eitaa logo
نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی
715 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
29 ویدیو
372 فایل
کانال نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی stumag.iau.ir ادمین کانال: @srezanabavi
مشاهده در ایتا
دانلود
🗞 نشریه دانشجویی نقاب 🔰 شماره ۱، فروردین ۱۴۰۵ 🔹صاحب امتیاز: کانون تئاتر 🔸مدیرمسئول: آیدا قهقائی 🏛 دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان 🔍 مشاهده و دریافت نشریه در سامانه نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی 🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی 🆔 @iaumag 🌐 stumag.iau.ir
🗞 نشریه دانشجویی نبات 🔰 شماره ۸، فروردین ۱۴۰۵ 🔹صاحب امتیاز: شقایق حیدری مرندی 🔸مدیرمسئول: شقایق حیدری مرندی 🏛 دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزآباد 🔍 مشاهده و دریافت نشریه در سامانه نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی 🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی 🆔 @iaumag 🌐 stumag.iau.ir
🗞 نشریه دانشجویی نیوار 🔰 شماره ۴، اسفند ۱۴۰۴ 🔹صاحب امتیاز: انجمن علمی بهداشت محیط 🔸مدیرمسئول: کوثر شهریاری زاده 🏛 دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند 🔍 مشاهده و دریافت نشریه در سامانه نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی 🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی 🆔 @iaumag 🌐 stumag.iau.ir
📢 اطلاعیه ارسال تولیدات رسانه‌ای به اطلاع مدیران مسئول، سردبیران و تمامی فعالان نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی می‌رساند؛ به‌منظور پویایی هرچه بیشتر، ارتقای سطح محتوایی و گسترش تعاملات رسانه‌ای در بستر کانال نشریات دانشجویی، از تمامی عزیزان دعوت می‌شود نقدها، یادداشت‌ها، مقالات، گزارش‌ها، پادکست‌ها و سایر تولیدات رسانه‌ای منتشرشده در سامانه نشریات را جهت انتشار در کانال، از طریق آی‌دی @srezanabavi یا @tasobsa ارسال فرمایند. امید است با همراهی و مشارکت شما فعالان گرامی، گامی مؤثر در جهت ارتقای کیفیت فعالیت‌های رسانه‌ای و تقویت جریان اطلاع‌رسانی دانشجویی برداشته شود. 🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی 🆔 @iaumag 🌐 stumag.iau.ir
✨ «سها: آسمانِ کوچکِ امید» ✨ ✍ در جهانی که گاهی سیاهی‌ها بر روشنایی‌ها غلبه می‌کنند، «سها» در جستجوی نوری است تا تاریکی را از دل خود و اطرافیانش بزداید. این داستان، روایتی است از مقاومت یک روح در برابر ناامیدی، و کشف این حقیقت که حتی در کوچک‌ترین فضاهای وجودی ما، می‌توان جهانی از امید را بنا نهاد. «سها: آسمانِ کوچکِ امید»، سفری است به درون شخصیت دختری که نماد تاب‌آوری در برابر فشارهای بیرونی و درونی است. او درمی‌یابد که هر انسانی، همچون آسمانی ستاره‌باران، ظرفیتی بی‌انتها برای تاباندن نور امید دارد، حتی زمانی که به نظر می‌رسد تنها تاریکی حکم‌فرماست. این داستان با زبانی شاعرانه و تصاویری نمادین، به کاوش در مفاهیمی چون تاب‌آوری، قدرت اراده، و اهمیت نور امید می‌پردازد. «سها» و «آسمانِ کوچکِ امید» او، ما را به یاد می‌آورند که حتی در دل سخت‌ترین شرایط، می‌توانیم منبع نوری باشیم برای خود و دیگران. «گاهی، بزرگترین آسمان‌ها در کوچکترین قلب‌ها جای می‌گیرند.» 🌌 🔻داستان کامل «سها: آسمانِ کوچکِ امید» به زودی در همین کانال منتشر خواهد شد. 🔗 @iaumsp
سها: آسمانِ کوچکِ امید ✍غلامرضا نادمی شب، ردایی سیاه بر دوشِ شهر کشیده بود؛ ردایی که نه از جنسِ آرامش، که از جنسِ نفس‌های حبس شده در سینه‌ها. سکوت، سنگین‌تر از همیشه، پژواکِ آژیرهای دوردست را در خود می‌بلعید؛ سمفونیِ وهم‌آورِ روزگاری که دیگر نامش جنگ نبود، بلکه «سومین شبِ بی‌انتها». مردم، گویا در آغوشِ تاریکی، پناه یافته بودند و با سیاهی، چونان همراهی دیرینه، خو گرفته بودند. باران، سرد و پیوسته، بر چهره‌ی آسفالتِ ترک‌خورده می‌کوبید و در گودال‌های آب، بازتابِ لرزانِ نورهای نیمه‌جانِ شهر را به نمایش می‌گذاشت. «سها جان، بیرون رفتن ممنوع!» صدای مادر، چون نجوای پرنده‌ای زخمی، در لابه‌لایِ قطراتِ باران گم شد. اما آن شب، در نگاهِ «سها»، جرقه‌ای متفاوت از کنجکاوی شعله کشیده بود؛ جرقه‌ای که از جنسِ یک ضرورتِ گنگ، خبر می‌داد. با قدم‌هایی که سکوتِ شب را نمی‌شکست، در را گشود. نه خلاء، که حضوری پُر از انتظار را حس کرد. سایه‌هایی که از دلِ کوچه‌هایِ بی‌روشنایی، چون رودی خاموش، به سمتِ میدانِ مرکزی شهر سرازیر می‌شدند. آدم‌هایی که بی‌صدا، اما مصمم، به سوی مقصدی نامعلوم در حرکت بودند. سها، با ضربانِ قلبی که دیگر با ریتمِ آژیرها هماهنگ نبود، بلکه ریتمی نو یافته بود، به جمعیت پیوست. هر قدمش، پرسشی بود که در پهنایِ تاریکیِ بی‌پایان، طنین‌انداز می‌شد. میدان، قلبِ تپنده‌ی شهر، در سیاهیِ مطلق غوطه‌ور بود. اما در بطنِ این تاریکیِ عمیق، هزاران دست، چون ستارگانِ ریز و درشت، برافراشته شده بودند. هر دست، شمعی را نگاهبانی می‌کرد؛ شعله‌های لرزان، اما استوار، که در برابرِ نفسِ سردِ شب، استقامت می‌کردند. هر شمع، قطره‌ای نور بود، اما کنارِ هم، کهکشانی از امید را در وسعتِ تاریکی، ترسیم می‌کردند. سها، در میانِ این دریایِ نور، با صدایی که از عمقِ وجودش برمی‌خاست، اما در سکوتِ جمعیت گم نمی‌شد، پرسید: «ما… ما اینجا چرا جمع شده‌ایم؟» پیرمردی که شمعش، چون فانوسی باستانی، نور می‌پاشید، نگاهش را به او دوخت و پاسخ داد: «دخترک، ما اینجا جمع شده‌ایم تا شب بداند… که تنهاییِ او، واقعی نیست.» و سپس، انفجاری دیگر؛ اما این بار، نه از جنسِ ترس، بلکه از جنسِ فریادِ سکوت. کودکان، چون غنچه‌هایی ترسیده، در آغوشِ مادرانشان پناه جستند، اما نورِ چشمانشان، بازتابِ شعله‌های شمع بود. مردم، چون حلقه‌ای از نور، گردِ هم آمدند. دست‌ها، نه از ترس، که از سرِ پیمانِ ناگفته، گره خوردند. سها، با دستانِ لرزان، شمعِ کوچکِ خود را به سوی آسمانِ شب برافراشت. شعله‌اش، در برابرِ عظمتِ تاریکی، ناچیز می‌نمود، اما با بلند کردنش، حس کرد نورش با نورِ دیگران یکی شد. در آن لحظه، حقیقتِ مقاومت برایش روشن شد: «مقاومت، یعنی قرض گرفتنِ امید؛ یعنی هیچ ستاره‌ای تنها نمی‌سوزد.» سربازان، چون سایه‌هایی در حاشیه‌ی این ضیافتِ نور، به میدان نزدیک شدند. نگاهشان، که تا پیش از این، جز سیاهی را نشناخته بود، حالا خیره به این تلالوِ درخشان بود. نورِ شمع‌ها، در عمقِ چشمانِ آن‌ها، انعکاس یافت و شعله‌ور شد. این ایستادگیِ خاموش، این نفس‌هایِ مشترک، این سپری که از جنسِ نور بافته شده بود، پادزهری بود برای تمامِ شب‌هایِ تاریک. شعله‌های شمع، حتی با وزشِ بادِ سردِ نجواگرِ وحشت، لرزشی محسوس نکردند. پیرمرد، با لبخندی که حکایتِ هزاران شبِ امید داشت، گفت: «دخترک، این‌ها نورهایِ ماست؛ تا زمانی که حتی یک شعله باقی‌ست، صدها شعله‌ی دیگر از آن متولد خواهد شد. مثلِ ستاره‌هایی که وقتی یکی غروب می‌کند، هزاران ستاره‌ی دیگر جایشان را می‌گیرند و آسمان را پُر نورتر از پیش می‌کنند.» «سها»، حالا دیگر نه فقط «سها»، که «آسمانِ کوچکِ امید» بود. درک کرد که مقاومت، فقط فریاد نیست، بلکه «کوچک، اما پیوسته بودن» است. مانندِ ستاره‌ای که در دلِ شبِ بی‌کران، نورِ خود را بی‌دریغ می‌پراکند. آری، مقاومت، یعنی «هر کدام، ستاره‌ای کوچک در دستانِ مردم، که با هم، کهکشانی از نور و امید را در برابرِ تاریکی می‌سازند.» با طلوعِ آرامِ سپیده‌دم، مردم، چون رودخانه‌ای از نور، به خانه‌هایشان بازگشتند. میدان، تنها شاهدی بود بر عشق‌بازیِ شمع‌ها؛ بر موم‌های سرد شده که قطره قطره، خاطره‌ی شبِ استقامت را بر زمینِ خیس، حک کرده بودند. نگاهِ «سها» به میدان، دیگر نگاهِ کودکی پرسشگر نبود؛ بلکه نگاهِ کسی بود که «یقین داشت: شبی که مردمش، ستاره به دست، بیرون می‌آیند، هرگز تاریک نخواهد شد، چرا که هر کدام از آن‌ها، آسمانی کوچک و درخشان بودند و تا زمانی که آسمانی هست، نوری هست و تا نوری هست، امیدی هست.» 🔗 @iaumsp
هدایت شده از گروه نشر کیمیا
اطلاعیه.. 📣 به اطلاع دانشجویان محترم می‌رساند که شماره جدید ماهنامه کیمیا [نشریه اسفند ماه] منتشر شده است. شما می‌توانید این شماره را از طریق لینک زیر مشاهده و دانلود کنید: 🔗 جهت دانلود ماهنامه اسفند کیمیا روی این متن کلیک کنید 💯صاحب امتیاز: کانون فرهنگی آزاد اندیشان نوین 🔸سردبیر: حدیثه حاجیان ✍🏻 ویراستار: گروه ویراستاری کیمیا 🔰هیئت تحریریه در این شماره: ابوالفضل نوربخش، امید صفابخش٬ احمد رضا حسن پور طادی، امیر حسین غلامی، پریناز پرورش، پرنیا پرورش، جلیل صفابخش، حدیثه حاجیان ، زهرا جانی قربان پوده ، مهتاب حسینی، فاطمه طاهری؛ فائزه جولایی زادگان، فاطمه هاشمی، فرشته توفیق کیا، مجتبی صفابخش، مهدی بنکدار٬ محدثه محمدی، نفیسه چوپانی، نازنین مظفری ، نگار آقایی، زهرا محسنی هماگرانی، مهسا عابد ابراهیمی، نازنین زینب صادقی، عطیه هاشمی، فریما خاشعی 🔖با معرفی کانون ایثار و شهادت دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان @kimia_azd [۱۴۰۴/۱۲/۳۰] شما نیز میتوانید مطالب خود را از طریق "کیمیا" با خوانندگان به اشتراک گذارید. @Kazd_PR
هدایت شده از گروه نشر کیمیا
اسفندماه 1404.pdf
حجم: 11.8M
📚 ماهنامه علمی (روانشناسی)کیمیا 💯صاحب امتیاز : کانون آزاد اندیشان نوین 💠دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) ✍🏻 نگارش تحریریه :ماهنامه علمی کیمیا ●•┄┄   Telegram/eitaa:@kimia_azd    ●•┄┄
🔸چهل روزِ حسرت: یادمانِ قائدِ امت، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای 🔺مروری بر میراث فکری و اخلاقی فقیهِ مجاهد چهل روز از فراقِ رهبری گذشت که قامتِ تاریخ را با صلابتِ «ولایت» و شکوهِ «فقاهت» برافراشت؛ چهل روز از خاموشیِ آتشفشانِ اندیشه‌ای که از دلِ کویرِ خاموشِ زمان، چشمه‌های بصیرت را به جوش آورد و اربعینِ سوگِ امت است برای مردی که «قائد» بودنش، تنها منصبی نبود؛ بلکه تجسمِ عینیِ «امت» در استقامت و «قائد» بودنش در هدایت. اکنون که غبارِ اندوهِ چهل روز، اندکی بر دل‌ها