🔻جنگ در «جهان ذهن»!
✍🏻علی خسروی
هرچقدر که از آن دو شب سوزان پنجشنبه و جمعه (۱۸ و ۱۹ دی) فاصله میگیریم، ابعاد تازهای از آن حوادث هولناک را درک و لایه جدیدی از آن فاجعه نمایانتر میشود. مثلاً در تصاویر تأملبرانگیزی که از جمعی از اغتشاشگران منتشر شده، گروهی پس از شکستن در ورودی یک بانک، وارد آن شده و دست به تخریب آن میزنند، از شگفتیهای این ویدئو اینکه، مردی به همراه دختر هشت ساله و چماق به دست خود، مبادرت به تخریب اموال عمومی میکند!
به این میاندیشم که چه اتفاقی در جهان ذهن و جان انسانی میافتد که نه تنها خود، بلکه کودک هشت ساله خود را هم وارد چنین معرکه خطرناکی میکند؛ به تعبیر فردوسی: «از این خویشتن کشتن اکنون چه سود؟» خویشتن کشی، خود ویرانگری، «يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ.. خانههایشان را به دست خود ویران کردند!»(حشر/۲).
چرا و چگونه مفهوم «تربیت، اعتراض، وطن و امنیت» این چنین ویران میشود که تخریب، سوزاندن و حتی قتل انسانهای بینوا ارزش تلقی شده و خیابان و بازار و مسجد و امامزاده-ع را اینگونه ویران، بیحرمت و خونآلود میکنند!
در ذهنم، شعر اندیشهبرانگیز و حسرت آفرین -از شاعر شاعران عرب- یعنی «متنبی» میجوشد:
اذا ساء فعل المرء ساءت ظنونه
و صـدق مــا یعتـاده مـن تـوهـم
و عــادی محبیــه بقــول عـدائـه
و اصبح فی لیل من الشک مظلم
وقتی رفتار انسان تباه میشود، اندیشهاش هم تباه میشود. تا گمانی نسبت به کسی پیدا میکند بیدرنگ، گمانش را باور میکند. دوستدارانش را به بهانه سخنی که دشمن گفته است دشمن میشمرد. شکِ تاریک، مثل شب او را فرا میگیرد.
آری، آنها پیش از ویرانی و آدمکشی در کوچه و خیابان و مسجد و .. نخست در «ذهنشان» انسانها را میکشند، اماکن را ویران میکنند و برایشان جان و مال هموطن بیارزش میشود.
اغتشاشگر در «جهان ذهن» و در جنگ تحمیلی رخ داده در ذهن، خودش را قربانی جهنمی تلقی میکند که دیگران مسبب آنند، پس آنها چون فوج مگسهای بیارزش، حق ماندن، زندگی کردن و برخورداری از امنیت و آرامش را ندارند.
آتشافروزان، در «جنگ ذهنها»، برای تغییر منطق محاسبات فرد، جامعه و یا به تعبیر دقیقتر «قربانیان» خود، گاهی اطلاعات ورودی به ذهن را «جابجا» یا «تحریف» میکنند. گاهی از «تکنیک تکرار» و گاهی از «تعمیم نابجا» جهت خطای شناختی بهره میبرند. بعضی اوقات «القای شناختی» و «وارونهسازی» صورت میدهند و در برخی اوقات به «مارپیچ سکوت» و «اکثریتسازی مصنوعی» متوسل میشوند.
در این جنگ، تلاش بر این است که مکانیزم تفکر یک فرد یا جامعه بهم بریزد. نظام معرفتشناسی و ارزشگذاریهایش تغییر کند و منزلت و مکان و زمان و موقعیت افراد و اشیاء بازتعریف شده و جامعه_و حتی یک کودک هشت ساله_ به نوعی «نِسیان معرفتی» و فراموشی مبانی مبتلا شود.
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian_hamedan
📌ضرورت احیای مرجعیت فرهنگی_اجتماعی حوزه های علمیه
حوزههای علمیه در تاریخ اجتماعی ایران، همواره نقشی فراتر از آموزش علوم دینی داشتهاند.
