eitaa logo
هُرم
147 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
461 ویدیو
19 فایل
گاه‌ نوشته‌هایی از حسین فرهانیان @hfarhan اگر دوست دارید ناشناس مطلبی برایم بگذارید🖋 https://harfeto.timefriend.net/17141149934247
مشاهده در ایتا
دانلود
خوشحاله رای داده ولی نمی دونه برگه رای باید هر دو مهر رو خورده باشه و رایش باطله است ـــــــــــــــــــــــ 🍃 روزنوشتهای دکتر علی صدر @siyasatbrotoush
هدایت شده از مکشوفات🇮🇷
زبان بدن: سوارت می‌شویم! @makshufatEita
هدایت شده از با شمیم تا شفق
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. شهید ابراهیم همت: هروقت در مناطق جنگی راه را گم کردید نگاه کنید آتش دشمن کدام سمت را می‌کوبد. همان جبهه خودی است. . @bashamimtashafagh با شمیم تا شفق
چرا خبری از انگشتهای جوهری‌تون نیست؟ چرا تصویری از لحظه انداختن رای تو صندوق توی کانالهاتون نیست؟ مگه جایزه نمی خواهید؟! 🤔
هدایت شده از کاوان | حسام محمودی
رای انتخابات مدل کیو یک انگشتی 🔫 توی راه به این فکر می‌کردم اگر به جای دادن تک کاغذ می‌گفتند مثل همستر کامبت روی صندوق بزنیم چقدر حاضر بودم ساعت‌ها بی‌قفه همه ده انگشتم را خرج کنم. هر قدر باشد الان یک انگشت آن هم یک ضربه بیشتر نمی‌خواهد. اگر هنوز رای ندادید به خاطر نامزد مورد حمایتتان رای بدهید :) @kavann | کاوان
🌸 فاطمه زهرا جعفری 🌷
هدایت شده از مُرتاح
خدایا ما همه توانمون رو گذاشتیم وسط، دیگه بقیش نیم نگاه شماست.
هدایت شده از بهارِ زهرا
به نام خدا سرظهری‌ رفتم مسجد حضرت امیر‌المومنین رای‌م را انداختم توی صندوق. نیت کردم. به نیت شهید محمدرضا دهقان‌امیری و آقا رسول و آقا محمودرضا. ازشان خواهش کردم آبرویشان را بردارند و ببرند به خدمت حضرت ارباب. موقع برگشت چشمم خورد به عکس حاج‌قاسم و عکس دونفری رهبر و شهید جمهور. نشستم خوب نگاهشان کردم. انگشتم را برای تجدید عهد دوباره نشانشان دادم. به خانه که برگشتم. رفتم خدمت حضرت امام خمینی. انگشت جوهری باارزشم را گرفتم طرفشان. گفتم: " ما فرزندان خمینی دست از ره عاشقی هرگز برنداریم." بعد چلیک، عکس را ثبت کردم تا بماند به یادگار. دم مغرب است و هرچه می‌خواهم خودم را بزنم به آن‌راه فایده ندارد. نمی‌شود. این دوره تومنی صد تومن فرق دارد. طرف مقابل نامزد منتخبم، فردی‌ست بی‌کفایت و کارنابلد‌. تصور اینکه فردا اخبار، برنده شدنش را خدایی نکرده، زبانم لال، اعلام بکند، خواب و خوراکم را بهم ریخته. بیشتر از خودش، از دست‌های پشت‌پرده‌اش خوف دارم. من تحمل استخوان در گلوی رهبرم را ندارم. تحمل کج‌رویی‌های عده‌ای کاه‌مغز را ندارم. نمی‌خواهم دوباره شاهد رفتار و گفتار ذلیلانه‌ باشم. عزت در برابر دشمن برای من مثل اکسیژن لازم است. گوشی به دست، اخبار را بالا پایین می‌کنم. از حضور بیشتر مردم خوشحال می‌شوم؛ ولی ته دلم هنوز می‌لزرد و نگران است. @baharezahraa