✏️سریال ته جویونگ سریالی به شدت سیاسی در ارتباط با سالهای آخر امپراتوری قدرتمند گوگوریو است که رفته رفته ضعیف شده و در نهایت به علت نفاق و خیانت درباریان نابود میشود.
✏️این سریال نمایش میدهد که اختلافات داخلی، دو دستگی بین فرماندهان سیاسی و مردان سیاستمدار چگونه میتواند یک کشورِ با تاریخ و عظمت را از پای در آورد!
همچنین یادآور میشود که همواره سیاستمدارانی بودهاند که برای رسیدن به اهداف خود، از مردم سواستفاده کرده و خیانت خود را به نام دفاع از مردم و صلحطلبی و مذاکره با دشمن خونخوار توجیه میکردهاند.
این سریال میتواند درس خوبی برای افرادی باشد که به وعدههای دشمنان بشریت در ایران دل خوش کردهاند و میخواهند با مذاکرههای تحمیلی، قدرتهای نظام را از آن گرفته و در نتیجه ایران، لیبیسازی شود.
✏️به نمایش در آمدن سیاستمداران خائن و در عین حال زودباوری چون «بو کی وان» و «گه جین» که دو دستگی سیاسی و نظامی در دربار گوگوریو ایجاد کرده و سر آخر با باز کردن دروازههای شهر پیونگیانگ باعث نابودی گوگوریو میشوند جدا تلخ و آموزنده است؛ چرا که این افراد فریب قول فرماندهان تانگ را خوردهاند که شرطهایی چون عدم حمله به قصر، عدم آسیب به اموال عمومی و دولتی و آسیب نرساندن به مردم را در ظاهر پذیرفته بودند اما به محض وارد شدن به شهر همچون وحشیهای بیتمدن و از سر خشم از شکستهای تحقیرآمیزی که از گوگوریو خوردهاند، دست به کشتار وحشیانه، آتش زدن گوگوریو و کوچاندن مردم آن زدهاند!
✏️اتفاق قابل توجه و قابل لمس در این سریال و قسمتهای اخیر بحث کوچاندن مردم گوگوریو و جلوگیری از احیای احتمالی آن بود، چیزی که کاملا شبیه اتفاقات غزه و کوچاندن مردم مقاوم آن است با حمایتهای ترامپ قمارباز و جنایتکار صورت میگیرد، حالا باید از عدهای از زود باوران سادهلوح و عدهای هم خائن پرسید تا چه زمانی میخواهید به کشور خودتان ضربه بزنید؟
✏️دوبلهی سریال علیرغم عالی بودن، اشتباهات تاریخی دارد که بارها تکرار میشود، در ترجمهی اعداد مجموعه گویا اشتباه بزرگی تکرار شده و بارها از زبان شخصیتهای مجموعه گفته می شود که گوگوریو قدمتی هزار ساله دارد! این یک اشتباه محض بوده چرا که گوگوریو در هنگام سقوط یعنی سال ۶۶۸ میلادی حدودا ۷۰۰ سال حکومت کرد و خواستهی جومونگ بنیانگذار گوگوریو مبنی بر حکومت قدرتمند هزار ساله به مقصد نرسیده و پادشاه بوجانگ بیست و هشتمین و آخرین فرمانروای گوگوریو بود.
✏️در این سریال بعد از قسمت ۳۸ شاهد خواهیم بود که فرماندهان دلیر گوگوریوی نابود شده چگونه با آسیبهای ایضایی که به دشمن تانگ میزنند رفته رفته زمینهی بازگشت مردم و احیای گوگوریو علیرغم سختیهای فراوان را رقم خواهند زد چرا که تا سقوط گوگوریو تا احیای آن با نام جدید «بالهه» حدود ۳۰ سال مردم گوگوریو در سختی و فقر و ستم بودهاند.
✏️شاید مقایسهی سرگذشت کره در شرق آسیا با تاریخ معاصر خاورمیانه چندان معقول بهنظر نرسد، اما تاریخ و عبرتهایش در مواردی گاهی چنان فرموله شدهاند که جغرافیا تأثیری بر آن ندارد.
