eitaa logo
میان|نرگس قربانی
252 دنبال‌کننده
78 عکس
13 ویدیو
1 فایل
«بسم رب الفاطمة» به نام او، برای او... زیست‌شناسی که نزیست تا آنکه فهمید باید بنویسد تا خود را بشناسد 🔬🧫 میانک: میان نوشت کوچک✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
|°ندای کمک°| منم اگه ندای کمک رو سر نمی‌دادم، یا مرده بودم یا کافر شده بودم، که این هم فرقی با مرگ نداره. ولی درسته حالا هم که زنده موندم و از اون مخمصه‌ها رها شدم و دیگه آرزوی مرگ نمی‌کنم، اما هنوز زنده بودنم بوی شرمندگی می‌ده، نه بخاطر اینکه زنده‌ام، نه، به خاطر اینکه با عقلم راه اشتباه رو رفتم، البته که مسیرم درست بود، اما آدم‌هاش غلط‌انداز بودند، ولی چه کار کنم؟ عقل هم از ظاهر گول می‌خوره مگه نه؟ مگه حضرت آدم گول ظاهر شیطون رو نخورد؟ خورد. ولی از اشتباهش توبه کرد. من هم توبه کردم، هم توبه می‌کنم اما از اینکه با بلای دیگه‌ای کارم به توبه بکشه می‌ترسم. برای همین می‌گم ان‌شاءالله خدا تو دنیا و آخرت عاقبت بخیرمون کنه. || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°عرفه°| مٰاذا وَجَدَ مَن فَقَدَك؟ و مٰا الذي فَقَدَ مَن وَجَدَك؟ آن کسی که تو را ندارد، چه دارد؟ و آن کسی که تو را يافته است، چه ندارد؟ @ir_miyan
|°پیام امام°| من که نخواسته بودم، شما چطوری یادتون بود؟ اصلا مگه به خواستن منه، تا شما هستین «من» بی معنیه. خواستید دلم رو هوایی کنید؟ خواستید بگید این سلام‌هایی که میدی بی‌جواب نمی‌مونه؟ خواستید دلم رو آتیش بزنید؟ خواستید شعله‌ی مجنون بودنم کم نشه؟ الحمدلله که خواستید، الحمدلله. پیام رسید نائب زیاره شما در حرم امام حسین (علیه السلام) هستم، حس کردم، نه نه، لمس کردم. دیدم. دلم شرحه‌شرحه شده از عرفه، از عاشورا، از گودال، از کاروان بی‌حسین، از دختر بی‌پدر، از یتیم از یتیم از یتیم، از ثارالله و ابن ثاره، از صحرای سوزان کربلا، از جسم‌ِ تو آفتاب مونده، از سرهای به نیزه شده، از لب‌های خشکیده، از خون‌های خشک نشده، از امام المنتقم، از ندای هر روزه‌ی لبیک امام، از بی‌کسی، از بی‌‌یاری، از فراق... فراق... فراق. خوب کاری کردید، آقا پیام‌تون دریافت شد. دعام کنید مع امام هدی باشم برای طلب ثارکم، یا هرچیزی که صلاحم باشه، اما صلاحم در رضایت شما باشه. آقا تو رو جدتون بعد از قیامت و دادرسی اینطوری نباشه که ازتون دور باشم، من طاقت ندارم،‌ دلم از دل گنجشک کوچیک‌تره، اگه دور باشم حسرت می‌خورم، حسرت ما رو امضا نکنید. || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°الموت°| امان از جدایی‌هایی به نام مرگ، که بی‌رحمانه بین ما و کسانی که دوستشان داریم فاصله می‌اندازد. مرگ که می‌آید تازه دلتنگی معنا پیدا می‌کند، تازه می‌فهمیم آخرین خداحافظی یعنی چه، تازه یادمان می‌آید که دوست داشتن کسی که رفته و ما را با خاطرات شیرین و تلخ رها کرده یعنی چه، برای این مرگ‌ها باید مرد. مرگ دوست و رفیق نمی‌شناسد. پدر و مادر هم ندارد. دست به سوی هر کسی که دراز می‌کند، بی‌جواب نمی‌ماند. واقعا چه زهر است مرگ‌هایی که با یک حرف، با یک رفتار، و با آخرین اعتماد بین ما و کسانی که آن‌ها را جزئی از حیات خود میدانستیم، فاصله می‌اندازد؛ پس آن‌ها را در دسته‌بندی مرگ‌های شوم قرار می‌دهیم، البته که صدقه‌اش هم به جا می‌آوریم، ولی این افراد که خود را مشتاق این نوع مرگ‌ها کرده‌اند تا ابد برای ما آفت‌اند، هرچند اگر حق‌الناسی به گردنمان داشته باشند، می‌گذریم تا مانند خودشان نشویم، تا آن حق در مرداب گناه به کشتنمان ندهد. هر طور که حساب کنم مرگ، مرگ است، گاهی فاصله‌ را کم می‌کند و نزدیکی معنا می‌یابد و گاه تا سیارات ناشناخته دوری می‌اندازد، تا چیزی به نام فاصله باقی نماند. تو کدام را انتخاب می‌کنی؟ قرب را یا بُعد را؟ || نرگس قربانی || @ir_miyan
هدایت شده از اتاق ِ۴۷۰ .
کاش می‌شد تا ته تقویم هرروز خدا ، عید قربان باشد و با عشق قربانت شوم .
اینترنت‌هایتان که وصل شد، با احتیاط وارد فضای‌مجازی شوید. در روزهایی که نبودید عده‌ای از شادی کشته‌شدن کودکان ما در میناب رقصیدند و کمرشان را تکاندند. وقتی میناب را دوباره زدند، آرزو کردند که کاش مدرسه‌ها باز بود و دوباره کودکانی تکه‌تکه می‌شدند. و خندیدند. اینترنتتان که وصل شد، خواهید دید که مردی از کشته‌شدن سه سرباز آمریکایی تأسف‌خورد و به پرزیدنت‌شان تسلیت‌گفت ولی از قتل هزاران ایرانی ککش هم نگزید. وقتی اینترنت وصل شد خواهید دید که ترامپ نوشت ناو دنا در وضعیت جنگی نبود؛ ولی زدنش جنگ را بامزه‌تر می‌کرد. و دختر آن مرد برایش کامنت تنک‌یو گذاشت. اینترنشنالی که دنبال می‌کردید، ‌از آمریکا میخواست که روی سرتان بمب بریزد. قطعه‌قطعه‌تان کند و عزیزانتان را بکشد. خواهید دید که دلشان برای اعراب حاشیه خلیج‌فارس سوخت و برای شما نه. ویدیوهایی خواهید دید که وقتی شهر و خیابان شما بمباران می‌شد و زنان و دخترانتان جیغ‌میکشیدند و پیکر همسایه‌هایتان به خیابان می‌افتاد، عده‌ای خلبان را تشویق می‌کردند و برایش بوس می‌فرستادند. وقتی زمزمه ورود زمینی دشمن به خاک ما شد، عده‌ای برای شانه‌های پهن سربازان دشمن غش‌وضعف کردند و آرزو کردند که سربازهای آمریکایی انتخابشان کنند. حالا که اینترنت‌هایتان وصل شده، جنگ را برایتان وارونه روایت نکنند. ناگهان دلسوز شما نشوند. این‌ها آرزوی مرگ شما، جنگ‌زدگی و آوارگی خانواده‌هایتان و ویرانی‌ کشورتان را می‌کردند! «مهدی مولایی» @m_molaie110
‌|°از آن‌ها°| ‌حدیث عشق شنیدن کم از شهادت نیست... «محمد سهرابی» @ir_miyan
|°و او در وصف نگنجید°| آمدم از عشق بنویسم، قلم نوشت علی‌بن‌ابی‌طالب. || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°صراط المستقیم°| «قسم به نقطهٔ باء بسم الله» چه زیبا قسمی است. اصلا لب با حلاوت این ذکر جان می‌دهد. چشم با هر بار دیدن نجف او لبخند می‌زند و می‌بارد. اما گوش چیزی جز ذکر «علی ولی الله» نمی‌شنود. جان آتشفشان می‌شود و خون با سرخی ذاتی‌اش وجودت را ذوب می‌کند. قلب لحظه به لحظه خود را بر بابِ حُبِ علی بن ابی طالب می‌کوبد، و این امام است که در ورود را می‌گشاید و صراط المستقیم را به او عرضه می‌کند، یعنی خودش را، چون پیامبرمان گفته است: «یا علی انتَ صراط المستقیم.» || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°بگو حافظ از آن یار°| در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی ✍🏻جناب لسان الغیب @ir_miyan
|°به وقت کتاب°| ملت بچه کودنی است که به هر راهزنی که مادرش را بدزدد می‌گوید عمو. پ‌ن: روایتی آشنا از کسانی که نام عمویشان ترامپ بود. 📚دانوب خاکستری|غاده السمان @ir_miyan