Dr Karbasssi - Final Version 02_opt.pdf
حجم:
15.5M
ویژه نامه بزرگداشت 80 سالگی دکتر سید مهدی کرباسی، استاد پیش کسوت دانشگاه یزد
🔴 در ۱۷ سالگی، هانا کایرو، یک راز بزرگ ریاضی را حل کرد. 🔶مسئله، نسخه ساده شدهای از حدس میزوهاتا-تاکهاوچی بود. ژانگ، استاد هانا، این مسئله را بهعنوان یک تمرین ساده در یکی از تکالیفش قرار داده بود، به این امید که دانشآموزان را به تمرین تکنیکهای پیشرفته در یکی از حوزههای عمیق ریاضیات تشویق کند. این تکلیف همچنین شامل یک بخش اختیاری بود که از آنها میخواست بررسی کنند آیا اثباتی که برای حالت سادهشده پیدا کردهاند، میتواند به فرمولبندیهای پیچیدهتر مسئله نیز تعمیم یابد یا خیر.
کایرو مجموعه مسائل را حل کرد و دعوت ژانگ را برای ادامه تفکر پذیرفت. به نظر او، دنبال کردن یک ایده تا جایی که پیش میرفت، امری طبیعی بود. او گفت: «چرا باید دست میکشیدم؟»
حدس میزوهاتا-تاکهاوچی مسئلهای در آنالیز هارمونیک است؛ حوزهای که چگونگی ترکیب توابع از اجزای موجمانند را بررسی میکند. در مورد این خبر در شماره بعدی خبرنامه انجمن ریاضی بیشتر خواهیم خواند.
https://eitaa.com/joinchat/2276131920C75ede68e94 کانال انجمن ریاضی ایران در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید و لینک این کانال را برای علاقمندان ارسال کنید
در سکوتِ سوگبارِ رنگ و قلم،
قلمرویِ عشق، بینگارگرش مُلکِ ماتم گرفت...
ای فرشچیان، ای آن که با پردههایت،
جانها را به کربلا میبُردی!
امروز قلم در غمت خشکید،
ولی تو خود، با تابلوی جاودانهات،
«عصر عاشورا» را به دیدارِ معشوق پیوند زدی...
در آن پردهی آسمان گون و خونین،
که اسب تنها، سم بر سینهی تاریخ میکوبید،
و سرخِ عشق، بر خاکِ تشنه میچکید...
تو نبودی نقاش؛
عاشقی بودی که با هر ضربهی قلم،
اشک بر دامنِ زینب میریختی،
فریادِ «هل من ناصر» را در رنگ میپیچاندی،
و آهِ زخمهای آل علی را در همهمهی باد جاودانه میکردی...
تو عاشق بودی،
عاشقِ حضرتِ سرِ بریدهای
که در کویرِ زمان، تشنهتر از همیشه میزیست!
تابلویت، آیینهی دلِ سوختۀ تو بود؛
آینهای که عشقِ بیپایانت به اباعبدالله
در هر خط، هر رنگ، هر سایه روشنِ غمانگیز
فریاد میزد:
«حسین! حسین! نگارِ چشمِ من!
من با قلم، بر درگاهت سجده کردهام...»
امروز که قلم از دستت افتاد،
بدان که به دیدارِ معشوق شتافتی...
به کربلا،
جایی که رنگهای آسمان، از شوقِ وصال تو،
اشکهای زلالِ عشق میبارد...
تابلوی «عصر عاشورا» اکنون
همچون پلی میانِ خاک و افلاک،
روحِ عاشقِ تو را به آغوشِ حسین رساند...
ای استادِ درد و رنگ!
تو رفتی،
اما آن اسبِ تنها،
آن آسمانِ غرق در حسرت،
آن سرخیِ جاودانِ عشق بر خاک،
همچنان فریاد میزنند:
«فرشچیانِ عاشق، با قلم در خونِ عشق غلتید،
تا عشقِ حسین را به تماشای دلها نشاند...»
روحت با مولایت،
قلمت در ملکوت، جاری باد...
و تابلوهایت،
سینهزنیِ همیشهگی بر عشقی باشند
که تو را نقاشِ آستانِ حسین کرد.
السلام علیک یا اباعبدالله...
و سلام بر آن نقاش که تمامیِ هنرش،
یک سجده بود بر آستانِ عشق.
به سوگِ تو مینویسیم:
«ای عاشقِ بیقرارِ کربلا!
