1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️میلاد نبی رحمت حضرت محمد(ص) و گل بوستان نبوی امام جعفر صادق(ع) مبارک باد...
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
گلچینی از خاصترین پستها👇
https://eitaa.com/joinchat/2881487177C158addb879
هدایت شده از S. Alikhani
سلام. امروز صبحم را با دیدن خبر زیر شروع کردم که بسیار مرا ناراحت کرد:
❇️ با اعلام نتایج #کنکور_سراسری از طرف سازمان سنجش و ارسال آن به دانشگاه، لحظاتی قبل خبر رسید که از ۱۰۰ نفر اول کنکور ریاضی امسال، ۹۷ نفرشان شریف را به عنوان دانشگاه خود انتخاب کردند که تفکیک رشتهها هم به این ترتیب است:
⬅️ مهندسی کامپیوتر: ۷۸ نفر
⬅️ مهندسی برق: ۱۵ نفر
⬅️ مهندسی مکانیک: ۲ نفر
⬅️ علوم کامپیوتر ۱ نفر
⬅️ مهندسی صنایع: ۱ نفر اولین چیزی که بذهنم رسید این بود که این سالها و روزها حتی خوبان در دانشگاه صنعتی شریف هم سمت ریاضی نمی روند😔 واقعا چقدر استاد و معلم خوب تاثیر گذار است. دهه هفتاد، دهه طلایی ریاضی ایران بود. دبیران بسیار خوب و استادان خوب دانشگاه ها که با نخبگان دبیرستانی ارتباط داشتند، بچه ها را ترغیب به ریاضی خواندن می کردند. چقدر از المپیادی ها و رتبه های زیر صد، رشته ریاضی آنهم ریاضی محض می خواندند. آخه مغزشون برای ریاضی ساخته شده بود. خوراک مغزشان حل مساله سخت و کشف در ریاضی بود. مگر با پزشکی و صنایع خوندن مغزشان ارضا می شد؟ بدیهی است، نه. یادتان هست که چقدر از دانشجویان برق و مکانیک و حتی پزشکی به ریاضی تغییر رشته می دادند که واقعا الان افراد بسیار موفقی بوده و هستند. الان متاسفانه تقریبا نه از آن استادان و دبیران اثری مانده و نه از آن دانش آموزان و دانشجویان. یکسری مشاور (کم سواد) در دبیرستان ها، به بچهها، بسیار بد مشاوره می دهند. مشاورانی که دنیا را مساوی پول و ثروت می دانند و بس. مشاورانی که حتی از جلوی دانشگاههای درجه یک دنیا و حتی کشورشان رد نشده اند. مشاورانی که آدمها را با ظاهر و پولشان می سنجند. اینان نمی دانند که اصل، فکر و اندیشه آدمی است و نه تجملات و ظاهر «ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی تو استخوان و ریشه ای» مسلما مادیات مهم است ویکی از دلایلی است که علوم پایه و بخصوص ریاضی خریداری ندارد و اصلا نمیخواهم وارد این بحث شوم که خارج از حوصله است. اما مگر می شود یک عاشق را از معشوقش بخاطر مسائل مادی جدا کرد، که اگر بشود، مسلما عاشق، عشقش چیز دیگر است. خدا نکند دبیران و معلمان عاشق و کاردرست در جامعه کم شوند که بگمانم کم شده اند. برای حرفم دلیل دارم. اگر دبیر عاشق و کاردرستی در تهران و شهرهای بزرگ می بود، نمی توانست حتی یک نفر را برای ریاضی خواندن در شریف و ... ترغیب کند؟ مگر میشود در دبیرستانهای خوب، دانش آموز عاشق به ریاضی و حل مساله و تفکر و اندیشه ریاضی نداشته باشیم؟ اکثر مشاوران که از اوضاع مادی و معنوی ریاضیدانان نامی (بویژه در خارج از کشور) آگاه نیستند، گمان می کنند، اوضاع ریاضی خوانده ها در ایران و در تمام دنیا اسفناک است. بهرحال باید بیش از پیش به فکر علوم پایه و بخصوص ریاضی بود. نمی خواهم همه تقصیرها را به گردن معلمین و دبیران و استادان زحمتکش بیندازم اما با قیاسی ساده می توان سواد و عشق دبیران زمان ما (دهه هفتاد) که همگی دانش آموختگان دانشگاه های برتر بودند و برخی دبیران عزیز و محترم این سالها که حاصل تربیت دانشگاه فرهنگیان هستند را مقایسه کرد. بگمانم بسیار متفاوت بودند (دقت کنید صحبتم کلی است و شامل همه دوستان نمی شود و بدیهی است دبیران عاشق و باسواد هم وجود دارند، اما قبول کنید تعدادشان کم شده است). آن دبیر قدیمی درسهایی مانند جبر 1، 2 و3 و آنالیز 1، 2 و 3 و .... را با استادان بسیار باسواد و جدی و سختگیری می گذراندند که بسیار در معلمی آنها تاثیرگذار بود و اما در این سالها و ماهها، این درسها تقریبا به دست فراموشی سپرده شده اند و یا اگر ارائه می شوند با مدرسینی که چندان تخصص ندارند، ارائه می شود و دانشجو معلم آن درسها را عمیق یاد نمی گیرد. واقعاً چگونه با وجود دبیران و استادانی که هیچ لذتی را از با ریاضی بودن نبرده و نمی برند، انتظار داریم دانش آموز و دانشجو، عاشق ریاضی شود. مسلما این هم به بحث های زیادی نیاز دارد که در این دلنوشته نمی گنجد. اما بعنوان یک معلم و دوستدار کوچک ریاضی، خواهش می کنم از همه همکاران عزیزم، معلمین، دبیران و استادان ریاضی و دیگر علوم پایه خواهشمندم بیایید دست به دست هم داده و نگذاریم ریاضیات (و دیگر علوم پایه) بیش از این کمرنگ و کم ارزش شود که مسلما تبعات بسیار بدی خواهد داشت.😔 با احترام: سعید علیخانی
IMS (Iranian Mathematical Society) in Eitaa
سلام. امروز صبحم را با دیدن خبر زیر شروع کردم که بسیار مرا ناراحت کرد:
متن زیر در نقد دلسوزانه و پر از احساس استاد عزیز جناب آقای دکتر سعید علیخانی نوشته شده است. امید است این از زاویه دیگر دیدن ماجرا، به روشن شدن مطالب برای تصمیم گیران و تصمیم سازان امر کمک کند.
علیرضا عبدالهی (دانشگاه اصفهان)
اشکالات نگرشی متن و تحلیل واقعبینانهتر وضعیت
نگرانی نویسنده برای آیندهٔ علوم پایه و ریاضی در ایران، نگرانی اصیل و بهجایی است، اما برخی از استدلالها و نتیجهگیریهای ایشان از اشکالاتی رنج میبرد که باعث میشود راهکارها به جای پرداختن به ریشهها، به سطح مسئله بپردازند.
۱. سوگیری نسبت به یک "عصر طلایی" ایدهآلشده
متن، از دهه هفتاد شمسی به عنوان «دوره طلایی» یاد میکند که در آن استادان و دبیران ایدهآل، دانشجویان را به سمت ریاضی محض سوق میدادند. اگرچه ممکن است در آن دوره اقبال به ریاضی بیشتر بوده باشد، اما این نگاه، تا حدی نوستالژیک و سادهانگارانه است.
- زمینههای اقتصادی-اجتماعی متفاوت: در دهه هفتاد شمسی، شکاف درآمدی و امکان پیشرفت اقتصادی بین رشتههای مختلف به اندازه امروز نبود. امروز، فشارهای معیشتی و تلاش برای تضمین یک آینده شغلی با درآمد قابل قبول، عاملی بسیار قویتر از گذشته است.
- دستاوردهای امروز: همین دانشجویانی که امروز به دانشگاه صنعتی شریف و رشتههای مهندسی میروند، بسیاری از آنان در المپیادهای جهانی درخشیدهاند و ذهن های بسیار قدرتمندی دارند. این که آنان مهندسی را انتخاب میکنند به معنای "کمارزش شدن ریاضی" در نگاه آنان نیست، بلکه نشان میدهد کاربرد ریاضی را در مسیری ملموستر و با چشمانداز اقتصادی بهتری میبینند.
