🔸زنی که پای همسرش میماند و با بیآبرویی حاصل از پاپوشهای دارودستهی اتابک کهن میسازد.
🔸زنی برای حضور بیشتر در خانه و جایگزینهای مناسب در رشتهاش قید مسابقات جهانی تیراندازی را میزند و محور آرامش فرزندانش میشود با اینکه همسر طلبهاش حامی حضور او در ورزش قهرمانی است.
🔸زنی که برای حفظ آرامش همسرش که در سفر تبلیغی است و کاری از دستش برنمیآید، خبر عمل پسرش را هم نمیدهد و پناهنده به همسایهی کریم تمام قمیها یعنی «حضرت معصومه سلاماللهعلیها» میشود.
🔸زنی که با خبر احتمال سندرم داون جنینش، دچار تلاطم میشود و با حمایت همسرش و انتخاب خودش و توسلاتش جنین را حفظ میکند.
🔸زنی که از بیآبروییِ تقطیع سخنانش با حمایت همسایه و همسرش، روان سالم بدر میبرد.
🔸زنی که حامی مادرشوهرش میشود، دستگیر همسایههایشان است و دلبر همسرش، او آنچه خوبان همه دارند را یکجا ارائه میدهد.
🔸و زنی که ثقل ساختمان است، هم جلسات قرآن به پا میدارد و هم حمایت روانی و آبرویی از همسایهها میکند و هم جانانش را یعنی پسر و فرزند پسرش را برای مملکت فدا میکند، این بیبی مصداقِ بارز خیلی از زنان تاریخ معاصر «جمهوری اسلامی ایران» است.
محوریت زنان در یک مجوعهی مناسبتی چون رمضان و نمایش انواع کنشگری در این قشر، انتخاب مناسبی بود که نشان از زمانشناس بودن نویسندگان و کارگردان است.
🎞 خرده داستانهای این مجموعه زیاد و گاها گلدرشت مینمود، گویی مجموعه رسالت داشت تمام دلخوریها را از جامعهی طلاب بشورد و ببرد؛ به عنوان مثال محل نگهداری حیوانات هرچند جالب بود اما خرده داستانی بیربط محسوب میشد، یا نمایش دو زن که گویی نمایندهی زنان سطحی متدین بودند و هربار حضوری در صحنه داشتند، زیاد چنگی به دل نمیزد و یا گفتوگویی که حول سرودخوانی دختران در مجتمع شکل گرفت و...
🗓گاها ارجاعات زمانی نادرست بود به عنوان مثال شهرآورد استقلال و پرسپولیس در اواسط ماه رمضان نبود اما متاسفانه در داستان، در آن بازه بچههای مجتمع توسط عموصادق به دیدن شهرآورد رفتند و یا در نمایی برای دستگیری اتابک کهن، درختان، میوههای خرمالو داشتند! که با زمان ادعایی مجموعه که ماه مبارک بود همخوانی نداشت، از این دست اشکالات در مجموعه کموبیش وجود داشت.
👼نوع پرداخت به قضیه آزمایشات غربالگریِ جنین و سندروم داون، تدافعی محسوب میشد درصورتیکه طبق آمار درصد خطای این سونو و آزمایشِ احتمالی، بسیار زیاد است و متاسفانه منجر به از دست دادن بخش عظیمی از جنینهای سالم میشود.
نکته مهمتر اینکه از نگاه طب پیشگیری و پزشکی اجتماعی، اساسا این نوع آزمایشات با این شیوه اجرا هیچ مبنای علمی ندارند.
👦👧مسئلهی فرزندآوری و فرزندپروری در این مجموعه مورد غفلت واقع شده بود! اکثر زنان دارای یک یا دوفرزند بودند، تنها دوخانوادهی سه فرزندی حضور داشتند که در حلقه زنانِ کنشگر مجموعه، به چشم نیامدند و از سوی دیگر اکثرا در محیط خانه، بچهها در حال دیدن فیلم یا بازی با گوشی بودند و چالشهای تربیتی در این مجموعه دیده نشد.