حالا که قلم از دستت افتاد،
خود، در کنارِ قلمهایِ ازلی
بر سینهی ابدیِ حماسهی حسین
نقشی جاودان بکش...»
🖌🌹
دکتر علیرضا عبدالهی
دانشگاه اصفهان
درگذشت استاد گرامی و پیشکسوت ریاضی دانشگاه علم و صنعت ایران جناب آقای دکتر حمید تولایی را به خانواده محترم آن مرحوم و جامعه دانشگاهی تسلیت عرض نموده و برای خانواده ایشان صبر و برای روح ایشان رحمت بی کران الهی را آرزو داریم،
امید که روح آن عزیز از دست رفته آرام، آسوده و خرسند در حریم امن الهی آرام گیرد.
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️میلاد نبی رحمت حضرت محمد(ص) و گل بوستان نبوی امام جعفر صادق(ع) مبارک باد...
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
گلچینی از خاصترین پستها👇
https://eitaa.com/joinchat/2881487177C158addb879
هدایت شده از S. Alikhani
سلام. امروز صبحم را با دیدن خبر زیر شروع کردم که بسیار مرا ناراحت کرد:
❇️ با اعلام نتایج #کنکور_سراسری از طرف سازمان سنجش و ارسال آن به دانشگاه، لحظاتی قبل خبر رسید که از ۱۰۰ نفر اول کنکور ریاضی امسال، ۹۷ نفرشان شریف را به عنوان دانشگاه خود انتخاب کردند که تفکیک رشتهها هم به این ترتیب است:
⬅️ مهندسی کامپیوتر: ۷۸ نفر
⬅️ مهندسی برق: ۱۵ نفر
⬅️ مهندسی مکانیک: ۲ نفر
⬅️ علوم کامپیوتر ۱ نفر
⬅️ مهندسی صنایع: ۱ نفر اولین چیزی که بذهنم رسید این بود که این سالها و روزها حتی خوبان در دانشگاه صنعتی شریف هم سمت ریاضی نمی روند😔 واقعا چقدر استاد و معلم خوب تاثیر گذار است. دهه هفتاد، دهه طلایی ریاضی ایران بود. دبیران بسیار خوب و استادان خوب دانشگاه ها که با نخبگان دبیرستانی ارتباط داشتند، بچه ها را ترغیب به ریاضی خواندن می کردند. چقدر از المپیادی ها و رتبه های زیر صد، رشته ریاضی آنهم ریاضی محض می خواندند. آخه مغزشون برای ریاضی ساخته شده بود. خوراک مغزشان حل مساله سخت و کشف در ریاضی بود. مگر با پزشکی و صنایع خوندن مغزشان ارضا می شد؟ بدیهی است، نه. یادتان هست که چقدر از دانشجویان برق و مکانیک و حتی پزشکی به ریاضی تغییر رشته می دادند که واقعا الان افراد بسیار موفقی بوده و هستند. الان متاسفانه تقریبا نه از آن استادان و دبیران اثری مانده و نه از آن دانش آموزان و دانشجویان. یکسری مشاور (کم سواد) در دبیرستان ها، به بچهها، بسیار بد مشاوره می دهند. مشاورانی که دنیا را مساوی پول و ثروت می دانند و بس. مشاورانی که حتی از جلوی دانشگاههای درجه یک دنیا و حتی کشورشان رد نشده اند. مشاورانی که آدمها را با ظاهر و پولشان می سنجند. اینان نمی دانند که اصل، فکر و اندیشه آدمی است و نه تجملات و ظاهر «ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی تو استخوان و ریشه ای» مسلما مادیات مهم است ویکی از دلایلی است که علوم پایه و بخصوص ریاضی خریداری ندارد و اصلا نمیخواهم وارد این بحث شوم که خارج از حوصله است. اما مگر می شود یک عاشق را از معشوقش بخاطر مسائل مادی جدا کرد، که اگر بشود، مسلما عاشق، عشقش چیز دیگر است. خدا نکند دبیران و معلمان عاشق و کاردرست در جامعه کم شوند که بگمانم کم شده اند. برای حرفم دلیل دارم. اگر دبیر عاشق و کاردرستی در تهران و شهرهای بزرگ می بود، نمی توانست حتی یک نفر را برای ریاضی خواندن در شریف و ... ترغیب کند؟ مگر میشود در دبیرستانهای خوب، دانش آموز عاشق به ریاضی و حل مساله و تفکر و اندیشه ریاضی نداشته باشیم؟ اکثر مشاوران که از اوضاع مادی و معنوی ریاضیدانان نامی (بویژه در خارج از کشور) آگاه نیستند، گمان می کنند، اوضاع ریاضی خوانده ها در ایران و در تمام دنیا اسفناک است. بهرحال باید بیش از پیش به فکر علوم پایه و بخصوص ریاضی بود. نمی خواهم همه تقصیرها را به گردن معلمین و دبیران و استادان زحمتکش بیندازم اما با قیاسی ساده می توان سواد و عشق دبیران زمان ما (دهه هفتاد) که همگی دانش آموختگان دانشگاه های برتر بودند و برخی دبیران عزیز و محترم این سالها که حاصل تربیت دانشگاه فرهنگیان هستند را مقایسه کرد. بگمانم بسیار متفاوت بودند (دقت کنید صحبتم کلی است و شامل همه دوستان نمی شود و بدیهی است دبیران عاشق و باسواد هم وجود دارند، اما قبول کنید تعدادشان کم شده است). آن دبیر قدیمی درسهایی مانند جبر 1، 2 و3 و آنالیز 1، 2 و 3 و .... را با استادان بسیار باسواد و جدی و سختگیری می گذراندند که بسیار در معلمی آنها تاثیرگذار بود و اما در این سالها و ماهها، این درسها تقریبا به دست فراموشی سپرده شده اند و یا اگر ارائه می شوند با مدرسینی که چندان تخصص ندارند، ارائه می شود و دانشجو معلم آن درسها را عمیق یاد نمی گیرد. واقعاً چگونه با وجود دبیران و استادانی که هیچ لذتی را از با ریاضی بودن نبرده و نمی برند، انتظار داریم دانش آموز و دانشجو، عاشق ریاضی شود. مسلما این هم به بحث های زیادی نیاز دارد که در این دلنوشته نمی گنجد. اما بعنوان یک معلم و دوستدار کوچک ریاضی، خواهش می کنم از همه همکاران عزیزم، معلمین، دبیران و استادان ریاضی و دیگر علوم پایه خواهشمندم بیایید دست به دست هم داده و نگذاریم ریاضیات (و دیگر علوم پایه) بیش از این کمرنگ و کم ارزش شود که مسلما تبعات بسیار بدی خواهد داشت.😔 با احترام: سعید علیخانی
IMS (Iranian Mathematical Society) in Eitaa
سلام. امروز صبحم را با دیدن خبر زیر شروع کردم که بسیار مرا ناراحت کرد:
متن زیر در نقد دلسوزانه و پر از احساس استاد عزیز جناب آقای دکتر سعید علیخانی نوشته شده است. امید است این از زاویه دیگر دیدن ماجرا، به روشن شدن مطالب برای تصمیم گیران و تصمیم سازان امر کمک کند.
علیرضا عبدالهی (دانشگاه اصفهان)
اشکالات نگرشی متن و تحلیل واقعبینانهتر وضعیت
نگرانی نویسنده برای آیندهٔ علوم پایه و ریاضی در ایران، نگرانی اصیل و بهجایی است، اما برخی از استدلالها و نتیجهگیریهای ایشان از اشکالاتی رنج میبرد که باعث میشود راهکارها به جای پرداختن به ریشهها، به سطح مسئله بپردازند.
۱. سوگیری نسبت به یک "عصر طلایی" ایدهآلشده
متن، از دهه هفتاد شمسی به عنوان «دوره طلایی» یاد میکند که در آن استادان و دبیران ایدهآل، دانشجویان را به سمت ریاضی محض سوق میدادند. اگرچه ممکن است در آن دوره اقبال به ریاضی بیشتر بوده باشد، اما این نگاه، تا حدی نوستالژیک و سادهانگارانه است.
- زمینههای اقتصادی-اجتماعی متفاوت: در دهه هفتاد شمسی، شکاف درآمدی و امکان پیشرفت اقتصادی بین رشتههای مختلف به اندازه امروز نبود. امروز، فشارهای معیشتی و تلاش برای تضمین یک آینده شغلی با درآمد قابل قبول، عاملی بسیار قویتر از گذشته است.