این نهادها در بزنگاههای حساس تاریخی، کانون شکلگیری مرجعیت دینی، اجتماعی و سیاسی بودهاند و توانستهاند مردم را در برابر استبداد داخلی و فشارهای بیرونی همراه و مقاوم نگه دارند. این ایستادگی در موارد فراوان با تبعید، حصر، فشار و شهادت علما و بزرگان همراه بوده است.
📌بهتدریج این جایگاه مورد توجه و هدفگذاری قرار گرفت.
کمرنگشدن پیوند میان مردم و حوزه و تضعیف نقش مرجعیت در عرصهی عمومی، از پیامدهای این روند بوده است. امروز میتوان آثار آن را در میدان دید؛ نیروهای مؤمن و انقلابی بسیاری در فضای مجازی و عرصهی واقعی درگیر جهاد تبییناند، اما با تحلیلهای متفاوت، اولویتهای گاه ناهمسو و کنشهای پراکنده حرکت میکنند. این تشتت بیش از هر چیز به نبود یک #مرجعیت_فکریِ در دسترس، بصیر و ساماندهنده بازمیگردد که بتواند جهت مشترک و قابل اتکا ایجاد کند.
📌در چنین وضعیتی، ظرفیت حوزههای علمیه برادران در بازفعالسازی مرجعیت اجتماعی اهمیتی ویژه پیدا میکند. تقویت ارتباط فکری منظم با نیروهای فعال فرهنگی و رسانهای، شکلدهی حلقههای تحلیل مسائل روز و حضور پررنگتر در هدایت گفتمانهای عمومی، میتواند به انسجام بیشتر و افزایش عمق حرکتهای انقلابی منجر شود.
📌در کنار این ظرفیت، میدان مهم دیگری نیز وجود دارد که نیازمند توجه جدیتر است؛ ظرفیت گستردهی بانوان طلبه و نیروهای دغدغهمند زن در حوزههای علمیه خواهران. امروز شمار قابل توجهی از خواهران مؤمن، تحصیلکرده و آگاه، با انگیزهای بالا در عرصههای فرهنگی، تربیتی، رسانهای و اجتماعی فعالاند. این توان انسانی، از نظر کیفیت و گسترهی اثرگذاری، سرمایهای ارزشمند برای جبههی فکری انقلاب به شمار میآید.
با این حال، بخش زیادی از این فعالیتها بهصورت پراکنده و بدون پیوند ساختاری انجام میشود. فقدان یک چارچوب منسجم، موجب شده است که بخشی از انرژی و خلاقیت این نیروها به نتیجهی متناسب خود نرسد. در صورت برنامهریزی هدفمند و ایجاد سازوکارهای هماهنگ، امکان شکلگیری شبکهای پویا از پژوهشگران، مبلغان، کنشگران رسانهای و مربیان فرهنگی فراهم میشود که ضمن اثرگذاری در حوزهی تخصصی خود، از جهتگیری فکری مشترک برخوردار باشند.
📌حوزههای علمیه خواهران، با جایگاه علمی و تربیتی خود، توانایی هدایت و ساماندهی این ظرفیت را دارند. تجربهی سالهای اخیر نشان داده است که حضور بانوان در عرصهی تبیین، بهویژه در موضوعاتی چون خانواده، تربیت نسل، هویت زن مسلمان و پاسخ به شبهات فرهنگی، نقشی عمیق و اثرگذار دارد.
🔻در این مسیر، میتوان بهطور مشخص به چند اقدام راهبردی اندیشید:
نخست، تأسیس یک مرکز قوی، منسجم و اثرگذار برای راهبری جهاد تبیین بانوان با پشتوانهی حوزههای علمیه خواهران؛ مرکزی که تحت هدایت شورایی از افراد باتجربه، صاحبنظر و زمانهشناس اداره شود و مسئولیت راهبری آن، مأموریتی مشخص و متمرکز داشته باشد. این شورا با تمرکز کامل بر این حوزه، امکان سیاستگذاری منسجم، تصمیمگیری دقیق و هدایت هماهنگ جریانهای فکری و رسانهای را فراهم میکند و میتواند بهتدریج به مرجعی قابل اعتماد در عرصهی مسائل زنان، خانواده و شبهات فرهنگی تبدیل شود.