۲. نادیده گرفتن نقش ساختارهای کلان و مقصر دانستن افراد
متن عمده تقصیرها را به گردن "مشاوران کمسواد"، "دبیران غیرعاشق" و "دانشگاه فرهنگیان" میاندازد. این نگاه، مسئله را به شکل فردی تقلیل میدهد و از نقش تعیینکنندهٔ سیاستگذاریهای کلان غافل میماند.
- بازار کار و مشوقهای اقتصادی: یک دانشجوی باهوش، به وضوح میبیند که یک مهندس نرمافزار کامپیوتر یا یک متخصص هوش مصنوعی (که اساس کارش ریاضیات قوی است) چه جایگاه و درآمدی در مقایسه با یک دانشجوی ریاضی محض دارد. این انتخاب، یک انتخاب کاملاً عقلانی در پاسخ به مشوقهای موجود در جامعه است.
- کمبود حمایتهای دولتی: آیا برای یک ریاضیدان محض که میخواهد در ایران بماند و پژوهش کند، حمایت مالی، موقعیت شغلی مناسب و امکان رشد علمی مشابه یک مهندس در صنعت وجود دارد؟ پاسخ در بسیاری از موارد منفی است. تا زمانی که این مشوقهای ساختاری تغییر نکند، نصیحت اخلاقی به "عاشق بودن" تأثیر چندانی نخواهد داشت.
۳. دوگانۀ کاذب بین "عشق" و "معیشت"
نویسنده استدلال میکند که "عاشق واقعی به خاطر مسائل مادی از معشوقش جدا نمیشود." این یک شعار زیبا اما غیرواقعبینانه است.
- انسانها چندبعدی هستند: یک فرد میتواند همزمان عاشق ریاضی باشد و نگران آینده مالی خود، امکان تشکیل خانواده، و داشتن یک زندگی آبرومند. انتظار اینکه نخبگان، علائق خود را بدون درنظرگرفتن کوچکترین تضمینی برای معیشت دنبال کنند، انتظاری غیرمنطقی است.
- مهندسی، خیانت به ریاضی نیست: انتخاب رشتهای مانند کامپیوتر یا برق، به معنای ترک ریاضی نیست. برعکس، این رشتهها در بالاترین سطوح خود، کاملاً وابسته به ریاضیات پیشرفته (مثل جبر خطی، آنالیز عددی، نظریه احتمال) هستند. بسیاری از این دانشجویان، در واقع ریاضیات را در بستری کاربردی و پویا ادامه میدهند.
۴. تعریف محدود از "موفقیت" در ریاضی
در متن، موفقیت معادل "ریاضیدان محض شدن" تعریف شده است. این تعریف بسیار محدود است.
- ریاضیات، موتور محرک علوم دیگر است: موفقیت یک دانشمند علوم داده که از آمار استفاده میکند، یک محقق هوش مصنوعی که بر مبنای بهینهسازی کار میکند، یا یک تحلیلگر مالی که مدلهای تصادفی را به کار میبرد، همگی موفقیتهایی هستند که ریشه در ریاضیات دارند. سلامت ریاضیات یک کشور فقط با تعداد ریاضیدانان محض آن سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی به کارگیری ریاضی در حل مسائل پیچیده در تمامی حوزهها سنجیده میشود.
جمعبندی و راهکار واقعبینانه
نگرانی برای ریاضی محض، نگرانی بهجایی است، چرا که این شاخه، بنیانهای علمی و فکری جامعه را میسازد. اما راه حل، سرزنش دانشجویان، مشاوران یا حتی دبیران نیست. راه حل در اصلاح ساختارها است:
1. ایجاد مشوقهای مالی و شغلی: باید برای فارغالتحصیلان ریاضی محض، در قالب بورسیههای تحصیلی ویژه، موقعیتهای شغلی پژوهشی با درآمد مناسب در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، و ارتباط با صنایع های-تک (مانند شرکتهای فناوری که نیاز به پژوهش بنیادی دارند) چارهاندیشی کرد.
(ادامه در پست بعدی...)
