◾️به قلم سرباز روح الله رضوی:
سر خود آتش بس چیزی نمی گم چون طبق بیانیه رسمی شعام هنوز معلوم نیست چی میشه. ما چیزی رو به اسم آتش بس یا صلح امضا نکردیم. حتی آقای عراقچی هم چنین چیزی نگفت. همه چیز به میدان رفت و برگشت جنگ موکول شده. آخرین ضربات رو تا اینجای کار ما زدیم. یه بعد ظهر هم صبر کنیم ببنیم اوضاع چطور میشه.
عجالتا اما ما تا حالای کار توی 12 روز جلوی ائتلاف آمریکا-اسرائیل محکم جنگیدیم و دفاع کردیم. ضربات سنگینی خوردیم و ضربات سنگینی زدیم. آتش بس تحمیلی رو هم دو روز قبل وقتی ترامپ با پیشرفته ترین پرنده ساخت بشر قوی ترین بمب غیراتمی رو روی تاسیسات هسته ای ما زد پس زدیم و عقب ننشستیم. نه که عقب نشستیم حتی به خود آمریکا حمله مستقیم کردیم. چیزی که خیلی ها فکرشو نمی کردند. حتی خود من. ضربه آخر رو هم ما زدیم. هم محکم بود هم کشنده.
توی ضربه هایی که خوردیم بخشی از کار اصلی رو ترورها انجام داد نه جنگنده ها و پهپادهای دشمن. مشکل جدی نفوذ داشتیم. با این حال از پس ضربه اول براومدیم و بلند شدیم و دشمن رو زدیم. جوری که توی هشت دهه شکل گیری اسرائیل تا حالا نخورده بود. هیچ وقت جنگ اینقدر توی اسرائیل خرابی و اثرات نذاشته بود. اگه آسمون ما ناامن شد آسمون اونها هم نا امن شد. اگه بازم آسمون ما رو ناامن کنند می تونیم بازم آسمونشون رو نا امن کنیم.
اما مهمترین چیزی که ما بدست آوردیم خود مردم بودند. اونایی که با نظام بودند با نظام بودند. اونایی که با نظام اختلاف داشتند و قهر کرده بودند برگشتند تو آغوش نظام. جمهوری اسلامی تونست شعار مرگ بر اسرائیل و آمریکا رو واسه خیلیا که باورش نداشتند و تن بهش نمی دادند درونی بکنه. ثابت کرد این دشمن دشمنی که می گفت اسکیزوفرنی نظام نبود. عینیت و واقعیت ژئوپلتیک منطقه بود. مردم از ته دل ضد آمریکا و اسرائیل شدند. اوضاع اونطرف اما اینطور نیست. اسرائیل اومد تا هسته ای ما رو هوا کنه و موشکی ما رو متوقف و نظام رو به خیال خودش عوض. هیچ کدوم نشد. چون ایران مقاومت کرد. حتی سر صلح هم مقاومت کرد. همه مردم توی اسرائیل 12 روز از بمب لرزیدند.
چیزایی که تا الان بدست آوردیم مفت نبود. خون پاش ریخته شد. باید بتونیم ازشون محافظت کنیم. هنوز معادله ای متفاوت از اتفاقاتی که قبل جنگ رخ می داد برای ما نوشته نشده. اول متن هم گفتم چیزی به اسم آتش نوشته و امضا نشده. یه توقف تجاوز هست بعد ضرباتی که ما زدیم./سرباز روح الله رضوی
هدایت شده از بهارِ زهرا
سلام سردار! بهشت هوا چطور است؟
خوش میگذرد؟ حاج قاسم را دیدهاید؟ سید حسن را چطور؟ بر شانه اسماعیل هنیه و سنوار زدهاید؟ راستی شهید طهرانیمقدم را سفت در آغوش کشیدهاید؟ چه کیفی دارد آدم با رفیقهاش شهید بشود؛ شهید باقری، شهید سلامی، شهید رشید!
اینجا هوا غبارآلود و گرفتهست. میگویند آتشبس شده؛ اما ما هنوز انتقام لباس خاکی شما را نگرفتهایم چه برسد به انتقام خون به ناحق ریختهتان!
سردار! من منتظر انتقام حاج قاسم با دستهای شما بودم؛ اما الان داغ شما هم اضافه شده.
سردار! لبهام بهم دوخته شده و حتی به قدر سرسوزنی کش نمیآیند. چشمهام پر و خالی میشوند، ولی دلم سبک نمیشود. غذا از گلویم به سختی پایین میرود؛ انگار شن میخورم.
سردار! شما بر عهدی که با خدا بستید ماندید و شهید شدید؛ دعا کنید ماهم بمانیم و شهید بشویم.
دعا کنید این دنیا با آمدن صاحبش روشن شود. زندگی کردن سخت شده. بدون شماها سختتر هم میشود.