🔻دوم، پیشبینی سازوکاری در درون همین مجموعه برای شناسایی، ارزیابی و ساماندهی بانوان طلبهی مستعد و توانمند در سطح کشور؛ بهگونهای که با تعریف شاخصهای روشن، ظرفیتهای علمی، تبلیغی، رسانهای و کنشگری اجتماعی شناسایی شود و زمینهی رشد هدفمند و بهکارگیری متناسب این نیروها فراهم آید. پیوند این فرآیند با شبکهی فعالان جهاد تبیین، میتواند به کاهش پراکندگیها و افزایش هماهنگی در کنشهای فرهنگی و اجتماعی منجر شود.
✍🏻زهرا کردی
#رحا_بانو (رسانه بانوان حوزوی)
@rahaa_banu
خاک غیرت
✍ سعید احمدی
سختی روزگار ما از آن روست که حوادث دنیای معاصر و نامعاصر از ما آدمهای سرسختی ساخته است. ما محصول خاطرات نسلی چند قرن رویارویی خشن، فریبکارانه و سلطهگرانه بیگانگان و خیانتکاران به مهد دلیران بودهایم. انقلاب پنجاه و هفت یعنی رستاخیز روح جمعی ما. برای چه؟ برای چیزی که اسمش را استقلال و آزادی گذاشتهایم. با کدام حکومت؟ با جمهوری اسلامی. چه، عدهای در متن و بطن حاکمیت با مردم همراهی بکنند و چه نکنند. اراده ما این است که این بار خودمان از همه چیزمان جانانه دفاع کنیم؛ از ارزشهای ملی و دینیمان. هشت سال جنگ با دنیا یعنی جنگ دنیا با همین همت و همین اراده. قریب پنجاه سال تحمل همه رقم فشار یعنی ایران ما دیگر نه روم را میپذیرد نه عرب را نه مغول را و نه اراذل تبعیدی اروپا را. نه شرق را و نه غرب را. انقلاب ما یعنی رستاخیز آزادگیِ فریدون، سیاوش، آرش، رستم و گردآفریدها. ما یعنی طیب ما یعنی شیرعلیمردان، ما یعنی پسیان، ما یعنی میرزا، ما یعنی رئیسعلی، ما یعنی چمران، باکری، باقری، همت، متوسلیان، خرازی، قنوتی، جهانآرا، فلاحی، بابایی، صیاد، حاجیزاده، قربانزاده، عبداللهزاده، صدرزاده و هرچه مرد و زن که از تخم پدرشان بودهاند و پای ایران ایستادهاند. ما یعنی ملت قاسم سلیمانی. کسی ما را به حساب شیخ بنفش و دار و دستهاش ننویسد. روح اگر داریم همان روحالله. تن اگر داریم همان جانباز مسجد ابوذر. صف ما همیشه جدا از هر سقیفهای. ما وقتی دست علی را بستند ابوذر بودهایم. خاک ما جایی است که اگر برای دفاع از حقیقت، بیدست و با صورت رویش بیفتیم، خودش ما را بلند میکند، حتی اگر نخواهیم یا نتوانیم. به شهادت کربلا، قلب همیشگی سرزمینی پهناور که تا بوده به آزادگی و آزادگان غیرت داشته است.
🌱
@ghalamdar
«شیب خیابان»
به قلم طیبه فرید
حرفی که خیلی وقت سرِ دلِ آدم بماند بیات می شود. دیگر نه آدم حال گفتنش را دارد نه یکی دیگر حوصله شنیدنش را. عین حکایت این روزها. چِرکی این روزها را هیچ جای طالع آدم ننوشتند! قابیل که نشست تَنگِ سینه هابیل تقدیر نبود، سوء اختیار بود. آدمِ به خدا بدبین، تا فِزِرتش قمصور* می شود، می گذارد به حساب قَدَر. این ها را ننویسم سر دلم می ماند! توی روحم می ماسد. بیات می شود.
