نویسندگان حوزوی
#انقلاب_در_مسیر (7) 💐 «تشریف» و خلق تصویری متفاوت از داستان انقلاب گزارشی خواندنی از محمدحسین فاضل
شهریار در نتیجه افشای یک راز توسط مهری(همسرش) متوجه می شود که او، مصطفی(دوستش) را به ساواک لو داده است. شهریار این بار سنگین گناه را نمیتواند تحمل کند و برای بخشودگی به دنبال مصطفی میگردد. او سه روز تمام همهجا حتی در کوه و دشت به دنبال مصطفی میگردد تا او را پیدا کند و حلالیت بطلبد. در خلال این جستوجو، وقایع اواخر پاییز 57 همدان هم در «تشریف» روایت می¬شود. تمام ماجراهای رمان «تشریف»، اثر علیاصغر عزتیپاک در بستر انقلاب میگذرد. اما بستر انقلاب فقط بهانه روایت نیست. انقلاب، پیشدرونمایه رمان «تشریف» است. شهریار در هر جا که قدم میگذارد، در شهر، اتوبوس و روستا، همهجا درگیر انقلاب است. هرچند شهریار تعمداً از ماجراها و مسائل انقلاب دوری میکند، ولی ناخواسته تحت تأثیر انقلاب قرار می¬گیرد. او در رمان یک جستوجوگر است. در جستوجوی مصطفی که او هم یک انقلابی جستوجوگر و مهمتر از آن، نماد هدایت است در داستان. شهریار باید مصطفی را پیدا کند تا هدایت شود.
مصطفی در دوران دانشجویی سری شوریده داشت در انقلابیگری اما با کار مهری گرفتار ساواک میشود و وقتی که بر میگردد، این سر شوریدهاش البته به ظاهر خاموش میشود. اما این خاموشی آتش زیر خاکستر است؛ هر چند شاید بتوان گفت از شوریدگیاش کاسته شده باشد اما جنبه عقلانی انقلابیگریاش خود را نشان میدهد و آن این است که مصطفی دریافت که این انقلاب نیاز به یک ابر انسان یا مهمتر از آن انسان کامل دارد که رهبریاش کند، او در واقع دنبال امام زمان(عج) است تا از شور فاصله گرفته و به عقلانیت نزدیک شود. در اینجا مصطفی هم جستوجوگر میشود، او در نتیجه جستوجو و پژوهشش به این نتیجه میرسد که اَبَر مردی از این میان باید نائب آن انسان کامل یعنی امام زمان(عج) شود تا انقلاب به نتیجه مطلوب و عقلانی برسد.
نویسند با روایت داستان شهریار به این تجسس تجسم بخشیده است و یک منتظر واقعی را به نمایش گذاشته است. منتظِری که برای رسیدن به منتظَر، از هیچ کوششی دریغ ندارد و مرارت و خستگی را به جان میخرد. این رنج بردنها مقدمهای است برای ابراز عشق به معشوق خود و مقبول افتادن در چشم او و در نتیجه هدایت شدن.
اما نکتهای که نویسنده در این روایت به آن اصرار دارد، این است که این جستوجو فردی است. شهریار در تمام مسیر تنهاست. او بدون مهری به دنبال مصطفی میرود. او از مهری دل میکند تا بتواند به مصطفی برسد. او در تمام این سه روز که دو روز آن در شهر سپری میشود، نمیتواند به خانه و پیش نو عروسش برگردد. گویا نویسنده روی فردیت جستوجوگر تأکید فراوان دارد. حتی مصطفی هم به تنهایی دنبال امام خود میگردد. او بیاعتنا از کنار دختری که دیوانهوار مصطفی را دوست دارد و برایش فداکاریها کرده است، میگذرد و شهریار را که بهترین و تنها رفیقش بوده، رها میکند و او را در جستوجوهایش شریک نمیکند تا بتواند به تنهایی به آنچه در پیاش است، دست یابد. البته خود نویسنده هم میداند که امام زمان(عج) به امت نیاز دارد. اساساً امامت به معنای امام جامعه است؛ به خاطر همین شهریار که یک شهروند از این امت است، مصطفی را در کنار جماعتی مییابد که همه جزو منتظران ظهور و سربازان امام زمان(عج) هستند.