💫 شاید گلِ داستان، پرداخت به مسئلهی موقوفهخواری و نقش داشتن برخی از مسئولین در این امرِ کلانِ حقالناس باشد; وجود اتابک کهن به عنوان یک روحانی سخنور و مسئول در امور موقوفه که در نهایت مشخص میشود سرکردهی موقوفهخواران و کلاهبرداران است و در کنارش تاجالدینی؛ یک طلبهی خلع لباس شده به واسطهی امور غیراخلاقی وجود دارد و در سوی دیگر داستان، میثم طلبهی جهادی و سادهای را مشاهدهگر هستیم که میخواهد بر علیه این مفسدین بهپا خیزد و درکنارش مدیرحوزهی علمیه، استاد اخلاق حوزه و در نهایت یک مرجع تقلید قرار میگیرند و حمایتش میکنند. در نهایت با دستگیری اتابک کهن توسط قوهقضاییه عدم سیستماتیک بودن فساد به نمایش درآمد و میثم هم با کمکهای مردمی توانست بدهکاریهایش را صاف کند، این نوع پرداخت، انتقاد درست به وجود افراد فاسد در ساختار است که با سیاهنمایی همراه نشد و جای تشکر دارد.
💫 حقیقت فرهنگ ایرانی_اسلامی را در این مجموعه میتوان دید مانند کمکهای مردمی برای پرداخت بدهی یک زندانی، نوع روابط عروس و مادرشوهر، نوع روابط همسایگان، نوع برخورد زوجین با هم، مسئولیتپذیری یک کارخانهدار نسبت به جامعه، وجدان کاری و کار جهادی توسط بازپرس پرونده و... نمودهایی است که اصالت یک جامعهی دارای فرهنگ غنی را به نمایش درآورده است.
🔶 در کل مجموعهی «مرهم» به شناخت بهتر جامعهی طلاب در بین مردم منجر شده است و نوع پردازشها و طراحی به گونهای است که فصلهای بعدی را میتوان با رفع ضعفها به مخاطب ارائه داد.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📍عبرتهای تاریخی، فراتر از مرزهای جغرافیایی
✏️سریال کره ای «فرمانروا ته جویونگ Dae Joyoung» محصول سال ۲۰۰۶ کره جنوبی است که در گونهی تاریخی، سیاسی و عاشقانه در قالب ۱۳۴ قسمت پخش شد و توانست نظرها را به خود جلب کند.
✏️سال ۶۴۵ میلادی، کشور تانگ از چین با لشکری عظیم با تحریک و خواست شیلا به گوگوریو حمله میکند اما فرماندهان شجاع و با درایت گوگوریو مانع شکست آن میشوند، در همین بین شهاب سنگی در قلعهی آنسیِ گوگوریو سقوط میکند و پیشگویان پیشگویی میکنند که فرمانروایی با قدرت فوقالعاده به دنیا آمده است.
✏️تکرار اتفاقات پیشگویی و ... به یک امر طبیعی در سریالهای کرهای تبدیل شده که حتی در ادیان و تاریخهای کشورهای دیگر هم تکرار شده است.
سریالهای دیگری چون «جومونگ»، «سرزمین بادها»، «افسانه دونگی» و ... هم در ارتباط با پیشگویی و نقش پیشگوها وجود داشتهاند.
این در حالیست که پیشگویی و جادو در دین اسلام بهشدت نهی شده است.
به علاوه گفتگوهای جنسی و صحنههای نامناسب اخلاقی که در دوبلهی سریال به درستی حذف شده است نشاندهندهی عدم تطبیق فرهنگ شرق آسیا با تمدن ایرانی و اسلامی است.
مصرف بیش از حد مشروبات الکلی نیز در سریالهای کرهای به یک روند کاملا عادی تبدیل شده چرا که در واقعیت مردم کره جنوبی در کنار ژاپن بیشترین مصرف را دارند.
استفاده ابزاری از زنان به عنوان جاسوس و قاتل توسط شخصیت های مثبت و منفی داستانها نشان میدهد که همواره در جهان از زنان استفاده ابزاری میشده است و این کاملا برخلاف نظریات ، قوانین و شرع مقدس اسلامی است؛ کاری که صهیونیست های جنایتکار هم در آن کاملا ماهر هستند...
✏️سریال ته جویونگ سریالی به شدت سیاسی در ارتباط با سالهای آخر امپراتوری قدرتمند گوگوریو است که رفته رفته ضعیف شده و در نهایت به علت نفاق و خیانت درباریان نابود میشود.
✏️این سریال نمایش میدهد که اختلافات داخلی، دو دستگی بین فرماندهان سیاسی و مردان سیاستمدار چگونه میتواند یک کشورِ با تاریخ و عظمت را از پای در آورد!
همچنین یادآور میشود که همواره سیاستمدارانی بودهاند که برای رسیدن به اهداف خود، از مردم سواستفاده کرده و خیانت خود را به نام دفاع از مردم و صلحطلبی و مذاکره با دشمن خونخوار توجیه میکردهاند.
این سریال میتواند درس خوبی برای افرادی باشد که به وعدههای دشمنان بشریت در ایران دل خوش کردهاند و میخواهند با مذاکرههای تحمیلی، قدرتهای نظام را از آن گرفته و در نتیجه ایران، لیبیسازی شود.
✏️به نمایش در آمدن سیاستمداران خائن و در عین حال زودباوری چون «بو کی وان» و «گه جین» که دو دستگی سیاسی و نظامی در دربار گوگوریو ایجاد کرده و سر آخر با باز کردن دروازههای شهر پیونگیانگ باعث نابودی گوگوریو میشوند جدا تلخ و آموزنده است؛ چرا که این افراد فریب قول فرماندهان تانگ را خوردهاند که شرطهایی چون عدم حمله به قصر، عدم آسیب به اموال عمومی و دولتی و آسیب نرساندن به مردم را در ظاهر پذیرفته بودند اما به محض وارد شدن به شهر همچون وحشیهای بیتمدن و از سر خشم از شکستهای تحقیرآمیزی که از گوگوریو خوردهاند، دست به کشتار وحشیانه، آتش زدن گوگوریو و کوچاندن مردم آن زدهاند!
✏️اتفاق قابل توجه و قابل لمس در این سریال و قسمتهای اخیر بحث کوچاندن مردم گوگوریو و جلوگیری از احیای احتمالی آن بود، چیزی که کاملا شبیه اتفاقات غزه و کوچاندن مردم مقاوم آن است با حمایتهای ترامپ قمارباز و جنایتکار صورت میگیرد، حالا باید از عدهای از زود باوران سادهلوح و عدهای هم خائن پرسید تا چه زمانی میخواهید به کشور خودتان ضربه بزنید؟
✏️دوبلهی سریال علیرغم عالی بودن، اشتباهات تاریخی دارد که بارها تکرار میشود، در ترجمهی اعداد مجموعه گویا اشتباه بزرگی تکرار شده و بارها از زبان شخصیتهای مجموعه گفته می شود که گوگوریو قدمتی هزار ساله دارد! این یک اشتباه محض بوده چرا که گوگوریو در هنگام سقوط یعنی سال ۶۶۸ میلادی حدودا ۷۰۰ سال حکومت کرد و خواستهی جومونگ بنیانگذار گوگوریو مبنی بر حکومت قدرتمند هزار ساله به مقصد نرسیده و پادشاه بوجانگ بیست و هشتمین و آخرین فرمانروای گوگوریو بود.
✏️در این سریال بعد از قسمت ۳۸ شاهد خواهیم بود که فرماندهان دلیر گوگوریوی نابود شده چگونه با آسیبهای ایضایی که به دشمن تانگ میزنند رفته رفته زمینهی بازگشت مردم و احیای گوگوریو علیرغم سختیهای فراوان را رقم خواهند زد چرا که تا سقوط گوگوریو تا احیای آن با نام جدید «بالهه» حدود ۳۰ سال مردم گوگوریو در سختی و فقر و ستم بودهاند.
✏️شاید مقایسهی سرگذشت کره در شرق آسیا با تاریخ معاصر خاورمیانه چندان معقول بهنظر نرسد، اما تاریخ و عبرتهایش در مواردی گاهی چنان فرموله شدهاند که جغرافیا تأثیری بر آن ندارد.
🔔جدا پیشنهاد میشود عوام، سیاسیون و به اصطلاح کارشناسان مسائل بینالمللی که اعتماد بیانتها به غرب و آمریکا دارند، سریالهای تاریخی چون «جومونگ»، «ته جویونگ»، «جونگ میونگ» و به ویژه «آقای آفتاب» را چندین مرتبه تماشا کرده تا بلکه تحلیلهای سیاسی بهتری از این سریالها دریافت کنند!
چرا که این مجموعهها پر از مفاهیم سیاسی همچون مستقل بودن یک کشور، قدرت نظامی، عدم اعتماد به دشمنان و ... است.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
📍عبرتهای تاریخی، فراتر از مرزهای جغرافیایی ✏️سریال کره ای «فرمانروا ته جویونگ Dae Joyoung» محصول س
🔺شباهت احیای حکومتهای قدیمی در شبه جزیره کره که در سریالهایی چون «جومونگ» و «ته جویونگ» آمده، با ادعای صهیونیستها مبنی بر بازگشت به ارض موعود، همیشه بحثبرانگیز بوده است.
تو خالی بودن ادعای صهیونیستها مبنی بر حق سرزمینی فلسطین و اشغالگری آنجا زمانی ثابت میشود که توجه کنیم ساکنان فلسطین اشغالی از «وطنی دیگر» به آنجا نقل مکان کردهاند و حتی اجداد آنها نیز ساکن فلسطین نبودهاند و اکثریت صهیونیستها حتی از لحاظ نژادی هیچ سنخیتی با مردم منطقه ندارند. بنابراین ادعای «بازگشت» از پایه و اساس غلط است.
🔺شایان ذکر است اگر هدف سازندگان این مجموعهها توجیه جنایات صهیونیستها بوده باشد علیرغم محبوبیت و معروف شدن، این سریالها کاملا شکست خوردهاند چرا که در خود کره جنوبی جمعیت باورنکردنی در دفاع از فلسطین تظاهرات کردهاند درحالی که دولت کره جنوبی رابطه دوستانهای با صهیونیست ها دارد.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
🔴 قهرمانیِ ببعی در حوزهی فنی و بصری لزوم تلاش بیشتر «ببعی قهرمان» در نمایش فرآیند قهرمانی و محتوا
🔷محوریت این پویانمایی، دختری است که آرزوی پرواز دارد اما جامعهی پیرامونش، تحقق این آرزو را محال میداند! "خرابکار" لقبی است که با توجه به کارهای متهوّرانه و دور از عرف جامعه به او و دوستانش داده شده است!
🔹"قهرمان داستان" در این جامعه عاشق کتاب «جغد فضانورد» است و آن را مطالعه میکند اما مردمِ روستایش از کتابها به عنوان نردبان، وسیلهی پاک کردن شیشه، دورپیچ همبرگر و... استفاده میکنند و در این روستا جز این قهرمان، کسی قدر کتاب را نمیداند.
🔹این "دختر" در سیر داستان به همراه "دوستانش" با همراهی "آقای دکهای" که تنها کسی است که در آن جامعه به آنها امید میدهد، با وجود بوقلمون بدجنس و کارشکن، آرزویش را تحقق میبخشد.
🔸 از وجوهات مثبت این پویانمایی، جذابیت بصری و فنی آن است که به راحتی توانایی جذب "مخاطب جهانی" را دارد!
🔸محتوای آن هرچند تکراری اما جذاب و موردنیاز است! محتوایی که در آن، «آرزو داشتن» ضرورت معرفی میشود و «تلاش و اراده برای تحقق آن آرزو» حتی بر خلاف نگاه ناامیدانهی اجتماعِ پیرامون و دشمن خارجی، مهم شمرده میشود.
🔸نقشههای دشمن خارجی یعنی "خانم بوقلمون" از طرحریزی برای ناامیدسازی، ایجاد طمع در قهرمان داستان، ورود مستقیم برای از بین بردن وسایل پروازیِ رقبا بسیار خوب به نمایش درآمده است.
🔸جامعهی ناامیدکننده و اثرات آن هم در این پویانمایی تقبیح شده، هرچند که با بزرگنمایی همراه بود!
🔺"تحقیر اجتماع پیرامونیِ ببعی" با غلظتی بیش از حد تصویر شده، این اجتماع، کتابخوان نیست، ذلیل است، دلسرد از رسیدن به آرزوهاست و آنهایی که به دنبال آرزوها رهسپارند را خرابکار مینامد! از این جامعه تنها «آقای دکهای» به عنوان بزرگسال، همراه ببعی و آرزوهایش میشود.
پرداختِ این نوع اجتماع، برای پرتلاش نشان دادن قهرمان داستان، زیبندهی فرهنگ غنی ایرانی_اسلامی نیست! از طرفی دشمن خارجی یعنی بوقلمون، عنصر ناامیدی و جدالهای درونی به اندازهی کافی قدرت قهرمانسازی دارند و نیاز نبود جامعهی پیرامونی در این حد تحقیر شود.
🔺«خلاءهای پردازشی» در داستان گاهی در ذوق میزد. به عنوان مثال علت دشمنی بوقلمون به خوبی تبیین نشده بود! نمایش اخراج از مدرسه و عقده حاصل از آن، این حجم از دشمنی را توجیهپذیر نمینمود! یا دور انداختن بازوبند کاپیتانی اهدایی بوقلمون توسط ببعی، بدون پرداخت مناسب بود و جدال درونیِ او هم خوب از آب در نیامد!
🔺از سوی دیگر "نمادها" در این پویانمایی از نمادها و حتی فضاهای شهری و پوششی ایران، بسیار فاصله دارد. به عنوان مثال در فضای شهری، نمادی از شهرهای ایران کار نشده و حتی در پوشش پلیس راهنمایی رانندگی که "خانم گاوه" بود از پوشش لباس پلیس آمریکایی استفاده شده بود، زیرا در ایران لباس پلیس راهنمایی رانندگی، آستین کوتاه نیست!
در جشن اهالی روستا، از "کدو حلوایی" استفاده شده بود، که ذهن مخاطب را به سمت «جشن هالوین» سوق میدهد.
🔺موسیقیهای "پاپ و رپ" که کار شده بود مشابه پویانماییهای غیرایرانی و تقریبا با ادبیات مشابه به کار برده شده بود و از موسیقی اصیل ایرانی حتی ذرهای استفاده نشده بود!
متاسفانه تنها با دیدن دو صحنه که در آن دودهای خروجی از وسیلهی پروازی به رنگ سبز و سفید و سرخ درآمده بود و یک سکوی پرش که به این رنگها مزین شده بود، میشد احتمال داد، این پویانمایی "تولید ایران" است.
🔹 در تولید پویانماییهایی در این سطح که احتمالا نظر "مخاطبین غیرایرانی" را به خود جلب خواهد کرد، باید به این مهم توجه شود که رسالت معرفیِ «ایران و فرهنگ ایرانی» را نیز به درستی ایفا کنند، حداقل در این مجموعه میشد روستا تداعیکنندهی روستاهای شمال ایران باشد، از موسیقی سنتی و یا تلفیق سنتی و مدرن استفاده شود، فضای شهری را با یکی از نمادهای برج میلاد یا سیوسه پل یا... به فضای شهریِ ایران نزدیک نمود و در پوششها از سبک پوششی ایرانی استفاده کرد.
این اقدامات در «فرم و قالب» به راحتی امکانپذیر بود همچنان که در پویانمایی «پسر دلفینی» در این حد، پایبندی به معرفی ایران در سطح جهانی قابل مشاهده بود.
وایپ/روبش
🔴 قهرمانیِ ببعی در حوزهی فنی و بصری لزوم تلاش بیشتر «ببعی قهرمان» در نمایش فرآیند قهرمانی و محتوا
🔹کلیدواژههای اساسی این پویانمایی را در این دو جمله میتوان یافت که:
«اونی که کمک میکنه به خودت، فقط خود تویی» و «از چیزی که هستی لذت ببر و برای چیزی که میخوای بیشتر تلاش کن».
🔺«تنها خودت به خودت کمک میکنی» درست میتواند باشد اما کامل نیست! همین ببعی برای قهرمان شدن از دوستانش، آقای دکهای، مدرسهی پرواز جغد و... کمک گرفت، پس آنچه که باعث تحقق آرزوی یک فرد میشود، ارادهی فرد هست اما کمک اطرافیان نیز ضامن رسیدن است. به این مهم «رولف دوبلی» در کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» به عنوان "خطای انتساب ذاتی" اشاره میکند که در این خطا، تمایل به غلو کردن در مورد تاثیرگذاری افراد و دست کم گرفتن عوامل خارجی و موقعیت وجود دارد، موردی که در این کلمات موج میزد هرچند که در روند داستان، کمک و همراهی دیگران به نمایش درآمد.
🔹 اما موضوع مغفول این محتوا که نشان میدهد هرچند از لحاظ بصری و فنی و محتواهای انگیزشی و مهارتی الحمدلله در یک سطح قابل قبولی قرار دارد و نزدیک قله است اما به قله نرسیده است! برای رسیدن به قله باید نیازهای اساسی این جهان را در محتواها پیاده ساخت که نیاز داشت در فرآیند داستان به احتیاج ببعی به خالق خود نیز پرداخت میشد! خالقی که آقای دکهای را همراهش ساخت، خالقی که قدرت اراده را به او داد! این نوع پرداخت، خلای جهان کنونی است، آب برای تشنگان امروزی است که تفاوت با پویانماییهای سطح اول جهان در آن خواهد بود.
🔹در جملات «استاد صفایی» است که «با امید به آینده و با تکیه بر استعدادها، تو را نیرومند و مسلط پیش میراند اما نمیتواند تو را "همراه رنج" راحت نماید» این نیاز مردم امروز است! در پویانماییهای متنوع جهانی، امید را با تکیه بر استعدادها پیش میراند و فرد را موفق جلوه میدهد اما موفقیت اصلی جایی است که فرد بفهمد، رنج در دنیا، لازمهی حرکت و رشد آدمی است و باید با رنج به راحتی برسد! و چه بسا اغلب مردم در رسیدن به اهداف مادی چون پرواز کردن و... شکست بخورند اما اگر در این رنج به وسعت روحی برسند، برنده هستند! در این مورد نیز در کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» به خطای بقا اشاره شده که
به عنوان کسی که هنوز وارد ماجرا نشده، تسلیم یک توهم هستی و نمیدانی شانس موفقیت چهقدر پایین است. خطای بقا یعنی دائما احتمال موفقیت خود را زیاد از حد تخمین بزنید.