بچه محل بودیم! مالِ یک کوچه. حتی نزدیکتر از این حرف ها. سَر رفتِ آبِ خانه ما و آن ها می ریخت به یکجو. از آن هم نزدیکتر. خانه ای که ما تویش نفس می کشیدیم دیوار به دیوار خانه آن ها بود. آن قدر که شب های تابستان بوی اُملت و سبزی و نان بلوری آن ها تا حیاط خانه ما می آمد و شاخه انارِ ما از لبِهٔ دیوار آجری هُل می خورد توی حیاط خانه آن ها.
قصه بر می گردد به روزهایی که دیوار حیاط ها کوتاه بود. تَهِ فرقِ خانه اعیانی و کارگری، دیوارهای آجرنمای آینه کاری بود با دیوارهای آجری بی آینه. هنوز خانه ها و آدمها و رخت و لباسشان بوی سیمیت ماهواره نمی دادند.
روزهائی که همسایه فامیلِ آدم بود!
کل تصور یک محله از خارجه موجوداتی بود که عینِ آدمیزاد نبودند. می گفتند توی خارجه اگر بی خانمانی سکته می کرد و توی راه دراز به دراز می افتاد به هیچ جای بقیه نبود! آن که این ها را می گفت خودش رنگ خارجه را ندیده بود فقط از یکی از فامیل های دور فرنگ رفته اش همین چند خط را شنیده بود!
حالا نه اینکه این حجم از سادگی و سیاه و سفید دیدن چیز خوبی باشد ها! نه...
اما همه چیز ذره ذره اتفاق افتاد. عین بزرگ شدن گل های انار سر شاخه. وقتی آن قدر سرت شلوغ بوده که هر روز ندیدی نسبت به دیروز چقدر انارتر شده. آدم ها عین انارند. ذره ذره می شوند یکی دیگر. انار رسیدن می خواهد. باغبانی که هر روز چشم بیندازد به تاجش که کِرم گلوگاه برندارد. که سرما نزند. کودش کم و زیاد نشود که اول پائیز سر شاخه دهان باز کند...
آدم همینقدر انار است....
همسایه ها یکی در میان رفته بودند. مانده بودیم ما و آن ها.
روبرویی ها زدند زمین و آپارتمان ساختند. مُشرف شدند به حیاطِ ما. حیاط دیگر حیاط نبود! چشم انداز ساکنین آپارتمان روبرویی بود. خانه ها و آدم ها و رخت و لباس هایشان بوی سیمیت می داد. آن قدر نرفتیم خارجه که خودش آمد توی کوچه ها، خانه ها.... هر کسی مالِ همانجایی بود که دوست داشت.
پرنسس دایانا ! مونیکا بلوچی، لئوناردو دیکاپریو و حتی چگوارا...
اصلا ما خودمان چند سالی همسایه صوفیا لورن این ها بودیم.
و کاش فقط همین ها بود.
کرم گلوگاه نشسته بود توی نقطه ترانزیت تاج انارها...
با هم بچه محل بودیم. حتی وقتی خانه شان را فروختند و از کوچه ما رفتند. تا آن شب که شنیدم توی شیب خیابان بوده. سنگ داشته یا چاقو یا تکه تیزی از یک موزائیک شکسته! دیگر نه فامیلمان بود و نه حتی همسایه....
شده بوده شبیه آدمهای خارجه. حتی خارجی تر!
آن ها که دیده بودنش می گفتند داشته از دستش خون می چکیده! توی شیب خیابان. خونِ آدمهایی که دیوارشان کوتاه بوده!عین هابیل.
این ها را اگر نگویم سر دلم بیات می شود.
همان وقت ها که آب حیاط ما و آن ها می ریخت به یکجو، بابایش نزول می گرفت. آقاجانم قدغن کرده بود از املت و نان بلوری شان چیزی بگذاریم توی دهانمان. خودش توی راه مدرسه سر و گوشش می جُنبید! سوزنش گیر می کرد روی سر و کله ناموس مردم.
می گفتند آن شب شیب خیابان شبیه شیب گودال بوده!پُر از خون اناری که شاخه اش از لبهٔ دیوار افتاده بوده توی کوچه...
کِرمگلوگاه تقدیر نیست! سرما شاید تقدیر زمستان باشد اما سرمازدگی تقدیر انار نه!
هر درخت اناری باغبان می خواهد که باغچه خودش را بپاید...آخر آدم ها عین انارند! ذره ذره عوض می شوند.
*کنایه از مغلوب شدن
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
بسم رب الحسین
یا زهرا
نمی خواهد دلم دیگر نه دامی نه گریزی را
که مدتهاست در بند است صیاد عزیزی را
نگاهش آنقَدَر شعر و غزل دارد که جز چشمش
نمیفهمند دیگر واژه هایم هیچ چیزی را
همه دنیا زمین خورده به پای او همانجا که
بنا کرده ست نامش سرزمین عشق خیزی را
ببین بخت بد مارا رسیده تا به ما دنیا
عوض کردند رسم خوب ارباب و کنیزی را
ولیکن شکر ساقی راهمان داده ست و در بزمش
به ما دادند هر شب چشمهای باده ریزی را
نه ترس از زندگی دارم نه خوف مرگ در جانم
که حل کرده ست چشمش هر غم ضد و نقیضی را
چه حرزی بهتر از اینکه خود معشوق می خواند
برای هر کدام از عاشقانش " اَلحفیظ " ی را
#وحیده_گرجی
#ارباب_مهربان_دلم_تولدت_مبارک
@shaeranehowzavi
🔰حکم فقهی «اغتشاشگران سازمانیافته» چیست؟
✍️ حجت الاسلام محسن رضایی
🔺در آشوبها و اغتشاشات اخیر، میزان و سطح خشونتها، قتلها، اهانت به مقدسات، سلاح کشیدن به روی مردم و نیروهای نظامی و امنیتی، از سوی اغتشاشگران آنقدر عیان و آشکار است که مراجع تقلید، علما و کارشناسان دین، به صراحت حکم آنان را حکم محاربه، مفسد فیالارض و باغی دانستند.
🔺اغتشاشگرانی که «سازمانیافته» به میدان آمدند و موجب قتل، ناامنی ایجاد رعب و وحشت در جامعه شدند؛
🔺هم #محاربند چرا که با به دست گرفتن سلاح امنیت جامعه و مردم را به خطر انداختند،
🔺هم #باغی هستند چرا که علیه امام عادل شورش کردند و با فراخوان، هدایت و تجهیز دشمنان نظام، به خیال خام خود قصد ساقط کردن نظام اسلامی را داشتند،
🔺و هم برخی از آنها قتل انجام دادهاند که #قاتل محسوب میشوند و باید قصاص شوند،
🔺و هم اموال عمومی و شخصی مردم را از بین بردند که #ضامن هستند و باید جبران کنند.
🔺لذا به این موضوع ساده ننگریم. ترّحم بیجا بر چنین عناصر خطرناکی که روی منافقین و داعش را سفید کردند، خلاف حکم شرع و خلاف عقل است و مانع پاکسازی کشور از این جنایتکاران خواهد شد.
🔺بله حساب برخی از نوجوانان و جوانانی که جوزده شده و فریب خوردند و وارد این تجمعات شدند، جداست.
🔺بنابراین ضرورت دارد دستگاه قضا با قاطعیت و با این پشتوانه فقهی، به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل کند.
#تبلیغ_مکتوب
#جهاد_روایت
💎@howzavian | نویسندگان حوزوی
🔰#درس_اخلاق | راهکارهایی برای مدیریت هوای نفس
▫️حجتالاسلام والمسلمین سید احمد فقیهی در درس اخلاق مسجد خاتمالانبیای پردیسان با اشاره به اینکه نفس اماره دشمن سرسختی است، اظهار کرد: برای اینکه انسان بتواند بر نفس اماره غلبه پیدا کند نیاز به برنامه تدریجی دارد.
▫️وی خاطرنشان کرد: اولین درخواست نفس اماره از انسان، تنبلی، بیعاری و تن پروری است و خیلی اهل کار و فعالیت و تلاش و ریاضت و مجاهدت نیست. این را باید از این نفس گرفت که دنبال راحتطلبی و کسالت نباشد.
