eitaa logo
یادداشت قرآنی
15 دنبال‌کننده
11 عکس
6 ویدیو
16 فایل
هذا ذِکر Admin: @tel_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
- اگر مواخذه می‌کرد سوره نحل وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ، ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ؛ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى. فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لايَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لايَسْتَقْدِمُونَ (۶۱) اگر خدا مردم را به‌سزای ستمکاری‌شان مجازات می‌کرد، هیچ موجود زنده‌ای روی زمین باقی نمی‌ماند. ولی تا وقت مرگِ حتمی مهلتشان می‌دهد. وقتی هم که اجلشان برسد، نمی‌توانند حتی لحظه‌ای آن را عقب و جلو بیندازند. سوره فاطر وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا، ما تَرَكَ عَلى‌ ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ؛ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى. فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِيراً (۴۵) اگر خدا مردم را به‌سزای کارهای زشتشان مجازات می‌کرد، هیچ موجود زنده‌ای روی زمین باقی نمی‌ماند. ولی تا وقت مرگِ حتمی مهلتشان می‌دهد. وقتی هم که اجلشان برسد، هرکس را متناسب با گناهش مجازات می‌کند؛ زیرا او حال بندگانش را می‌بیند. سوره کهف وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ. لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ. بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً (۵۸) خدا آمرزنده مهربان است. اگر می‌خواست به‌سزای کارهای زشتشان آنها را مجازات کند، سریع عذابشان می‌کرد؛ ولی چنین نکرد؛ بلکه برای عذابشان زمان مشخصی تعیین شده است و دیگر آن‌وقت، غیرخدا پشت‌وپناهی ندارند. دعای تعقیب نماز سُبْحانَ مَنْ لايَعْتَدِي عَليٰ أَهْلِ مَمْلَكَتِهِ. سُبْحانَ مَنْ لايَأْخُذُ أَهْلَ الْأَرْضِ بِأَلْوانِ الْعَذابِ. سُبْحانَ الرَّءُوفِ الرَّحِيمِ. مناجات کمیل ... وَ لاتُعاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَليٰ ما عَمِلْتُهُ فِي خَلَواتِي،‌ مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَ إِساءَتِي، وَ دَوامِ تَفْرِيطِي وَ جَهالَتِي، وَ كَثْرَةِ شَهَواتِي وَ غَفْلَتِي. نکته: - قیامت: اين آيات، جوابِ اين سوال است که چرا افراد ظالم و فاسد و گنه‌کار در دنيا مجازات نمي‌شوند؟ مجازات اصلي براي قيامت و روز جزاست. (لَهُم مَوعِد، اِلي اَجل مُسمّي) - دنياي محدود و موقتي، ظرفيت مجازت کامل ظالمان را ندارد. مگر کسي را که باعث قتل ميليون‌ها نفر شده چندبار مي‌شود اعدام کرد؟ - اگر قرار بود خداوند هر گناه‌کاري را زود مجازات کند که کسي روي زمين نمي‌ماند. (ماتَرک عَليها مِن دابّه) همه ما بالاخره يه غلط‌هايي کرديم و مي‌کنيم. - اگر قرار بود هرکي دزدي مي‌کرد دستش قطع مي‌شد، هرکي دروغ مي‌گفت لال مي‌شد، هرکي نگاه گناه‌آلود مي‌کرد کور مي‌شد، چه دنياي وحشتناکي مي‌شد. مثلا خبر مي‌دادند امروز بابات رو صاعقه زد چون داشت گرون‌فروشي مي‌کرد. مي‌رفتي خونه و مي‌ديدي زنت لال شده چون داشته غيبت مي‌کرد. - استدراج: قبلا درباره استدراج خوانديم. اين آيات، دليل ديگري است براي استدراج و مهلت دادن به گناه‌کاران. »» قرآن - کید خدا (استدراج) https://eitaa.com/iEslaam/695 »» قرآن - استدراج (۱) https://eitaa.com/iEslaam/689 سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
قرآن - کل بر مولا سوره نحل وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَينِ أَحَدُهُما أَبكَمُ، لايَقدِرُ عَلىٰ شَيءٍ، وَ هُوَ كَلٌّ عَلىٰ مَولاهُ، أَينَما يُوَجِّههُ لايَأتِ بِخَيرٍ. هَل يَستَوي هُوَ وَ مَن يَأمُرُ بِالعَدلِ وَ هُوَ عَلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ؟ (۷۶) خدا مثالی می‌زند: دو نفر را در نظر بگیر که یکی از آنها برده‌ای زبان‌نفهم است و عُرضه هیچ کاری ندارد و سربارِ صاحب خود است، و صاحبش دنبال هر کاری می‌فرستدش، او از پسِ آن برنمی‌آید. اما دیگری، شخص زرنگی است که نه تنها خودش در راه درست است، بلکه دیگران را هم به رعایت میانه‌روی در زندگی سفارش می‌کند. این دو نفر یکسانند؟! نکته: از آن آیه‌هاست که زمزمه کنی و به حال خودت زار بزنی. نکند آن بنده‌ای باشم که "کَل" بر مولايم باشم، به خواسته‌هایش توجه نکنم، و خيري برايش نداشته باشم. پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
- بهترین حمد سوره کهف الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي أَنزَلَ عَلىٰ عَبدِهِ الكِتابَ، وَ لَم‌يَجعَل لَهُ عِوَجاً (۱) قَيِّماً ... حمد، مخصوص خداوندى است كه کتاب استوار (قرآن) را بدون هيچ‌گونه انحرافى، بر بنده‌اش نازل كرد. سوره فرقان تَبارَكَ الَّذي نَزَّلَ الفُرقانَ عَلىٰ عَبدِهِ، لِيَكونَ لِلعالَمينَ نَذيراً (۱) بزرگ است کسی كه فرقان (قرآن) را بر بنده‌اش نازل كرد تا بر جهانيان بيم‌دهنده باشد. نکته: - به مناسبت‌های مختلف حمدهای مختلف و زیادی داريم. يکي از زيباترين‌هاش همين حمده. - اونقدر قرآن دم دسته، که يادمون می‌ره چه نعمت اعظم و بی‌نظیریه، و واجبه بابتش شکرگزار باشيم. - عبده: مصداق خاص "عبد"، حضرت رسول الله هستند، که واسطه نزول رحمت و برکتند. - و ممکنه مصداق عامی داشته باشه، که انسان و نوع بشره. یعنی خدایا شکرت که ما رو قابل دونستی که کتاب و کلامت را برامون نازل کنی و باهامون همکلام بشی. - وای اگر نبود اين قرآن. چه بايد مي‌کرديم با اون کتاب‌هاي دست‌خورده و تحريف‌شده. - نهج‌البلاغه خطبه ۱۷۶ فَاسْأَلُوا اللَّهَ بِهِ، و تَوَجَّهُوا إِلَيْهِ بِحُبِّهِ، و لاتَسْأَلُوا بِهِ خَلْقَهُ؛ إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ العِبَادُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِمِثْلِهِ. به وسيله قرآن خواسته‌هاى خود را از خدا بخواهيد، و با دوستى قرآن به خدا روى آوريد، و با قرآن از خلق خدا چيزى نخواهيد؛ وسيله‌اى براى تقرّب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد. https://imamali.inoor.ir/nahj/text/sermon/177?phrase=5667 - آيت‌الله بهجت: کاری کنید که احساس کنید قرآن، زنده است و نکات جدیدی از آن بفهمید. محفوظات خود را به گونه‌ای تکرار کنید که ملالت‌آور نباشد. تکرار یک جزء در شبانه‌روز، کافی است. آن را هم سه قسمت کنید. نفحات اعتقادی ص ۱۳۷ جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
- تجلی - سوره اعراف (تجلی الله) وَ لَمّا جاءَ موسىٰ لِميقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ: رَبِّ أَرِني أَنظُر إِلَيكَ. قالَ: لَن تَراني؛ وَلٰكِنِ انظُر إِلَى الجَبَلِ، فَإِنِ استَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوفَ تَراني. فَلَمّا تَجَلّىٰ رَبُّهُ لِلجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ موسىٰ صَعِقًا. فَلَمّا أَفاقَ قالَ: سُبحانَكَ، تُبتُ إِلَيكَ وَ أَنا أَوَّلُ المُؤمِنينَ (۱۴۳) و همين‌كه موسى به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با او گفتگو كرد، گفت: پروردگارا! خود را به من نشان بده تا تو را ببينم. فرمود: هرگز نمى‌توانى مرا ببينى؛ و لكن نگاهى به كوه بينداز. اگر در جاى خود بر قرار ماند، شايد مرا ببينى. همين كه پروردگارش بر كوه تجلّى كرد، كوه از هم متلاشى شد و موسى بى‌هوش روى زمين افتاد. وقتى به هوش آمد، گفت: منزّهى تو. از حرفى كه زدم توبه مى‌كنم و من اولين ايمان‌آورنده به توام. - سوره حشر (تجلی کلام الله) لَو أَنزَلنا هٰذَا القُرآنَ عَلىٰ جَبَلٍ لَرَأَيتَهُ خاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِن خَشيَةِ اللَّهِ. وَ تِلكَ الأَمثالُ نَضرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُم يَتَفَكَّرونَ (۲۱) اگر اين قرآن را بر كوه نازل مى‌كرديم، مى‌ديدى كه از خوف و خشيت الهى فروتن و متلاشى مى‌شد. اينها مثال‌هايى است كه براى مردم مى‌زنيم تا شايد بينديشند. - نهج‌البلاغه حکمت ۱۱۱ (تجلی محبت مولا) امام علی عليه‌السلام: لَوْ أَحَبَّنِي جَبَلٌ لَتَهَافَتَ. اگر كوهى مرا دوست بدارد خرد و متلاشی می‌شود. سهل بن حنيف انصارى پس از بازگشت از جنگ صفين در شهر كوفه از دنيا رفت و امام على عليه‌السلام که او را خیلی دوست مى‌داشت، اين جمله را فرمود. https://imamali.inoor.ir/nahj/text/motto/432 - حافظ: در ازل، پرتو حُسنت، ز تجلی دم زد عشق، پیدا شد و آتش به همه عالم زد جلوه‌ای کرد رخت، دید، ملَک، عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد عقل می‌خواست کز آن شعله، چراغ افروزد برقِ غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد مدعی خواست که آید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد نکته: - کوه، نماد بزرگی و استحکام. شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
- توکل - سوره کهف قالَ: فَإِنِ اتَّبَعتَني فَلاتَسأَلني عَن شَيءٍ، حَتّىٰ أُحدِثَ لَكَ مِنهُ ذِكرًا (۷۰) (خضر به موسی) گفت: گر به دنبال من آمدی، هیچ مپرس، تا (به وقتش) برایت بازگويم. - آيت‌الله بهجت: سوال: آیا دستوراتی که رسول گرامی اسلام و حضرت علی به افرادی مثل سلمان و ابوذر و میثم تمار و رُشَید هَجَری و ... می‌دادند، الآن موجود است؟ آيت‌الله بهجت: هرچه هست، همین قرآن و نهج‌البلاغه است و چیزی غیر از اینها به اصحابشان نمی‌گفتند. کتاب نفحات اعتقادی ص ۱۳۴ نکته: - شاید بعضی توکل رو درست متوجه نشدند. خیال می‌کنند توکل، در حوادث خاص و سخت زندگیه. توکل به خدا از بای بسم الله شروع می‌شه؛ از اولين قدم. براي ما از عمل به احکام شرعی. "رساله عملیه" رو بگذار جلوت و چشم بسته عمل کن و برو. شک نکن همين‌ها ترو به مقصود مي‌رسونه. طريقت، از راه شريعته. - گاهي نکات کليدي و مهم، در چيزهاي ساده و دم‌دستيه؛ نه در داشتن استاد و مرشد و اسم اعظم و ذکر خاص. - وقتي مي‌گي "قُربةً الي الله" و نماز مي‌خوني، بزرگترين ذکر رو گفتي، اگر بدوني معناش چيه. - فَلاتَسئَلنِي: يعني توکل، اعتماد کامل، بي‌چون و چرا. - حضرت خضر اين نکته را قبلا گفت که: وَ كَيفَ تَصبِرُ عَلىٰ ما لَم‌تُحِط بِهِ خُبرًا؟ (کهف/۶۸) اين سرّ دنياست؛ صبر بر حوادثي که از کم و کيفش بي‌خبري. نه مي‌دوني کي مياد، نه مي‌دوني کي تموم مي‌شه؛ مثل جريان جنگ حاضر، مثل ظهور امام غائب. وظيفه پيروي و صبوري، تا پيروزي. »» حدیث - توکل: https://eitaa.com/iEslaam/493 »» قرآن - رها کن: https://eitaa.com/iEslaam/577 یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
آداب زیارت بگذار فشار دهند «خاطره علی بهجت از پدر، آیت‌الله بهجت و از علامه طباطبایی» مقید بودند آداب زیارت را طبق روایات انجام دهند. در مشهد که بودیم، از منزل با طهارت راه می افتادند، با توجه مشغول اذکار و اوراد می‌شدند و برای حضور، آمادگی پیدا می‌کردند. وقتی به در حرم امام رضا می‌رسیدند صلوات خاصه امام رضا را می‌خواندند و سپس مشغول خواندن اذن دخول می‌شدند. حتی در سال‌های آخر عمر هم خم می‌شدند و عتبه در را می بوسیدند. دو ساعت در حرم مشغول عبادت و زیارت می شدند. یک ساعت ایستاده و یک ساعت نشسته. خیلی بر این نکته اصرار می‌کردند که نباید در حرم‌ها صدا را بلند کرد. می‌فرمودند: «بسپرید که در حرم فریاد نزنند؛ صدا بلند نکنند. ملائکه در حال طواف هستند و از صدای بلند اذیت می‌شوند.» گاهی نیز می گفتند: «خدا می‌داند در این حرم‌ها چه ملائکه‌ای و چه اولیایی به طواف مشغولند. صدا بلند نکنید و فریاد نزنید؛ آنها مُتاذّی (اذیت) می‌شوند.» مقصودشان فریادهایی بود که برخی بلند می‌کردند؛ مثلاً همین که برخی فریاد می‌کشند: «صلوات بلند ختم کن.» صدای بلند و فریاد زدن را بی‌ادبی می‌دانستند. معتقد بودند در حرم‌ها باید احترام نگاه داشت و ادب را رعایت کرد و نباید مزاحم حضور و ارتباط قلبی افراد شد. مطلوب ایشان در زیارت این بود که هر کسی در حال خودش باشد تا از زیارت بهره‌مند شود. می‌فرمودند: «برخی در همین جا متوجه می‌شوند که حاجاتشان برآورده می‌شود.» به مناسبت یاد کنم از مرحوم علامه طباطبایی. یه روزی در حرم امام رضا ایشان را دیدم که از در ورودی پیش روی مبارک حضرت رضا وارد شده بود و میخواست به سمت بالاسر حضرت برود. فشار جمعیت زیاد بود و ایشان را بی اختیار به این طرف و آن طرف می برد. بنده راهی باز کردم و گفتم: «بفرمایید از این طرف آنجا شما را اذیت می‌کنند.» طوری نگاهم کرد که گویا متوجه منظورم نشده است. گفتم: «شما را فشار می‌دهند.» گفت: «بگذار فشار بدهند، بگذار فشار بدهند.» گویا همان ازدحام و بی‌اختیار شدن در انبوه جمعیت مطلوبش بود. خیلی لطیف بود. عمداً در آن قسمتی قرار گرفته بود که فشار جمعیت وجود داشت. در آنجا سر از پا نشناختن یکی از آداب است. کتاب صحبت سال‌ها ص ۲۹۷ کتاب نفحات حسینی ص ۱۶ »» آداب دعا (۲) زمان و مکان: https://eitaa.com/iEslaam/534 سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
- حق و باطل (۱) مناجات مطيعين وَ أَزْهِقِ الْباطِلَ عَنْ ضَمائِرِنا، و أَثْبِتِ الْحَقَّ فِي سَرائِرِنا؛ فَإِنَّ الشُّكُوكَ وَ الظُّنُونَ لَوَاقِحُ الْفِتَنِ، وَ مُكَدِّرَةٌ لِصَفْوِ الْمَنَائِحِ وَ الْمِنَنِ. میل به باطل را از باطن ما نابود گردان، و حق و حقیقت را درون ما برقرار دار؛ زیرا شک و گمان‌های فاسد، آبستن حوادث و فتنه‌هاست، و عیش خوش ما را به عطایا و نِعَم، تيره و تار می‌سازند. نکته: - لواقح: جمع مکسّر، هم‌ريشه با لِقاح، به معناي باردارکننده است. وَ أَرسَلنَا الرِّياحَ لَواقِحَ ... (حجر/٢٢) در اينجا به "آبستن" ترجمه کردم. - امام سجاد از اخلاق خوب و بد، تعبير به "حق و باطل" کرده. همون طور که پدربزرگش در نهج‌البلاغه فرمود: اَلْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ، وَ الْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَيْتُ. - خيلي از شک و گمان‌هايي که در دل داريم، آبستن آشوبه، و باعث مي‌شه هم زندگي شخصي‌مون، و هم روابط‌مون با ديگران تيره و تار بشه. اِجتَنِبوا كَثيرًا مِنَ الظَّنِّ. إِنَّ بَعضَ الظَّنِّ إِثمٌ ... (حجرات/١٢) - اَزهق الباطل: در اينجا منظور از باطل، سوءظن و فکر بد درباره ديگرانه. - به شکّيات توجه نکن و دنبالش رو نگير، که باطله. وَ لاتَقفُ ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ (اسراء/٣٦) - مکدرة لِصفو: به افکار بد و زشت، توجه نکن که صفا و روشني رو ازت مي‌گيره. - کسي که گرفتار اين اخلاق خبيثه بشه، ديگه زلال نيست. از خيلي چيزها دلگير و مکدّره. مثل آدم وسواسی که همه چيز رو کثيف و آلوده مي‌بينه. به اين راحتي‌ها دلش پاک نمي‌شه؛ مگر اينکه خودش همت کنه و خدا هم کمک. الهي أَزْهِقِ الْباطِلَ عَنْ ضَمائِرِنا، و أَثْبِتِ الْحَقَّ فِي سَرائِرِنا. - وَ قُل: جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ. إِنَّ الباطِلَ كانَ زَهوقًا (اسراء/٨١) - به نظر، بدترين اثر گناه، تيرگي و تاريکي روح خودِ گناه‌کاره، که به جاي صفا و شفافیت مياد. »» حدیث - حق و باطل (۲): https://eitaa.com/iEslaam/714 چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
نهج‌البلاغهR053.3.mp3
زمان: حجم: 1M
(۹۷) - پیمان صلح نامه ۵۳ (عهدنامه مالك اشتر) امام علی عليه‌السلام: وَ لاتَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعاكَ إِلَيْهِ عَدُوُّكَ و لِلَّهِ فِيهِ رِضًا. فَإِنَّ فِي اَلصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِكَ و راحَةً مِنْ هُمُومِكَ و أَمْناً لِبِلاَدِكَ. ولكِنِ اَلْحَذَرَ كُلَّ اَلْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ؛ فَإِنَّ العَدُوَّ رُبَّما قارَبَ لِيَتَغَفَّلَ. فَخُذْ بِالْحَزْمِ و اِتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ اَلظَّنِّ. و إِنْ عَقَدْتَ بَيْنَكَ و بَيْنَ عَدُوِّكَ عُقْدَةً، أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْكَ ذِمَّةً فَحُطْ عَهْدَكَ بِالْوَفاءِ، و اِرْعَ ذِمَّتَكَ بِالْأَمانَةِ، و اِجْعَلْ نَفْسَكَ جُنَّةً دُونَ ما أَعْطَيْتَ. https://imamali.inoor.ir/nahj/text/letter/295?phrase=7003 از صلحى كه دشمن پيشنهاد مى‌دهد و رضاى پروردگار در آن است روى برنگردان؛ زيرا كه زمان صلح، فرصتى است براى استراحت سپاهيانت، و سبب مى‌شود كه تو از اندوه بيرون آيى و شهرهايت در امنيت قرار گيرند. ولی هوشيار باش و هوشيار كه مبادا دشمن پس از صلح، به تو و سپاهت صدمه‌اى زند؛ زيرا كه دشمن معمولا از غفلت استفاده كرده و به مرزهاى اسلامى نزديك مى‌گردد. بنابرين دورانديش باش و ساده‌لوح و خوش گمان مباش. و اگر با دشمن خود پيمان بستى و يا به او امان دادى، به عهد خويش وفا كن و آنچه را كه بر ذمه گرفته‌اى، ادا نما و مانند سپرى در برابر آنچه به عهده دارى بايست. پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
نهج‌البلاغهk141.2.mp3
زمان: حجم: 478.1K
(۹۸) - حق و باطل (۲) خطبه ۱۴۱ امام علی عليه‌السلام: أَيُّهَا اَلنَّاسُ، مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِيهِ وَثِيقَةَ دِينٍ وَ سَدَادَ طَرِيقٍ، فَلايَسْمَعَنَّ فِيهِ أَقَاوِيلَ اَلرِّجَالِ. أَمَا إِنَّهُ قَدْ يَرْمِي اَلرَّامِي وَ تُخْطِئُ اَلسِّهَامُ، وَ يُحِيلُ اَلْكَلاَمُ، وَ بَاطِلُ ذَلِكَ يَبُورُ، وَ اَللَّهُ سَمِيعٌ وَ شَهِيدٌ. أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ اَلْحَقِّ وَ اَلْبَاطِلِ إِلاَّ أَرْبَعُ أَصَابِعَ. اَلْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ، وَ اَلْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَيْتُ. https://imamali.inoor.ir/nahj/text/sermon/142?phrase=4502 اى مردم، كسى كه از برادر ايمانى خود اعتقاد دينى محكم و گفتار و رفتار درستى را سراغ دارد نبايد هر حرفى را كه به او نسبت مى‌دهند گوش دهد و قبول كند. گاهى تيرانداز تير را مى‌اندازد، ولى به خطا مى‌رود. حرف نيز اين چنين است درباره كسى چيزى را مى‌گويند در حالى كه خلاف است، و سرانجام آنچه باطل و نادرست باشد از بين مى‌رود، و خداوند تبارك و تعالى شنوا و آگاه است. بين حق و باطل، فاصله‌ای نیست مگر به اندازه چهار انگشت. در اين هنگام معناى اين بيان را از ايشان سؤال كردند؟ امام انگشتان خود را جمع كرد و در بين گوش و چشم خويش گذاشت و فرمود: باطل آن است كه بگويى شنيدم و حق آن است كه بگويى ديدم. »» دعا - حق و باطل (۱): https://eitaa.com/iEslaam/712 شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
الطاف خفیه الهی ... اینطور قضایا مهم نیست خیلی، پیش می‌آید. برای همه مردم پیش می‌آید. و خداوند تبارک و تعالی الطافی دارد به ظاهر، و الطافی خفیه است. یک الطاف خفیه‌ای خدای تبارک و تعالی دارد که ماها علم به آن نداریم، اطلاعی بر او نداریم و چون ناقص هستیم از حیث علم، از حیث عمل، از هر جهتی ناقص هستیم، از این جهت در اینطور اموری که پیش می‌آید جزع و فزع می‌کنیم، صبر نمی‌کنیم. این برای نقصان معرفت ماست به مقام باری تعالی. اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه‌ای که خدای تبارک و تعالی نسبت به عبادش دارد و (انّه لطیف علی العباد) و اطلاع بر آن مسائل داشتیم، در اینطور چیزهایی که جزئی است و مهم نیست، آنقدر بی‌طاقت نبودیم، می‌فهمیدیم که یک مصالحی در کار است، یک الطافی در کار است، یک تربیت‌هایی در کار است. این دنیا، دنیایی است که عبور از آن باید بکنیم ما. دنیایی نیست که در اینجا ما زیست کنیم. این راه است، این صراط است که اگر توانستیم مستقیما این صراط را طی کنیم همانطوری که اولیای خدا طی کردند (جزنا و هی الخامده) اگر توانستیم که از این صراط به طور سلامت عبور بکنیم سعادتمندیم؛ و اگر خدای نخواسته در اینجا، در این راه لغزش داشته باشیم، در آنجا هم همین لغزش ظهور پیدا می‌کند، در آنجا هم موجب لغزش ها می‌شود، موجب گرفتاری‌ها می‌شود. از خدای تبارک و تعالی مسالت می‌کنم که ما را بیدار کند. ما را به آن الطافی که خفی است و ما مطلع بر آن نیستیم، ما را بر آنها مطلع بفرماید تا اینکه ما هم مثل اشخاصی که معرفت دارند به مقام ربوبیت، معرفت دارند به مدارج انسانیت، و دنیا را مد نظرشان نمی‌آورند، استقلال به آن نمی‌دهند، مآرب دنیایی‌شان تحت نظرشان نیست مستقلا، و اینجا را طریق می‌دانند از برای جاهای دیگر، از برای سعادت‌های بزرگ دیگر ... پیام امام خمینی پس از شهادت فرزندش، آقا مصطفی تاریخ ۱۳۵۶/۱۰/۱۰ نکته: عرفان نظری و عملی. چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
- ایمان (۱) تازه‌مسلمان جادوگران فرعون - سوره شعراء فَلَمّا جاءَ السَّحَرَةُ قالوا لِفِرعَونَ: أَئِنَّ لَنا لَأَجرًا إِن كُنّا نَحنُ الغالِبينَ؟ ‌(٤١) قالَ: نَعَم وَ إِنَّكُم إِذًا لَمِنَ المُقَرَّبينَ ‌(٤٢) قالَ لَهُم موسىٰ: أَلقوا ما أَنتُم مُلقونَ ‌(٤٣) فَأَلقَوا حِبالَهُم وَ عِصِيَّهُم وَ قالوا: بِعِزَّةِ فِرعَونَ إِنّا لَنَحنُ الغالِبونَ ‌(٤٤) فَأَلقىٰ موسىٰ عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلقَفُ ما يَأفِكونَ ‌(٤٥) فَأُلقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدينَ ‌(٤٦) قالوا: آمَنّا بِرَبِّ العالَمينَ ‌(٤٧) رَبِّ موسىٰ وَ هارونَ ‌(٤٨) قالَ: آمَنتُم لَهُ قَبلَ أَن آذَنَ لَكُم؟ إِنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذي عَلَّمَكُمُ السِّحرَ، فَلَسَوفَ تَعلَمونَ. لَأُقَطِّعَنَّ أَيدِيَكُم وَ أَرجُلَكُم مِن خِلافٍ، وَ لَأُصَلِّبَنَّكُم أَجمَعينَ ‌(٤٩) قالوا: لا ضَيرَ، إِنّا إِلىٰ رَبِّنا مُنقَلِبونَ ‌(٥٠) إِنّا نَطمَعُ أَن يَغفِرَ لَنا رَبُّنا خَطايانا أَن كُنّا أَوَّلَ المُؤمِنين ‌(٥١) وقتی جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: «اگر ما پیروز شویم، پاداشی خواهیم داشت؟» (۴۱) گفت: «آری، و در آن صورت شما از مقربان خواهید بود.» (۴۲) موسی به آنان گفت: «آنچه را می‌خواهید بیفکنید.» (۴۳) ریسمان‌ها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: «به عزت فرعون که ما پیروزیم.» (۴۴) سپس موسی عصای خود را بیفکند، ناگاه آن عصا سِحر و افسون‌های آنان را بلعید. (۴۵) بلافاصله جادوگران به سجده افتادند. (۴۶) گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم.» (۴۷) «پروردگار موسی و