eitaa logo
هُرم
147 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
461 ویدیو
19 فایل
گاه‌ نوشته‌هایی از حسین فرهانیان @hfarhan اگر دوست دارید ناشناس مطلبی برایم بگذارید🖋 https://harfeto.timefriend.net/17141149934247
مشاهده در ایتا
دانلود
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«همه‌ چیز تمام» این بهترین توصیف برای «محسن وزوایی» است رتبه یک رشته شیمی دانشگاه شریف،‌ فاتح لانه جاسوسی ، عقاب قله‌های «بازی دراز» ، و اولین فرمانده لشکر۱۰ سیدالشهداء که با شهادت ، دست‌نیافتنی‌تر هم شد... @bonyaderevayatefath
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرمود: معلمی شغل انبیاست... من همیشه از بچگی این جمله را می‌شنیدم که معلمی شغل انبیاست و بعد فکر می‌کردم شغل انبیا چه بوده؟ نجاری؟ چوپانی؟ معماری؟ تجارت؟ یعنی مثلا آموزش این مهارت‌ها به شاگردان؟ بزرگتر که شدم فهمیدم نه، منظور این جمله از شغل با معنای رایج آن متفاوت است. شغل برای ایشان، یعنی آنچه تمام اشتغال ذهنی و عملی ایشان را در بر می‌گرفته. آنچه ماموریت ایشان در این دنیا تعریف می‌شده، آنچه عمر و جان و مال برگرفته از شغل رایج و آبروی ایشان خرجش می‌شده و آن «تربیت انسان» بوده! از انسان به عنوان یک موجود دوپا که عقل و قدرت تفکر دارد، آدم ساختن. آدم هم یعنی موجودی که دین داشته باشد، اخلاق داشته باشد، عمل صالح داشته باشد و وجودش برکت و نور باشد روی کره خاکی حالا در هر لباس و شغل دنیایی. نه اینکه معلمی بشود شغلی مثل مهندس و معمار و تاجر و مدیر، نه! از آن سبک شغلی که تمام این شغل‌ها را پوشش می‌دهد که هر شغلی داری، انسانی، و باید معلمی باشد که تو را جوری تربیت کند که هیچ شغلی تو را از دایره آدمیت خارج نکند و درست و متعالی زندگی کنی و زندگی بسازی. من زندگی خود را مدیون معلمانی هستم که انبیا و اولیا معلمشان بوده‌‌اند. هر روز روز ایشان است. هر روز مدیون وجودشان هستیم و هر روز باید دعاگویشان باشیم. این روز بر همه مبارک که سعادت تجربه چنین معلمانی را در این کره خاکی پر از جهل و بی‌خبری و اعوجاج داشته‌اند و لذت رشد و تعالی را چشیده‌اند. این روز را به این معلم خوبی‌ها تبریک می‌گویم.
ولی من فکر می‌کنم خدا هم بعد از آفرینشِ اردیبهشت بود که به خودش دست‌مریزاد داد: فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ اردیبهشت، اردیبهشت، اردیبهشت... کی بود گفته بود پادشاه فصل‌ها پاییز؟ یعنی اردیبهشت رو ندیده بود و اینو سروده بود؟ پادشاه فصل‌ها نه پاییز و نه زمستون و نه بهار و نه تابستون پادشاه فصل‌ها و حتی پادشاه آفرینش، فقط اردیبهشت...
ما خاک شدن در گورستانی پر از علف‌های وحشی در محوطه‌ی یک امامزاده _احتمالا با حضور افتخاری درختی کهنسال_ را با خانه‌کردن میانِ خطوطِ موازیِ سنگ قبرهای یک‌شکلِ اطرافِ شهرهای بزرگ تاخت زده‌ایم. انگار اصرار داشته‌ایم ثابت کنیم حتی موقع مردن هم ربطی به روستا نداریم. عُقده‌ی نداشتنِ آرامگاه خانوادگی از همین روستای "دَوان" افتاد به جانم. در دَوان بودم که فهمیدم آرامگاه خانوادگی چقدر مهم است. اگر از قبل بدانی قرار است با کی و کجا دفن شوی، یعنی در زندگی تنها نبوده‌ای. تهش مطمئنی هرجای دنیا که باشی، باز هم قرار است به همان جایی برگردی که از آن شروع شده‌ای. می‌توانی حدس بزنی در بهار چه جور گلی اطراف قبرت در می‌‌آید، منظره‌ی برفی و بارانی گورت را هم از قبل دیده‌ای. سر و ته میل به جاودانگی هم، با فکر پنجشنبه‌جمعه‌هایی که اسمت سر زبانِ چهار نفر است، هم می‌آید. ته دلت قرص است به چیزی در این دنیا، حتی اگر آن چیزْ خانه‌ی مرگت باشد که از قبل شش‌دانگه زده‌اند به نامت. چگونه از بین بردن مردگانْ نگاه زندگان به حیات را لو می‌دهد. کی گفته بعد از مردن دیگر فرقی ندارد چطور دفن شوی؟ خیلی هم فرق دارد. برگرفته از کتابِ "و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد" اثرِ مهزاد الیاسی اردیبهشت اینجوریه که حتی قبرستونم پر از زندگی و حیات می‌شه.
