◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
🔵 آیا دعوای الزام به تنظیم سند رسمی انتقال برای معاملات پیش از قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول قابلیت استماع دارد؟
متن استعلام:
پیش از تصویب قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب ۱۴۰۳، فردی اقدام به فروش آپارتمان خود نموده و خریدار در ملک ساکن شده؛ در حالی که سند تفکیکی ملک صادر نشده است؛ در حال حاضر و پس از لازمالاجرا شدن قانون یادشده، سند تفکیکی مالکیت (سند سبز رنگ) صادر شده؛ اما فروشنده برای تنظیم سند رسمی مالکیت به نام خریدار اقدام نمیکند.
در چنین فرضی خریدار در چه قالبی میتواند برای انتقال سند به نام خود اقدام کند؟
آیا دعوای الزام به تنظیم سند رسمی مالکیت قابل استماع است؟
اداره کل حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی مورخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ به سؤالی در رابطه با امکان طرح دعوای الزام به تنظیم سند برای معاملات پیش از قانون الزام به ثبت رسمی اموال غیرمنقول پاسخ داد.
نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۶۵:
اولاً، ماده یک قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب ۱۴۰۳، ناظر بر آن دسته از اعمال حقوقی است که پس از لازمالاجرا شدن این قانون و سپری شدن مواعد مقرر در آن منعقد میشود؛ در نتیجه ضمانت اجرای مقرر در این ماده نیز راجع به چنین معاملاتی است.
ثانیاً، حکم مقرر در تبصره ۴ ماده یک قانون یادشده که مفاد این ماده را در خصوص اموال غیرمنقولی که پس از لازمالاجرا شدن این قانون سند مالکیت حدنگار برای آنها صادر میشود، از تاریخ صدور سند مالکیت مذکور، مجری دانسته است؛ هرچند سامانه موضوع ماده ۱۰ این قانون راهاندازی نشده باشد نیز ناظر بر انجام اعمال حقوقی جدید نسبت به اینگونه اموال غیرمنقول است و شامل اعمال حقوقی پیشین بر آن نمیشود.
با توجه به مراتب پیشگفته، در فرض سؤال که عقد بیع پیش از تصویب و لازمالاجرا شدن قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب ۱۴۰۳ منعقد شده؛ اما سند تفکیکی ملک پس از لازمالاجرا شدن این قانون به نام فروشنده صادر شده است، خریدار میتواند حقوق قانونی خود ناشی از انجام عمل حقوقی سابق را با طرح دعوای مناسب، اعمال نماید.
#کانال_ایرادات_مانع_استماع_دعوا
https://eitaa.com/iradaat
@iradaat
https://t.me/iradaaat
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
دوره چهارساعته اصل استماع دعوا و راهکارهای استماعپذیر کردن دعاوی دارای مقدمه (در مواردی که به مقدمات لازم برای استماع دعوا ایراد میشود.)
#کانال_ایرادات_مانع_استماع_دعوا
https://eitaa.com/iradaat
@iradaat
https://t.me/iradaaat
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
برشی از جلسه اول دوره آموزشی راهکارهای استماعپذیر کردن دعاوی دارای مقدمه
❇️ مدرس: مهدی فقیهی نژاد
به همت بنیاد حقوقی بهمن کشاورز
زمان: (دو جلسه) یکشنبه و دوشنبه ۲۶ و ۲۷ مرداد -ساعت: ۱۷/۳۰
#بهمن_کشاورز
#بنیاد_حقوقی_بهمن_کشاورز
#آیین_نگارش_حقوقی
#شهر_حقوق
#کانال_ایرادات_مانع_استماع_دعوا
https://eitaa.com/iradaat
@iradaat
https://t.me/iradaaat
هدایت شده از معاونت راهبردی قوهقضاییه
*گام دوم برای کاهش قرارهای نهایی در پروندههای حقوقی و خانواده*
🔸دومین جلسه اصلاح فرآیندهای مدیریت پرونده قضایی با هدف کاهش قرارهای نهایی در دعاوی حقوقی و خانواده (شامل رد و عدم استماع دعوا) با حضور جناب آقایان اعظمی قائممقام معاونت راهبردی، کیانمنش مشاور عالی معاون راهبردی، رزاقی معاون مرکز پیگیری اجرای سند تحول و تعالی، فقیهینژاد مديرکل دفتر نوآوری و مدیریت تحول معاونت راهبردی، مرتضوی معاون نظارت دیوان عالی کشور، جهانی معاون قضایی معاونت اول، جوهری رئیس امور آموزش معاونت منابع انسانی و امور فرهنگی، چراغی معاون دادستان انتظامی قضات و مستشار قضایی معاونت حقوقی به میزبانی معاونت راهبردی قوه قضائیه برگزار شد.
🔸شایان ذکر است در این جلسه راهکارهای مدیریتی این موضوع مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و بیان شد که کاهش قرارهای نهایی در نهایت باعث کاهش ورودی پرونده میشود
🔸مقرر شد اقدامات فرهنگی از سوی امور فرهنگی انجام شود و همچنین امور آموزش قوه، کارگروهی برای شناسایی علل صدور قرارها و اینکه در دعاوی پرکاربرد چه شرایطی باید رعایت شود، تشکیل دهد و گروهی متشکل از دیوان عالی کشور، با بررسی سمپ آرای شکلی را از آرای ماهوی تفکیک نماید و بر این اساس، تلاش دادگستری استانها برای کاهش قرارهای نهایی مورد ارزیابی قرار گیرد.
📍معاونت راهبردی قوه قضاییه
◽آدرس سایت:
⚖️ mrgh.eadl.ir
◽ما را در کانال رسمی معاونت راهبردی قوهقضاییه دنبال کنید:
🆔 https://ble.ir/mrgheadll
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
نظر شخصی بنده، فقیهینژاد در مورد سؤال ۷۹
مقدمه اول: مطابق بند ۲ ماده ۱۰ قانون دیوان عدالت اداری، رسیدگی به اعتراضات و شکایات از آراء و تصمیمات قطعی هيأتهای رسیدگی به تخلفات اداری و کمیسیونهایی مانند کمیسیونهای مالیاتی، هيأت حل اختلاف کارگر و کارفرما، کمیسیون موضوع ماده (۱۰۰) قانون شهرداریها، منحصراً از حیث نقض قوانین و مقررات یا مخالفت با آنها در صلاحیت شعب بدوی دیوان عدالت اداری است.
مقدمه دوم: مطابق تبصره ۲ ماده ۵۰ قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب ۱۳۹۴، آراء صادره از شعب تعزیرات حکومتی در مورد پروندههای قاچاق کالا و ارز قابل اعتراض در دیوان عدالت اداری و سایر مراجع قضائی نیست.
این تبصره نشان میدهد که آرای سازمان تعزیرات حکومتی، در خارج از موضوع قاچاق کالا و ارز، ممکن است در دیوان عدالت اداری، قابل اعتراض باشد. گرچه در صورت قابلیت اعتراض، رسیدگی دیوان عدالت اداری در این مورد، صرفا یک رسیدگی شکلی همانند رسیدگی فرجامی دیوان عالی کشور به پروندههای حقوقی است.
لازم به توضیح است که رأی شماره ۲۵۲ مورخ ۱۳۸۰.۸.۱۳ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص صلاحیت دیوان در رسیدگی به آراء قطعی مطلق مراجع اختصاصی و اداری از حیث نقض قوانین و مقررات و یا مخالفت با آنها نیز (که سابق بر قانون فعلی دیوان عدالت اداری صادر شده)، مقرر میدارد که:
حکم مقرر در بند ۲ ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری (سابق) مفید صلاحیت دیوان در رسیدگی به آراء قطعی مطلق مراجع اختصاصی اداری از حیث نقض قوانین و مقررات و یا مخالفت با آنها است مگر در مواردی که به موجب قانون مستثنی شده باشد. نظر به اینکه حسب مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام سازمان تعزیرات حکومتی از اجزاء قوه مجریه میباشد و شعب تعزیرات حکومتی در زمره مراجع اختصاصی اداری قرار دارند و در عداد مراجع قضائی مذکور در تبصره ۲ ماده فوقالذکر محسوب نمیشوند، بنابراین آراء قطعی شعب مزبور به تجویز بند ۲ ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری، قابل اعتراض و رسیدگی در دیوان است و دادنامه شماره ۱۶۰۵ مورخ ۱۳۷۹.۱۰.۱۱ شعبه چهاردهم بدوی دیوان در حدی که متضمن این معنی باشد موافق اصول و موازین قانونی تشخیص داده میشود.
بر اساس رأی وحدت رویه فوق و تبصره ۸ ماده ۷۲ قانون نظام صنفی، میتوان گفت که رأی سازمان تعزیرات حکومتی در خارج از موضوع قاچاق کالا و ارز، یک رأی اداری به شمار میرود و از شمول ماده ۱۸ قانون آیین دادرسی کیفری خارج است و مشابه ماده ۵۲ قانون قاچاق، در قانون تعزیرات حکومتی مصوب ۱۳۶۷ و قوانین مربوطه بعد از آن، تکرار نشده است و از این باب برای دادگاههای حقوقی لازمالاتباع نیست و دلیل قانونی برای تبعیت دادگاه از رأی مرجع اداری وجود ندارد و دادگاه حقوقی در موارد لازم، به تشخیص خود ممکن است خلاف آن رأی صادر کند.
کانال_ایرادات_مانع_استماع_دعوا
https://eitaa.com/iradaat
@iradaat
https://t.me/iradaaat
سلام وقت بخیر
همراهان محترم فایل نهایی نظر دکتر سیدحمید شاهچراغ، استاد مسلم آیین دادرسی کیفری و معاون حقوقی سازمان تعزیرات حکومتی به شرح زیر تقدیم میشود.
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
“بررسی ماهیت، اعتبار و آثار آرای قطعی شعب سازمان تعزیرات حکومتی در رابطه با
ارشاد شاکی پرونده به اقامه دعوی حقوقی در محاکم و طرح دعوای حقوقی برای استرداد خسارات وارده”
در این خصوص اختلاف نظری بنیادین وجود دارد که بیشتر بر ماهیت آرای شعب تعزیرات حکومتی استوار است و دیدگاههای مطرح شده که در واقع بازتاب نظریات مخالفان و موافقان پیرامون اختلاف در اعتبار و اثر آرای صادره از شعب تعزیرات حکومتی برای دادگاههای عمومی است، در دو فرض مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد و از آنجا که نقطه عطفی در حقوق اشخاص، شفافسازی قلمرو حقوق عمومی و حمایت از حقوق مصرفکنندگان و انسجام نظام دادرسی است، مشروح آن متضمن تحلیل حقوقی به شرح زیر عنوان و ایفاد میگردد:
دیدگاه اول: عدم الزامآور بودن آرای شعب تعزیرات حکومتی برای محاکم قضائی
طبق این نظر بر اساس رأی وحدت رویه و تبصره ۸ ماده ۷۲ قانون نظام صنفی، میتوان گفت که رأی سازمان تعزیرات حکومتی در خارج از موضوع قاچاق کالا و ارز، یک رأی اداری به شمار میرود و از شمول ماده ۱۸ قانون آیین دادرسی کیفری خارج است و مشابه ماده ۵۲ قانون قاچاق، در قانون تعزیرات حکومتی مصوب ۱۳۶۷ و قوانین مربوطه بعد از آن، تکرار نشده است و از این باب برای دادگاههای حقوقی لازمالاتباع نیست و دلیل قانونی برای تبعیت دادگاه از رأی مرجع اداری وجود ندارد و دادگاه حقوقی در موارد لازم، به تشخیص خود ممکن است خلاف آن رأی صادر کند.
دیدگاه دوم: لازمالاجرا بودن آرای شعب تعزیرات حکومتی برای محاکم قضائی
قائلین به این دیدگاه، از این باب که مطابق مقررات و مواد 10 و 16 و ... قانون دیوان عدالت اداری، دادگاه عمومی مرجع اعتراض و شکایت نسبت به آرای شعب سازمان تعزیرات حکومتی نیست و استماع این دعوا و ورود در ماهیت آن، منوط به نقض رأی تعزیراتی در دیوان عدالت اداری است، لهذا دادگاه عمومی صرفنظر از صحت و سقم رأی شعب تعزیرات حکومتی، باید از مفاد آن تبعیت نماید.
به طور کلی هر جا رسیدگی به برخی از ارکان دعوا، در صلاحیت ذاتی مرجعی غیر از دادگاه است، دادگاه مکلف به تبعیت از مفاد رأی آن مرجع است و نمیتواند به صحت و سقم مفاد آن ورود کند و به عبارت دیگر شرط استماع، اثبات مدعا در دیوان عدالت اداری است.
در واقع میتوان گفت: آرای شعب تعزیرات حکومتی در نظام حقوقی ایران، در مرز میان رأی اداری و حکم قضایی قرار دارند و مخالفان با استناد به ماهیت اداری سازمان و نبود نص قانونی، آن را برای محاکم غیرالزامآور میدانند و موافقان با تکیه بر قواعد صلاحیت ذاتی، اعتبار امر مختوم، اصل لاضرر و رویه دیوان عدالت اداری، دادگاهها را مکلف به تبعیت از مفاد آراء تعزیرات میدانند که ضمن این که پیشنهاد میشود برای رفع این تعارض و حمایت مؤثر از حقوق خصوصی شاکیان، قانونگذار باید صراحتاً اثر الزامآور آرای صادره از شعب تعزیرات حکومتی را بر محاکم حقوقی پیشبینی کند، تا هم انسجام در تصمیمات مراجع مختلف برقرار شود و هم اصل جبران خسارت شهروندان تضمین گردد؛ دلایل دیگری نیز در تأیید و استحکام نظر و دیدگاه دوم ارائه میگردد. دلایل ترجیح این نظر به شرح زیر است:
الف) اصل صلاحیت ذاتی و تخصصی مراجع:
قانونگذار به دلایلی از جمله تخصصی بودن موضوع، سرعت در رسیدگی و کاهش بار دستگاه قضایی، صلاحیت رسیدگی به برخی امور (مانند بسیاری از تخلفات صنفی و اقتصادی) را به مرجع غیرقضایی (تعزیرات حکومتی) واگذار کرده است. این واگذاری صلاحیت، به معنای انحصاری بودن آن است. بنابراین، هنگامی که قانونگذار تشخیص یک تخلف و تعیین مجازات آن (از قبیل جریمه، استرداد حق شاکی و حکم به اقامه دعوی در محاکم قضائی به شرح مقرر در ماده 54 قانون تعزیرات حکومتی مصوب 1367) آن را در صلاحیت شعب سازمان تعزیرات حکومتی قرار داده است، بالتبع باید نتیجه گرفت که دادگاههای عمومی (حقوقی یا کیفری) فاقد صلاحیت ذاتی برای رسیدگی مجدد به همان موضوع و نقض یا تأیید رأی آن مرجع هستند و صرفاً در چارچوب مقرره قانونی تصمیم قانونی بعدی را اتخاذ خواهند نمود.
ب) نقش دیوان عدالت اداری به عنوان نهاد ناظر بر آرای صادره از مراجع اداری و برخی آرای صادره از شعب تعزیرات حکومتی:
مطابق اصل ۱۷۳ قانون اساسی: «به منظور رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحدها یا آییننامههای دولتی و احقاق حقوق آنها، دیوانی به نام «دیوان عدالت اداری» زیر نظر رئیس قوه قضاییه تاسیس میگردد. حدود اختیارات و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین میکند...». صلاحیت رسیدگی به اعتراض علیه آراء مراجع اداری (از جمله سازمان تعزیرات حکومتی) به طور انحصاری با دیوان عدالت اداری است. دادگاه عمومی، مرجع صالح برای نقض رأی یک مرجع اداری نیست.
#کانال_ایرادات_مانع_استماع_دعوا
https://eitaa.com/iradaat
@iradaat
https://t.me/iradaaat