هارون.» (۴۸) فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ همانا او بزرگ شماست که به شما جادو آموخت. به زودی خواهید دانست. دست‌ها و پاهایتان را بر خلاف یکدیگر (ضربدری) قطع می‌کنم و همگی شما را به دار می‌آویزم.» (۴۹) گفتند: «باکی نیست، به سوی پروردگارمان بازمی‌گردیم.» (۵۰) «امیدواریم که پروردگارمان خطاهایمان را ببخشد، چرا که ما نخستین مؤمنان هستیم.» (۵۱) - سوره اعراف قالوا: إِنّا إِلىٰ رَبِّنا مُنقَلِبونَ ‌(١٢٥) وَ ما تَنقِمُ مِنّا إِلّا أَن آمَنّا بِآياتِ رَبِّنا لَمّا جاءَتنا. رَبَّنا أَفرِغ عَلَينا صَبرًا وَ تَوَفَّنا مُسلِمينَ ‌(١٢٦) گفتند: «ما به سوی پروردگارمان بازمی‌گردیم (۱۲۵) و تو از ما انتقام نمی‌گیری مگر برای اینکه به آیات پروردگارمان، هنگامی که برایمان آمد، ایمان آوردیم. پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایی نازل کن، و ما را مسلمان (فرمانبردار) بمیران.» (۱۲۶) - سوره طه قالوا: لَن نُؤثِرَكَ عَلىٰ ما جاءَنا مِنَ البَيِّناتِ وَ الَّذي فَطَرَنا. فَاقضِ ما أَنتَ قاضٍ؛ إِنَّما تَقضي هٰذِهِ الحَياةَ الدُّنيا ‌(٧٢) إِنّا آمَنّا بِرَبِّنا لِيَغفِرَ لَنا خَطايانا، وَ ما أَكرَهتَنا عَلَيهِ مِنَ السِّحرِ، وَ اللَّهُ خَيرٌ وَ أَبقىٰ ‌(٧٣) گفتند: «هرگز تو را بر آنچه از دلایل روشن برای ما آمده است و بر آن کس که ما را آفریده است، ترجیح نخواهیم داد. پس هر حکمی می‌خواهی بکن، که تو تنها در همین زندگی دنیا می‌توانی حکم کنی. (۷۲) ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا خطاهایمان و آن حيله و جادویی را که به انجامش مجبورمان کردی، ببخشاید، و خدا بهتر و پایدارتر است.» (۷۳) نکته: - ماجراي جادوگرانِ فرعون را قرآن سه بار تعريف کرده. - جادوگران: هنرمند، متخصص و متقلب. - نکته‌ای که در اين يادداشت مد نظرم است، تازه‌مسلمانیِ آنهاست. - أَئِنَّ لَنا لَأَجرًا: به دنبال اَرج و قُرب پيش فرعون بودند. - بِعِزَّةِ فِرعَون: کارشان را با قسم به عزت فرعون شروع کردند. - تَوَفَّنا مُسلِمين: خدايا به ما صبر بده و عاقبت‌بخيرمان کن، که نکند زير شکنجه‌هاي فرعون کم بياوريم. ایمان انقلابی: - چطور مي‌شود که چنين افراد دنياپرست متقلبي، با روبرو شدن فقط با يک معجزه از موسی، چنان از درون منقلب بشوند که در برابر فرعون زمان، بايستند و مرگ را به جان بخرند؟ - لحنشان از اين رو به اون رو شد. قرص و محکم و عميق حرف مي‌زنند: آمَنّا بِرَبِّ العالَمين. لا ضَيرَ، إِنّا إِلىٰ رَبِّنا مُنقَلِبونَ. وَ اللَّهُ خَيرٌ وَ أَبقىٰ. ما چقدر بايد بدويم که به اينجا برسيم؟ - مشابه اتفاقاتی که در جامعه ایران افتاده. افرادي را در ميدان و خيابان مي‌بينيم که با حمله دشمن به وطن، و شهادت رهبرشان، دچار انقلاب درونی شدند. تحول دروني‌شان سريع‌تر از تحول بيرونی‌شان شده. با همان سر و وضع سابق. علمداران بي‌حجاب. اثر حرفهايشان روي مخاطب داخلي و خارجي، کمتر از "خرمشهر و خيبرشکن" نيست. اين همان حال خوبي است که آيت‌الله خامنه‌اي رضوان الله عليه غبطه‌اش را مي‌خورد. »» قرآن - آن: https://eitaa.com/iEslaam/647 یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۵