eitaa logo
ایران‌سرا
414 دنبال‌کننده
76 عکس
7 ویدیو
31 فایل
🇮🇷شعرهای به‌هنگام ملی و انقلابی🇮🇷
مشاهده در ایتا
دانلود
از یاخته‌های خود تمرّد کردی در بی‌تنی‌ات، وطن، تن خود کردی سرباز وطن! ببین چه تکثیر شدی هر تکّه‌ی خویش را سپهبد کردی 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
پدر و دختری همین‌طوری است ارتباط عمیقِ بین دو رود مهربان و زلال و جاری و پاک مثل آئینه‌های شهر دورود از شهیدان زاگرس پرسید آبشاری که در لرستان است نامشان از بزرگ و کوچک، عشق میرشان شرزه شیرِ یزدان است لاله‌ی واژگون سلامت باد عطر و بوی *چویل و گلدسته فاطمه میر شاعران شهید آه، سربند *گَلْوَنی بسته ایستگاه قطار می گرید آخرین شعر فاطمه ابری است *ریل هایی که زنگ خواهد زد آهنی که دچار بی صبری است بچه های دورود می دانند رود اما همیشه آزاد است می رود می رسد به سرچشمه رود غمگین نمی شود شاد است.... چویل: گیاه معطر و محبوب اقوام لر گلونی: روسری سنتی ریل های زنگ زده: دفتر شعر فاطمه‌سادات‌میر 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
‌ از مشتِ گره کردهٔ او روشن شد سر داد و نداد دست در دست یزید ‌ ‌ 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
-7770329403132600573_224794419826475.pdf
حجم: 2.3M
📎 ویژه‌نامه خط 🔰 شماره ۳۳ دستِ پُر به میدان بروید 🔸اگر برای اجتماعات انقلابی به‌دنبال شعر، شعار یا تک‌بیت‌های روز هستید، ویژه‌نامهٔ «خط» پاسخگوی نیاز شماست. 🔗 به کانال ویژه نامه بپیوندید: @khat_sher
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه آسمون دل‌شوره شد نگاهش چشم مامان به آسمون که افتاد گفت بِبَر چترتو هم عزیزم هوا بَده ممکنه بارون بیاد موهاشو شونه کرد و گفت: عزیزم توو مدرسه مواظب خودت باش بوسیدشو دست براش تکون داد قدری نگاش می‌کرد بیشتر ای کاش سپیدی چشماشو می‌زد گمونم ابر سیاه آفتابی شد دوباره ابری نه، انگاری هوای کلاس عبری شده! موشک داره می‌باره گریونن و بهونه هی می‌گیرن کی لالایی برا اونا می‌خونه؟ دخترکا خوابیدن اما حالا عروسکاشونو کی می‌خوابونه؟ خاک می‌خورن یه گوشه‌ی مدرسه با اونا کوله‌بار غم می‌مونه غصه ی دلتنگی اون بچه‌ها تا همیشه رو‌‌ دوش کیفشونه فانوسِ لاله‌هایی که کشیدن از زیر آوار می‌زنه جوونه با خط خون مشقاشونو نوشتن مدادشون هنوز توو دستشونه تکلیف شب به زودی روشن می‌شه اینو روی تخته‌ سیاه نوشتن اونایی که نمره‌‌ی بیست گرفتن اونایی که حالا توی بهشتن 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
ما وارث آب‌های این دریاییم فانوس شده ز دورها پیداییم ای کوسه‌ی کودک‌کش آمریکایی! ما ساحل امن بچّه‌ماهی‌هاییم 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
خیابان آیینه شده، آینه باران شده ایران در حجله‌ای از اشک، چراغان شده ایران یک قطعه بهشت است که نازل شده برخاک در آینه‌ی غیب نمایان شده ایران تا روح دمد در نفس مرده‌ی تاریخ یک پارچه گلزار شهیدان شده ایران از هفت گذر کرده و در خوان سرانجام شیرازه‌ی دروازه‌ی قرآن شده ایران تلفیق حماسه‌ست و غزل،حکمت و عرفان آیینه‌ی خورشیدْ ضمیران شده ایران عشق است که هرسو به تماشا و تجلی‌ست حلاج‌ترین جلوه‌ی عرفان شده ایران سنگینی سوگ است، سبک‌روح حماسه‌ست در مرثیه‌ی داغ، رجزخوان شده ایران تا لحظه‌ای آرام شود مادر میناب طفل سبق‌آموز دبستان شده ایران دور است از او روز خطر، خانه‌نشینی بیرون زده از کوچه، خیابان شده ایران 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
هر چند که اخبار تو از خون، ‌سرخ است معنا به چه سرِسبزی و مضمون سرخ است سیدعلی‌‌حسینی‌خامنه‌ای! از سیلی تو صورت صهیون، سرخ است 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
لقمه‌ای نان و سبزی و لبخند یک وجب سیب، شعله و اسپند راه افتاد سوی مدرسه‌اش دختری ناز مثل حَبّه‌ی قند مادرش شعر نور می پاشید پشت او با دعای پر سوزی فوت می‌کرد «قل‌هو‌اللّهی» چشم بد دور، صبح بهروزی آن‌طرف‌تر سه چار خانه تَرک مانتویی را اطو کشید زنی ساق بند بلند زد، برخاست چون سراسیمه بود بی‌سخنی مقنعه سر کشید موها را توی آیینه مادری خندید نازبانو معلم پنجم تا دبستان دخترانه دَوید تا بدین‌جای قصّه یک کودک مادری خسته، مادری کاری هر دو چشم انتظار فرزندان هر دو اسطوره‌ی وفاداری مادرم نیز یک معلم بود سی و یک سال خاک و گچ می‌خورد چادرش رنگ مرده، پاهایش تاول و زخم با خودش می‌بُرد او به ما یاد داد بخشیدن بخش بر دو کنیم گندم را روی تخته سیاه بنْویسیم غصه‌ی بچه‌های مردم را روسیاهیِ تخته می‌ماند ننگاری اگر سپیدی را لاله‌های شهید رو کردند ستم باغ ناامیدی را مادرم در کلاس بود که سقف- مادری پشت چرخ بود که باد- خواهرم تکه‌تکه آینه شد گیسویی داده بود باد، به باد اولین درس شمع سوختن است آخرین درس نورافشانی‌ست آن همه کودک و معلم سوخت تا بدانیم راه، نورانی‌ست شمع راهیم و آتشین‌پیغام تا بسوزیم خصم میدان را جان‌فدا کرده‌اند تا ندهیم وجبی خاک پاک ایران را 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
آن‌ها لبخندی به پهنای صورت‌ می‌کشیدند آن‌ها قلب‌هایی که با تپش‌های «ای ایران» می‌نواخت ... مداد رنگی‌های قدّو‌نیم‌قد بودند سربازان بدون تفنگ آن‌ها که مرزهای پُر گهر را از بر می‌کشیدند این‌بار اما آوار مدرسه‌ را این بار اما صدای انفجار را این بار اما پر کشیدند 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
آشفته مانده‌ام بنویسم کدام را اندوه هجر یا شرر انتقام را آشفته‌ایم و موج به آشفتگی خوش است در خدمتیم این غم والامقام را عهدی که بسته‌ایم بگو مستدام باد از ما مگیر لذت شرب مدام را کَردی مقیم مُلک رضا جان خسته را از ما رسان به شاه خراسان سلام را شعر شهادت تو برانگیخت هم‌زمان بهت خواص را و خروش عوام را دیگر تمام شد گل سرخم، تمام شد بیتی فزودی آن غزل ناتمام را 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora