ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاختهای یعنی چه؟
زلف در دستِ صبا، گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساختهای یعنی چه؟
شاهِ خوبانی و منظورِ گدایان شدهای
قدرِ این مرتبه نشناختهای یعنی چه؟
نه سرِ زلفِ خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداختهای یعنی چه؟
سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرِّ میان
وز میان تیغ به ما آختهای یعنی چه؟
هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه؟
حافظا در دلِ تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداختهای یعنی چه؟
شعور .
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش جور می شود گا
سلام
عاااااشق این شعرم مخصوصا بیت اولش😍😍
بر سرِ آتشِ تو سوختم و دود نکرد
آب بر آتشِ تو ریختم و سود نکرد
آزمودم دلِ خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جُز از وصلِ تو خشنود نکرد
"یک روز" هم نبود و شمردم "هزار روز"
آری! جداییِ تو به من بیشتر گذشت...
از پیچ و تابِ جادهِ غمبارِ روزگار...
خوشبخت آن کسی ست که با همسفر گذشت!
#حسین_دهلوی
هدایت شده از تأملات | تولايى
کج ذوقِ بد سلیقه کسی که بهشت را
کرده ست با وجودِ نجف باز انتخاب...
@m_a_tavallaie | #دهین
دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن
به از آن است که در دام نگاه افتادن
سیب شیرین لبت باشد و آدم نخورد؟
تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن
لاک پشتانه به دنبال تو می آیم و آه
چه امیدی که پی باد به راه افتادن؟
#حامدعسکری