eitaa logo
حسینیه مقتل
5.4هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
370 ویدیو
64 فایل
تماس با مدیر : @mostafapi1 حسینیه مقتل در تلگرام: https://t.me/hosenih_maghtal حسینیه مقتل در ایتا: eitaa.com/hosenih_maghtal 🔻 پیج حسینیه مقتل در اینستاگرام : https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh_maghtal
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹طبق نقل ابن أبی‌شیبه، هواداران خلیفه، رفتار مؤدّبانه و احترام‌آمیزی را با حضرت زهراعلیهاالسّلام در پیش گرفته بودند. آیا این مطلب با ادّعای جسارت به ایشان از سوی مهاجمین، قابل قبول و قابل جمع است؟ 🔸پاسخ: هرچند در یک نگاه ابتدایی به نقل ابن أبی‌شیبه، چنین برداشت می‌شود که نظام حاکم، هنگام برخوردِ نظامی با حضور مخالفین سیاسیِ خود در بیت فاطمه‌علیهاالسّلام، احترام حضرتِ زهراعلیهاالسّلام را رعایت کرده است؛ امّا از دقّت در «نحوه مواجهه و شیوه پاسخگویی حضرتِ زهراعلیهاالسّلام به مهاجمین»، نمی‌توان به سادگی باور کرد که هواداران خلیفه، رفتار مؤدّبانه و احترام‌آمیزی را با حضرتِ زهراعلیهاالسّلام در پیش گرفته بودند. نحوه مواجهه و شیوه پاسخگویی حضرت زهراعلیهاالسّلام به مهاجمین سند شماره 1 ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) در کتاب «الإمامة و السیاسه» (جلد 1، صفحه 12)، چاپ: مصر، 1382 هـ؛ نقل می‌کند: وَ إنَّ أبابَکْرٍ تَفَقَّدَ قَوْماً تَخَلَّفُوا عَنْ بَیْعَتِهِ عِنْدَ عَلِیٍّ، فَبَعَثَ إلَیْهِمْ عُمَرَ... فَدَعا بِالْحَطَبِ وَ قالَ: وَ الَّذِی نَفْسُ عُمَرَ بِیَدِهِ لَتَخْرُجُنَّ أوْ لَاُحْرِقَنَّها عَلی مَنْ فِیها... فَوَقَفَتْ فاطِمَةُ عَلی بابِها، فَقالَتْ: لا عَهْدَ لِی بِقَوْمٍ حَضَرُوا أسْوَأ مَحْضَرٍ مِنْکُمْ... و خلیفه اول غیبتِ گروهی را ـ که از بیعتِ با او [با حضورشان] نزد علی سرپیچی کرده بودند ـ ، احساس کرد؛ لذا خلیفه دوم را به سراغشان فرستاد. ... خلیفه دوم هیزم طلبید و گفت: قسم به آن‌که جانم در دست اوست، یا خارج می‌شوید یا بی‌تردید خانه را ـ با هرکه در آن است ـ به آتش می‌کشم... لذا فاطمه کنار درب خانه‌اش ایستاد و فرمود: گروهی را نمی‌شناسم که حضورشان بدتر از حضور شمایان باشد. ابن قُتَیْبَه، در ادامه ماجرا می‌نویسد: ... قامَ عُمَرُ، فَمَشی مَعَهُ جَماعَةٌ حَتّی أتَوْا بابَ فاطِمَةَ، فَدَ قّوْا الْبابَ، فَلَمّا سَمِعَتْ أصْواتَهُمْ نادَتْ بِأعْلی صَوْتِها: یا أبَتِ! یا رَسُولَ اللهِ! ماذا لَقِینا بَعدَ کَ مِنِ ابْنِ الْخَطّابِ وَ ابْنِ أبِی‌قُحافَةَ؟! خلیفه دوم به پا خاست و همراه او جماعتی حرکت کردند تا به درب خانه فاطمه رسیدند و درب را کوفتند. وقتی آن بانو صداهایشان را شنید، به صدای رسا فرمود: پدر جان! ای رسول خدا! پس از تو ـ از فرزند خَطّاب و فرزندِ أبی‌قُحافه ـ چه چیزها که دیدیم! سند شماره 2 ابن أبی‌الحدید معتزلی (متوفّای 656) در کتاب «شرح نهج البلاغه» (جلد 2، صفحه 56)، چاپ: مصر، 1385 هـ؛ از احمد بن عبدالعزیز، معروف به «أبوبکر جوهری» (متوفّای 323) [نویسنده کتاب: «السقیفة و فدک»] نقل می‌کند: إنَّ سَعْدَ بْنَ أبِی‌وَ قّاصٍ کانَ مَعَهُمْ فِی بَیْتِ فاطِمَةَ وَ الْمِقْدادُ بْنُ الْأسْوَدِ أیْضاً، وَ إنَّهُمُ اجْتَمَعُوا عَلی أنْ یُبایِعُوا عَلِیّاً فَأتاهُمْ عُمَرُ لِیُحْرِقَ عَلَیْهِمُ الْبَیْتَ... وَ خَرَجَتْ فاطِمَةُ تَبْکی‌ وَ تَصِیحُ فَنَهْنَهَتْ مِنَ النّاسِ... سعد بن أبی‌وَقّاص همراهِ با آنان در خانه فاطمه بود؛ و نیز مقداد بن اَسود؛ و آنان تجمّع کردند تا با علی بیعت کنند. لذا خلیفه دوم به سراغشان آمد تا خانه را با آنان به آتش کشد... و فاطمه گریان و فریادکشان بیرون آمد و مهاجمان را از اقدامشان بازداشت... بررسی رفتار احترام‌آمیز از زاویه‌ای دیگر دقّت در تأثیرپذیری ناظرانِ هجوم، از شیوه پاسخگویی حضرت زهراعلیهاالسّلام به هوادارانِ خلیفه، این احتمال را به شدّت تقویت می‌نماید که: رفتار مؤدّبانه خلیفه دوم در هنگام گفتگو با حضرت زهراعلیهاالسّلام، در واقع، نوعی «صحنه‌سازی» جهتِ «عدم تشویش اذهان عمومی» بوده است. هرچند ـ دردمندانه ـ باید گفت: تأثیرپذیری افکار عمومی شهروندانِ مدینه از فریاد دادخواهی حضرت زهراعلیهاالسّلام، به حمایتِ عملی آنان از آن حضرت‌علیهاالسّلام نینجامید؛ امّا نظام خلافت، نمی‌توانست احتمالِ وقوع یک اعتراض فراگیر به «رفتار توهین‌آمیزش در هنگام گفتگو با حضرت زهراعلیهاالسّلام» را نادیده انگاشته و از همان لحظاتِ آغازین اقدام به هجوم اوّل، با پرخاش‌گری و گستاخی، با یگانه دختِ رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله رفتار نماید. شاید اگر خلیفه دوم چنین سیاستی را در پیش نمی‌گرفت،‌(1) ناظران، به ترک صحنه اکتفا نکرده و عکس‌العملی فراتر از «بی‌طرفی» را از خود بروز می‌دادند؛ عکس‌العملی که به هیچ وجه به نفع نظام حاکم نبود. سند شماره 1 ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) در کتاب «الإمامة و السیاسه» (جلد 1، صفحه 13)، چاپ: مصر، 1382 هـ؛ نقل می‌کند: ... فَلَمّا سَمِـعَ الْقَوْمُ صَوْتَها وَ بُکاءَها، اِنْصَرَفُوا باکِینَ... وَ بَـقِیَ عُمَرُ وَ مَعَهُ قَوْمٌ... وقتی آن گروه (= ناظران)، صدا و گریه فاطمه را شنیدند، گریان بازگشتند... ولی خلیفه دوم و گروهی (= مهاجمان)، همراهِ او [در صحنه] باقی ماندند
🔹طبق نقل ابن أبی‌شیبه، هواداران خلیفه، رفتار مؤدّبانه و احترام‌آمیزی را با حضرت زهراعلیهاالسّلام در پیش گرفته بودند. آیا این مطلب با ادّعای جسارت به ایشان از سوی مهاجمین، قابل قبول و قابل جمع است؟ 🔸پاسخ: هرچند در یک نگاه ابتدایی به نقل ابن أبی‌شیبه، چنین برداشت می‌شود که نظام حاکم، هنگام برخوردِ نظامی با حضور مخالفین سیاسیِ خود در بیت فاطمه‌علیهاالسّلام، احترام حضرتِ زهراعلیهاالسّلام را رعایت کرده است؛ امّا از دقّت در «نحوه مواجهه و شیوه پاسخگویی حضرتِ زهراعلیهاالسّلام به مهاجمین»، نمی‌توان به سادگی باور کرد که هواداران خلیفه، رفتار مؤدّبانه و احترام‌آمیزی را با حضرتِ زهراعلیهاالسّلام در پیش گرفته بودند. نحوه مواجهه و شیوه پاسخگویی حضرت زهراعلیهاالسّلام به مهاجمین سند شماره 1 ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) در کتاب «الإمامة و السیاسه» (جلد 1، صفحه 12)، چاپ: مصر، 1382 هـ؛ نقل می‌کند: وَ إنَّ أبابَکْرٍ تَفَقَّدَ قَوْماً تَخَلَّفُوا عَنْ بَیْعَتِهِ عِنْدَ عَلِیٍّ، فَبَعَثَ إلَیْهِمْ عُمَرَ... فَدَعا بِالْحَطَبِ وَ قالَ: وَ الَّذِی نَفْسُ عُمَرَ بِیَدِهِ لَتَخْرُجُنَّ أوْ لَاُحْرِقَنَّها عَلی مَنْ فِیها... فَوَقَفَتْ فاطِمَةُ عَلی بابِها، فَقالَتْ: لا عَهْدَ لِی بِقَوْمٍ حَضَرُوا أسْوَأ مَحْضَرٍ مِنْکُمْ... و خلیفه اول غیبتِ گروهی را ـ که از بیعتِ با او [با حضورشان] نزد علی سرپیچی کرده بودند ـ ، احساس کرد؛ لذا خلیفه دوم را به سراغشان فرستاد. ... خلیفه دوم هیزم طلبید و گفت: قسم به آن‌که جانم در دست اوست، یا خارج می‌شوید یا بی‌تردید خانه را ـ با هرکه در آن است ـ به آتش می‌کشم... لذا فاطمه کنار درب خانه‌اش ایستاد و فرمود: گروهی را نمی‌شناسم که حضورشان بدتر از حضور شمایان باشد. ابن قُتَیْبَه، در ادامه ماجرا می‌نویسد: ... قامَ عُمَرُ، فَمَشی مَعَهُ جَماعَةٌ حَتّی أتَوْا بابَ فاطِمَةَ، فَدَ قّوْا الْبابَ، فَلَمّا سَمِعَتْ أصْواتَهُمْ نادَتْ بِأعْلی صَوْتِها: یا أبَتِ! یا رَسُولَ اللهِ! ماذا لَقِینا بَعدَ کَ مِنِ ابْنِ الْخَطّابِ وَ ابْنِ أبِی‌قُحافَةَ؟! خلیفه دوم به پا خاست و همراه او جماعتی حرکت کردند تا به درب خانه فاطمه رسیدند و درب را کوفتند. وقتی آن بانو صداهایشان را شنید، به صدای رسا فرمود: پدر جان! ای رسول خدا! پس از تو ـ از فرزند خَطّاب و فرزندِ أبی‌قُحافه ـ چه چیزها که دیدیم! سند شماره 2 ابن أبی‌الحدید معتزلی (متوفّای 656) در کتاب «شرح نهج البلاغه» (جلد 2، صفحه 56)، چاپ: مصر، 1385 هـ؛ از احمد بن عبدالعزیز، معروف به «أبوبکر جوهری» (متوفّای 323) [نویسنده کتاب: «السقیفة و فدک»] نقل می‌کند: إنَّ سَعْدَ بْنَ أبِی‌وَ قّاصٍ کانَ مَعَهُمْ فِی بَیْتِ فاطِمَةَ وَ الْمِقْدادُ بْنُ الْأسْوَدِ أیْضاً، وَ إنَّهُمُ اجْتَمَعُوا عَلی أنْ یُبایِعُوا عَلِیّاً فَأتاهُمْ عُمَرُ لِیُحْرِقَ عَلَیْهِمُ الْبَیْتَ... وَ خَرَجَتْ فاطِمَةُ تَبْکی‌ وَ تَصِیحُ فَنَهْنَهَتْ مِنَ النّاسِ... سعد بن أبی‌وَقّاص همراهِ با آنان در خانه فاطمه بود؛ و نیز مقداد بن اَسود؛ و آنان تجمّع کردند تا با علی بیعت کنند. لذا خلیفه دوم به سراغشان آمد تا خانه را با آنان به آتش کشد... و فاطمه گریان و فریادکشان بیرون آمد و مهاجمان را از اقدامشان بازداشت... بررسی رفتار احترام‌آمیز از زاویه‌ای دیگر دقّت در تأثیرپذیری ناظرانِ هجوم، از شیوه پاسخگویی حضرت زهراعلیهاالسّلام به هوادارانِ خلیفه، این احتمال را به شدّت تقویت می‌نماید که: رفتار مؤدّبانه خلیفه دوم در هنگام گفتگو با حضرت زهراعلیهاالسّلام، در واقع، نوعی «صحنه‌سازی» جهتِ «عدم تشویش اذهان عمومی» بوده است. هرچند ـ دردمندانه ـ باید گفت: تأثیرپذیری افکار عمومی شهروندانِ مدینه از فریاد دادخواهی حضرت زهراعلیهاالسّلام، به حمایتِ عملی آنان از آن حضرت‌علیهاالسّلام نینجامید؛ امّا نظام خلافت، نمی‌توانست احتمالِ وقوع یک اعتراض فراگیر به «رفتار توهین‌آمیزش در هنگام گفتگو با حضرت زهراعلیهاالسّلام» را نادیده انگاشته و از همان لحظاتِ آغازین اقدام به هجوم اوّل، با پرخاش‌گری و گستاخی، با یگانه دختِ رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله رفتار نماید. شاید اگر خلیفه دوم چنین سیاستی را در پیش نمی‌گرفت،‌(1) ناظران، به ترک صحنه اکتفا نکرده و عکس‌العملی فراتر از «بی‌طرفی» را از خود بروز می‌دادند؛ عکس‌العملی که به هیچ وجه به نفع نظام حاکم نبود. سند شماره 1 ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) در کتاب «الإمامة و السیاسه» (جلد 1، صفحه 13)، چاپ: مصر، 1382 هـ؛ نقل می‌کند: ... فَلَمّا سَمِـعَ الْقَوْمُ صَوْتَها وَ بُکاءَها، اِنْصَرَفُوا باکِینَ... وَ بَـقِیَ عُمَرُ وَ مَعَهُ قَوْمٌ... وقتی آن گروه (= ناظران)، صدا و گریه فاطمه را شنیدند، گریان بازگشتند... ولی خلیفه دوم و گروهی (= مهاجمان)، همراهِ او [در صحنه] باقی ماندند
🔹طبق نقل ابن أبی‌شیبه، هواداران خلیفه، رفتار مؤدّبانه و احترام‌آمیزی را با حضرت زهراعلیهاالسّلام در پیش گرفته بودند. آیا این مطلب با ادّعای جسارت به ایشان از سوی مهاجمین، قابل قبول و قابل جمع است؟ 🔸پاسخ: هرچند در یک نگاه ابتدایی به نقل ابن أبی‌شیبه، چنین برداشت می‌شود که نظام حاکم، هنگام برخوردِ نظامی با حضور مخالفین سیاسیِ خود در بیت فاطمه‌علیهاالسّلام، احترام حضرتِ زهراعلیهاالسّلام را رعایت کرده است؛ امّا از دقّت در «نحوه مواجهه و شیوه پاسخگویی حضرتِ زهراعلیهاالسّلام به مهاجمین»، نمی‌توان به سادگی باور کرد که هواداران خلیفه، رفتار مؤدّبانه و احترام‌آمیزی را با حضرتِ زهراعلیهاالسّلام در پیش گرفته بودند. نحوه مواجهه و شیوه پاسخگویی حضرت زهراعلیهاالسّلام به مهاجمین سند شماره 1 ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) در کتاب «الإمامة و السیاسه» (جلد 1، صفحه 12)، چاپ: مصر، 1382 هـ؛ نقل می‌کند: وَ إنَّ أبابَکْرٍ تَفَقَّدَ قَوْماً تَخَلَّفُوا عَنْ بَیْعَتِهِ عِنْدَ عَلِیٍّ، فَبَعَثَ إلَیْهِمْ عُمَرَ... فَدَعا بِالْحَطَبِ وَ قالَ: وَ الَّذِی نَفْسُ عُمَرَ بِیَدِهِ لَتَخْرُجُنَّ أوْ لَاُحْرِقَنَّها عَلی مَنْ فِیها... فَوَقَفَتْ فاطِمَةُ عَلی بابِها، فَقالَتْ: لا عَهْدَ لِی بِقَوْمٍ حَضَرُوا أسْوَأ مَحْضَرٍ مِنْکُمْ... و خلیفه اول غیبتِ گروهی را ـ که از بیعتِ با او [با حضورشان] نزد علی سرپیچی کرده بودند ـ ، احساس کرد؛ لذا خلیفه دوم را به سراغشان فرستاد. ... خلیفه دوم هیزم طلبید و گفت: قسم به آن‌که جانم در دست اوست، یا خارج می‌شوید یا بی‌تردید خانه را ـ با هرکه در آن است ـ به آتش می‌کشم... لذا فاطمه کنار درب خانه‌اش ایستاد و فرمود: گروهی را نمی‌شناسم که حضورشان بدتر از حضور شمایان باشد. ابن قُتَیْبَه، در ادامه ماجرا می‌نویسد: ... قامَ عُمَرُ، فَمَشی مَعَهُ جَماعَةٌ حَتّی أتَوْا بابَ فاطِمَةَ، فَدَ قّوْا الْبابَ، فَلَمّا سَمِعَتْ أصْواتَهُمْ نادَتْ بِأعْلی صَوْتِها: یا أبَتِ! یا رَسُولَ اللهِ! ماذا لَقِینا بَعدَ کَ مِنِ ابْنِ الْخَطّابِ وَ ابْنِ أبِی‌قُحافَةَ؟! خلیفه دوم به پا خاست و همراه او جماعتی حرکت کردند تا به درب خانه فاطمه رسیدند و درب را کوفتند. وقتی آن بانو صداهایشان را شنید، به صدای رسا فرمود: پدر جان! ای رسول خدا! پس از تو ـ از فرزند خَطّاب و فرزندِ أبی‌قُحافه ـ چه چیزها که دیدیم! سند شماره 2 ابن أبی‌الحدید معتزلی (متوفّای 656) در کتاب «شرح نهج البلاغه» (جلد 2، صفحه 56)، چاپ: مصر، 1385 هـ؛ از احمد بن عبدالعزیز، معروف به «أبوبکر جوهری» (متوفّای 323) [نویسنده کتاب: «السقیفة و فدک»] نقل می‌کند: إنَّ سَعْدَ بْنَ أبِی‌وَ قّاصٍ کانَ مَعَهُمْ فِی بَیْتِ فاطِمَةَ وَ الْمِقْدادُ بْنُ الْأسْوَدِ أیْضاً، وَ إنَّهُمُ اجْتَمَعُوا عَلی أنْ یُبایِعُوا عَلِیّاً فَأتاهُمْ عُمَرُ لِیُحْرِقَ عَلَیْهِمُ الْبَیْتَ... وَ خَرَجَتْ فاطِمَةُ تَبْکی‌ وَ تَصِیحُ فَنَهْنَهَتْ مِنَ النّاسِ... سعد بن أبی‌وَقّاص همراهِ با آنان در خانه فاطمه بود؛ و نیز مقداد بن اَسود؛ و آنان تجمّع کردند تا با علی بیعت کنند. لذا خلیفه دوم به سراغشان آمد تا خانه را با آنان به آتش کشد... و فاطمه گریان و فریادکشان بیرون آمد و مهاجمان را از اقدامشان بازداشت... بررسی رفتار احترام‌آمیز از زاویه‌ای دیگر دقّت در تأثیرپذیری ناظرانِ هجوم، از شیوه پاسخگویی حضرت زهراعلیهاالسّلام به هوادارانِ خلیفه، این احتمال را به شدّت تقویت می‌نماید که: رفتار مؤدّبانه خلیفه دوم در هنگام گفتگو با حضرت زهراعلیهاالسّلام، در واقع، نوعی «صحنه‌سازی» جهتِ «عدم تشویش اذهان عمومی» بوده است. هرچند ـ دردمندانه ـ باید گفت: تأثیرپذیری افکار عمومی شهروندانِ مدینه از فریاد دادخواهی حضرت زهراعلیهاالسّلام، به حمایتِ عملی آنان از آن حضرت‌علیهاالسّلام نینجامید؛ امّا نظام خلافت، نمی‌توانست احتمالِ وقوع یک اعتراض فراگیر به «رفتار توهین‌آمیزش در هنگام گفتگو با حضرت زهراعلیهاالسّلام» را نادیده انگاشته و از همان لحظاتِ آغازین اقدام به هجوم اوّل، با پرخاش‌گری و گستاخی، با یگانه دختِ رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله رفتار نماید. شاید اگر خلیفه دوم چنین سیاستی را در پیش نمی‌گرفت،‌(1) ناظران، به ترک صحنه اکتفا نکرده و عکس‌العملی فراتر از «بی‌طرفی» را از خود بروز می‌دادند؛ عکس‌العملی که به هیچ وجه به نفع نظام حاکم نبود. سند شماره 1 ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) در کتاب «الإمامة و السیاسه» (جلد 1، صفحه 13)، چاپ: مصر، 1382 هـ؛ نقل می‌کند: ... فَلَمّا سَمِـعَ الْقَوْمُ صَوْتَها وَ بُکاءَها، اِنْصَرَفُوا باکِینَ... وَ بَـقِیَ عُمَرُ وَ مَعَهُ قَوْمٌ... وقتی آن گروه (= ناظران)، صدا و گریه فاطمه را شنیدند، گریان بازگشتند... ولی خلیفه دوم و گروهی (= مهاجمان)، همراهِ او [در صحنه] باقی ماندند