هدایت شده از واژبند
درباره خلاقیت به بهانه شهادت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) قسمت اول همه نویسنده‌ها خلاقیت را دوست دارند. هیچکس نیست که دلش نخواهد اثری متفاوت و خلاقانه خلق کند. اصلا کلید اصلی موفقیت در زمینه ادبیات و هنر، خلاقیت است. خلاقیت وجه تمایز بین یک نویسنده اثرگذار و یک نویسنده معمولی است. به قول یک ضرب‌المثل عربی، خلاقیت آن صدای بلندی است که در بیابان می‌پیچد و شترها به دنبالش می‌دوند! اما خب بهشت را به بها می‌دهند نه بهانه! داستان و روایت خلاقانه نوشتن، واقعا کار سختی است. به قول معروف، عرق‌ریزان روح است. آدم باید خیلی تلاش بکند تا اثرش رنگ و بویی متفاوت از باقی آثار هم‌رده خودش داشته باشد. بیایید با یک مثال ملموس، وضعیت را باز کنیم. فردا، شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، شهادت امام جعفر صادق (علیه‌السلام)، ششمین امام شیعیان است. درباره اهمیت و جایگاه امام جعفر صادق (علیه‌السلام) همین‌قدر بدانیم که مذهب شیعه را مذهب جعفری هم می‌نامند. چرا که ایشان در تبیین، تفسیر و تعمیق معارف شیعه سهمی بسیار بزرگ دارند. البته این به آن معنا نیست که معاذالله، باقی ائمه معصوم (علیهم‌السلام) کم‌کاری کرده‌اند. اما خب جایگاه ایشان بی‌بدیل است. خب حالا بیاییم در قالب رمان تاریخی، ببینیم چند رمان درست و حسابی درباره شخصیت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) چاپ و منتشر شده است. صادقانه بگویم: هیچ! نه اینکه هیچ داستان و رمانی درباره ایشان منتشر شده باشد، بلکه آنها چیز به درد بخوری نیست که بخواهد دردی را از مخاطب دوا کند. حالا چه می‌شود در موضوعی چون زندگانی امام جعفر صادق (علیه‌السلام) که هم مضمون متفاوتی دارد و هم درباره‌شان آثار بسیار کمی منتشر شده است، نویسندگان به سراغش نمی‌روند. یعنی همه چیز حاضر است که نویسنده با نوشتن از یک موضوع متفاوت، حداقل در بخش موضوع، خلاقیت به خرج بدهد. اما انگار نه انگار که وجود مبارک امام جعفر صادق (علیه‌السلام) در اعتقادات ما نقشی پررنگ دارد! به نظرم این ماجرا چند علت دارد. اول اینکه ما خلاقیت را می‌خواهیم اما نمی‌خواهیم که برایش هزینه کنیم! همان ماجرای بهشت و بها و بهانه! ما در مواجهه با زندگی امام جعفر صادق (علیه‌السلام)، اطلاعات کافی نداریم. با همان اطلاعات گوگلی (مطالعه آثاری مثل منتهی‌الآمال را هم جزو همان تحقیق گوگلی حساب کنید.) دست به نگارش طرح و رمان می‌زنیم و بعد غصه می‌خوریم که چرا با وجود تحقیق! کارمان نگرفته است! درباره ناشر و تهیه کننده هم که دیگر برایتان نگویم. ناشر هم مثل نویسنده، خیلی اوقات، پخته‌خوار است. حوصله ندارد وقت بگذارد و پا به پای نویسنده بیاید و به او کمک کند. یعنی که اگر نویسنده ناآشنا و گمنامی باشی، عملاً هیچ توجهی را جلب نمی‌کنی. مگر نویسنده‌ای مشهور باشی که خب آن فرق می‌کند. در این صورت، ناسزا هم بنویسی ناشر چاپ می‌کند. مسئله سوم که البته بیشتر رویکرد درون‌دینی دارد، حتی با فرض تحقیق مفصل و درست و حسابی، به ذهنیت ما برمی‌گردد. در مقوله امام جعفر صادق (علیه‌السلام)، ما غالباً یک تحلیل مبتنی بر حقایق برای ارائه به مخاطب نداریم، نتیجه اینکه اثرمان هم آبکی و به دردنخور درمی‌آید. رمان تاریخی، بدون تحلیل، هیچ ارزشی جز سرگرم‌کنندگی ندارد! این هم مفروض است که این تحلیل باید هنرمندانه و ادبی به دست مخاطب برسد. متاسفانه دیده‌ام که برای برخی نویسندگان و هنرمندان، بعضی ائمه معصوم، امام‌ترند! یعنی اصلاً تصور نمی‌کنند که تمام چهارده معصوم، نور واحد هستند و همه در یک مسیر قدم برمی‌دارند اما برخی نویسندگان فکر می‌کنند از امام حسین و امام رضا (علیهما ‌السلام) که گذشت، باقی معاذالله برای پر کردن جای خالی آمده‌اند! در صورتی که هر امامی جایگاه خودش را دارد و باید برای نشان دادن مسیر امامت، به اندازه‌اش به آن پرداخت. امام جعفر صادق (علیه‌السلام) هم از این قاعده مستثنی نیست. اهمیت فرمی و محتوایی امام جعفر صادق (علیه‌السلام) در فرهنگ و اعتقادات اسلامی و شیعی چیزی است که مخاطب تشنه دیدن آن است و امیدوارم ان روزگار برسد و نویسنده‌ای روزی‌اش این باشد که برای امام جعفر صادق (علیه‌السلام) بنویسد. ble.ir/join/CThzDoamB8 https://eitaa.com/vazhband