شهریار در نماد شهروند عادی و مصطفی در نماد هدایتگر به سوی شناخت امام زمان(عج) هر دو به انقلاب احتیاج دارند. مسیر هر دوی آنها از انقلاب میگذرد. به همین علت در اول یادداشت عنوان شده است که انقلاب، پیشدرونمایه این رمان است. در واقع انقلاب با درونمایه آن که همان امامت و بالاخص امامت حضرت حجت(عج) است پیوندی عمیق دارد.
نویسنده عالمانه و عامدانه این دو را به هم پیوند زده است. اساساً رسیدن به امت مهدی موعود(عج) با انقلاب اسلامی شروع میشود. اینکه مصطفی در وسط مسیر انقلابیگریاش با همه شوریدگیاش به ناگاه همه چیز را رها میکند و جستوجوگر میشود، نشانهای برای همین موضوع است و روایت داستان شهریار به آن تجسم میبخشد. اما در این بین نویسنده به خطرات این مسیر و نامحرمان این انقلاب هم آشناست و هم گوشزد میکند.
ادامه 👇👇
نویسندگان حوزوی
#انقلاب_در_مسیر (7) 💐 «تشریف» و خلق تصویری متفاوت از داستان انقلاب گزارشی خواندنی از محمدحسین فاضل
شهریار در مسیر جستوجوی مصطفی به گروههای زیادی بر میخورد که در واقع جزو حرکتهای انحرافی هستند؛ و اگر نخواهیم آن را انحرافی بدانیم، لااقل باید تهی از معنا و مفهوم واقعی انقلاب و انقلابیگری واقعی دانست. شهریار در بخشی از داستان به گروههای مختلفی برخورد میکند. در روز عروسیاش به جماعت تظاهرگنندگان بر میخورد. این جماعت که تظاهراتشان با خشم و عصبانیت همراه است، با دیدن ماشینِ عروس برای مدت کوتاهی خشمشان را کنار میگذارند و در شادی عروس و داماد شریک میشوند، برای سلامتی آنها صلوات میفرستند، دعا میکنند و دست میزنند و شادی میکنند. در صحنههای بعدی به «شوندی» و دار و دستهاش بر میخورند که مبارزه مسلحانه را در پیش گرفتهاند که مورد نهی امام خمینی(ره) است و در رمان نیز چندبار به صورت غیر مستقیم به اشتباه بودن مسیرشان اشاره می شود.
شهریار در صحنهای دیگر با جعفر آشنا میشود. جعفر به خاطر ظلمی که توسط نیروهای رژیم متوجه خانوادهاش شده، در تظاهرات شرکت میکند. در تظاهرات شرکت میکند چون هیچ ریسمان قوی نیست که به آن چنگ بزند تا حق خود را بستاند. او به هیچ وجه حاضر نیست عصبانیت را کنار گذاشته و با عقلانیت وارد مسائل انقلاب شود و در آخر نیز کشته میشود. از نظر نویسنده این جماعت تظاهرکنندگان و تشکیلات شوندی هیچ کدام انقلابی واقعی نیستند. انقلابی واقعی همان جماعت کوچک، مصطفی و دوستانش هستند که در جستوجوی حقیقت و عقلانیت حرکت میکنند.
در کنار همه این مفاهیم عمیقی که در این رمان نهفته است و ما به اجمال به قسمتی از آنها اشاره کردهایم، نثر و قصهگویی علی اصغر عزتی پاک در رمان «تشریف» خواننده را مسحور خود میکند. هر چند که قطار روایت در یکی دو جا کُند یا متوقف میشود، اما خواننده با اثری مواجه است که کمکم و جرعه جرعه لذت آن را میچشد. بی تردید رمان «تشریف» از رمانهایی است که ذهن خواننده را تا مدتها درگیر میکند و دست از سرش برنمیدارد.
پایان
⛳️ این گوی و این میدان!
✍️ محمدجواد محمودی
شاید شما هم این شعر را بارها شنیده باشید:
«کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود»
این شعر بدین معناست که واقعهای به عمق و تاثیر عاشورا
که در آن خاندان پیامبر(ص) به خاک و خون کشیده شدند...
اگر روایت نمیشد، اگر تبیین نمیشد، اگر #حقایق روشن نمیگشت،
در همان کربلا میماند و چه بسا یزید-همانطور که چنین تصمیمی داشتند-
به عنوان طرف بر حق این واقعه معرفی میشد.
پس به همان اندازه که قیام #اباعبدالله(ع) دارای اهمیت بود،
تبیین و روشنگری حضرت #زینب(س) و امام #سجاد(ع) نیز مهم و ارزشمند بود...
#جهاد_تبیین یعنی همین،
یعنی حقایق را بازگو کردن؛
حقایق را روایت کردن؛
حقایق را تبیین کردن...
#انقلاب_اسلامی هم اگر چه انفجار نور است،
اگر چه یک تنه در مقابل زورگوهای عالم ایستاده،
اگر چه #سلیمانیها و #حججیها و #احمدیروشنها پرورش داده،
اگر چه حامی مستضعفان عالم بوده و هست،
اما اگر روایت نشود،
اگر حقایق او تبیین نشود،
دشمن آن را واژگونه بازسازی میکند...
دفاع مقدس را نامقدس روایت میکند،
شهیدسلیمانی را جنگ افروز معرفی میکند،
یاری رساندن به مظلومین #عراق و سوریه و #یمن را دخالت نظامی معنا میکند؛
و هزاران حقایق دیگر که وارونه به خورد اندیشهها میدهند تا حق را بپوشانند!
چرا که حیات و بقای #ظلم و #ظالم به مخفی ماندن حقایق است.
حضرت آقا فرمودند جهاد یعنی حرکتی که در مقابله با دشمن صورت میگیرد،
پس سنگر امروز ما،
شلمچه و فکّه و خرمشهر ما،
همان جایی است که دشمن مورد حمله قرار داده،
همان جایی است که رهبرمان فرمان عملیات داده.
پس، در باغ #شهادت بسته نیست،
برای وظیفهشناسان کاملا گشوده است،
حماسه، حماسهی اندیشهها و قلمها است...
بسم الله؛ این گوی و این میدان...
«قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ
فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»
سوره مبارکه #بقره، آیه 256
#جهاد_تبیین
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
#پیام_مدیر
🖌 پایان پرونده محتوایی امروز، هفدهم بهمن
🔹درصدد هستم به یاری خدا در تولید و بازنشر محتوای کانال، متنوع و پربار خدمت اعضای محترم باشم.
🔸بیتردید با نقد و نظرتان در ارتقای این محفل ادبی_رسانهای میتوانید نقش آفرین باشید.
🙏💐 کانال نویسندگان حوزوی؛ فضایی خودجوش در میدان #جهاد_تبیین
5.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 هرگز به تو دستم نرسد، ماه بلندم
🌹اندوه بزرگیست چه باشی ، چه نباشی
🎥 فیلم «ماه بلند»
💡 تهیه و تولید توسط کارگروه فضای مجازی ستاد کنگره شهدای استان قم
شهید_گمنام
#فیلم_کوتاه
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
یادداشتهای سفر به آمریکا؛
⭕️ سادهپوشی دانشجویان
✍️ حبیب الله بابایی
یکی از نکات بسیار آموزنده در تجربۀ دانشگاهیام در ویرجینیا، سادهزیستی و سادهپوشی دانشجویان بود. مثلا یکی از خانمهای دوره دکتری، خانم Susan، که با ایشان متنخوانی میکردم، بسیار سادهپوش بود. کتابهاش را در داخل یک توبره پارچهای (که قدیمها ما برای حمل رسائل و مکاسب از آن استفاده میکردیم) میگذاشت. همه لباسش را اگر قیمت میکردی شاید به 50 دلار نمیرسید، ولی هم در درسخواندن بسیار جدی بود، هم در تدیّناش التزام داشت. ایشان روز جمعه پاک (آدینه نیک) که روز عاشورای مسیحیان است، قرار جلسهمان را برای شرکت در مراسم Good Firday در کلیسا کنسل کرد.
یکی دیگر از این دانشجویان بسیار خاص را در کلاس آقایان اوکس و بوشارد (که کلاس هرمنوتیک را به صورت مشترک تدریس میکردند) دیدم. او از بس زیاد مطالعه میکرد همیشه چشمهایش خونی بود؛ ولی در طول ترم ندیدم که یک بار لباسی قیمتی و فاخر بپوشد. همواره ساده و البته تمیز میپوشید. ولی در انجام کارهای کلاسی پا به پای اساتید پیش میآمد.
اساسا یکی از نکتههای بسیار مهم در دانشگاه، اولویتهای دانشی دانشگاه بود. اولویتهای دانشیِ دانشگاه هرگز تحت تأثیر روابط دختر و پسر، یا پُز و پرستیژ استاد و دانشجو نبود. نبودِ پُز و پرستیژ در دانشجویان را میشد در پدیدۀ جالب کاردانشجوییِ برخی دخترخانمها مشاهده کرد. برخی از این دختران راننده اتوبوسهای دانشگاه بودند و از این طریق برای هزینههای تحصیلیشان (30 هزار دلار برای هر سال) کسب درآمد میکردند و در امورات اجرایی دانشگاه مشارکت میکردند.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🔰مؤسسه فرهنگ و تمدن توحیدی با همکاری پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام برگزار میکند:
🎞 نقد و بررسی مستند معضل اجتماعی
📆 پنج شنبه مورخ 21 بهمن ماه
⏰ 9 الی 12
📌 مکان: موسسه فرهنگ و تمدن توحیدی
بلوار جمهوری . میدان سپاه . بلوار شهید اخلاقی . بعد از کوچه یک قبل از تقاطع گلستان . پلاک ۱۲
#پژوهه
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
@pajooheir
#با_کاربران
🔴 سر گردانی در اوج سرگردانی!
✍️خلیل سمیعی
"به بهانه جنایت اخیر و گرداندن سر در خیابان و انظار عمومی"
علت این سر گردانی شاید ناشی از سرگردانی (تحیر) قاتل و عامل این جنایت از تفکر متعصبانه و جاهلانه و غلط فرهنگی دینی و اعتقادی و یا قومی بوده است و یا نشأت گرفته از ضعف فرهنگی خانوادگی و اجتماعی و شاید هم سرگردانی قاتل و عامل این جنایت برگرفته از فرهنگ منحط غرب یا مسلک وهابیت داعشی بوده است. به هر دلیل که باشد، این کار زشت باعث جریحه دار شدن احساسات عمومی مردم و تکدر خاطر آنان شده است و با هیچ عقل و منطق، دین و مذهبی سنخیت نداشته و ندارد. اینگونه سرگردانی ها در جوامع بشری سرانجامی جز این گونه سر گردانی ها ندارد و باید در این باره فکری کرد.
#فرهنگ
#ناموس
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
نویسندگان حوزوی
#انقلاب_در_مسیر (5) 💠 ترمیدور انقلاب اسلامی ✍️ محمدجواد نیکزاد یکی از نظریهها در باب انقلاب، تئو
.
#نقد_کاربران
به این متن اشکالی وارد است
ایشان معتقدند که تریمیدور در انقلاب منتفی است در حالی که چه حضرت آقا و چه نظریه پردازان داخلی و خارجی امکان اون رو قائل هستند لذا حضرت آقا همیشه تاکید به اصالت حفظ آرمانها دارند
لذا تریمیدور منتفی نیست
1_ مگر حضرت آقا نفرمودند که تز انقلاب از حوزه است مواظب آنتی تز این انقلاب که از خود حوزه است باشید
2_مگر دشمنان نگفتند الان اصل انقلاب رو نمی شود تغییر داد بلکه باید آرمانها رو تقلیل داد از تغییر به تقلیل رسیدند
3_الان جامعه اساتید حوزه در مقابل جامعه مدرسین در حال چه چیزی هستند
لذا تریمیدور در انقلاب اسلامی منتفی نیست بلکه دور از انتظار است لذا احتمالی وجود دارد که باید از اصول و آرمانها صیانت کرد تا تریمیدور اتفاق نیفتد.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
✨﷽✨
📣 آخرین دوره در سال 1400
#تربیت_مربی_قرآن_و_کودک
#مشهد_مقدس
مؤسسه قرآنی راه بهشت
با همکاری مرکزقرآنکریم آستان قدس رضوی برگزار میکند
#حضوری_در مشهد #مجازی_کلکشور
مهلتثبت نام 👈 تا 30 بهمنماه
آیدی ایتا 👈@raahebehesht1
شماره تماس دفتر مرکزی قم👈02532904360
09022904360👈
شمارهتماسشعبهمشهد👈09022974270
🔗کانال قرآن کودک و نوجوان
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🔸یادداشتی بر فیلم بی مادر؛
🔴 مادر بیفرزند همچون دختر بی عروسک است
✍️ حفیظه مهدیان
🔸فیلم از دو زاویه دید به مفهوم «مادری» می پردازد. اول: زنی از طبقه پایین که با چنگ و دندان می خواهد جان فرزند مریضش را حفظ کند و دوم: زنی از طبقه بالا که توانایی بارور شدن ندارد و در حسرت مادری است.
