رفته بودم سر حوض
تا ببينم شايد، عكس تنهايي خود را در آب
آب در حوض نبود.
ماهيان مي گفتند:
(( هيچ تقصير درختان نيست.
ظهر دم كرده تابستان بود،
پسر روشن آب، لب پاشويه نشست
و عقاب خورشيد، آمد او را به هوام برد كه برد.
***
به درك راه نبرديم به اكسيژن آب.
برق از پولك ما رفت كه رفت.
ولي آن نور درشت،
عكس آن ميخك قرمز در آب
كه اگر باد مي آمد دل او، پشت چين هاي تغافل مي زد،
چشم ما بود.
روزني بود به اقرار بهشت.
***
تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي، همت كن
و بگو ماهي ها، حوضشان بي آب است.))
***
باد مي رفت به سر وقت چنار.
من به سر وقت خدا مي رفتم.
*
#سهرابسپهری☕️🌱
دشت هايي چه فراخ !
كوههايي چه بلند !
در گلستانه چه بوي علفي مي آمد !
من در اين آبادي، پي چيزي مي گشتم :
پي خوابي شايد،
پي نوري، ريگي، لبخندي .
***
پشت تبريزي ها
غفلت پاكي بود، كه صدايم مي زد .
پاي ني زاري ماندم، باد مي آمد، گوش دادم :
چه كسي با من، حرف ميزد ؟
سوسماري لغزيد
راه افتادم .
يونجه زاري سر راه،
بعد جاليز خيار، بوته هاي گل رنگ
و فراموشي خاك
***
لب آبي
گيوه ها را كندم، و نشستم، پاها در آب :
( من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هشيار است !
نكند اندوهي، سر رسد از پس كوه .
چه كسي پشت درختان است !
هيچ، مي چرد گاوي در كرد .
ظهر تابستان است .
سايه ها ميدانند، كه چه تابستاني است .
سايه هايي بي لك ،
گوشه اي روشن و پاك
كودكان احساس! جاي بازي اينجاست .
زندگي خالي نيست :
مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست .
آري
تا شقايق هست، زندگي بايد كرد .
***
در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بي تابم، كه دلم مي خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه .
دورها آوايي است، كه مرا مي خواند . ))
*
#سهرابسپهری☕️🌱
قايقي خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.
قايق از تور تهي
و دل از آروزي مرواريد،
همچنان خواهم راند
نه به آبيها دل خواهم بست
نه به دريا ـ پرياني كه سر از آب بدر مي آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي گيران
مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
«دور بايد شد، دور.
مرد آن شهر، اساطير نداشت
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود
هيچ آئينه تالاري، سرخوشيها را تكرار نكرد
چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود
دور بايد شد، دور
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.»
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
پشت درياها شهري ست
كه در آن پنجره ها رو به تجلي باز است
بامها جاي كبوترهايي است، كه به فواره هوش بشري مي نگرند
دست هر كودك ده ساله شهر، شاخه معرفتي است
مردم شهر به يك چينه چنان مي نگرند
كه به يك شعله، به يك خواب لطيف
خاك موسيقي احساس تو را مي شنود
و صداي پر مرغان اساططير مي آيد در باد
پشت دريا شهري ست
كه درآن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشني اند.
پشت درياها شهري ست!
قايقي بايد ساخت .
#سهرابسپهری☕️🌱
I want you to stay
میخوام بمونی
I want you to stay
‘Til I’m in the grave
‘Til I rot away, dead and buried
‘Til I’m in the casket you carry
If you go, I’m goin’ too, uh
‘Cause it was always you (Alright)
And if I’m turnin’ blue, please don’t save me
Nothin’ left to lose without my baby
میخوام بمونی
تا وقتی میزارنم توی قبر
تا وقتی بپوسم، مرده و دفن شده
تا وقتی توی تابوتی هستم که حمل میکنی
اگر بری، منم میرم
چون تو همیشه بودی
و اگر غمگین بشم، لطفا نجاتم نده
بدون عزیزم هیچ چیزی برای از دست دادن نیست
Birds of a feather, we should stick together, I know
I said I’d never think I wasn’t better alone
Can’t change the weather, might not be forever
But if it’s forever, it’s even better
مثل پرهای پرنده، باید بهم بچسبیم، میدونم
گفتم هیچ وقت فکر نمیکردم تنها بهتر نباشم
نمیشه آب و هوا رو عوض کرد، ممکنه همیشگی نباشه
اما اگر برای همیشه باشه، بهترم میشه
And I don’t know what I’m cryin’ for
I don’t think I could love you more
It might not be long, but baby, I
و نمیدونم برای چی دارم گریه میکنم
فکر نمیکنم بتونم بیشتر از این دوست داشته باشم
ممکنه طولی نکشه، اما عزیزم، من
I’ll love you ’til the day that I die
‘Til the day that I die
‘Til the light leaves my eyes
‘Til the day that I die
تا روزی که بمیرم دوستت دارم
تا روزی که بمیرم
تا وقتی نور از چشمام بره
تا روزی که بمیرم
I want you to see, hmm
How you look to me, hmm
You wouldn’t believe if I told ya
You would keep the compliments I throw ya
But you’re so full of shit, uh
Tell me it’s a bit, oh
Say you don’t see it, your mind’s polluted
Say you wanna quit, don’t be stupid
میخوام ببینی
برای من چطور هستی
اگر بهت بگم باور نمیکنی
تعریفایی که ازت میکنم رو نگه میداری
اما تو پر از چرندیاتی
بهم بگو زیاد نیست
بگو نمیبینی، ذهنت آلودس
بگو میخوای بری، احمق نباش
And I don’t know what I’m cryin’ for
I don’t think I could love you more
Might not be long, but baby, I
Don’t wanna say goodbye
و نمیدونم برای چی دارم گریه میکنم
فکر نمیکنم بتونم بیشتر از این دوست داشته باشم
ممکنه طولی نکشه، اما عزیزم، من
نمیخوام خداحافظی کنم
Birds of a feather, we should stick together, I know (‘Til theday that I die)
I said I’d never think I wasn’t better alone (‘Til the light leaves my eyes)
Can’t change the weather, might not be forever (‘Til the day that I die)
But if it’s forever, it’s even better
مثل پرهای پرنده، باید بهم بچسبیم، میدونم تا روزی که بمیرم
گفتم هیچ وقت فکر نمیکردم تنها بهتر نباشم تا نور از چشمانم بره
نمیشه آب و هوا رو عوض کرد، ممکنه همیشگی نباشه تا روزی که بمیرم
اما اگر برای همیشه باشه، بهترم میشه
I knew you in another life
You had that same look in your eyes
I love you, don’t act so surprised
توی دنیای دیگه هم میشناسمت
تو اون نگاه خاص رو توی چشمات داری
دوستتت دارم، انقدر خودتو متعجب نشون نده