▫️استاد فقیهی چند راه را برای این کار عنوان کرد از جمله فعالیت جسمی مثل پیادهروی و دویدن. وی با بیان این نکته که کار بعدی در مهار نفس اماره، نظم در کارها و منظم بودن است، اظهار گفت: میگویند طلبهها در نجف ساعتشان را با رفت و آمد مرحوم امام تنظیم میکردند. یادم هست که حرم رفتن مرحوم آیتالله مصباح منظم بود و معلوم بود چه شبی، چه ساعتی و چقدر در حرم میماند.
🔗 متن کامل گزارش
🔘@tasnimhowzeh | تسنیم حوزه
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 بشارت بینظیر امام خامنه ای: انتظار ۱۴۰۰ ساله در حال نتیجه دادن است، به شرط بصیرت و استقامت
✍️ میراحمدرضا حاجتی
🔰آنانکه بدنبال کلان تحلیل صحیح و عمیق تحولات شگرف و جاری در دنیا و کشور هستند این سخنان حکیمانه امام خامنهای را باید بدقت مرور کنند.
1️⃣ زمان و میدان را باید شناخت! در زمان بسیار حساس تاریخی قرار داریم؛ و میدان، میدان تحولات تمدنی است؛
جنایات پیش قراولان لشکر سفیانی و صهیونی در ۱۸ و ۱۹ دیماه در ایران در امتداد توطئه ها و نبرد ۴۷ ساله جبهه متحد کفر برای مقابله با زمینه سازی حکومت جهانی موعود عج از سوی انقلاب اسلامی است؛
2️⃣ به تعبیر سردار حاج رمضان تمام آوردههای شیاطین در طول قرنها در وجود آمریکا و اسرائیل خلاصه شده است؛ و اکنون با انقلاب اسلامی شیشه عمر آنها در حال شکستن است؛
3️⃣ نتانیاهو و ترامپ تنها مجریان خبیث برنامه جهانی تحت اشراف رهبران پنهان صهیونیست برای رفع موانع سلطه بی چون و چرای آنها بر ارض ادعائی موعودشان و شریان اصلی انرژی در غرب آسیا هستند؛
4️⃣ چینش کاملی از قدرتهای شیطانی
و سرویسهای جاسوسی آنها در حال پشتیبانی کامل اجرای این نقشه شیطانی هستند؛ ارسال دهها هزار ابزار ارتباطی استارلینک به ایران برای آشوبگران قلم کوچکی از اقدامات دشمن در این زمینه است؛
5️⃣ جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نقشه مسیحیت صهیونیستی برای بلعیدن ایران و غرب آسیا بلکه جهان را برهم زده است؛
6️⃣ شیاطین غربی بشدت آشفته اند! اندیشکدههای آنها؛ شیعه و امامین انقلاب را بدقت تحلیل کرده اند و تصریح میکنند شیعه و سربازان آخرالزمانی اش در حال سوزاندن ریشههای ما میباشند!
💎@howzavian
#محتوای_تبلیغی
اشاره محتوایی «متّهم»
✍️به قلم حجتالاسلام دهقان از مؤسسه تخصصی خطابه امیربیان
ــــــــــــــــــــــــ
♻️ اشارۀ ششم
📌مخاطب: عموم مردم
🔸خوب است در این شرایطی که اوضاع مقداری آرام شده است اندکی با خود خلوت کرده و به حوادثی که گذشت با دیدهی عبرت بنگریم و محاسبهای داشته باشیم.
چرا این اتفاق افتاد و چرا در این سطح از خشونت هم کمّاً و هم کیفاً انجام شد، به طوری که در تاریخ پس از انقلاب بی نظیر بود؟!
🔹اگر بخواهیم متّهمین و مقصّرین را احصا کنیم انگشت اشاره به سمت چه کسانی خواهد رفت؟
به نظرم می رسد موارد زیر را میشود به عنوان متّهم برشمرد:
⚖️متهم ردیف اول: آمریکا و اسرائیل.
⚖️متهم ردیف دوم: پشتیبانان استکبار و صهیونیست.