IMS (Iranian Mathematical Society) in Eitaa
سلام. امروز صبحم را با دیدن خبر زیر شروع کردم که بسیار مرا ناراحت کرد:
(..... ادامه پست قبل)
2. تغییر گفتمان ملی دربارهٔ علم: باید ارزش علم را به "پول سازی" تقلیل نداد و در رسانهها و گفتمان عمومی، برای علم بنیادی و پژوهشگران این عرصه احترام و اعتبار قائل شد.
3. تأکید بر ارتباط ریاضی محض و کاربردی: نشان دادن این موضوع که این دو شاخه مکمل یکدیگرند و پیشرفت در یکی بدون دیگری ممکن نیست.
انتخاب نخبگان کنکور ریاضی برای مهندسی، یک "بیماری" نیست؛ یک علامت هشدار است. این علامت نشان میدهد که سیستم مشوقهای کشور به سمتی رفته که عملاً مسیر ادامه فعالیت در ریاضیات ناب را برای باهوشترین جوانان کشور دشوار کرده است. درمان این بیماری، نه با سخنرانی دربارهٔ عشق، که با ایجاد بسترهای اقتصادی و اجتماعی برای درآمدزایی و شکوفایی در خود رشته ریاضی ممکن خواهد بود.
سپاس فراوان از دکتر علیخانی گرامی که از منظر احساسی افول ریاضییات محض را مطرح فرمودند. کاملاً روشن است که در امتداد این نگاه، جز حسرت و ناکامی، راه حلی در افق دیده نمیشود. چرا که بعید است مشاورین نا آگاه و کاسبان کلاسهای کنکور خود را مقصر بدانند و از گردش مالی خود دست بشویند.
ممنون از دکتر عبدالهی که ماجرا را با واقع بینی بیشتری بررسی کردند. گو اینکه راهکار ایشان خود دردی است بیدرمان. سیاستگذاران آموزش ایران اصولاً تحت تأثیر سیاست های آموزشی غرب و چین هستند که اشکالی هم ندارد. ولی آنها هم در یافتن محقق ریاضی محض مشکل دارند و تلاش میکنند کمبود خود را از کشورهای جنوب جهانی تأمین کنند. ولی یافتن راه حل مستقل مشابه تولید پهپادهای ایرانی است که معادلات جنگ روسیه و اوکراین را تغییر داد. تصور کنید که برای رهگیری یک پهباد ۲۰۰۰ دلاری یک موشک ۵ میلیون دلاری باید شلیک شود. همانطور که میدانید اکنون در غرب به دنبال کپیبرداری و ارتقای پهپادهای ایرانی هستند.
به هرحال برای طراحی برنامهای مخصوص ایران ضروری است که کمیتهای از دلسوزان احساس مدار و واقعبینان آینده نگر با حمایت وزارت علوم و تحقیقات و فناوری در کنار هم راهکاری پیدا کنند تا بتوان رشتههای ریاضییات محض را زنده کرد و نخبگان را به جای جلای وطن در آغوش میهن نگاه داشت.
محمدتقی دیبایی
تأملی در نقد دکتر عبداللهی بر یادداشت دکتر سعید علیخانی
بازخوانی نسبت «عشق علمی» و «عقلانیت ساختاری» در بحران کنونی ریاضیات ایران
چکیده
نقد دلسوزانهٔ دکتر علیرضا عبداللهی بر یادداشت عمیق و هشدارآمیز دکتر سعید علیخانی دربارهٔ افول علاقه به ریاضیات در میان نخبگان کشور، بحثی جدی و درخور تأمل را در فضای علمی برانگیخته است. با این حال، به نظر میرسد تحلیل دکتر عبداللهی، هرچند از دقت منطقی برخوردار است، در برخی جنبهها گرفتار نوعی تقلیلگرایی ساختاری و غفلت از لایههای فرهنگی و معرفتی آموزش شده است. در این نوشتار، با نگاهی فلسفی و جامعهشناختی به علم، ضمن احترام به دغدغههای هر دو استاد، دیدگاه ایشان از منظر فرهنگی و تربیتی مقایسه میشود تا روشن گردد کدام تبیین، بحران امروز ریاضیات در ایران را در سطحی بنیادیتر بازمینماید.
۱. از «عصر طلایی» تا بحران کنونی: مسئله فراتر از اقتصاد است
دکتر عبداللهی نقد خود را با اشاره به «نوستالژی دهه هفتاد» آغاز میکند و آن را سادهانگاری نسبت به گذشته میداند. اما نباید فراموش کرد که آن دوران، صرفاً حسرت گذشته نبود؛ بلکه بازتاب دورهای بود که در آن، فرهنگ معلمی، جدیت علمی و شوق دانستن ارزش اجتماعی داشت. در آن زمان، منزلت معلم و استاد نه از موقعیت اقتصادی، بلکه از عمق دانش و تعهد فکری برمیخاست. تحولات کنونی در گرایش دانشآموزان، بیش از آنکه حاصل تصمیمات فردی یا عقلانیت اقتصادی باشد، نتیجهٔ فرسایش تدریجی فرهنگی است که در آن، «تفکر بهمثابه ارزش» رنگ باخته است. همانگونه که دکتر علیخانی تأکید میکند، اگر معلم از زیستن در فضای اندیشه لذت نبرد، شاگرد نیز هرگز عاشق تفکر نخواهد شد.
۲. نقد تقلیلگرایی اقتصادی در تبیین رفتار نخبگان
دکتر عبداللهی با تکیه بر تفاوتهای اقتصادی و شغلی، انتخاب رشته در میان نخبگان را عقلانی و مبتنی بر انگیزههای معیشتی میداند. این تحلیل، اگرچه از منظر توصیفی درست است، اما از دیدگاه فلسفه علم و تعلیموتربیت تحلیلی ناقص محسوب میشود. در نظامهای آموزشی پیشرو، میان عقلانیت ابزاری و عقلانیت ارزشی توازنی اساسی برقرار است. در این الگوها، معیشت شرط لازم برای علمورزی است، اما هرگز جایگزین انگیزه معرفتی نمیشود. با از بین رفتن این توازن، علم به کالایی مصرفی بدل میگردد و پژوهشگر، نه برای کشف حقیقت، بلکه برای تولید سریعتر و سودآورترِ محصول علمی تلاش میکند. از همین رو، تأکید دکتر علیخانی بر احیای «روح معلمی» و «لذت اندیشیدن» نه یک احساس رمانتیک، بلکه هشداری است در برابر فروکاست معرفت به اقتصاد.
۳. عشق علمی؛ صورت عالی عقلانیت
منتقد محترم، «عشق علمی» را در برابر «واقعیت معیشت» قرار میدهد، گویی میان این دو تضادی ذاتی وجود دارد. اما در سنت فلسفی، از افلاطون تا ابنسینا و فارابی، عشق به حقیقت نه احساس، بلکه جهتگیریای عقلانی و آگاهانه است. جامعهای که این حبّ حقیقت را در نظام آموزشی خود نهادینه نکند، در بلندمدت نه دانشمند، بلکه کارمندِ علم تربیت خواهد کرد.
دکتر علیخانی از همین منظر هشدار میدهد: حذف «شور فهمیدن» از کلاسهای درس، معادل حذف خون از کالبد علم است. چنین نگاهی، نه احساسی، بلکه دفاع از جوهر عقلانیت فرهنگی و خِرَد تربیتی است.
۴. ساختار بدون فرهنگ، پوستهای بیجان است
دکتر عبداللهی بهدرستی بر ضعف حمایتهای ساختاری از علوم پایه تأکید میکند؛ اما از این واقعیت غفلت دارد که هیچ ساختاری بدون سرمایه فرهنگی پایدار نمیماند. در کشورهایی چون ژاپن، فنلاند یا آلمان، پیش از هر سیاست حمایتی، فرهنگ احترام به معلم و ارزشگذاری بر علم ناب نهادینه شده است. همین سرمایه فرهنگی است که زمینهٔ موفقیت سیاستگذاریها را فراهم میسازد. اگر معلمان و استادان، خود تربیتیافتهٔ نظامی سطحی و فاقد عمق علمی باشند، هر میزان حمایت مالی نیز بیثمر خواهد بود. در نتیجه، ریشهٔ بحران امروز ریاضیات را باید در کمرنگ شدن ارزشهای معرفتی و تربیتی جستوجو کرد؛ همان نکتهای که دکتر علیخانی با دقت و ظرافت بر آن تأکید دارد.
