امروز #نمازظهرعاشورا را روی سجادهای خواندم که ۲۱ ساله پیش در اولین سفرم از کربلا خریده بودم. سالهاست که این سجاده رفیق نمازها و سفرهامه!
بعضی اشیا داستانهای عجیبی دارند.
یک روز باید داستان این سجاده را بنویسم!
Ostad KarimkhaniOstad Karimkhani _ Mastan (UpMusic).mp3
زمان:
حجم:
3.7M
مستان همه افتاده و ساقی نمانده...
از بچگی به ما یاد دادهاند که همیشه آخر همه غمها، همه سوگها و همه روضهها
«لَا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یَا اَبا عَبْدِاللهِ»
توی همه روضههای عاشورا، روضه علی اصغر جانسوزترین روضههاست. روضهی طفل و عطش و تیر سهشعبه.
قرآن اما در آیه ۷ سوره قصص، قصهی مادر و نوزادش را اینطور روایت کرده
« وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي ۖ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ»
و ما به مادر موسى الهام كرديم كه او را شير بده، پس هرگاه (از فرعونيان) براو بيمناك شدى، او را (در جعبهاى گذاشته و) بهدريا بيفكن و (از اين فرمان) مترس و (از دوريش) غمگين مباش، (زيرا) ما او را به تو بازمىگردانيم و او را از پيامبران قرار مىدهيم.
مادرموسی وقتی موسی نوزاد را به نیل میسپرد، ندای حق را شنیده بود، کودکش سیر، شیر خورده بود، از خدا قول گرفته بود که او را دوباره سالم پس گیرد، اما با همه این حرفها باز مادر که بود...
رباب اما دلش آرام نبود، علی اصغر شیری نخورده بود، شیری نداشت که به او بدهد. آبی نبود که کسی بنوشد. توی لشکر دشمن هم هیچ انسان آزادهای نبود، حتی امام هم قول بازگشت علی را نداده بود.
نمیدانم تا حالا فکر کردهاید حرمله چطور سفیدی زیر گلوی علی را دید؟ تصور نوزادی که از تشنگی و گرسنگی، بی حال سرش به عقب افتاده باشد دیگر خیلی سخت نیست!
#یا_باب_الحوائج
أَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ
سلام بر آنکه با خون زخمهایش شستشو داده شد.
#زیارتناحیهمقدسه
هدایت شده از کلماتِکالِمن
____
فیلمِ دو. سه دقیقهای روحالله عجمیان یادتان مانده؟ تکوتنها روی آسفالت افتاده بود. دورهاش کرده بودند. انگار جان از دست و پایش بریده بود، هیچ واکنشی نداشت. من حواسم بود حتی بالِ چشمهایش هم تکان نمیخورد. لگدهایی که به سروصورت و پهلویش میزدند توی ذهنم کمرنگ نشده. هرکه از راه میرسید، میزد. صدای فحش و تف و توهینِ گرگها توی گوش شما هم هنوز جوهر دارد؟
یکی کفشهای عاجدار و بزرگش را گذاشته بود روی صورت شهید و فشار میداد.
رنگش مثل کاهِ کهنه شده بود...
همهٔ اینها یکطرف، زیرپوش پارهٔ سفیدش یکطرف...
آه
یا حسین
لایوم کَیومِک یا اباعبداللّه
السَّلامُ عَلَى الْمُحامی بِلا مُعین
سلام بر آن مدافعِ بىیاور
السَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ
سلام بر آن محاسن به خون خضاب شده
السَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ
سلام بر آن گونهٔ خاکآلوده
السَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ
سلام بر آن بدنِ برهنه
السَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ
سلام بر آن دندانِ چوب خورده
السَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ
سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته
السَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِیَةِ فِى الْفَلَواتِ
سلام بر آن بدنهاى برهنه و عریانى که در بیابانها
تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِیاتُ وَ تَخْتَلِفُ إِلَیْهَا السِّباعُ الضّـارِیاتُ
گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مىآلودند و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مىگشتند...
@siminpourmahmoud [کلماتِکالِمن]
هدایت شده از شعر و ادب
نوشتم اوّل خط: بسمه تعالیٰ سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر!
فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد
که بندهی تو نخواهد گذاشت هرجا سر
قسم به معنی لایُمکِنُ الفرار از عشق
که پُر شدهست جهان از"حسین" سرتاسر
نگاه کن به زمین! ما رأیتُ إلّا تن
به آسمان بنِگر! ما رأیتُ إلّا سر
سری که گفت من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند میروم با سر
هرآنچه رنگ تعلّق مباد بر بدنم!
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر!
همان سری که یُحّبُّالجمال مَحوش بود
جمیل بود جمیلاً بدن، جمیلاً سر
سری که با خودش آورد بهترینها را
که یکبهیک همه بودند سروران را سر
زُهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر
#سیدحمیدرضا_برقعی
▪️السَّلامُ عَلَى الرُّؤوسِ المُشالاتِ
سلام بر آن سرهاى بالا رفته بر نیزهها
@SherAdab
هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 سهم من از عاشورا
✍🏻 عینصاد
❞ آيا از عاشورا ى حسين و از كربلا ى حسين، سهمى داشتهام؟
📚 #وارثان_عاشورا | ص ۲۵۳
#️⃣ #ویدیو #موشن #امامت
📥: download
▪️#عین_صاد | عضو شوید
👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
هدایت شده از کانال سید احسان
روایت است که چون تنگ شد بر او میدان
فتاده از حَرِکت ، ذوالجناح وز جولان
هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
نه ذوالجناح دگر تابِ استقامت داشت
نه سیدالشهداء بر جدال طاقت داشت
کشید پــا ز رکـاب آن خلاصهی ایجاد
به رنگ پرتو خورشید، بر زمین افتاد
بلندمرتبه شاهی ز صدر ِ زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
@EhsanStudio
هدایت شده از « ناجه »
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به سمت گودال از، خیمه دویدم من...
شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من...
سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من...
سر تو رو بردن، دیر رسیدم من...
😭😭😭
#سنگینی_نفسگیر_عصر_عاشورا
#آجرک_الله_یا_صاحبالزمان
هدایت شده از بَندیر(چشم به راه)..
و هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنه یار است و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی...
Yasin Hejazi4_5778558006308375222.mp3
زمان:
حجم:
19.1M
.
.
توی ورزشگاهِ ماراکانا، هفتاد و چهار هزار و هفتصد و سی و هشت نفر اسمِ شما را داد میزنند. شما بیرونِ استادیومید. داشتید راهِ خودتان را میرفتید. اصلاً کاری نداشتید که جایی هم هست که استادیومی هفتاد و چهار هزار و هفتصد و سی و هشت نفری است و از جمعیّت پر است... نمیروید تو؟
:::
موسیقیها: اولافور آرنالس، فیلمِ «یک روزِ شادِ دیگر» | گوینده: مریم خامدار | جلد: محیالدین تقیپور | مهندسِ صدا: سُنیاز سلطانی | نویسنده و کارگردان: یاسین حجازی