هُرم
بچه که بودم آرزو داشتم وقتی بزرگ شدم هم پلیس شوم هم دکتر هم مهندس هم خلبان. توی مدرسه به من گفتند که
روزت مبارک آقای ناخدای مبنا
هدایت شده از مجلهٔ مدام
دعوتید به دورهمی و رونمایی #تهران_مدام
به صرف داستان و موسیقی ☕️
مصادف با #روز_پاسداشت_زبان_فارسی و #بزرگداشت_فردوسی
با حضور:
#مجید_قیصری #سلمان_باهنر #یاسین_حجازی #معصومه_امیرزاده #رامبد_خانلری #نادر_سهرابی #فاطمه_ستوده و تحریریهٔ مجله
📍 مکان: سالن آمفیتئاتر #برج_آزادی 👇
میدان آزادی، برج آزادی، مجتمع فرهنگی هنری برج آزادی
⏰ زمان: جمعه ۲۵ اردیبهشت ساعت ۱۵ تا ۱۷
مشتاق و منتظر دیدن همهٔ شما هستیم. 🌱☺️
مدام؛ یک ماجرای دنبالهدار | @modaam_magazine
هُرم
دعوتید به دورهمی و رونمایی #تهران_مدام به صرف داستان و موسیقی ☕️ مصادف با #روز_پاسداشت_زبان_فارسی
فردا با پرچمهای سه رنگمان بیاییم! 🇮🇷🇮🇷🇮🇷
.
أَيْنَ السَّبِيلُ بَعْدَ السَّبِيلِ
أَيْنَ الْخِيَرَةُ بَعْدَ الْخِيَرَةِ
أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ
أَيْنَ الْأَقْمَارُ الْمُنِيرَةُ
أَيْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ
أَيْنَ أَعْلامُ الدِّينِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ
أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ
عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَ لا تُرَى
وَ لا أَسْمَعَ لَكَ حَسِيسا وَ لا نَجْوَى
عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَبْكِيَكَ وَ يَخْذُلَكَ الْوَرَى
عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ يَجْرِيَ عَلَيْكَ دُونَهُمْ مَا جَرَى
مَتَى تَرَانَا وَ نَرَاكَ
وَقَدْ نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُرَىٰ أَتَرَانا نَحُفُّ بِكَ
وَأَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً
وَأَذَقْتَ أَعْداءَكَ هَواناً وَعِقاباً
بِنَفْسِي أَنْتَ
اللّٰهُمَّ أَنْتَ كَشَّافُ الْكَرْبِ وَالْبَلْوَىٰ
فَأَغِثْ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ عُبَيْدَكَ الْمُبْتَلَى
وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنا مُسْتَقَرّاً وَمُقاماً
وَأَتْمِمْ نِعْمَتَكَ بِتَقْدِيمِكَ إِيَّاهُ أَمامَنا حَتَّىٰ تُورِدَنا جِنَانَكَ
وَمُرافَقَةَ الشُّهَداءِ مِنْ خُلَصائِكَ
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
.
من دلواپسم!
دلواپس مردم سرزمینم.
وقتی میبینم کار به جایی رسیده که مسئولین تحمل سخنان کارشناس دعوت شده به برنامه زنده به وقت ایران را ندارند و آنتن زنده ناگهان قطع میشود و در زمان پخش خبر سراسری مجری شتابزده سخن از نگهداری دستاوردها میدهد در حالیکه هیات مذاکره کننده ای از پاکستان و قطر در حال رایزنی با مقامات ایرانی هستند یعنی تصمیاتی برای ملت گرفته شده که نباید کسی در آن خدشه وارد کند.
ما حق داریم در نقطهای توافق را امضا کنیم که مطمئن باشیم تا سالها دشمن نگاهی به این سرزمین نداشته باشد، حق داریم مطمئن باشیم که رهبر عزیزمان آزادانه در حسینیه امام شهیدمان برایمان سخنرانی کند، رئیس جمهورمان در ساختمان پاستور جلسه هیات دولت برگزار کند و مجلس دوباره به روال عادی خود بازگردد.
حق داریم زمانی دوباره فرزندانمان را به سر کلاسها بفرستیم که بدانیم دیگر دشمن جرات تکرار حمله به هیچ مدرسه ای را در کشور ندارد.
آیا عملکرد مذاکره کنندگان در این ۴۰ روز پس از آتش بس به گونه ای بوده که دیگر اتفاق مدرسه شجره طیبه و شهادت کودکان بی گناهمان تکرار نشود؟ دیگر رهبری تهدید نشود؟
آیا جنگ ۴۰ روزه آنقدر به دشمن خسارت وارد کرد که حتی فکر تهاجم دوباره از سرش بیرون رود؟ دیگر آن مردک پریشانگو حرف از نابودی ایران نزند؟
آیا انتقام شهدایمان را گرفتیم که حالا میخواهیم با آنها پشت یک میز بشینیم و امضای صلح نماییم؟
آیا امروز در بالاترین نقطه قدرت ایستادهایم که حرف از توافق میزنیم؟
من دلواپسم. دلواپس چندماه دیگر که یک روز صبح از خواب بیدار شویم و دوباره خبرهای ناگواری کاممان را تلخ نماید...
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم
بله...
قرار بود ما به قربان شما برویم، قرار بود ما سپر بلای شما باشیم اما امان از این دنیا و امتحاناتش
آقاجان، دلمان برای شما خیلی تنگ شده
عکس شما را هم که میبینیم دل تنگتر میشویم. هر روزی که میگذرد غم نبودنتان قلبمان را بیشتر مچاله میکند. شدهایم مثل حضرت سجاد آب میدید گریه میکرد، بچه را خواب میدید گریه میکرد...
کلمات برای بیان این دلتنگی کوتاه اند، کم اند اما
دوستت داریم آقاجان، با ذره ذره وجودمان دوستت داریم...
.
خب سری دوم و سوم کتابهای نمایشگاه اینبار با هم رسیدند.
از نتایج آشکار جمع خوانی کتاب *خواب در باغ گیلاس* در حلقه کتاب مبنا و جلسه آنلاین با مترجم کتاب، آقای حزباییزاده میتوان به رشد روز افزون کتابهای ادبیات کشورهای عرب در قفسههای کتابخانه اشاره کرد که امیدوارم بخشی اش در لیست خوانش امسال قرار بگیرند.
از ترجمه های آقای حبیبی هم که اصلا نمیشود گذشت بخصوص که این بار برای ترجمه سراغ امانوئل اشمیت رفته.
اما فکر کنم حریف مرحله نیمه نهایی رمان *لاک* نوشته آقای اسماعیلی و غول مرحله آخر رمان *حافظخوانی خصوصی* آقای محمودی باشند که قطعا برای خواندنشان نیاز به یک گروه همخوانی خواهم داشت.
برای این موضوع ایدههای جذابی دارم که انشاالله به زودی همینجا با شما در میان میگذارم.
از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم!!! 😂