اعضای تیم ملی فوتسال ایران که در روزهای گذشته برای سیزدهمین بار قهرمان جام ملتهای آسیا شدند، ظهر امروز (۱۴۰۳/۲/۱۹) با رهبر انقلاب اسلامی دیدار و گفتوگو کردند.
🌐 @Iran_Iran
🇮🇷 http://telegram.me/Iran_Iran
12.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪︎حتما ببینید...
•روایت دیدار شهید رادمهر با حاج قــاسم در خط مقدم جبهه مقابله با تکفیری ها به روایت ســردار رستمیان فــرمانده وقت لشکر عملیاتی ²⁵ کربلا مازندران...
🌐 @Iran_Iran
🇮🇷 http://telegram.me/Iran_Iran
🔴 با احترام به اکثریت فهیم، مؤمن و قانونمندِ جامعهی پزشکان، گویا این اقلیتِ هنجارشکن را توهم برداشته که میتوانند هرطور دلشان بخواهد، قانون نظام و شرع را زیر پا بگذارند.
❌ اینجاست که میگوییم اگر قوه قضائیه، برخورد متناسب با احکام شرعی را بدون اغماض نسبت به پزشکان خاطی شیرازی اِعمال نکند و وزارت بهداشت به مجازاتشان مبادرت نورزد، خواهیم دید که متبخترانه بر گردهی نظام سوار خواهند شد.
✍ مریم اشرفی گودرزی
▪️ڪانال مدافعان حـــــرم
🌐 @Iran_Iran
https://t.me/joinchat/AAAAADvRqlwtdgFnCnTrvQ
20.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽
🎥نماهنگ| هشتمین سالگرد شهادت
▪️مراسم سالگرد شهدای خانطومان با محوریت شهید مدافع حرم رضا حاجی زاده در گلزار شهدای امامزاده ابراهیم علیهالسلام شهرستان هزارسنگر آمل🥀
💐با تشکر از "گروه رسانه ای پیک آمل"
۱۴۰۳/۰۲/۱۷
🌐 @Iran_Iran
🇮🇷 http://telegram.me/Iran_Iran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥روایت شهید #مصطفی_صدرزاده از روزی که شهید مدافعحرم #حسن_قاسمی_دانا در میدان نبرد، ورق را برگرداند!
🌐 @Iran_Iran
🇮🇷 http://telegram.me/Iran_Iran
کاری میکنم که به من افتخار کنید
🔹شهید مجتبی یداللهی منفرد، جوانترین شهید مدافع حرم ارتش است که پس از فارغالتحصیلی از دانشکده افسری به فرمانده وقت نیروی زمینی بیان کرد: «کاری میکنم به من افتخار کنید.» عاقبت در جبهه دفاع از حرم، نامش را در کنار مشاهیر ارتش جمهوری اسلامی ایران به ثبت رساند.
🔹۲۱ فروردین ماه سال ۱۳۹۵ شاید روزی تلخی برای همرزمان و دوستان مجتبی بود چرا که او و ۳ نفر از همرزمانش در تیپ ۶۵ نوهد در این روز در عملیات نیروهای مقاومت در منطقه عملیاتی حلب حاضر شده و بر اثر اصابت تیر مستقیم به ناحیه پهلو همگی به شهادت رسیدند. در عملیاتی که چند هزار نفر از نیروهای جبهه النصره و تکفیریها حمله وسیعی و گستردهای را به جنوب حلب انجام داده بودند، این رزمندگان رشادتها و دلاورمردیهای مومنانه و شایستهای از خود نشان دادند و ۴ نفر از عزیزان نیروی زمینی در این نبرد به شهادت رسیدند.
#معرفی_شهید
#شهید_مدافع_حرم
🌐 @Iran_Iran
🇮🇷 http://telegram.me/Iran_Iran
❂◆◈○•--------------------
﴾﷽﴿
❂○° #پلاک_پنهان °○❂
🔻 قسمت #پانزده
صبح بخیری گفت و بر روی صندلی نشست ،سید جوابش را داد اما فرحناز خانم به تکان دادن سری اکتفا کرد.
سمانه سریع صبحانه اش را خورد و از جایش بلند شد:
ــ با اجازه من دیگه برم دانشگاه،دیرم میشه
ــ سمانه صبر کن
ــ بله بابا
ــ در مورد جواب مثبتت به پسر محبی ،از این تصمیمت مطمئنی؟
ــ بله بابا،من دیگه برم
و بدون اینکه منتظر جواب آن ها بماند سریع از خانه بیرون رفت و تا سر خیابان را سریع قدم برداشت و برای اولین تاکسی دست تکان داد،شامس با او یار بود و اولین تاکسی برایش ایستاد.
در طول مسیر دانشگاه به تصمیم مهمی که گرفت فکر می کرد،شاید به خاطر لجبازی با کمیل باشد اما بلاخره باید این اتفاق می افتاد.
به محض اینکه وارد دانشگاه شد متوجه تجمع دانشجویان شد که درمورد بحث مهمی صحبت می کردند به سمت دوستانش رفت و سلامی کرد:
ــ سلام ،چی شده؟
ـــ یعنی نمیدونی
ــ نه!
ــ احمدی ،همین نامزد انتخابات ،دیشب تو مسیر برگشت به خونش میخواستن ترورش کنن.
سمانه متعجب به دخترا نگاه کرد و گفت:
ــ جدی؟
ــ بله
ــ وای خدای من ،خدا بخیر بگذرونه این انتخاباتو،من برم کلاسم الان شروع میشه.
بعد خداحافظی از دخترا به سمت کلاس رفت ،که در راه کسی بازویش را کشید ،برگشت که با دیدن صغری گفت:
ــ سلام بریم سرکلاس الان استاد میاد
ــ صبرکن
سمانه برگشت و به صغری نگاهی انداخت.
ــ چرا به کمیل جواب منفی دادی؟
سمانه نفس عمیقی کشید و سعی کرد عصبی نشود.
ــ گوش کن صغری...
ــ نه اینبار تو گوش کن سمانه،داداش من چی کم داره ،پول ،خونه،قیافه،هیکل،اخلاق؟
ها چی کم داره؟
چی کم داره که پسر خانم محبی داره
ــ صغری بحث این نیست
ــ پس بحث چیه؟اصلا فکر نمیکردم تو اینطور باشی ،برات متاسفم
و اجازه ای به سمانه نداد تا حرفی بزند.
کل کلاس سمانه هیچ چیزی از تدریس استاد را متوجه نشد ،حق را به صغری می داد او از چیزی خبر نداشت و الان خیلی عصبی بود ،باید سر فرصت با او صحبت می کرد،با خسته نباشید استاد همه از جایشان برخاستند ،سمانه که دیگر کلاسی نداشت به سمت خروجی دانشگاه رفت ،که برای لحظه ای ماشین مشکی رنگ را دید ،مطمئن بود این همان ماشینی است که آن روز آن ها را تعقیب می کرد!!
ماشین به سرعت حرکت کرد و به سمت آن ها آمد،سمانه کم کم متوجه شد که شخصی از صندلی عقب چیزی مشکی رنگ بیرون آورد ،ناگهان ترسی در دلش نشست و با دیدن ماشینی که به سمت صغری می رفت ،با سرعت به سمت صغری دوید و اسمش را فریاد زد...
تا به صغری رسید تنها کاری که توانست انجام دهد، آن بود که صغری را هُل بدهد و هر دو آن طرف جاده پرتاب شوند،سمانه سرش محکم به آسفالت اصابت می کند و صدای آخ گقتن صغری هم در گوشش می پیچد و ماشینی که با سرعت از کنار آن ها می گذرد آن را آرام می کند، اما با بلند کردن سرش و دیدن مایعی که با فاصله نه چندان زیاد با آن ها بر روی زمین ریخته شد و بخاری که از آن بلند شده،با ترس زمزمه کرد:
ــ اسید
سرش گیج می رفت و جلویش را تار می دید،همه اطرافشان جمع شده بودند ،صدای نگران و پر درد صغری را همراه همهمه ی بقیه می شنید که او را صدا می کرد، اما دیگر نتوانست چشمانش را باز نگه دارد و از هوش رفت.
↩️ #ادامہ_دارد...
○⭕️
✍ #نویسنده: فاطمه امیری
🌐 @Iran_Iran
🇮🇷 http://telegram.me/Iran_Iran
7.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠عزیز پدر
تاثیر عشق و علاقه ای که در برزخ نمود پیدا کرد
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
#زندگی_پس_از_زندگی
🌐 @Iran_Iran
🇮🇷 http://telegram.me/Iran_Iran
www.vaezin.com - ادای حق پدر و مادر.mp3
6.35M
📲 فایل صوتی
🎙واعظ: حاج آقا #علی_پناه
🔖 ادای حق پدر و مادر 🔖
🌐 @Iran_Iran
🇮🇷 http://telegram.me/Iran_Iran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دختر است دیگر...
دلش برای پدرش تنگ میشود...
دختر شهید مدافعحرم #جواد_الله_کرم💚
🇮🇷http://telegram.me/Iran_Iran
#شهدای_آسمانی"
تمام این روزها
با لبخندت آفتابے بود.....
اما
دلتنگےنبودنت
رهایم نمےکند.....
به راستے دوست داشتنت
بزرگترین آرامش جهان است.......
#حاج_قاسم💕
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•
🌐 @Iran_Iran
🇮🇷 http://telegram.me/Iran_Iran