میدانم این علم زمین نمیماند و بالاخره حق در جهان گسترده میشود؛ اما کمطاقت شدهام. دوست دارم خیلی خیلی زود اتفاق بیفتد!
سردار! امسال محرم همهی شبهایش را به نیت شما و بقیه شهدا بر سینه محکم میکوبم.
راستی! شب جمعه که با حضرت ارباب دورهمی دارید یاد ماهم باشید!
دلم برای تکتکتان تنگ شده!
#شهدازندهاند
#دلتنگی
#اشک
@baharezahraa
صلی الله علیک یا اباعبدالله
صلی الله علیک یا اباعبدالله
صلی الله علیک یا اباعبدالله
#باروضهحسیننفستازهمیکنیم
هدایت شده از Daily Tweet
اینکه بتونی تبدیل به کتیبه سیاهپوش محرم حسینابنعلی بشی،
از آن قله های دست نایافتنی است....
@Meysam97
شب اول محرم.mp3
زمان:
حجم:
27M
ما داریم رویای مومنان تاریخ را زندگی میکنیم.
حجهالاسلام جوان آراسته در شب اول ماه محرم از این رویا میگوید. نمیشه امسال از اباعبدالله حرف زد، از جنگ اسرائیل حرفی نزد. نمیشه از حرکت حسینی سخن گفت ولی دل در گرو حرکت علیه رژیم صهیونیستی نداشت...
zil.ink/mrarasteh
هدایت شده از مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
🔰تصفیه و دلیل
روز دوم محرم، یکی دیگر از مراحل تصفیه است. امروز که حسینبنعلی به کربلا میرسد ۵۰۰سواره با ایشان است. تاریخ میگوید به نیمهی روز نرسیده فقط ۴۵ سواره میمانند. چرا؟ چون حسین در کربلا میفرماید: هذا موضع کرب و بلاء. کرب با توجه ریشهای که دارد یعنی غمی که جان آدم را لببهلب پر میکند و با آدمی محکم گره میخورد. اینجاست که بسیاری راه کج کرده و از حسین جدا میشوند.
این تصفیه در روزهای بعد نیز بارها به شکلهای مختلف تکرار میشود و درنهایت همانهایی میمانند و ماندگار میشوند که دلیلی بزرگ دارند. این دلیل آنقدری محکم و متقن است که با کم شدن یاران، با عدم دستیابی به اهدافی نظیر حکومت بر عراق و با عدم تفوق بر شامیان و... رنگ نمیبازد.
دلیل اساسا یعنی چیزی قابل اتکاء. باید برای وطندوستی، برای مبارزه با اسرائیل، برای گرد هم آمدن و گرد هم ماندن، دلیلی داشت وگرنه در سنت تصفیهی الهی، از غربالها عبور نمیکنیم و میشویم دورریز. کاش اینشبها منبریها در هیئات از این "دلیل"ها بیاورند.
#سید_میثم
#وعده_صادق #مرگ_بر_اسرائیل #امام_حسین #وطن
هدایت شده از شیرین و گَس مثل مادری🏴🇮🇷
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨
🇮🇷
ما به شهیدانمان نمیگوییم خداحافظ!
بلکه میگوییم به امید دیدار...
😭
#تشییع
#روز_قدر_شهیدان
#تهران_مقاوم
@mesle_maadari
هدایت شده از کلماتِکالِمن
اینجای دنیا را ایمپلنت کردهاند!
✍️سیمین پورمحمود
از سردارهای چند ایکسلارجی نبود. سر و گردنی کوتاهتر بود و خیلی لاغرتر. تهلهجه دزفولیاش راحت لو نمیرفت. بیشتر از یکساعت بود که با خودکار و دفتر نشسته بودم پای حرفهایش. خسته نبودم. حرف زدنش شقّ و رقّ و شبیه نظامیها نبود که آدمها را به خمیازه بیندازد. حرکت سر و دستها، خندهها، حتی بلند و کوتاه کردن صدایش، جور دیگری بود. دکّان و بازاری ژستِ شجاعت نمیگرفت و اسرائیل را بیآبرو نمیکرد. پسِ ذهنش، کاغذ گرافهای نقشه پهن بودند و روی حساب و کتاب و خطکشی، دلها را قرص میکرد.
گفت: "خرداد ١۴٠٢ جلسهای با فرماندههان سپاه و ارتش داشتیم. به سردار فلانی گفتم با نقشه بیتالمقدسِ ما بازی کن. بگذارش روی نقشه فلسطین. وَرانداز کن ببین با همین دستفرمان، چقدر از سرزمین فلسطین اشغالی را میگیریم."
کمرش را کمی تکان داد و زاویه صورتش را مماس دوربین کرد:
"وسعت جغرافیایی عملیات بیتالمقدسِ ما، ششهزار کیلومترمربع بود که آزادش کردیم."
خندید. دو دستش را پهن کرد و کفشان را کوبید به هم:
"نقشه عملیات خودمان را گذاشتیم روی نقشه فلسطین اشغالی. از مرزهای جنوب لبنان، یعنی نیمه شمالی، خاک فلسطین را پوشاند تا اطراف کرانه غربی و آمد تا اُشدود! یعنی آمد تا جنوب تلآویو! دیدیم عه! این ششهزار کیلومترمربع جغرافیای عملیات بیتالمقدسِ ما نشست روی نقشه فلسطین اشغالی! همان محدودهای که ٨٠% مراکز حکومتی، نظامی، جمعیتی و اقتصادی رژیم توی این محدود است. مابقی جنوبِ اسرائیل، همهاش بیابان است. عمده جمعیت ۵_۶ میلیونی یهودی و اعراب قدیم ١٩۴٨ اینجا هستند!"
لیوانِ روی میز را بلند کرد. قبل از اینکه آب به حلقش برسد لبهایش تکان ریزی خوردند.
"خدا رحمت کند شهید سلیمانی را. حرف عجیبی میزد. میگفت هر دولتی توی عالَم یک ارتش دارد ولی در اسرائیل یک ارتش است که دولتی هم دارد. میگفت کل اسرائیل یک نیروی نظامی است که اینجا جمع شده.
بهقول دندانپزشکها اینجای دنیا را ایمپلنت کردهاند! آمریکا و اروپا اینجا یک چیزی کاشتهاند. اگر یک روزی غرب نباشد اسرائیل فرو میریزد و برعکس. اینقدر اینها بههم وابسته هستند. اسرائیل توی ایران سفارت ندارد اما تمام سفارتهای غربی دراختیارش هستند. هر اطلاعاتی، هر کمک سیاسی، نظامی، رسانهای، پول و تجهیزات، همه چیز را مفتِ مفت بهش میرسانند."
باز خندهاش توی استودیو دور خورد. مثل کسی که بخواهد خاک دستهایش را بترکاند، دستها را بههم زد و گفت:
"کار ارتش اسرائیل تمام است. یک نیرویی در حد همین رزمندههای فتحالمبین و بیتالمقدسِ خودمان حمله کنند، ارتش اسرائیل تمام میشود."
همان دقیقههای وسط کلیپ، همانجا که کف دستهایش را بههم چسباند و خندهاش چرخید، یاد کلاس صبحم افتادم. آیههای انفال روی میز بود و شاگردهایم را برده بودم وسط بَدر. گفتم مسلمانها فقط ٣١٣ نفر بودند. همهٔ دار و ندار جنگیشان هم اینها بود: ٧٠ شتر، ٢ اسب، ۶ زره و ٨ شمشیر. تمام! اما آدمهای روبهرو که بوی جهنمیشان فر میخورد بیشتر از ١٠٠٠ نفر بود، با اسلحه کافی و ١٠٠ اسبِ سیر و پُر خورده.
توی جنگ بالا که هیچ چیز دو طرف بههم نمیخورد، مسلمانها، سفت و محکم بَرنده شدند.
توی ۴۴ انفال خدا گفته: "یادتان بیاید هنگامیکه با دشمن در میدان جنگ روبهرو شدید. خدا آنها را در نظرتان کم جلوه داد تا روحیهتان برای نبرد ضعیف نشود و شما را هم در نظر آنها کم نشان داد تا از شروع به جنگی که آخرش شکست میخورند، منصرف نشوند. لِیَقضیَ اللهُ اَمْراً کانَ مَفْعُولاً تا خدا کاری را که میبایست انجام بگیرد، محقق کند."
پسِ ذهنِ سردار رشید، فقط کاغذ گرافهای نقشه پهن نبودند. آیههای انفال و امدادهای خدا توی بدر هم برق میزدند. به کلمهکلمهشان مؤمن بود که با خیالتخت، بیتالمقدسِ خودمان را گذاشت روی نقشه فلسطین اشغالی و قول داد بی برو برگشت، بَرنده میشویم.
#سردار_رشید
#اِنّهُ_مِن_عِبادِنا_المُؤمنین
@siminpourmahmoud
شب دوم محرم.mp3
زمان:
حجم:
22.6M
همه ما دوست داریم اگر روزی جنگی شد آدمی باشیم که قدمی برای جبهه حق برمیدارد اما سختی کار اینجاست که بدرد بخور بودن در روز نبرد به یک پیشینه نیاز دارد و آن پیشینه این است که شما تا روز معرکه درست زندگی کرده باشی .
و این قسمت سخت ماجراست!
کار سختی روبهروی ماست، خیلی سخت.
توی این سخنرانی حجه الاسلام جوانآراسته از این سختی میگوید.
zil.ink/mrarasteh