ما خود بلای خویشیم،
طبیب را میانهٔ راه رها کردهایم.
و مرهم دوری او،
دلمان را آرام آرام میسوزاند.
افسوس مقصد را میخوریم.
گاهی خود را تشویق به حرکت میکنیم،
گاهی بهانه میآوریم.
گاهی هم خود را نزدیک قله حس میکنیم،
گاهی هم خسته میشویم.
در زنجیرهای از تکاپو گیر افتادهایم.
روزی خود را مقابل خود قرار میدهیم،
روزی هم مقابل خدای خود.
جالب است؛
اما هنوز ادامه میدهیم.
شاید این راه رشد است.
راهی که خویش را از خود میگیریم،
و به معبود میسپاریم.
راهی که فقط یک جاده دارد،
آن هم
مبارزه،
مبارزه،
مبارزه است.
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
«بیگانه»
مسجد ابوالفضل را به آتش میکشید؟!
بیچارهها...
ما سالهاست که در شعلهٔ حب عباس میسوزیم.
باکی نیست، این رسم شما از دیر باز بوده است، مانند اجدادتان، همان کسانی که در آخرین نبردتان سنگشان را به سینه میزدید.
آنها با رای خود نیامده بودند، اما با پای خود رفتند.
اما شما چه؟
شما خود به میدان آمدید یا آورده بودنتان؟
آنها با طمع کشتند، جیب را از مال اندوختند و با خیال راحت گریختند.
ولی شما چه؟
شما کشتید و در بیوجدانی خود مردید.
گاله را از گاله انباشتید و با وعدهٔ گریختن، پشت میلههای اسارتگاه گرفتار شدید.
درست بود که میگفتند شما ذرهای با اجدادتان مو نمیزنید، حتی در کشتارتان؛آنها افسرانشان را برای گداختن گردنِ لرها و عشایر بعد از ذبح میفرستاند، حال شما خودتان پیشوای آن شدهاید.
چه وقاحت بیمانندی، که شما چند پله از آنان در نخوت پیشی گرفتهاید.
آری، شما گشنه بودید، گشنگانی که کولهبار آن بینوای دکاندار را بر باد دادید.
حالا چه؟ اکنون خیالتان راحت شد که وطنتان را بیهموطن کردید؟ البته، نه فقط آنهایی که چراغ عمرشان را خاموش کردید، بلکه خودتان را هم میگویم، که دیگر برای ما بیگانه شدهاید.
#اغتشاشات_دی
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
امام صادق علیهالسلام:
ولو حجب الحزن عن قلوب العارفين ساعة لاستغاثوا
اگر یک لحظه حزن را از قلب عارفان بگیری، فریادشان بلند میشود.
_ بحارالانوار، جلد ۶۹، ص۷۰، باب ۹۷، روایت اول
@ir_miyan
فایده درد این است که انسان را بیدار میکند تا به خودش بپردازد که چه دارد، چه بکند، به کجا برود.
_ زمزم عشق، ص۱۷
@ir_miyan
درد و غم از وجودم اکسیری ساخت که جز حقیقت چیزی نجوید، جز فداکاری راهی برنگزیند و جز عشق چیزی در آن ترشح نکند.
|| شهید چمران ||
@ir_miyan