⚖️متهم ردیف سوم: مزدوران داخلی که لیدر بودند.
⚖️متهم ردیف چهارم: مسئولینی که با خیانت خود وضعیت اقتصادی و کشور را متشنج کردند.
⚖️متهم ردیف پنجم: فریبخوردگانی که آلت دست لیدرها شده و جنایت کردند.
⚖️متهم ردیف ششم: مسئولین غرب زدهای که معتقد به اقتصاد مقاومتی نبوده و لیبرال فکر میکنند.
⚖️متهم ردیف هفتم: سلبریتیهایی که بر آتش فتنه دمیدند و خُردی فراموش کردند و دُرشتی نمودند.
⚖️متهم ردیف هشتم: متولیان فرهنگ مخصوصاً حوزه و روحانیت که نتوانستند آنطور که باید بینش اسلام ناب خمینی (ره) را تبیین کرده و انگیزش صحیح در جامعه ایجاد کنند؛ لذا کنشهای انجامشده بر مدار حق واقع نشدند.
⚖️متهم ردیف نهم: مردم معترضی که هرچند مُحقّ بودند اما با عملکرد غلط، بستر را برای اغتشاشگران فراهم کردند.
⚖️متهم ردیف دهم: هر کسی که با کوتاهی خود در ایجاد این فتنه مؤثر بود؛ اعم از مسئولی که شبکههای اجتماعی را مدیریت نکرد، تا پدر و مادری که در تربیت فرزندش کوتاهی کرد، تا معلمی که سر کلاس ناامیدی را القا کرد، تا هنرمندانی که با فیلمها و برنامههای پر از نیش و کنایه به نظام سیاهنمایی کردند و هنرشان در خدمت نظام اسلامی که نبود هیچ، در مسیر تضعیف قدم برداشتند و ... .
🔸گناه همه این خونهای ریختهشده
و جراحات به بار آمده
و اهانتهایی که به مساجد و قرآنها شده
و خساراتی که به اموال عمومی و شخصی وارد آمده،
به پای همه اینها نوشته شده است
و به زودی در دادگاه عدل الهی باید پاسخگو باشیم.
🔺هر چند انسانهای باوجدان هماکنون نیز در دادگاه وجدان خود به قضاوت نشستهاند و قبل از اینکه محاسبهشان کنند از خود حساب میکشند.
🔹از متهمین ردیف اول تا چهارم که بگذریم؛ چراکه انشاءالله هم در دنیا باید مجازات سخت شوند و هم در آخرت،
بقیه ما متهمین علاوهبر ادای حقالناسهایی که مرتکب شدهایم باید توبه نصوح کنیم و به جدّوجهد جبران مافات نماییم و ملتمسانه از خداوند علیم و حکیم بخواهیم که ما را ببخشد و امید به فضل و کرمش داشته باشیم و با توسل بر انبیا و اولیایش ضجه بزنیم بلکه شفاعتمان را بکنند و خداوند توبه ما را بپذیرد!
