eitaa logo
هُرم
147 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
461 ویدیو
19 فایل
گاه‌ نوشته‌هایی از حسین فرهانیان @hfarhan اگر دوست دارید ناشناس مطلبی برایم بگذارید🖋 https://harfeto.timefriend.net/17141149934247
مشاهده در ایتا
دانلود
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نُودِی لِلصَّلاةِ مِنْ یوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‌ ذِکرِ اللَّهِ....
هدایت شده از کلمه
جا نمونید
هدایت شده از شفق
بسم الله قاصم الجبارین آیه مباهله بخوانید. دندانهایتان را به هم بفشارید و سرتان را به عاريت به خداوند بسپارید و پاهایتان را چونان ميخ در زمين استوار كنید . بدانید كه پيروزى وعده خداوند سبحان است. @shafaghghotb
هدایت شده از کلمه
بر همه مسلمانان فرض است که با امکانات خود در کنار مردم لبنان و حزب الله سرافراز بایستد و در رویارویی با رژیم غاصب و ظالم و خبیث آن را یاری کنند. ٠٣/٧/١٣ @kalamehh
هدایت شده از 《شرف خانه》🇮🇷
از تو ماشین ،ماشین های دیگر را دید می زنم. با نگاه حرف می زنیم :تو هم می ری اونجا که ما می ریم! و خنده ای که بعدش رد وبدل می کنیم.
راهپیمایی بسوی نمازجمعه را از اینجا آغاز کردم. با یک مرگ بر آمریکا! همسر سه روزی است که در سفارت سابق آمریکا (که در حال برگزاری یک رویداد هنری است) مشغول تصویرسازی است. ماشین و دخترها را به ایشان سپردم و پیاده بسوی متروی طالقانی رهسپار شدم.
ساعت یازده و نیم صبح خیابان طالقانی پرنده هم پر نمیزند! پارچه نوشته‌های جلوی سفارت خیابان را مثل روزهای اول انقلاب کرده! یاد صحنه ورود به ایران بیژن ایرانی (پارسا پیروزفر) در سریال در چشم باد افتادم!
جلوی متروی طالقانی برای اولین بار یه جمعیت نمازجمعه برو می‌بینم! جمعیتی آنطرف خیابان ایستاده‌اند، نمی‌دانم منتظر گروهی از دوستانشان اند یا منتظر اتوبوس واحد؟ نزدیک اذان است صبر نمی‌کنم و وارد مترو می‌شوم.
داخل ایستگاه جمعیت اندکی ایستاده، قطار اول بعد از چند دقیقه می‌‌آید اما بدون توقف می‌رود، تابلوی حرکت قطارها را نگاه می‌کنم قطار بعدی سه ایستگاه عقب‌تر شروع به حرکت کرده، برمی‌گردم و روی صندلی‌های ایستگاه می‌نشینم. چند دقیقه بعد قطار دوم می‌رسد، جمعیت گوش تا گوش توی دل هم ایستاده‌اند به زور خودم را داخل قطار جا میکنم و در به سختی بسته می‌شود. به ایستگاه شهید بهشتی که میرسیم قطار بدون توقف حرکت می‌کند و گوینده قطار اعلام میکند که به علت شلوغی جمعیت در ایستگاه قطار در ایستگاه مصلی هم توقفی ندارد. توی ایستگاه شهید همت از قطار پیاده می شوم و به سمت مخالف میروم و دوباره سوار قطار برگشت میشوم. اینبار داخل قطار خلوت تر است و در ایستگاه شهید بهشتی توقف میکند. از قطار بیرون می‌آیم، ایستگاه پر از جمعیتی است که به سختی و با ازدحام زیاد در حال خارج شدن است، ناگهان یک جوان با صدای بلند شروع به شعار دادن میکند و جمعیت هم نوا با او فریاد میزنند: «مرگ بر اسرائیل»
داخل مصلی جمعیت به کندی در حال حرکت بسوی صفهای نماز است، هر جایی که سایه ای وجود داشته عده ای زیرانداز انداخته و نشسته اند، همین باعث کندتر شدن حرکت جمعیت شده، کفشهایم را در میاورم، از خیابان اصلی خارج می‌شوم و از بین جمعیت نشسته عبور میکنم. پشت درختچه‌های کنار خیابان مسیری است که به جلوترین صف نماز راه دارد، این هم خاصیت بچه تهرون بودن و شرکت در نمازهای عید فطر آقا است، از میان ستونی از بچه‌های بسیجی با یه خسته نباشید عبور میکنم و از کنار کانتینرهایی که فضای مسئولین و مردم را جدا کرده، صاف حرکت میکنم تا به نزدیک صف اول (در بیرون حیاط) میرسم. مردم توی آفتاب نشسته اند و آقا دارند خطبه دوم را به عربی میخوانند. حالا مطمئنم که به نماز میرسم. زیراندازم را زیر درختی روی لبه جدول می‌اندازم و به خطبه عربی گوش می‌کنم.