نشسته، بار دیگر نام و یادِ « قائد بصیر » را گرامی می‌داریم؛ همان که «فقاهت» در تار و پودِ وجودش تنیده بود و «شجاعت» در رگ‌هایش جاری. او که «پاکدستی»اش، نه یک شعار، که سرمشقِ زیستن بود و «اخلاق‌مداری»اش، چراغِ راهِ هدایت. «اندیشمند»ی که افق‌های دور را می‌دید و «ولی فقیه»ی که نبضِ امت را در دست داشت؛ «بصیر» و «مدبر» بود و در سیلانِ حوادث، چون صخره‌ای استوار، امت را از گرداب‌ها گذرانید. «رهبر شهید»، اما، شهادتش نه با جسم، که با تداومِ راهش رقم خورد. میراثِ او، تنها سخنرانی‌ها و موعظه‌ها نیست؛ بلکه «تقوا»یی است که در عملش متجلی بود، «عدالتی» است که در نگاهش موج می‌زد و «حقیقتی» است که در سکوتِ معنادارش فریاد می‌زد. او رفت تا راهِ «حقیقت» بماند و «مسئولیت»ِ هدایت بر دوشِ وارثانِ مکتبش. اکنون که چهل روز از رفتنِ «قائد امت» می‌گذرد، زمان آن است که پیمانِ خود را با «راه» او تازه کنیم؛ با همان «فقاهت»، «شجاعت»، «پاکدستی» و «اخلاق‌مداری» که او زیست و آموخت. باشد که روحِ بلندش، چونان چراغی فروزان، راهنمایِ راهمان باشد. روحش در بهشتِ رضوان آرام باد. ✍ پیک خورشید آنلاین 📬 @peykekhorshidonline 🗣 صدای مردم، از دل و برای مردم
هدایت شده از گروه نشر کیمیا
🎧پادکست ماندگار چون دنا...🛥 🎙️ در این اپیزود از پادکست، به بررسی داستان حماسی ناوچه دنا و شجاعت بی‌نظیر فرزندان ایران در دل اقیانوس‌های بی‌انتها می‌پردازیم. این روایت، نماد استقامت و اراده‌ای است که در برابر دشمنان ایستادگی کرد و یاد و نام این قهرمانان را در تاریخ جاودانه ساخت... 📌صاحب امتیاز: زهرا جانی قربان پوده 💠 دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان با صدای: 🎙 فاطمه فولادی 🖋 متن؛ فاطمه فولادی 🎞 تهیه و تدوین: حدیثه حاجیان 📻 کانون رادیو آزاد 💠 دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان 🔗 جهت دانلود فایل صوتی روی این متن کلیک کنید @kimia_azd
هدایت شده از گروه نشر کیمیا
radio azaddena_new version.mp3
زمان: حجم: 10.2M
🎧پادکست ماندگار چون دنا..🛥 📌صاحب امتیاز: زهرا جانی قربان 💠 دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان صدا و متن: 🎙 فاطمه فولادی 🎞 تهیه و تدوین: حدیثه حاجیان 📻 تهیه در کانون رادیو آزاد @kimia_azd
🗞 نشریه دانشجویی نهیب 🔰 شماره ۲۵، اسفند ۱۴۰۴ 📌 در این شماره می‌خوانید: ▪️چرا فرهنگ بدون آهستگی نابود می شود؟ ▪️بازگشت به کتابخوانی آهسته ▪️هنرهای فراموش شده ▪️خانه تکانی روح؛ بازتعریف مالکیت در مواجهه با غنای کمی ▪️سمفونی سکوت؛ درباب اهمیت" هیچ کاری نکردن" ▪️نجوای طبیعت؛ بازگشت به ریشه ها در عصر دیجیتال ▪️رقص آهسته با زندگی؛ آیین های حضور در اکنون برای بازپس گیری زمان 📖 نشریه «نهیب» در این شماره با نگاهی فرهنگ‌محور و تأملی، سراغ بازخوانی زیستِ آهسته، میراث فرهنگی و هنرهای فراموش‌شده رفته و با واکاوی نسبت انسان، فضا و زندگی معاصر، نقدی بر شتاب‌زدگی در سبک‌زندگی، معماری و مدیریت شهری امروز ارائه می‌دهد. 🔹صاحب امتیاز: سیاوش سعادت زاده 🔸مدیرمسئول: سیاوش سعادت زاده 🏛 دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد 🔍 مشاهده و دریافت نشریه در سامانه نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی 🎓 نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی 🆔 @iaumag 🌐 stumag.iau.ir