🌱قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
بگو: اى بندگان من که برخود اسراف و ستم کردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مىآمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
#همقلم
#امیربیان
#فتنه_امریکایی
ــــــــــــــــــــــــ
همقلم
شبکۀ ملی تولیدکنندگان محتوای تبلیغی
eitaa.com/Hamghalam
مغالطه نان و رسانه؛ چرا بازگشایی اینستاگرام یک خطای راهبردی است؟
✒️ حسن یونسی
در جهان پیچیدهی امروز که فضای مجازی به تعبیر رهبر معظم انقلاب، به عرصهی واقعی زندگی تودهها مبدل گشته است، تحلیل پدیدههای ارتباطی بدون در نظر گرفتن مؤلفههای قدرت و امنیت، خطایی جبرانناپذیر است. مدتی است که در محافل رسانهای، جریانی خاص با تکیه بر ابزار «تطمیع اقتصادی»، در پی بازسازی چهرهی تخریبگر پلتفرمهای بیگانه و در صدر آنها اینستاگرام است. مدعای اصلی این جریان، گره خوردن معیشت بخشی از جامعه به این بستر است؛ اما حقیقت امر آن است که این دوگانهسازی میان «اقتصاد» و «صیانت»، یک مغالطهی آشکار برای سرپوش گذاشتن بر آسیبهای بنیادینی است که کیان جامعهی اسلامی را هدف قرار داده است. اگرچه دغدغهی معیشت و رونق کسبوکارهای مجازی امری ممدوح و لازم است، اما تجربهی تاریخی و تحلیلهای فنی ثابت میکند که بنا کردن عمارت اقتصاد یک ملت بر روی زمین لرزانی که مدیریت آن در اختیار اتاقهای فکر متخاصم قرار دارد، نه یک تدبیر، بلکه نوعی انتحار اقتصادی و امنیتی است. نخستین نکتهای که در این «جهاد تبیین» باید بر آن پای فشرد، سستی استدلال «انحصار اقتصادی» است؛ چرا که پلتفرمهای بومی در سالهای اخیر نشان دادند توان بالایی در میزبانی از کسبوکارها دارند و انتقال سرمایهی دادهای ملت به بسترهای داخلی، علاوه بر صیانت از حریم خصوصی، مانع از خروج اطلاعات رفتاری ایرانیان به سمت سرورهای بیگانه میشود. اقتصادی که بر پایهی یک «لایک» در بستری خارجی بنا شود، با یک فرمان سیاسی فرامرزی در لحظهای فرو میپاشد و این لرزانترین نوع معیشت است.
فراتر از مسائل صلب اقتصادی، آنچه دغدغهمندان دین و فرهنگ را نگران میکند، نقش تخریبی اینستاگرام در ساحت «معرفت و اخلاق» است. این پلتفرم صرفاً یک نمایشگاه عکس نیست، بلکه یک «کارخانهی استحاله فرهنگی» است که با مهندسی دقیق پیام، سبک زندگی مادیگرایانه و تبرج را به لایههای عمیق ذهن جامعه رسوخ میدهد. قرار دادن نوجوان ایرانی در معرض سیلی از محتواهای غیراخلاقی و شبهات زهرآگین، آن هم به بهانهی مبادلات تجاری، معاملهای است که در آن «ایمان نسل آینده» فدای «سود گذرا» میشود. این شبکه بهصورت سیستماتیک، ذهن نوجوان را از مرزهای حیا دور کرده و او را در گرداب سطحینگری غرق میکند. علاوه بر این، نباید از کارکرد امنیتی آن غافل شد؛ چرا که اینستاگرام در بحرانها، نه یک رسانه، بلکه یک «اتاق جنگ» برای پمپاژ شایعات و قطبیسازی جامعه است. مدعیان «آزادی بیان» باید پاسخ دهند که چرا همین شبکه، سخیفترین سانسورها را علیه نام و تصویر قهرمانان ملی ما همچون شهید سلیمانی اعمال میکند؟ این تناقض ثابت میکند که آزادی مدنظر آنها، تنها در مسیر تضعیف ارکان نظام و تخریب همبستگی ملی تعریف شده است.
در تحلیل نهایی، باید بر این اصل عقلانی و شرعی پای فشرد که «دفع مفسده بر جلب منفعت مقدم است». حاکمیت موظف است با شجاعت تمام، به جای اعتماد به بسترهای غیرقابلکنترل، زیرساختهای بومی را تقویت کرده و فعالیت اقتصادی را در فضایی تسهیل کند که امنیت، اخلاق و هویت ملی قربانی مطامع سیاسی بیگانگان نشود. ما نباید اجازه دهیم «نان مردم» بهانهای برای «غارت ایمان مردم» و تخریب ذهن آیندهسازان این مرز و بوم شود؛ چرا که هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد برای به دست آوردن یک منفعت مادی لرزان، امنیت پایدار و ریشههای اعتقادی یک امت را به حراج بگذارد و آیندهی فرهنگی کشور را در اختیار دشمنان قسمخورده قرار دهد. استقامت در این مسیر، ضامن استقلال حقیقی در فضای سایبر و حفظ صلابت جامعهی توحیدی خواهد بود.
#نویسندگان_حوزوی_تهران
@howzavian_tehran