✅ وحدتِ «حوزه» و «هنر تخصصی»
🔗 پیشرفتِ تمدنی در فرهنگ و هنر ایرانی_اسلامی درگروی ارتباطِ طلاب با هنر
پیشرفت تمدنی در فرهنگ و هنر ایرانی اسلامی در گرو ارتباط طلاب و فقیهان با هنر تخصصی است.
چندین نوع ارتباط، توسط فقیهان و طلاب در دهههای اخیر با هنر تخصصی ایجاد شده است:
🖇 گونهای از این ارتباط را سلوک متعهدانه و تخصصی فُقهایی چون مقام معظم رهبری و استاد علی صفایی، رقم زدهاند.
🖇 حضور متعهدانهی طلبهی نویسنده و بازیگر، همچون «بهمن علاقبندان»، یک نوع ارتباط دیگر است که با حضور طلاب در عرصهی آموزش فیلمنامهنویسی و داستاننویسی احتمالا این ارتباط در سالهای آتی بیشتر هم شود.
🖇 ارتباط دیگر این حوزه، انتقاد بهجای «آیتالله شبزندهدار» نسبت به اقدام ناشایست در افتتاحیه جشنوارهی فجر میتواند باشد.
🖇 در دهههای اخیر برخی از طلاب برای رصد و نقد و بررسی در حوزه تولیدات نمایشی ورود کردند و تعداد بسیار اندکی آثار جشنوارهها را تماشا میکنند. نقدهای این قشر، سازندهی ارتباط دیگری در حوزه ارتباط حوزه و هنر است.
🚫 بعد از دست دادن «خانم برومند» و «آقای بابک» در افتتاحیه جشنواره، انتقادهای مختلفی بیان شد که واکنش بهجای «آیتالله شبزندهدار» به چند علّت امتیاز ویژهای دارد!
ایشان عضو فقهای شورای نگهبان هستند و این ورود به مسئلهی فرهنگی کشور آنهم در قوارهی جشنوارهی فجر بسیار با شأنیت ایشان هماهنگ است؛
مهمتر اینکه ایشان یک فقیه هستند، فقیهی که باید در جمهوری اسلامی نسبت به حیازداییها و پرشهای شدید به احکام الهی در ساختارهایی که در محدودهی نظام مقدس هستند، واکنشِ بهموقع نشان دهد👇
بنابراین یک وجهِ اثربخشی بالای این نقد، حضور ایشان در ساختاری از نظام اسلامی است و وجه دوم آن، فقیه بودن ایشان است که ایجاب میکند ظهور و بروز اینچنین داشته باشند.
✨ بنظر میرسد اگر فقیهان بزرگوار به ویژه فُقهایی که شأنیت حقوقی در نظام جمهوری اسلامی ایران دارند، در صورتی که ظرفیت مسئولیتشان ایجاب میکند با حضور فیزیکی خود و یا نماینده متخصص و مورد وثوقشان در محل جشنوارهها و سایر رویدادهای فرهنگی نوع ارتباطی عمیقتری را با حوزهی هنر تخصصی ایجاد کنند. کمااینکه اگر چندین فقیهِ شاخص، یک یا دو شب در رویدادی مثل جشنواره فیلم فجر در محل برگزاری جشنواره حضور مییافتند و فیلمها را رصد میکردند و فضای برگزاری جشنواره را میدیدند، واکنشهای فرهنگی در مقابل اقدامات ضدفرهنگی در فیلمها و زیست سلبریتیها در کاخ جشنواره و.. شدیدتر میشد. همچنین احتمالاً در ریلگذاری و جهتدهی به مسئولین کلان چون وزیر ارشاد و مسئولین خُرد چون خانم برومند بسیار مؤثرتر بود و احتمالا در روند تبیینی دین و حیطه تبلیغ در حوزهی هنر تاثیرگذارتر بود.
🚫 این دوری فرهنگی از دو قطب فرهنگی جامعهی ایرانی یعنی؛ روحانیت و هنرمندان متخصص، به شدت آزاردهنده و دور از اهداف یکپارچگی فرهنگی در تمدن اسلامی است.
یکی از مهمترین علتهای این فاصلهی نادرست عدم حضورِ شاخصهای هر دو قطب در کنار هم است. از «آیتالله خسروپناه»، «آیتالله اعرافی» و «حجتالاسلام قمی» که به عنوان اعضای حقوقی در شورای سینمای ایران هستند، انتظار میرفت که این بزرگواران به اقتضای این عنوان و حتی در مدت زمانی محدود در جشنوارههایی مثل فیلم و تئاتر و حتی موسیقی فجر حضور یابند که نیافتند! البته حضور فُقها آنهم نه فقط یک نفر یا دو نفر در جشنوارههای مهمی چون فجر، سینمای حقیقت و... به فهم این دو قطب از همدیگر کمک شایانی میکند و «نظام حساسیتها» را مدیریت میکند، لذا همین فهم سبب میشود اقدامات عملی متناسب صورت بگیرد. برای اعضای حقوقی شورای عالی سینما به اقتضای جایگاهشان لازم است در رویدادهای فرهنگی باشند، آیا در رویدادی مثل جشنواره فیلم و... حضور داشتند؟!
🚫 براستی نظامِ حساسیت در بدنهی هنر تخصصی در حدی تنزل یافته که در آن مشروب، اختلاط، روابط نامشروع و... جزوی از زیست عرفی محسوب میشود! درحالیکه نظام حساسیتِ فقها، "حدود الهی" است و بهدنبال آن امربهمعروف و نهیازمنکر برای حفظ این حدود به عنوان امر الهی به آنان ابلاغ شده است.
بنابراین اقتضای حفظ نظام حساسیتِ اجتماعی و عرفی، حضوری مسئولانه در بین هنرمندان و محافل رسمی است.
اگر کوتاهی بیش از پیش صورت بگیرد متأسفانه باید برای واضحاتی چون «اختلاط گروه سرودهای انقلابی» و «غنا» در موسیقیِ سرودهای انقلابی، بین جامعهی متدیین بحث کرد!
✨ به عنوان راهکار، شاید بتوان از کلیدواژهی وحدت حوزه و دانشگاه بهره برد و با کلیدواژهی «وحدت حوزه و هنر تخصصی»، گامی مؤثر برای آیندهی فرهنگی کشور برداشت.
✨ حضور طلاب موفقی چون «بهمن علاقبندان» در حوزهی تئاتر را میتوان نوع دیگر ارتباطی در این وحدت شمرد، ایشان تئاتری فلسفی با نامِ «که» را به نمایش درآورد.
✨ سلوک با هنرمندان را میتوان «جهتدهی به هنر برای دین» معرفی کرد؛ که شاید عمیقترین نوع وحدت به شمار دربیاید.
در این بین نوع برخورد مقام معظم رهبری با هنرمندان میتواند شاخصی برای سایر فُقهای برجسته باشد و در تاریخ معاصر، فقیهی چون «علی صفائی حائری» حضور فعالی در این عرصه داشتند.
✨ برای ایشان رفع مشکلات مادی هنرمندان متعهد و متخصص موضوعیت داشت.
هنرمندان زیادی با ایشان در ارتباط بودند از جمله میتوان به کرمیار، داوودنژاد، میرکریمی، ملاقلیپور، طالبزاده، سلحشور و... اشاره کرد!
این ارتباط به گونهای بود که میرکریمی فیلم «زیر نور ماه» را متاثر از ایشان ساخت!
فیلم «نیاز» داوودنژاد هم با رفتوآمد با ایشان ثمر یافت و بار محتوایی فیلم روزواقعه را به ایشان نسبت دادهاند!
این نوع زیستِ نزدیک یک فقیه در تراز علی صفایی است که سالها تاثیرش را میتوان در افراد مرتبط با ایشان یافت.
✨ بنظر میرسد واکنشِ بهجا و بهموقعِ آیتالله شبزندهدار، ارتباط درستی با حوزهی هنر تخصصی است که اگر حضور فیزیکی چنین فقهایی در جشنوارهها نیز بهدنبال بیاورد، پرثمرتر خواهد بود.
✨ میتوان گفت مهمترین وظیفهی قشری از فُقها را در ارتباط با هنر تخصصی، سلوک عالمانه و موثر با این اقشار است که امید است با حضور و ارتباط فعالانه بیش از پیش اتفاقات مثبت و اصلاحی عمدهای در عرضه فرهنگی کشور صورت پذیرد و روزبهروز عرصه فرهنگ و هنر از وضعیت ولنگار کنونی فاصله گرفته و ارتقا یابد.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
✳️ «پیشمرگ»هایی که گمنام هستند.
🔰در ایرانی که جوانهایش از باکری و زینالدین، صیاد، همت و... اتوبان و بزرگراههایش را فقط میشناسند؛ در ایرانی که جوانهایش دربهدرِ یک قهرمانِ دوستداشتنی جذابند، ساختن فیلمی که یک قهرمان واقعی جذاب دارد که برای حفظ یک پیچِ هلیکوپترِ ایرانی که دست دشمن نیوفتد میجنگد؛ ایستاده کف میزنند!
وایپ/روبش
✳️ «پیشمرگ»هایی که گمنام هستند. 🔰در ایرانی که جوانهایش از باکری و زینالدین، صیاد، همت و... اتوبان
🔰مدتها بود ایستاده تشویق کردن هر رنگ آدمی را دوشادوش یکدیگر در سالن سینما ندیده بودم؛ برق رضایت در چشمانشان و کت و بال گشوده و سینه ستبر از حس غرور!
ابراز احساسات و همراهی تماشاچیان و ابراز هیجانشان که غالباً از اهالی رسانه و منتقدان بودند، در طول تماشای فیلم بسیار دلگرمکننده بود.
🔰«پیشمرگ» برشی از زندگی شهید سعید قهاری و دزدیده شدن هلیکوپتر ارتش و دو خلبان آن توسط حزب کومله و مأموریت بازپسگیری و آزادسازی آنها، به فرماندهی این شهید (با بازی مهدی نصرتی) است.
🔰فیلم از ماجرای کشتار بیمارستان پاوه و ازدواج شهید قهاری ورق میخورد و پس از آن به مقابلهی سعید قهاری و عبدالله مهتدی از رؤسای حزب کومله میپردازد و در این مسیر دینش را به ایثارگران کردستان ادا میکند.
🔰فضای اقلیم کردستان به خوبی در پیشمرگ پرداخت شده و چالشهایی که مردمان منطقه اقلیم با آن مواجه بوده و هستند را به تصویر کشیده است.
از نکات ظریف فیلمنامه که دور از نظر نماند سوگیری مردم کردستان ایران و عراق در مقابل کومله بود، اشارهی ظریف فیلمنامه به گرایش مردمان اقلیم و ارادت و طرفداریشان از ایران قابل تأمل بود.
🔰اشاره مستقیم فیلمنامه به عدم همراهی و همکاری دولت و سیاستمردان یقه دیپلماتی با سپاه و سنگاندازی در مسیر تصمیمگیریهای ارتش و سپاه علیه سران اقلیم و حزب کومله از جسارتهای نویسنده و کارگردان بود.
🔰در هرحال «پیشمرگ» بیش از هرچیزی حس میهنپرستی و سلحشوری را در مخاطب زنده میکرد؛ بازی خوب بازیگران آن، استفاده خوب و باورپذیر از زبان و لهجه کردی، شخصیت پردازیهای درست، موسیقی همراه، پرداختن به چالشهای خانوادگی فرماندهان و نخبگان ارتش و سپاه و اشاره به نقش همسران ایشان از نقاط قوت «پیشمرگ» بود
🔰در ایرانی که جوانهایش در تیررس هجمه و حملات خارجی از جنس ژن ژیان آزادی حزب کومله هستند؛ پرداختن به سلحشوری و جزئیات شهدای پیشمرگان کردستان در دوران دفاع مقدس و پس از آن برای زن زندگی آزادیِ حقیقی و حفظ خاک و ناموس ایران یک جهاد تبیین قابل احترام و شایستهی ستایش است.
📝 نرجس احمدی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✍سخنی در باب حمله به منتقدین دلسوز حسینیه معلی
💥زمانهای که در آن زیست میکنیم، زمانهی افکار و نقدهاست. نمیشود کاری انجام شود و تولیدی صورت پذیرد اما نقدی بدان نشود! حال چه مثبت چه منفی، چه از جانب دوست چه از جانب دشمن.
وایپ/روبش
💥چندی پیش نسبت به اختلاط و موسیقی به عنوان «سنگریزههای حسینیه معلی» نقد نوشته شد و این نهی از منکر از جانب بخشی از بدنهی مومنین قوت گرفت، در مقابل گروه دیگری از جامعهی مومنین، ناقدین را با عناوینی چون «خشک مغز»، تشابه به «اکبر پونزها» و انگ «شیعهی انگلیسی» مورد التفات قرار دادند، گویی به بخشی از ناموس رسانهای دست زده شده است!
▪️مطالعه مطلب « سنگریزههای حسینیه معلی»👇
http://roubesh.ir/post/2006
💥ماجرا آنجا غمانگیزتر شد که برخی از بدنهی رسانهی انقلابی و یا شاید دستاندرکاران رسانه ملی! برای تطهیر این سنگریزهها از «کذب رسانهای» استفاده کردند و با عنوان «پاسخ به جو سازی علیه برنامهی خوب معلی» از صحبتهای آقای مطیعی در فصل قبل استفاده کردند! که متاسفانه آن سخنان ناظر بر آن فصل و دست زدن بود نه اختلاط و موسیقی که این بهرهمندی را از آن کردند!
💥بگذریم!
عدهای از دلسوزان هم داد برآوردند که کار رسانهای، آداب خودش را دارد، سخت است، نمونه نیست و...
اولا برنامهی حسینیهی معلی در فصل قبل در شعبانالمعظم یک نمونهی عالی از کار رسانهای و حتی تمدنی در نمایش شادی در مومنین ارائه دادند که در مطلب ««حسینهی معلی» پاسخی رسانهای در جهت اثبات قدرت تمدنیِ حاکمیت دین» بدان پرداخته شد. مطالعهی آن👇
http://roubesh.ir/post/1486
ثانیا الحمدلله در طلیعهی پنجاهسالگی انقلاب اسلامی هستیم و از این دست تولیدات به واسطهی فرهنگ کهن ایران بزرگ و فرهنگ منبعث از دین خاتم بسیار است به عنوان مثال:
📽 فیلم اول: دستهای از دختران تازه مکلف شده با چادرهای رنگارنگ همراهِ ضربآهنگ دست با مداحی آقای میثم مطیعی یک محتوای غنی را میخوانند:
دخترِ مسلمانِ ایرانم
پیرو اهلبیت و قرآنم
...ما دخترای خوب این وطنیم
از خونهمون محالِ دل بکنیم
حالا که آسمونه مقصد ما
باید که شیطون رو زمین بزنیم
...من یه روز فلسطینو میبینم
من دوستِ دخترای فلسطینم
و...
📽 فیلم دوم: نماهنگ «پسراتو ببین»
عدهای از پسران نوجوان با هم همخوانی میکنند، جذابیت تصویری این نماهنگ که همراه با موسیقی است اما موسیقی بر متن غلبه ندارد و ضربآهنگ آن ملایم بوده سبب میشود مخاطب با آن همراه میشود:
...پسرا یک به یک، یک لشکرن
پسرا جونفدای رهبرن
...من به رهبرم میگم آقاجون
پسراتو ببین
پشتشون به بودن تو گرمه آقاجون
...دشمنت پاشو بذاره کج
من خودم پاهاشو میشکنم
..دشمنت با خودش چی فکر کرده
اینجا ایرانه غلط کرده
...بم اجازه میدی جون فدات باشم
مثل حاج قاسم برات باشم
سن من کمه ولی یک سربازم
قاسم از خودم برات میسازم
📽 فیلم سوم: نماهنگ «جهان پهلوان»
سرود در یک خط داستانی توسط چند نوجوانِ پرهیجان و امروزی، خوانده میشود، در این نماهنگ نیز موسیقی وجود دارد اما موسیقی بر متن غالب نیست و کمی رنگ سنتی دارد. در روایت داستانی آن، آرش کمانگیر از آنها میخواهد که اسطورهی بعد خود را بشناسد و نام پهلوان آنان را میخواهد بداند که جواب میشنود:
...که هستیم فرزند ایران پاک
که هستیم عاشق بر این آب و خاک
....به لطف دلیران دوران ما
نشد یک وجب مرزها جابهجا
....عظیم است تاریخ ایران ما
بلند است فهرست اسطورهها
در این نسل اسطورهی بیشکست
ابرمرد ایران سلیمانی است
و...
📽فیلم چهارم: رجزخوانی دختر ایرانی به زبان عبری در «حسینیه معلی» در شعبان امسال است که با عظمت بسیار در چشم مینشیند و ظهور زنان مسلمان ایرانی را به رخ جهانیان میکشد، حضوری به جا و نقطهزن که حتما واهمه در دل دشمن میکارد و دشمن را ناامید میسازد.
📽 فیلم پنجم: نماهنگ «زیر پرچم ایرانیم»
جمعی از دختران نوجوان دبیرستانی، با رنگ پوششهایشان، زیبایی بصری و هماهنگ با ترانهای که توسط پسران نوجوان خوانده میشود، را به تصویر میکشانند، این اختلاط، هرچند از مطلوب فاصله دارد اما اختلاط نگرانکننده در حوزهی رسانه نیست چون حیطهی کاری دو جنس جداست:
تو ای خانهی دلاوران و شیران
خاک تو را چون جان شیرین دوست دارم
دشمن به تو چپ بنگرد، کی گذارم؟
💫 این پنج نمونه، نمونهای از کارهای رسانهای است که قالبهای متعدد و متنوع سرودی را نشان میدهد که نشان از تمدنی بودن فرهنگ و هنر دارد و به واقع سرود با این محتواهای غنی و استفاده از نوجوانان که آیندهسازان ایران و جهان هستند، یک تبلیغِ تمامعیار است مادام که مرزهای تقوا در آن رعایت شود و توجه به اقتضای هر رسانه در آن لحاظ گردد.
⁉️براستی در این پنج نمونه که هم تک جنس دختران، تک جنس پسران، موسیقی ملایم، حضور دختران و سرودخوانی پسران بود، مشکلی در جذابیت یا بهروز نبودن یا عدم توجه به نیازهایی که در نسل امروزی هست، به وجود آمده است؟! که لازم باشد ضربآهنگهای تند، پرچمگردانی مختلط، سرودهای مختلط متناوب و... پخش گردد؟!
📝زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎭 ولنگاری بیاندازه و کنایاتِ توهینآمیز به حکومت، چاشنی نمایش طنز قجری!
🔸این روزها که خبر اجرای دوهفتهای تئاتر «سفرنامه آبجی مطفر» راشنیدم به یاد اعتراض پر سروصدای قطبالدین صادقی، کارگردان این نمایش روی صحنه و مقابل تماشاچیان افتادم او از عدم دریافت بودجه کافی برای اجرای این اثر انتقاد کرد و گفت برای آمادهسازی نمایش مجبور به گرفتن وام شده است. به کاهش تعداد اجراهای نمایشش به دلیل اختصاص دادن تالار اصلی تئاتر شهر به گروه دیگری گلایه کرده و به مسئولان تا میتوانست تاخت.
وایپ/روبش
🎭 ولنگاری بیاندازه و کنایاتِ توهینآمیز به حکومت، چاشنی نمایش طنز قجری! 🔸این روزها که خبر اجرای دو
🔸«سفرنامه آبجی مظفر» قرار است یک تئاتر کمدی تاریخی باشد و البته موزیکال؛ به قول قطبالدین صادقی در آن جنجال آخر اجرای شب اول روی صحنه سالن تئاترشهر؛ چهره ندارد و البته موضوعش خارجکی نیست!
🔸ماجرای طنزی از سفر مظفرالدینشاه قاجار است به پاریس برای افتتاح نمایشگاه ۱۹۰۰، سبک و سیاقش برگرفته از همان روحوضیهای سنتی و قدیمی ایرانیست با همان مدل موسیقی و ضربآهنگ تند و تُنبکی. و البته محوریت داستان قدمشاه است، زنِمطرب دربار که در این سفر همراه مظفرالدینشاه است و افسری فرانسوی دلباختهی او میشود و باقی ماجرا...
🔸در طول اجرا، بنگاه شادمانی قدمشاه بارها و بارها برپا میشود و موسیقی زنده و خوانندهی خانم و آقا، رقاص و رقاصه!
حرکات موزون و اروتیک برآمده از داستانی اروتیک است که مخاطب را مخاطب عام فرض نکرده و قطعاً برای گروه سنی پایین این حجم از الفاظ و حالات رکیکِ جنسی نهتنها مناسب نبوده، بلکه سم است.
🔸و حجابِ چادر که انگار قرار است حرمتی دیگر برای آن باقی نماند! بر سر هر مدل زنی و در هر حالِ نامناسبی دیده میشود، مثلاً زنِ هفتقلم آرایش کردهای که رقص کنان درحال عزاداریست!
🔸در اینچنین اجراهایی شاید با مجوز رقص کروگرافی شده زنان و مردان در کنار هم عرفی را سالهاست ایجاد کردند که کمتر حساسیتزاست و انگار پیش چشم مسئول و مخاطب عادیسازی شده اما «سفرنامه آبجی مظفر» رسماً رقاصهی زن دارد، بدون تعارف و لکنت!
و از همه بدتر این مدل رقصیدنها در سراسر نمایش با تذکر رعایت حجاب همراه است!
مظفرالدین شاه هرجا میرود به زنان همراه تذکر میدهد حجاب اسلامیتان را رعایت کنید بعد بروین فلان جا!
🔸شاید قطبالدین اینجور خواسته زهر کلامش را در مضمون نمایش بگیرد و مخاطب را دچار بیحسی موضعی کند که چندان بهش برنخورد وقتی در طول و عرض نمایش مدام تحقیر ایرانی را میبیند و ایرانی را با برجسته کردن نقاط ضعف فرهنگیاش تمسخر میکند.
فرهنگی که خیلی خیلی پیش از فرانسه متعلق به ایران و ایرانی بود؛ دست گذاشتن روی بخش و برشی از تاریخ و آنرا دستمایهی تحقیر ایرانی کردن، جز خودزنی یک مازوخیست برایم مفهوم محترمانهتری ندارد؛ اگرچه اصل و تمام ماجرا منحصراً این نیست!
تا جایی که شاه مملکت را آنقدر بیمایه تصویر کنی و او را چشمچران، هوسران و شاهدباز معرفی کنی و در عینحال آنقدر سفاک که رقاصه دربارش را نعل بزند!
🔸و این خودزنی فرهنگی آنقدر برای قطبالدین صادقی انگار اهمیت دارد که به ضرب تکرار مکررات و کشدار کردن داستان، پیه خستگی مخاطب را به جان خریده و با ضرب و زور ضربآهنگ و رقص قصد دارد نگذارد تئاتر و مخاطب از نفس بیوفتند.
آیا اساساً واجب است این هجم از تمسخر، خودتحقیری، توهین و جسارت به ایران را زرورق پیچیده لابلای رقص و آواز به خورد مخاطب داد؟!
🔸نمایش با پایانی تراژیک و بشدت شعارزده در سیاسیترین حالات و کمالات به اتمام میرسد، با شکنجه و ریختن خونِ زنی که شاد است و آواز میخواند و میرقصد و صدای جیرینگ جیرینگ خلخالش روح زندگی را در ایران و فرانسه به جریان انداخته بود.
🔸«سفرنامه آبجی مظفر» انگار مرثیهای شده باشد برای زنان ایران، وقتی که گروه موسیقی بارها و بارها فریاد میزنند؛
آبجی مظفر، چرا دل وِیلونه، چرا جون ارزونه! چرا جون ارزونه! چرا جون ارزونه!
🔸ارجاعات سیاسی و تلاش صادقی برای تقارن و قرابت معنایی دیروز و امروز در این نمایش قابل تأمل است؛ از تکیه کلامهایی چون: نهار خوردید؟! تا تلفظ موزهی لوور و...، نمایش بُنگاه شادمانی در صحنهی اجرایی که مجلس تعزیهی زنانه هم در آن نمایش داده میشود آنهم با آن حالات و احوال، یک مفهوم ساده و سطحی ندارد!
🔸شادی و زن و آواز هیچوقت در این سرزمین مظلوم نبود، اما گویی عدهای بنا دارند آنچه در ذهن مشوش و آلوده به غرضورزیهای فراوانشان میگذرد را به مخاطب دیکته کنند!
🔸«سفرنامه آبجی مظفر» شاید در نگاه اول نقد دوره قاجار باشد اما زیرلایههای آن تمام کنایههایش متوجه گفتمان امروز و حاکمیت فعلیست؛ قاجار ضعفهای بسیاری داشت، قبول؛ ایران را تکه تکه حراج کرد و البته نقاط درخشانی هم در تاریخش بود؛ اما سوال همیشگیام این است که فضای هنری با این اشتهای سیری ناپذیری که در نقد دوره قاجار دارد و از هیچ توهین و تحقیری نسبت به آن فروگذار نیست، چطور برای دوره پهلوی و جنایتهایش، برای چپاولها و مملکت را چوب حراج زدنهایش همواره صُمٌ بکم است!
🔸اساساً انگار هیچوقت هیچ هنرمندی هیچ نقدی به پهلوی برای آنهمه تحقیری که از طرف امریکا و اروپا و شوروی میشد ندارد؛ مثلا آن دورهمی سه نفرهی روزولت و چرچیل به میزبانی استالین در سفارت شوروی بدون حضور محمدرضاشاه ایران، درونمایهی چند تئاتر طنزِ جذاب تاریخی میتواند باشد؟!
📝 نرجس احمدی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe