هدایت شده از رسانه هنری نفحات
720.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
وقتی با سوادترین رئیس جمهور جهان فکر میکند کولر گازی، گاز مصرف میکند!
خدا لعنت کند اونایی رو که به رییس جمهور شهید لقب شش کلاسه میدادند...
#کفرنعمتازکفتبیرونکند
.
هیزم ها را پشت در آورند.
دومی آتش به دست گرفت و به سمت در خانه رفت.
یکی صدا زد میخواهی خانه را بسوزانی؟
_ با تمام ساکنینش خانه را میسوزانیم.
گفتند فاطمه در خانه است.
ملعون گفت حتی اگر فاطمه در خانه باشد...
#وایمادرم
هدایت شده از 《شرف خانه》🇮🇷
#پدر_می_دانست🖤
از دهان زن ها، توی ختم می شنیدم. تا خبر دارشویم و راه بیفتیم جنازه را به خاک سپرده بودند.
رفاقتی قدیمی، بین صاحب عزا و خانوادهی همسرم بود.
مسجد لب به لب پر بود از جمعیت. وسط جمع نشسته بودم و گوش می دادم.
زن ها اشک می ریختند و شرح ماجرا می گفتند.
می گفتند، دل شان ریش شده از اینکه یک پسر نوجوان دور گورِ کَنده شده در تلاطم بوده. پسر تقلا کرده بود تا قبل از اینکه مادر جوانش را دفن کنند توی صورتش نگاه کند.
دویده بود تا خودش را به مادر برساند. اقوام گرفته بودندش. قربان صدقه اش رفته بودند. خیلی ها موافق نبودند مدام توصیه می کردند نگهش دارید تا کار دفن تمام شود.
نمی خواستند پسر، صورت رنگ و رو رفته ی مادرش را ببیند.
سی روز تغذیه با سُرم، صورت گوشتی اش را آب کرده بود. سلامت بود و یک سکته به کما کشیده بودتش.
هر روز آب شدنش را روی تخت بیمارستان دیده بود؛ و حالا تن بی روحش دیگر شبیه مادری نبود که می شناخت.
می ترسیدند خوف کند و توی خوف بماند.
مادربزرگ گفته بود، نگذارند جلو بیاید. شاید پیش خودش فکر کرده بود، ای کاش، تصویر دخترم با آن لباس های شیک و آن آرایش همیشگی توی ذهن پسر می ماند.
پسر، تسلیم نشده بود. همه را خسته کرده بود. آنقدر دور شلوغیِ جنازه چرخیده بود که نفس نفس می زد. هرکس آنجا بود دلش برای پسر آب شده بود.
خودش را به آغوش پدر رسانده بود و التماس کرده بود. پدر دیده بود پسرش دارد دیوانه می شود. کم آورده بود. پا روی حرف بزرگ تر ها گذاشته بود. بغلش کرده بود. نوازشش کرده بود و نزدیک جنازه برده بود. کفن را آرام پس زده بود. پسر، چشم دوخته بود به صورت پژمرده ی مادرش.
شاید می خواست تمام جزییات صورت را مو به مو به خاطر بسپرد.
شاید باید می دید تا باور کند.
شاید باید لمسش می کرد تا قرار بگیرد.
پدر بلندش کرده بود تا مادر را به جایگاه ابدیش بدرقه کنند. پسر، رام شده بود. نفس هایش روی نظم افتاده بود.
چسبیده به پدر، بالای سر قبر ایستاده بود.
دلم گریز می زد به خانه ای در مدینه. پدر خوب می دانست قلب های کوچکی که می خواستند بایستند، با آغوش مادر آرام می شوند!
هدایت شده از أخٌفيالله
شهید طباطبایی وصیت کرده که بعد از شهادت روی مزار رفیق شهیدش شهید طلال الصغير، که سال ۱۹۸۷ به شهادت رسید دفن بشه
"أخٌفيالله" به این میگن...
هدایت شده از حلقه کتاب مبنا
خانمها و آقایان، این شما و این
«آغاز ثبت نام حلقه کتاب چهاردهم»
📚 در این حلقه، قراره با چهار کتاب زیر به دنیای جدیدی ورود کنیم:
🔸چشمهایش
🔹خواب در باغ گیلاس
🔸میان آنها
🔹انقلاب ما به ما چه داد؟
همراه با برنامههای متنوع:
📝 وبینار آشنایی با بزرگ علوی
🌸 وبینار تحلیل روانشناختی میان آنها
🥇ماراتن کتاب
🔍 بررسی کتاب با حضور منتقدین
📖 برنامه یکنفسخوانی
و...
در کنار یک جمع چند صد نفره کتابخوان
♨️ اگه شما هم مثل ما همیشه سرتون توی کتابه، پس به جمع ما اضافه بشید از:
🔗 Mabnaschool.ir/product/halghe14
🔗 Mabnaschool.ir/product/halghe14
⚠️ توجه:
برای تهیه کتابها با تخفیف، باید از طریق سایت مبنا اقدام کنین.
#حلقه_کتاب
#همیشه_سرمون_توی_کتابه
📚 @halghemabna
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف مفت چیست؟
حرف مفت آن است که گوینده برای گفتن آن هزینه ای ندهد!
روز انتخابات وعده اش را بدهد ولی وقتی خرش از پل گذشت هر کاری را که دلش خواست انجام دهد و به هیچ کس هم پاسخگو نباشد.
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف مفت چیست؟
حرف مفت آن است که استدلال و عقلانیت پشتوانه آن نباشد! حرفی از جنسِ "همینه که هست" !
مثل پاسخ خانم سخنگوی دولت درباره چرایی حذف سهمیه بنزین کسانی که اولین بار خودرو صفر خریداری کرده اند!
607.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف مفت چیست؟
حرف مفت آن است که گوینده همان وقت هم میداند که توانایی انجام آن را ندارد اما وعده انتخاباتی برایش مثل مهریه میماند.
کی داده کی گرفته؟!
مملکت پر شده از مسئولینی که هم از توبره میخورند هم از آخور
در عین حالی که مخالف فیلترینگ اند خودشان سیمکارت سفید دارند.
حرف از کالای ایرانی میزنند و بازار را انحصاری میکنند.
برای رفع تحریم با آمریکا مذاکره میکنند و خود با شرکتهای کاغذی کاسب تحریم اند.
جلوی پیشرفت ساخت پالایشگاه تولید بنزین را میگیرند تا بستگانشان بنزین وارداتی به کشور بفروشند.
از بیکاری مردم مینالند و دختر و پسر و دامادشان با مدرک لیسانس و بدون سابقه کار، عضو هیات مدیره شرکتهای خصولتی میشوند.
قلبشان برای محدودیت های پاسپورت ایرانی میتپد و با پاسپورت دیپلماتیک و ویزای شینگن دیدنیهای دنیا را فتح میکنند.
حرف از تساوی حقوق مردم میزنند اما از خط ویژه اتوبوس هم نمیگذرند...
انقلاب اسلامی مان را دزدیده اند و ما را نشانده اند جلوی تلویزیون تا بشنویم فردا مهدکودک ها و مدارس و ادارات تعطیل است یا نه؟