- دستاوردهای امروز: همین دانشجویانی که امروز به دانشگاه صنعتی شریف و رشتههای مهندسی میروند، بسیاری از آنان در المپیادهای جهانی درخشیدهاند و ذهن های بسیار قدرتمندی دارند. این که آنان مهندسی را انتخاب میکنند به معنای "کمارزش شدن ریاضی" در نگاه آنان نیست، بلکه نشان میدهد کاربرد ریاضی را در مسیری ملموستر و با چشمانداز اقتصادی بهتری میبینند.
۲. نادیده گرفتن نقش ساختارهای کلان و مقصر دانستن افراد
متن عمده تقصیرها را به گردن "مشاوران کمسواد"، "دبیران غیرعاشق" و "دانشگاه فرهنگیان" میاندازد. این نگاه، مسئله را به شکل فردی تقلیل میدهد و از نقش تعیینکنندهٔ سیاستگذاریهای کلان غافل میماند.
- بازار کار و مشوقهای اقتصادی: یک دانشجوی باهوش، به وضوح میبیند که یک مهندس نرمافزار کامپیوتر یا یک متخصص هوش مصنوعی (که اساس کارش ریاضیات قوی است) چه جایگاه و درآمدی در مقایسه با یک دانشجوی ریاضی محض دارد. این انتخاب، یک انتخاب کاملاً عقلانی در پاسخ به مشوقهای موجود در جامعه است.
- کمبود حمایتهای دولتی: آیا برای یک ریاضیدان محض که میخواهد در ایران بماند و پژوهش کند، حمایت مالی، موقعیت شغلی مناسب و امکان رشد علمی مشابه یک مهندس در صنعت وجود دارد؟ پاسخ در بسیاری از موارد منفی است. تا زمانی که این مشوقهای ساختاری تغییر نکند، نصیحت اخلاقی به "عاشق بودن" تأثیر چندانی نخواهد داشت.
۳. دوگانۀ کاذب بین "عشق" و "معیشت"
نویسنده استدلال میکند که "عاشق واقعی به خاطر مسائل مادی از معشوقش جدا نمیشود." این یک شعار زیبا اما غیرواقعبینانه است.
- انسانها چندبعدی هستند: یک فرد میتواند همزمان عاشق ریاضی باشد و نگران آینده مالی خود، امکان تشکیل خانواده، و داشتن یک زندگی آبرومند. انتظار اینکه نخبگان، علائق خود را بدون درنظرگرفتن کوچکترین تضمینی برای معیشت دنبال کنند، انتظاری غیرمنطقی است.
- مهندسی، خیانت به ریاضی نیست: انتخاب رشتهای مانند کامپیوتر یا برق، به معنای ترک ریاضی نیست. برعکس، این رشتهها در بالاترین سطوح خود، کاملاً وابسته به ریاضیات پیشرفته (مثل جبر خطی، آنالیز عددی، نظریه احتمال) هستند. بسیاری از این دانشجویان، در واقع ریاضیات را در بستری کاربردی و پویا ادامه میدهند.
۴. تعریف محدود از "موفقیت" در ریاضی
در متن، موفقیت معادل "ریاضیدان محض شدن" تعریف شده است. این تعریف بسیار محدود است.
- ریاضیات، موتور محرک علوم دیگر است: موفقیت یک دانشمند علوم داده که از آمار استفاده میکند، یک محقق هوش مصنوعی که بر مبنای بهینهسازی کار میکند، یا یک تحلیلگر مالی که مدلهای تصادفی را به کار میبرد، همگی موفقیتهایی هستند که ریشه در ریاضیات دارند. سلامت ریاضیات یک کشور فقط با تعداد ریاضیدانان محض آن سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی به کارگیری ریاضی در حل مسائل پیچیده در تمامی حوزهها سنجیده میشود.
جمعبندی و راهکار واقعبینانه
نگرانی برای ریاضی محض، نگرانی بهجایی است، چرا که این شاخه، بنیانهای علمی و فکری جامعه را میسازد. اما راه حل، سرزنش دانشجویان، مشاوران یا حتی دبیران نیست. راه حل در اصلاح ساختارها است:
1. ایجاد مشوقهای مالی و شغلی: باید برای فارغالتحصیلان ریاضی محض، در قالب بورسیههای تحصیلی ویژه، موقعیتهای شغلی پژوهشی با درآمد مناسب در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، و ارتباط با صنایع های-تک (مانند شرکتهای فناوری که نیاز به پژوهش بنیادی دارند) چارهاندیشی کرد.
(ادامه در پست بعدی...)