باید دید این دو زن هر یک چگونه بازنمایی شدند تا دریابیم فیلم تلقی درستی از مادری ارائه کرده؟ یا از پس کار برنیامده و برخلاف ظاهر فیلم، مادری و فرزندآوری را به چالش کشیده است.
🔸حس مادری آنقدر برای زنان فطری است که ویکتور هوگو در بینوایان می نویسد: «مادر بی فرزند همچون دختر بی عروسک است». زن بی فرزند فقدان دارد، هرچند که تمام آمال و آروزهای دیگران را در دست داشته باشد. مرجان در ابتدای فیلم توانسته این فقدان را برای مخاطب متجلی سازد، اما همچون بسیاری از فیلم های دیگر، زن بی فرزند به تدریج به عفریته ای حسود و خطرناک مبدل می شود تا جایی که مرجان حاضر می شود فرزند خود در رحم زنی دیگر را به قتل برساند. و مخاطب متوجه می شود، که خواست مرجان برای فرزنددار شدن، هیجان هایی مقطعی است ناشی از تصمیم های زودگذر و طرحواره های غلط شخصیتی [: اشاره های امیرعلی به طرحواره های شخصیتی مرجان] و نه برخسته از میلی عمیق، فطری و پاک.
🔸پروسه ای که سه سال قبل هم به همین منوال پیش برده بود. نگاه سرزنشگر علی اوجی به مرجان، هنگامی که فرزندش در استخر افتاد و دریافت مرجان از این نگاه [: فکر می کنه من از قصد بچه ش رو انداختم تو استخر] دال های دیگری بر شخصیت دوگانه مرجان است: نوسان بین «عشق» و «نفرت» و البته نوسان بین «اخلاق انسانیت» و «مذهبگرایی مزورانه».
🔸از سوی دیگر مهروز مادری رنج کشیده است که هویتش با فرزند معنا پیدا می کند. فرزند در اثر بیماری می میرد و مهروز تمام خود را از دست می دهد. اما او باردار است و همچنان این جنین زنده در رحم است که او را به ادامه زندگی نوید می دهد. اما مهروز این فرزند را نیز از دست می دهد و او را که در حقیقت متعلق به امیرعلی و مرجان است روی تخت بیمارستان رها کرده و خود در تاریکی شب ناپدید می شود. و حال فرزندی مرده بر جای مانده در دل خاک و فرزندی تازه به دنیا آمده که هر دو مادر [مرجان و مهروز]، رهایش کرده اند و این «بی مادر» تنها روی تخت بیمارستان در انتظار رسیدن به چه آینده ای است؟
🔸 در پایان جملههای ابتدای فیلم از زبان یک روانشناس معنا پیدا می کند که زن و شوهر عاشق تن به فرزندآوری نمی دهند مگر این که به ملالِ عادت رسیده باشند. «فرزند بدقدمِ نورس» دو رسالت داشت: «آغاز شکاف در علاقه امیرعلی و مرجان» و «فقدانی جدید برای مهروز» و در پایان هیچ کدام از مادرها او را نپذیرفتند.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
#مهارت_افزایی
کپشن (CAPTION) چیست؟
شاید این سوال ساده به نظر برسد و خیلیها جواب آن را بدانند. در واقع بیشترین تعریف کپشن در اینستاگرام مصداق پیدا میکند و کاربران از این اصطلاح در پستهای اینستاگرامی استفاده میکنند. اما در شبکههای اجتماعی دیگر نیز از کپشن استفاده میشود.
گاهی عکسها و ویدئوها نمیتوانند به تنهایی در شبکههای اجتماعی حرف مورد نظر ما را بزنند و کپشن در واقع همان متنی است که زیر آنها منتشر میکنیم تا بتوانیم توضیحات و جزئیات بیشتری را در اختیار مخاطبان بگذاریم.
اما همین متن به ظاهر ساده و چند خطی گاهی چنان ما را دچار چالش میکند که شاید ساعتها برای نوشتن آن زمان بگذاریم تا بتوانیم مخاطبمان را درگیر کنیم. در ترجمه فارسی به کپشن، نگاره هم گفته میشود اما استفاده از عبارت «کپشن» مرسومتر است.
👈 پست قبلی
#نویسندگی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN