کتاب نهم
درست بعدازظهری که کتاب دستم رسید شروع کردم به خواندن کتاب. کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه است. همان داستان اول حسابی فکرم را به خودش مشغول کرد. قصه خرگوش و گوجهفرنگی! انگار پیرزاد دارد حال خودم را روایت میکند. وسط همه شلوغیهای زندگی، گرفتاریها و قبضهای پرداخت نشده باید داستان بنویسم! ترفندش اما جالب است. تصمیم میگیرد بجای قرمهسبزی یک غذای ساده مثل دمی گوجه درست کند تا وقت بیشتری برای نوشتن داشته باشد اما...
درست مثل همه ما! وقتی میخواهی یک کاری را در اولویت قرار دهی، از زمین و آسمان برایت مشغله جدید پیدا میشود.
۹ از ۱٠٠
#چند_از_چند
هدایت شده از دیمزن
زمانی که سوئیس زندگی می کردیم یک بار از طرف مدرسه پسرجان نامه ای آمد که مثل نامه های دیگر با هزار زحمت ترجمه اش کردم. نوشته بود برادر یکی از همکلاسی ها تصادف کرده و مرده و ما توی مدرسه درباره این موضوع با بچه ها حرف زده ایم و خواهشمندیم که شما هم در خانه حواستان باشد و اگر بچه سوالی پرسید طوری جواب بدهید که آرامش روانی اش حفظ شود و این قرتی بازی ها🫠
آن روزها فکر کردم که اگر چنین اتفاقی در یکی از مدرسه های ایران افتاده بود آیا کسی به فکر روان بچه ها بود یا نه.
دیروز به یکباره توی کانال مدرسه پسرجان خبر تصادف و فوت یکی از همکلاسی هایشان را گذاشتند. حتی من که آن جوان را نمی شناختم متاثر شدم. و در لحظه فکرم رفت پیش آرامش روانی هم کلاسی ها و نحوه مواجهه شان با ماجرا.
پسرجان که آمد آرام بود.
به رویم نیاوردم که کانال را دیده ام.
خواستم خودش سر حرف را باز کند.
بالاخره سر شام شروع به صحبت کرد و خبر را داد. پرسیدم همگی سر کلاس یکهو متوجه خبر شدید؟ تایید کرد. گفتم بعدش چه شد؟
گفت: همه شوکه شده بودیم. بعضی ها گریه می کردند. بعضی ها ناراحت بودند که چقدر سر به سرش می گذاشتند و اذیتش می کردند. معلم هم نتوانست درس بدهد و گفت مطالعه آزاد. اولین زنگ تفریح معاون مان آمد و گفت یادتان هست این رفیق تان آن روز توی مراسم عزاداری چه قدر محکم سینه می زد؟ بیایید برویم نمازخانه کارتان دارم. همگی رفتیم نمازخانه. برایمان روضه علی اکبر خواندند و سینه زدیم....
خیلی آرام شدیم بعدش مامان.
چقدر خدا را شکر کردم که مدرسه بهترین راه ممکن را برای مدیریت روانی بچه ها انتخاب کرده بود.
و چقدر شکر کردم که ما امام حسین و روضه ها را داریم.
آن ها که می گویند روضه ها را برای بچه ها تعریف نکنید نمی دانند که ما با این روضه ها دچار آشفتگی روان نمی شویم. روان های آشفته مان را شفا می دهیم.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
هدایت شده از نوشتهها ☫
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز صبح توی حرم حضرت معصومه س، وقتی مداح داشت دعای ندبه میخوند، وقتی به فرازهای «این این» رسيد دعا کرد برای نابودی دستهایی که به دنبال بی عفت کردن زنان جامعه هستند، یه جمله گفت که خیلی درست بود.
گفت موشک داشتن به تنهایی کافی نیست اگر جرأت شلیکش را نداشته باشیم، قدرت پرتاب موشک دست زنان جامعه است.
زنانی که ایمان و تقوا و حیا داشته باشند و نسلی شجاع و امیدوار تربیت کنند.
دیشب هم که مراسم یادبود شهدای فردو در حرم برقرار بود، مداح خاطرهای از یک مادر شهید تعریف کرد. مادری که منافقین خودش و پسرش را میگیرند و به مادر میگن باید به امام توهین کنی وگرنه پسرت رو میکشیم، مادر امتناع میکنه و میگه محاله من به اولاد پیامبر (ص) توهین کنم.
پسرش را جلوی روش تکهتکه میکنند و بعد تکهها رو میذارن جلوی روش و میگن حالا دفنش کن
مادر با دست خالی و با انگشتانش شروع میکنه به کندن زمین وقتی میخواد بدن اربا اربا رو در گودال بذاره، کفنی نداشته که قطعات رو داخلش بذاره؛ چادرش رو در میاره و پیکر قطعه قطعهی پسر را لای چادرش میپیچه و دفن میکنه.
چقدر چادر زن و خون گلوی مرد با هم پیوند عمیق و دیرینهای دارند.
@aghletarif
هدایت شده از خوان
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#دانشجویانآمریکایی
من با این فیلم اشک ریختم نمیدانم از ذوق یا شرمندگی یا ترکیبی از هر دو. اما بیشتر از قبل عاشق امام خمینی شدم که وقتی هیچ کس نمیدانست فلسطین یعنی چه! روز قدس را راه انداخت. ما تک و تنها راهمان را شروع کردیم حالا دنیا با فلسطین شده است.
قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا
هدایت شده از تا انتهای افق
از فردای هدایت و مدیریت اغتشاشات در ایران توسط خارجیها و شبکههایشان، تقریبا تا امروز موردی نبوده که سر ایران در نیاورده باشند و چندین برابر به خودشان برنگشته باشد.
از مصادیق جدیدِ مکری که چندبرابر به خودشان بازگشته، وضعیت دانشجویان معترض و اساتید آنها در دانشگاه هایشان است.
مواجه شدن با اعتراضها و بر هم خوردن نظم ماشینیشان و مغایرت رفتار دانشجویان با سیاستهای کنترل، نتیجهاش شده رفتاری کاملا خشونتآمیز از سوی پلیسشان و دستگیری و زندانی کردن دانشجویان و اساتید در محیط مقدس دانشگاه!
اینها همانهایی هستند که برای ایران میگفتند: وای دانشگاه مقدس است، دانشجو و استاد حرمت دارد، باید قانونی تصویب شود که حتی یک پلیس هم اجازه نداشته باشد وارد این حریم مقدددس شود. دانشجو ها سر خورده شدهاند، ذات دانشجو اعتراض است، نباید محدود شوند. این با آزادی عقیده و بیان مغایرت دارد.
واقعا خداوند صبر قشنگی دارد و از همه مهمتر #برنامه_دارد و دنیا را هم با همین رسانههایی که با هدف خاص خودشان ساخته و مدیریت میشد به ضرر خودشان به دست مردمان خودشان برای برپایی حق و حقیقت و نابودی ظلم و جور، به خدمت گرفته است.
@ninfrance
سرکوب آزادی!
اینبار برای اساتید دانشگاه های آمریکا ...
#نقطه_زن
🔰|رسانه هنری نفحات|🔰
@nafahat_graphic
هدایت شده از کانال سید سراج الدین جزائری
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 من یک استاد دانشگاهم!
لحظه بازداشت خشونت آمیز یک استاد دانشگاه دیگر در دانشگاه ایموری آتلانتا را میبیند که از قضا این یکی هم یک زن است.
کارولین فاولین استاد اقتصاد این دانشگاه در حالی که رفته تا پادرمیانی کند و از بازداشت دیگر دانشجویان جلوگیری کند، خود اینگونه با خشونت توسط پلیس بازداشت میشود.
استاد زن در حالی که دو پلیس تنومند روی کمرش خیمه زده اند و دستانش را از پشت بستهاند، ملتمسانه میگوید :
من یک استاد اقتصاد هستم.. سرم را بر زمین بتنی کوبیدید..
ناله هایش اما نتیجه ای ندارد...
✍ این واقعیت بدون روتوش چهره غرب و آمریکاست که وقتی به ما میرسد اسم زن زندگی آزادی به خود میگیرد. اغتشاشگران و محرکان زن زندگی آزادی نمیخواهند از آزادی بیان دفاع کنند؟!! محسن برهانی نمیخواهد توئیت کند؟!!
کانال #سید_سراج_الدین_جزائری
👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2574778599C7565824046
خیلی این انقلاب چیز عجیبی است.
این برای اربابهای دنیا، حالاحالاها
دردسرها خواهد داشت؛ این اوّل کار است.
رهبر انقلاب
|از مبارزه خسته نشو|
وقتی سرتون از صبح درد میکنه و با ژلوفن ۴٠٠ هم خوب نمیشه، راهحل چیه؟
بچهتونو ببرید پارک، مجبور میشه خودش خوب بشه! 😉😂