۵. ریاضی و مهندسی؛ دو مسیر، دو انگیزه
درست است که رشتههایی چون مهندسی برق یا علوم رایانه بر بنیان ریاضیات استوارند، اما تفاوت میان «کاربرد ریاضی» و «زیستن با ریاضی» در نوع انگیزهٔ معرفتی است. دانشجویی که صرفاً بهدلیل بازار کار به مهندسی روی میآورد، لزوماً دغدغهٔ فهم ریاضی را ندارد. آنچه امروز در حال افول است، همین عشق به فهم ناب و انتزاعی ریاضی است ــ عشقی که تمدن علمی را در طول تاریخ زنده نگاه داشته است. از اینرو، دفاع دکتر علیخانی از ریاضی محض، در حقیقت دفاع از استقلال معرفتی علم است در برابر سلطهٔ منطق بازار.
۶. جمعبندی
تحلیل دکتر عبداللهی، در سطح سیاستگذاری و توصیف اجتماعی دقیق است، اما در ساحت فلسفی و تربیتی از عمق کافی برخوردار نیست.
او مسئله را در «بدن ساختار» میبیند، حال آنکه دکتر علیخانی بیماری را در «روح آموزش» تشخیص میدهد.
بازسازی جایگاه ریاضیات در ایران، بیش از هر چیز نیازمند بازگشت به اصالت تفکر، منزلت معلم و بازتعریف عشق علمی است. اقتصاد میتواند انگیزه را تقویت کند، اما تنها فرهنگ علمی است که میتواند آن را پدید آورد.
از این منظر، سخن دکتر علیخانی نه بازگشت به گذشته، بلکه دعوتی است به احیای بنیانهای فرهنگی تفکر علمی — بنیانهایی که بدون آنها، هیچ جامعهای نه مهندسی پیشرفته خواهد داشت و نه علم پایدار.
دکتر زیدی عبدیان
دکترای ریاضی – دکترای هوش مصنوعی
عضو بنیاد ملی نخبگان
Dear Colleagues
The Oman Mathematics Committee is pleased to invite you to a new session of the Weekly Research Webinars (OMC-WRW), Season 2 (Fall 2025 – Spring 2026).
Session Details
· Date: Wednesday, 22 October 2025
· Time: 20:00 Muscat Time (GMT 16:00)
· Speaker: Prof. Alireza Abdollahi - University of Isfahan, Iran
· Title: Rank-Modulation Codes for DNA Storage in Shotgun Sequencing: Structure & Distance Properties
· Moderator: Mohammad Shahryari - SQU- Oman.
· Access Link: https://meet.google.com/kdv-rakt-uut
We warmly encourage you to attend this session and invite your students to join as well. Kindly help us spread the word among your networks so that the academic community can benefit from this distinguished lecture.
We look forward to your valued participation.
Sincerely,
Dr. Magda Talib Al Hinai
Chairperson of Oman Mathematics Committee
Call for Speakers – Oman Mathematics Committee Weekly Research Webinars (Season Two)
The Oman Mathematics Committee is pleased to announce the commencement of Season Two of its Weekly Research Webinars, held every Wednesday at 8:00 PM Muscat Time (GMT+4).
Building on the success of Season One, which brought together distinguished scholars and practitioners from across disciplines, we are delighted to continue this initiative and further enrich the mathematical research community.
We invite researchers and professionals to contribute by presenting talks in areas including pure and applied mathematics, statistics, data science, and interdisciplinary applications. Sessions typically run for 30–40 minutes followed by an interactive discussion.
To propose a talk, please submit your details through the form:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfi4awBN3N7wUJWmHqmzBQhfVW7n5ew3zCTsB1DdDxVltF-rA/viewform?usp=header
We look forward to your participation and valuable contributions to the second Season.
OMC-WRW Season 2 - Posters -4.pdf
حجم:
321K
Share 'OMC-WRW Season 2 - Posters -4.pdf'
ضمن عرض تسلیت به جامعه ریاضی کشور
بدین وسیله درگذشت جناب آقای دکتر ناصر بروجردیان، استاد دانشگاه امیرکبیر را به اطلاع می رساند.
مراسم تشییع این استاد فقید فردا یکشنبه ۲۷ مهر از دانشگاه امیرکبیر برگزار خواهد شد.