه چی ماشینی بود ولی اینجاروی میز استامپ گذاشتن برای چی؟ اطراف را نگاه می کردم گلدانهای سبز که همه جا، گوشه کنار کتابخانه چیده بودند . زنی که کاغذ رای را به ما داد ،زیر چشمی نگاهم می کرد .از آن نگاههایی که :تو مال اینجا نیستی؟مال کدوم طایفه هستی ؟چرا من نمی شناسمت؟ کاغذ را گرفتم و رفتم روی میز بسم الله گفتم و نوشتم سعید جلیلی و بعد کد را هم نوشتم.کاغذ را انداختم توی صندوق و راه رفته را برگشتم .توی حیاط کتابخانه نهال کوچک آلوچه، با سه عدد میوه داشت خودش را به رخ می کشید .نگاهش کردم .همسرم هم به نهال نگاهی کرد:این اگه قم بود با جاش کنده بودنش ولی اینجا تا آخر تابستون این سه تا آلوچه روش میمونه " به حرفش خندیدم و زدیم بیرون. کمی جلوتر عروس خاله ی همسرم را دیدم .انگشت جوهریش را نشانم داد و لبخندی زد :ما که رایمون و دادیم" نگاه به انگشت آبی رنگش کردم و یاد استامپ روی میز افتادم. سندی برای رای دادنم نداشتم. ان‌شاالله جلیلی هم بدون اثر انگشت قبول است.
هدایت شده از دکتر سعید جلیلی
⭕️ پیام مهم دکتر سعید جلیلی خطاب به مردم عزیز ایران ✅ پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر سعید جلیلی @saeedjalily
هدایت شده از ZEYNAL
بر اساس یک داستان واقعی... @dr_pezeshkian_ir