🔺متاسفانه پویانماییهای امروزی با استنادهای بلاگری و فضای مجازی این خطا را در جامعه شدت میبخشد که همه گمان میکنند قطعا به اهداف مادی خود میرسند که این توهم با واقعیت زندگی همخوانی ندارد پس یک پویانمایی مسئول، محتوایی را ارائه میدهد که فرد را با این خطاها درگیر نسازد. حتی بالاتر، در فلسفهی عمیق اسلامی امکان پرداخت به محتوای راحتی در رنج و از سوی دیگر هدف رشد که برای همگان امکان وصول دارد، میتواند حرف نو و مورد نیازی به مخاطبین ارائه دهد.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📍هنری که در کن نیز همپای سیاست است!/وزیرخارجه فرانسه هم گفت
▪️جایزهای که هفتادوهشتمین دوره از جشنواره کن به جعفر پناهی بابت فیلم سیاسی و سیاهش داد اعتراضهای بسیاری را برانگیخت.
از منتقدان نشریه کایدوسینمای فرانسه که معترف به غیر هنری بودن فیلم بودند و امتیاز کمی به آن دادند تا بسیاری از افراد معمولی داخل ایران که از سیاهنمایی پناهی در فیلم و حرفهایش آزرده شدند.
🔖سردبیر نشریه معروف «کایه دو سینما»؛
مارکوس اوزل درباره فیلم «یک تصادف ساده» پناهی نوشته؛ «اثری بیش از حد نمادین و فاقد عمق احساسی است که ضمن استفاده نامناسب از ساختار روایی غیر خطی، مکرر از استعارههای سیاسی استفاده و اثری تکراری و فاقد نوآوری ساخته شده..»
▪️نمادین بودن و استفاده بیش از حد از استعارههای سیاسی، گزارهای بوده که این کارشناس متخصص خارجی و نه یک فرد ایرانی و آشنا به عرصه سینمای ایران! آن را فهم و بیان کرده است!!
▪️سیاسی بودن جایزه و غلبه سیاست بر هنر در فیلم پناهی را بسیاری دیگر از معترضان نیز بیان کردند، اما تیر خلاص را «وزیر خارجه فرانسه» زد که در کنار اذعان چندین باره دشمنیشان با ایران مقتدر، بالاتر و پیشتر از تمام کارشناسان هنری و سینمایی جهان و ایران بر همگان اثبات کرد که جشنواره کن فرانسه و جایزهای که به پناهی دادند صرفا سیاسی و همگام با سیاست خباثت آلودشان بوده و نه ارزش هنر و هنرمندی!
▪️ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه در واکنش به اهدای نخل طلایی به جعفر پناهی نوشته: «در حرکتی نمادین از مقاومت در برابر سرکوب حکومت ایران، جعفر پناهی نخل طلایی را به دست آورد؛ افتخاری که بار دیگر امید را در دل همه مبارزان آزادی در سراسر جهان زنده میکند.»
▪️اعتراف وزیر خارجه فرانسه به سیاسی بودن جایزه و بیارزش بودن هنر در برابر سیاست مدعیان هنر! بار دیگر پرده از شعار پوسیده «هنر برای هنر» که عیناً بر سر زبان بسیاری از روشنفکران داخلی نیز هست و آن را طوطیوار تکرار میکنند، برکشید.
🔔گذشته از این، اتفاقات کن موضوعی از باب تفکر برای اهالی سیاست و فرهنگ و هنر و رسانه و...است که بیندیشند در شرایط مشابه عملکرد ایران و مسئولان ایرانی چگونه بود اگر جای مقامات فرانسه و مدیران کن بودند؟!
📝حمیرا رحمتی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📽 فیلمی که میتواند برندهی نخل طلا باشد اگر حکام ظالم اجازه دهند!
▪️کاش فریادِ اصحاب هنر بلند شود! کاش نویسندگان، بنویسند! کاش فیلمسازان، بسازند! کاش بازیگران، بازی کنند.
▪️کاش روستایی، این تلخیِ تلخ را به نمایش بگذارد! کاش ایزدیار، هنرمندانه این رنج را اجرا کند! کاش...
♦️فیلمی که باید ساخته شود
کات
🔻ایزدیار، پزشکی وفادار است که با وجود سختیهای مملکت فقیرش، توانسته متخصص اطفال شود!
تحریم، کمر کشورش را شکسته چون مسئولینی دارد که نتوانستهاند مذاکره کنند! اکنون این پزشک وفادار مجبور است با وجود کمبود دارو به علت ظلم مسئولین، اطفالی را درمان کند که زیر بار فقر و نداری، جان میدهند!
🔻از قضا این بانو، معتقد به فرزندآوری است چون همسرش هم پزشک است و میداند هرچه انسان به جهان اضافه کند، کار را پیش انداخته است و ده فرزند حاصل این زندگی عاشقانه است البته در سایهی حاکمیت ظالمین.
🔻مسئولین حکومتی، با غرض انسانزدایی و نخبهآزاری، زمانی که مادر در بیمارستان است، خانهیشان را به آتش میکشد!
کات
🔻ایزدیار گوشیاش را برداشته و عکس خندان فرزندانش را که شوهرش به تازگی برایش ارسال کرده نگاه میکند! با همهمهی کادر درمان به خود میآید و میبیند این حاکمیت معیوب و فاسد باز مردم را به توبره کشیده پس گوشی را کنار میاندازد و با شتاب برای نجات برمیخیزد!
🔻ناگهان پارچهای را روی جنازهای میبیند که آشناست! با دلهره نزدیک میشود و وقتی پارچه را کنار میزند با جنازهی سوختهی پسرش روبهرو میشود! جنازههای اطراف را بررسی میکند و هشت فرزند دیگرش را به سختی میشناسد!
اکنون او مانده با همسر و تنها فرزندش که هر دو با مرگ دستهوپنجه نرم میکند!
با نُه جنازهی سوخته که روزگاری فرزندش بودند!
🔻پایانبندی به روش امثال روستایی:
دکتر با خود میاندیشد کاش مانند همکارانش، به تک فرزندی قناعت میکرد که با این حاکمیت ظلم نمیتوان نسلی باقی گذاشت!
کاش از ذیل این حاکمیت پناهنده میشد به کشورهای امن تا شاید در رفاهی میماند و آغوشش برای فرزندانش گشوده میبود!
اما نه! این دکتر به این میاندیشد که باید قیام کند، قیامی علیه این حاکمیت ظلم! با خود میگوید: پس آزادگان جهان کجایند؟ پس مدعیان دین ما انسانیت است، چرا گامی برنمیدارند؟
او با خود میگوید: تا دیروز، انگیزهی من کمک به هموطنم بود و دستور الله! از امروز علاوه بر آنها داغ فرزندانم هم اضافه شده که همچون آبی، درخت آزادسازی کشورم را آبیاری خواهد کرد.
✔️این فیلم برندهی نخل طلا خواهد شد!
نقش اصلیاش زن است
تراژدی است
در غرب آسیا رخ داده
حاکمیت ظالم دارد
و...
✖️اما نه! این داستان بر اساس واقعیت است و در غزه رخ داده و ظلم حاکمیت صهیونیستها را نشان داده!
پس هیچ!
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
⁉️عشق ابدی ارزش تحلیل دارد؟ 🚫 ضدِزن بودن برنامهی عشق ابدی(لهو گذری) 🆘 فمنیستها چرا ساکتند؟!
📱عشق ابدی، یک واقعیتنما (رئالیتیشو) و نمونهی تقلیدی از برنامهی جزیرهی عشق ساخت کشور ترکیه با همان تیم سازنده و البته با مشاورین و شرکتکنندگان ایرانی است که از پلتفرم یوتیوب پخش میشود.
🔻در این برنامه گروهی از دختران و پسران برای یافتن عشق خود در جزیره کنار هم جمع شدهاند و طی چالشها و برخوردهای مداوم بناست دختران و پسران طی آشنایی بفهمند با کدام فرد میتوانند زوج باشند.
🔻این نوع برنامهها، جزو صنعت سرگرمی است که در سراسر جهان رواج دارد و البته مخاطبین زیادی را نیز پیدا میکند! گروهی منتقد این نوع برنامهها هستند که آن را مبتذل یا سطح پایین خطاب میکنند اما جالب است که تعداد زیادی از همین مخالفین دنبالکننده نیز هستند!
🔻پیامها(کامنتها) در ذیل هر قسمت نشان میدهد که تقریبا گروهی این برنامه را تقبیح میکنند و در عین حال اذعان دارند که نمیدانند چرا دنبال هم میکنند.
یکی از ادلهی این پیگیریها مخصوصا در قشر نوجوان و جوان، موضوع آن یعنی عشق است که روابط اروتیک و جنسی در آن سبب ارضای نیاز لذتجویی میشود و از سوی دیگر، روابط بیپردهی کلامی و رفتاری که گروهی بوده و در آن پنهانکاری، افشاگری، حسادتها، فتنهها، احساسات درونی، منطقهای عرفی و... وجود دارد سبب پیگیری آن میشود.
🔻عشق ابدی نیز مخاطبین زیادی پیدا کرده است و در آن، مفهوم عشق به شدت از معنا خالی شده و روابط آزاد، نمایش حرکات جنسی، کلمات رکیک و... در آن موج میزند.
🔻آنچه سبب میشود این مجموعهی مبتذل ارزش تحلیل بیابد تنها ابتذال آن نیست بلکه تعداد مخاطبین بالای آن از یکسو و از سوی دیگر قدرت تبدیل انحرافات فکری و عملی این مجموعه به مسلمات فکری و عرفی جامعه است.
این مجموعه در کنار «پارتنر بادکنکی» و «دیت» که آنها هم از پلتفرم یوتیوب پخش میشود و همچنین محتواهای تولیدی طنز و جدی حول همین موضوع در اینستاگرام و... سبب میشود که بیش از پیش این ادبیات مبتذل به یک ادبیات رایج تبدیل شود و حتی یک یقین اشتباه به یک باور عمومی تبدیل شود.
🔻این نوع تولیدات، جزو صنعت سرگرمی در نظام سرمایهداری میباشد و در جهت تولید سرمایهی بیشتر برای سازندگان و بهره گرفتنهای جانبیِ مادی برای بازیگران آن است.
🔻نظامِ سرمایهداری، هدفش تولید سرمایهی بیشتر است و برای «خلقِ پول»، آنکس که توانایی بیشتر در «خلق پول» داشته باشد، ارزشمند است و مهمتر آنکه هر کاری که سرمایه را بیشتر کند، ارزش افزوده دارد حتی اگر از نظر عقلی، عرفی ناهنجار باشد.
لذا در هنرِ اصطلاحی امروز در جهان، سیطرهی نظام سرمایهداری به وضوح به چشم میخورد. از قبحزدایی جنسی تا سکوت هنری وسیع در برابر ظلم علنی صهیونیسم; از تحقیر جوامع و ملیتهای مستضعف تا تطهیر سلطهگران.
🙅♀یکی از نکات مهم در صنعت هنریِ نظام سرمایهداری، عدم رعایت «کرامت زن» است. این مهم را مقام معظم رهبری اینگونه بیان میکنند:
«برنامهریزی برای تجارت، برای صنعت... که مردِ هوسباز و هوسناک بتواند خودش را با چشم، با غیر چشم اشباع کند! خب، اینها واقعاً کرامت زن را شکستند؛ اینها حرمت زن را شکستند. بدترین قضیّه هم همین است که اشاره کردم: کار را به جایی برسانند که خود زن ــ زن جوان یا دختر جوان ــ صلاح خودش را در این ببیند که جوری ظاهر بشود که از جنبهی جنسیّتی بتواند نظر مرد را به خودش جلب کند! حالا کدام مرد را؟ مردی که در کوچه خیابان دارد راه میرود. رساندنِ زن به این نتیجه، بزرگترین ضربهای بود که اینها به زن وارد کردند»
🤷♀اگر واقعا فمنیست هستید باید اعتراض خود را به این تحقیر رسانهای برسانید!
کدام حقارت بالاتر از این که دختران و زنان ما که بناست مادری باشند که نسل تاریخی را امتداد دهند به جایی برسند که برای یافتن و نگهداشتن مردان خود را بیارایند و ببافند و سانسور کنند!
🔜ادامه دارد...
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📽 سینمای با قدمت هندوستان، سینمایی تجاری یا سیاست زده؟
✏️سینمای کشور هند مدت کوتاهی پس از استقلال از استعمار انگلستان شکل گرفت و به سرعت پیشرفت کرد و در کنار کشور ژاپن جزء کشورهای قدیمی و صاحب سبک میباشد. درامهای عاشقانه، صحنههای اکشنِ به شدت اغراقشده، رقص و آواز مولفههای اصلی سینمای هند بودند.
رفته رفته این سینما دچار تغییراتی شد و آثار باکیفیتی در گونههای زندگینامه (بیوگرافی)، ورزشی و تاریخی توسط هندیها تولید شد.