🔔جدا پیشنهاد میشود عوام، سیاسیون و به اصطلاح کارشناسان مسائل بینالمللی که اعتماد بیانتها به غرب و آمریکا دارند، سریالهای تاریخی چون «جومونگ»، «ته جویونگ»، «جونگ میونگ» و به ویژه «آقای آفتاب» را چندین مرتبه تماشا کرده تا بلکه تحلیلهای سیاسی بهتری از این سریالها دریافت کنند!
چرا که این مجموعهها پر از مفاهیم سیاسی همچون مستقل بودن یک کشور، قدرت نظامی، عدم اعتماد به دشمنان و ... است.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
📍عبرتهای تاریخی، فراتر از مرزهای جغرافیایی ✏️سریال کره ای «فرمانروا ته جویونگ Dae Joyoung» محصول س
🔺شباهت احیای حکومتهای قدیمی در شبه جزیره کره که در سریالهایی چون «جومونگ» و «ته جویونگ» آمده، با ادعای صهیونیستها مبنی بر بازگشت به ارض موعود، همیشه بحثبرانگیز بوده است.
تو خالی بودن ادعای صهیونیستها مبنی بر حق سرزمینی فلسطین و اشغالگری آنجا زمانی ثابت میشود که توجه کنیم ساکنان فلسطین اشغالی از «وطنی دیگر» به آنجا نقل مکان کردهاند و حتی اجداد آنها نیز ساکن فلسطین نبودهاند و اکثریت صهیونیستها حتی از لحاظ نژادی هیچ سنخیتی با مردم منطقه ندارند. بنابراین ادعای «بازگشت» از پایه و اساس غلط است.
🔺شایان ذکر است اگر هدف سازندگان این مجموعهها توجیه جنایات صهیونیستها بوده باشد علیرغم محبوبیت و معروف شدن، این سریالها کاملا شکست خوردهاند چرا که در خود کره جنوبی جمعیت باورنکردنی در دفاع از فلسطین تظاهرات کردهاند درحالی که دولت کره جنوبی رابطه دوستانهای با صهیونیست ها دارد.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
🔴 قهرمانیِ ببعی در حوزهی فنی و بصری لزوم تلاش بیشتر «ببعی قهرمان» در نمایش فرآیند قهرمانی و محتوا
🔷محوریت این پویانمایی، دختری است که آرزوی پرواز دارد اما جامعهی پیرامونش، تحقق این آرزو را محال میداند! "خرابکار" لقبی است که با توجه به کارهای متهوّرانه و دور از عرف جامعه به او و دوستانش داده شده است!
🔹"قهرمان داستان" در این جامعه عاشق کتاب «جغد فضانورد» است و آن را مطالعه میکند اما مردمِ روستایش از کتابها به عنوان نردبان، وسیلهی پاک کردن شیشه، دورپیچ همبرگر و... استفاده میکنند و در این روستا جز این قهرمان، کسی قدر کتاب را نمیداند.
🔹این "دختر" در سیر داستان به همراه "دوستانش" با همراهی "آقای دکهای" که تنها کسی است که در آن جامعه به آنها امید میدهد، با وجود بوقلمون بدجنس و کارشکن، آرزویش را تحقق میبخشد.
🔸 از وجوهات مثبت این پویانمایی، جذابیت بصری و فنی آن است که به راحتی توانایی جذب "مخاطب جهانی" را دارد!
🔸محتوای آن هرچند تکراری اما جذاب و موردنیاز است! محتوایی که در آن، «آرزو داشتن» ضرورت معرفی میشود و «تلاش و اراده برای تحقق آن آرزو» حتی بر خلاف نگاه ناامیدانهی اجتماعِ پیرامون و دشمن خارجی، مهم شمرده میشود.
🔸نقشههای دشمن خارجی یعنی "خانم بوقلمون" از طرحریزی برای ناامیدسازی، ایجاد طمع در قهرمان داستان، ورود مستقیم برای از بین بردن وسایل پروازیِ رقبا بسیار خوب به نمایش درآمده است.
🔸جامعهی ناامیدکننده و اثرات آن هم در این پویانمایی تقبیح شده، هرچند که با بزرگنمایی همراه بود!
🔺"تحقیر اجتماع پیرامونیِ ببعی" با غلظتی بیش از حد تصویر شده، این اجتماع، کتابخوان نیست، ذلیل است، دلسرد از رسیدن به آرزوهاست و آنهایی که به دنبال آرزوها رهسپارند را خرابکار مینامد! از این جامعه تنها «آقای دکهای» به عنوان بزرگسال، همراه ببعی و آرزوهایش میشود.
پرداختِ این نوع اجتماع، برای پرتلاش نشان دادن قهرمان داستان، زیبندهی فرهنگ غنی ایرانی_اسلامی نیست! از طرفی دشمن خارجی یعنی بوقلمون، عنصر ناامیدی و جدالهای درونی به اندازهی کافی قدرت قهرمانسازی دارند و نیاز نبود جامعهی پیرامونی در این حد تحقیر شود.
🔺«خلاءهای پردازشی» در داستان گاهی در ذوق میزد. به عنوان مثال علت دشمنی بوقلمون به خوبی تبیین نشده بود! نمایش اخراج از مدرسه و عقده حاصل از آن، این حجم از دشمنی را توجیهپذیر نمینمود! یا دور انداختن بازوبند کاپیتانی اهدایی بوقلمون توسط ببعی، بدون پرداخت مناسب بود و جدال درونیِ او هم خوب از آب در نیامد!
🔺از سوی دیگر "نمادها" در این پویانمایی از نمادها و حتی فضاهای شهری و پوششی ایران، بسیار فاصله دارد. به عنوان مثال در فضای شهری، نمادی از شهرهای ایران کار نشده و حتی در پوشش پلیس راهنمایی رانندگی که "خانم گاوه" بود از پوشش لباس پلیس آمریکایی استفاده شده بود، زیرا در ایران لباس پلیس راهنمایی رانندگی، آستین کوتاه نیست!
در جشن اهالی روستا، از "کدو حلوایی" استفاده شده بود، که ذهن مخاطب را به سمت «جشن هالوین» سوق میدهد.
🔺موسیقیهای "پاپ و رپ" که کار شده بود مشابه پویانماییهای غیرایرانی و تقریبا با ادبیات مشابه به کار برده شده بود و از موسیقی اصیل ایرانی حتی ذرهای استفاده نشده بود!
متاسفانه تنها با دیدن دو صحنه که در آن دودهای خروجی از وسیلهی پروازی به رنگ سبز و سفید و سرخ درآمده بود و یک سکوی پرش که به این رنگها مزین شده بود، میشد احتمال داد، این پویانمایی "تولید ایران" است.
🔹 در تولید پویانماییهایی در این سطح که احتمالا نظر "مخاطبین غیرایرانی" را به خود جلب خواهد کرد، باید به این مهم توجه شود که رسالت معرفیِ «ایران و فرهنگ ایرانی» را نیز به درستی ایفا کنند، حداقل در این مجموعه میشد روستا تداعیکنندهی روستاهای شمال ایران باشد، از موسیقی سنتی و یا تلفیق سنتی و مدرن استفاده شود، فضای شهری را با یکی از نمادهای برج میلاد یا سیوسه پل یا... به فضای شهریِ ایران نزدیک نمود و در پوششها از سبک پوششی ایرانی استفاده کرد.
این اقدامات در «فرم و قالب» به راحتی امکانپذیر بود همچنان که در پویانمایی «پسر دلفینی» در این حد، پایبندی به معرفی ایران در سطح جهانی قابل مشاهده بود.
وایپ/روبش
🔴 قهرمانیِ ببعی در حوزهی فنی و بصری لزوم تلاش بیشتر «ببعی قهرمان» در نمایش فرآیند قهرمانی و محتوا
🔹کلیدواژههای اساسی این پویانمایی را در این دو جمله میتوان یافت که:
«اونی که کمک میکنه به خودت، فقط خود تویی» و «از چیزی که هستی لذت ببر و برای چیزی که میخوای بیشتر تلاش کن».
🔺«تنها خودت به خودت کمک میکنی» درست میتواند باشد اما کامل نیست! همین ببعی برای قهرمان شدن از دوستانش، آقای دکهای، مدرسهی پرواز جغد و... کمک گرفت، پس آنچه که باعث تحقق آرزوی یک فرد میشود، ارادهی فرد هست اما کمک اطرافیان نیز ضامن رسیدن است. به این مهم «رولف دوبلی» در کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» به عنوان "خطای انتساب ذاتی" اشاره میکند که در این خطا، تمایل به غلو کردن در مورد تاثیرگذاری افراد و دست کم گرفتن عوامل خارجی و موقعیت وجود دارد، موردی که در این کلمات موج میزد هرچند که در روند داستان، کمک و همراهی دیگران به نمایش درآمد.
🔹 اما موضوع مغفول این محتوا که نشان میدهد هرچند از لحاظ بصری و فنی و محتواهای انگیزشی و مهارتی الحمدلله در یک سطح قابل قبولی قرار دارد و نزدیک قله است اما به قله نرسیده است! برای رسیدن به قله باید نیازهای اساسی این جهان را در محتواها پیاده ساخت که نیاز داشت در فرآیند داستان به احتیاج ببعی به خالق خود نیز پرداخت میشد! خالقی که آقای دکهای را همراهش ساخت، خالقی که قدرت اراده را به او داد! این نوع پرداخت، خلای جهان کنونی است، آب برای تشنگان امروزی است که تفاوت با پویانماییهای سطح اول جهان در آن خواهد بود.
🔹در جملات «استاد صفایی» است که «با امید به آینده و با تکیه بر استعدادها، تو را نیرومند و مسلط پیش میراند اما نمیتواند تو را "همراه رنج" راحت نماید» این نیاز مردم امروز است! در پویانماییهای متنوع جهانی، امید را با تکیه بر استعدادها پیش میراند و فرد را موفق جلوه میدهد اما موفقیت اصلی جایی است که فرد بفهمد، رنج در دنیا، لازمهی حرکت و رشد آدمی است و باید با رنج به راحتی برسد! و چه بسا اغلب مردم در رسیدن به اهداف مادی چون پرواز کردن و... شکست بخورند اما اگر در این رنج به وسعت روحی برسند، برنده هستند! در این مورد نیز در کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» به خطای بقا اشاره شده که
به عنوان کسی که هنوز وارد ماجرا نشده، تسلیم یک توهم هستی و نمیدانی شانس موفقیت چهقدر پایین است. خطای بقا یعنی دائما احتمال موفقیت خود را زیاد از حد تخمین بزنید.
🔺متاسفانه پویانماییهای امروزی با استنادهای بلاگری و فضای مجازی این خطا را در جامعه شدت میبخشد که همه گمان میکنند قطعا به اهداف مادی خود میرسند که این توهم با واقعیت زندگی همخوانی ندارد پس یک پویانمایی مسئول، محتوایی را ارائه میدهد که فرد را با این خطاها درگیر نسازد. حتی بالاتر، در فلسفهی عمیق اسلامی امکان پرداخت به محتوای راحتی در رنج و از سوی دیگر هدف رشد که برای همگان امکان وصول دارد، میتواند حرف نو و مورد نیازی به مخاطبین ارائه دهد.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📍هنری که در کن نیز همپای سیاست است!/وزیرخارجه فرانسه هم گفت
▪️جایزهای که هفتادوهشتمین دوره از جشنواره کن به جعفر پناهی بابت فیلم سیاسی و سیاهش داد اعتراضهای بسیاری را برانگیخت.
از منتقدان نشریه کایدوسینمای فرانسه که معترف به غیر هنری بودن فیلم بودند و امتیاز کمی به آن دادند تا بسیاری از افراد معمولی داخل ایران که از سیاهنمایی پناهی در فیلم و حرفهایش آزرده شدند.
🔖سردبیر نشریه معروف «کایه دو سینما»؛
مارکوس اوزل درباره فیلم «یک تصادف ساده» پناهی نوشته؛ «اثری بیش از حد نمادین و فاقد عمق احساسی است که ضمن استفاده نامناسب از ساختار روایی غیر خطی، مکرر از استعارههای سیاسی استفاده و اثری تکراری و فاقد نوآوری ساخته شده..»
▪️نمادین بودن و استفاده بیش از حد از استعارههای سیاسی، گزارهای بوده که این کارشناس متخصص خارجی و نه یک فرد ایرانی و آشنا به عرصه سینمای ایران! آن را فهم و بیان کرده است!!
▪️سیاسی بودن جایزه و غلبه سیاست بر هنر در فیلم پناهی را بسیاری دیگر از معترضان نیز بیان کردند، اما تیر خلاص را «وزیر خارجه فرانسه» زد که در کنار اذعان چندین باره دشمنیشان با ایران مقتدر، بالاتر و پیشتر از تمام کارشناسان هنری و سینمایی جهان و ایران بر همگان اثبات کرد که جشنواره کن فرانسه و جایزهای که به پناهی دادند صرفا سیاسی و همگام با سیاست خباثت آلودشان بوده و نه ارزش هنر و هنرمندی!
▪️ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه در واکنش به اهدای نخل طلایی به جعفر پناهی نوشته: «در حرکتی نمادین از مقاومت در برابر سرکوب حکومت ایران، جعفر پناهی نخل طلایی را به دست آورد؛ افتخاری که بار دیگر امید را در دل همه مبارزان آزادی در سراسر جهان زنده میکند.»
▪️اعتراف وزیر خارجه فرانسه به سیاسی بودن جایزه و بیارزش بودن هنر در برابر سیاست مدعیان هنر! بار دیگر پرده از شعار پوسیده «هنر برای هنر» که عیناً بر سر زبان بسیاری از روشنفکران داخلی نیز هست و آن را طوطیوار تکرار میکنند، برکشید.
🔔گذشته از این، اتفاقات کن موضوعی از باب تفکر برای اهالی سیاست و فرهنگ و هنر و رسانه و...است که بیندیشند در شرایط مشابه عملکرد ایران و مسئولان ایرانی چگونه بود اگر جای مقامات فرانسه و مدیران کن بودند؟!
📝حمیرا رحمتی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📽 فیلمی که میتواند برندهی نخل طلا باشد اگر حکام ظالم اجازه دهند!
▪️کاش فریادِ اصحاب هنر بلند شود! کاش نویسندگان، بنویسند! کاش فیلمسازان، بسازند! کاش بازیگران، بازی کنند.
▪️کاش روستایی، این تلخیِ تلخ را به نمایش بگذارد! کاش ایزدیار، هنرمندانه این رنج را اجرا کند! کاش...
♦️فیلمی که باید ساخته شود
کات
🔻ایزدیار، پزشکی وفادار است که با وجود سختیهای مملکت فقیرش، توانسته متخصص اطفال شود!
تحریم، کمر کشورش را شکسته چون مسئولینی دارد که نتوانستهاند مذاکره کنند! اکنون این پزشک وفادار مجبور است با وجود کمبود دارو به علت ظلم مسئولین، اطفالی را درمان کند که زیر بار فقر و نداری، جان میدهند!
🔻از قضا این بانو، معتقد به فرزندآوری است چون همسرش هم پزشک است و میداند هرچه انسان به جهان اضافه کند، کار را پیش انداخته است و ده فرزند حاصل این زندگی عاشقانه است البته در سایهی حاکمیت ظالمین.
🔻مسئولین حکومتی، با غرض انسانزدایی و نخبهآزاری، زمانی که مادر در بیمارستان است، خانهیشان را به آتش میکشد!
کات
🔻ایزدیار گوشیاش را برداشته و عکس خندان فرزندانش را که شوهرش به تازگی برایش ارسال کرده نگاه میکند! با همهمهی کادر درمان به خود میآید و میبیند این حاکمیت معیوب و فاسد باز مردم را به توبره کشیده پس گوشی را کنار میاندازد و با شتاب برای نجات برمیخیزد!
🔻ناگهان پارچهای را روی جنازهای میبیند که آشناست! با دلهره نزدیک میشود و وقتی پارچه را کنار میزند با جنازهی سوختهی پسرش روبهرو میشود! جنازههای اطراف را بررسی میکند و هشت فرزند دیگرش را به سختی میشناسد!
اکنون او مانده با همسر و تنها فرزندش که هر دو با مرگ دستهوپنجه نرم میکند!
با نُه جنازهی سوخته که روزگاری فرزندش بودند!
🔻پایانبندی به روش امثال روستایی:
دکتر با خود میاندیشد کاش مانند همکارانش، به تک فرزندی قناعت میکرد که با این حاکمیت ظلم نمیتوان نسلی باقی گذاشت!
کاش از ذیل این حاکمیت پناهنده میشد به کشورهای امن تا شاید در رفاهی میماند و آغوشش برای فرزندانش گشوده میبود!
اما نه! این دکتر به این میاندیشد که باید قیام کند، قیامی علیه این حاکمیت ظلم! با خود میگوید: پس آزادگان جهان کجایند؟ پس مدعیان دین ما انسانیت است، چرا گامی برنمیدارند؟
او با خود میگوید: تا دیروز، انگیزهی من کمک به هموطنم بود و دستور الله! از امروز علاوه بر آنها داغ فرزندانم هم اضافه شده که همچون آبی، درخت آزادسازی کشورم را آبیاری خواهد کرد.
✔️این فیلم برندهی نخل طلا خواهد شد!
نقش اصلیاش زن است
تراژدی است
در غرب آسیا رخ داده
حاکمیت ظالم دارد
و...
✖️اما نه! این داستان بر اساس واقعیت است و در غزه رخ داده و ظلم حاکمیت صهیونیستها را نشان داده!
پس هیچ!
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
⁉️عشق ابدی ارزش تحلیل دارد؟ 🚫 ضدِزن بودن برنامهی عشق ابدی(لهو گذری) 🆘 فمنیستها چرا ساکتند؟!
📱عشق ابدی، یک واقعیتنما (رئالیتیشو) و نمونهی تقلیدی از برنامهی جزیرهی عشق ساخت کشور ترکیه با همان تیم سازنده و البته با مشاورین و شرکتکنندگان ایرانی است که از پلتفرم یوتیوب پخش میشود.
🔻در این برنامه گروهی از دختران و پسران برای یافتن عشق خود در جزیره کنار هم جمع شدهاند و طی چالشها و برخوردهای مداوم بناست دختران و پسران طی آشنایی بفهمند با کدام فرد میتوانند زوج باشند.
🔻این نوع برنامهها، جزو صنعت سرگرمی است که در سراسر جهان رواج دارد و البته مخاطبین زیادی را نیز پیدا میکند! گروهی منتقد این نوع برنامهها هستند که آن را مبتذل یا سطح پایین خطاب میکنند اما جالب است که تعداد زیادی از همین مخالفین دنبالکننده نیز هستند!
🔻پیامها(کامنتها) در ذیل هر قسمت نشان میدهد که تقریبا گروهی این برنامه را تقبیح میکنند و در عین حال اذعان دارند که نمیدانند چرا دنبال هم میکنند.
یکی از ادلهی این پیگیریها مخصوصا در قشر نوجوان و جوان، موضوع آن یعنی عشق است که روابط اروتیک و جنسی در آن سبب ارضای نیاز لذتجویی میشود و از سوی دیگر، روابط بیپردهی کلامی و رفتاری که گروهی بوده و در آن پنهانکاری، افشاگری، حسادتها، فتنهها، احساسات درونی، منطقهای عرفی و... وجود دارد سبب پیگیری آن میشود.
🔻عشق ابدی نیز مخاطبین زیادی پیدا کرده است و در آن، مفهوم عشق به شدت از معنا خالی شده و روابط آزاد، نمایش حرکات جنسی، کلمات رکیک و... در آن موج میزند.
🔻آنچه سبب میشود این مجموعهی مبتذل ارزش تحلیل بیابد تنها ابتذال آن نیست بلکه تعداد مخاطبین بالای آن از یکسو و از سوی دیگر قدرت تبدیل انحرافات فکری و عملی این مجموعه به مسلمات فکری و عرفی جامعه است.
این مجموعه در کنار «پارتنر بادکنکی» و «دیت» که آنها هم از پلتفرم یوتیوب پخش میشود و همچنین محتواهای تولیدی طنز و جدی حول همین موضوع در اینستاگرام و... سبب میشود که بیش از پیش این ادبیات مبتذل به یک ادبیات رایج تبدیل شود و حتی یک یقین اشتباه به یک باور عمومی تبدیل شود.
🔻این نوع تولیدات، جزو صنعت سرگرمی در نظام سرمایهداری میباشد و در جهت تولید سرمایهی بیشتر برای سازندگان و بهره گرفتنهای جانبیِ مادی برای بازیگران آن است.
🔻نظامِ سرمایهداری، هدفش تولید سرمایهی بیشتر است و برای «خلقِ پول»، آنکس که توانایی بیشتر در «خلق پول» داشته باشد، ارزشمند است و مهمتر آنکه هر کاری که سرمایه را بیشتر کند، ارزش افزوده دارد حتی اگر از نظر عقلی، عرفی ناهنجار باشد.
لذا در هنرِ اصطلاحی امروز در جهان، سیطرهی نظام سرمایهداری به وضوح به چشم میخورد. از قبحزدایی جنسی تا سکوت هنری وسیع در برابر ظلم علنی صهیونیسم; از تحقیر جوامع و ملیتهای مستضعف تا تطهیر سلطهگران.
🙅♀یکی از نکات مهم در صنعت هنریِ نظام سرمایهداری، عدم رعایت «کرامت زن» است. این مهم را مقام معظم رهبری اینگونه بیان میکنند:
«برنامهریزی برای تجارت، برای صنعت... که مردِ هوسباز و هوسناک بتواند خودش را با چشم، با غیر چشم اشباع کند! خب، اینها واقعاً کرامت زن را شکستند؛ اینها حرمت زن را شکستند. بدترین قضیّه هم همین است که اشاره کردم: کار را به جایی برسانند که خود زن ــ زن جوان یا دختر جوان ــ صلاح خودش را در این ببیند که جوری ظاهر بشود که از جنبهی جنسیّتی بتواند نظر مرد را به خودش جلب کند! حالا کدام مرد را؟ مردی که در کوچه خیابان دارد راه میرود. رساندنِ زن به این نتیجه، بزرگترین ضربهای بود که اینها به زن وارد کردند»
🤷♀اگر واقعا فمنیست هستید باید اعتراض خود را به این تحقیر رسانهای برسانید!
کدام حقارت بالاتر از این که دختران و زنان ما که بناست مادری باشند که نسل تاریخی را امتداد دهند به جایی برسند که برای یافتن و نگهداشتن مردان خود را بیارایند و ببافند و سانسور کنند!
🔜ادامه دارد...
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📽 سینمای با قدمت هندوستان، سینمایی تجاری یا سیاست زده؟
✏️سینمای کشور هند مدت کوتاهی پس از استقلال از استعمار انگلستان شکل گرفت و به سرعت پیشرفت کرد و در کنار کشور ژاپن جزء کشورهای قدیمی و صاحب سبک میباشد. درامهای عاشقانه، صحنههای اکشنِ به شدت اغراقشده، رقص و آواز مولفههای اصلی سینمای هند بودند.
رفته رفته این سینما دچار تغییراتی شد و آثار باکیفیتی در گونههای زندگینامه (بیوگرافی)، ورزشی و تاریخی توسط هندیها تولید شد.
وایپ/روبش
📽 سینمای با قدمت هندوستان، سینمایی تجاری یا سیاست زده؟ ✏️سینمای کشور هند مدت کوتاهی پس از استقلال ا
✏️حضور سکوهای بینالمللی مشهور فیلم و سریال همچون آمازون، دیزنی پلاس و نتفیلکس در هند باعث بیشتر دیده شدن آثار هندی در جهان شد و این ورود زمانی بود که هند وارد سینمای نو شده بود و موضوعات غیراخلاقی همچون همجنس بازی، ازدواج سفید و ... در فیلمهای هندی دیده میشد و با ورود این سکوها این موارد تشدید شد، از سوی دیگر حضور این سکوهای مشهور علیرغم به شهرت رسیدن آثار کشورهای مختلف میتواند همچون تیغ دو لبه عمل کند چرا که آثاری تولید خواهد کرد که خطوط قرمز سیاسی و اخلاقی کشورها را رد کرده و خطرساز می شود. با این توضیح، اگر این سکوها در کشورمان تحریم نبودند و فعالیت میکردند اوضاع از الان هم برای مراجع نظارتی و قضایی سختتر میشد چرا که در برخورد با امثال نماوا، فیلیمو و گپ فیلم با مشکلات زیادی مواجه است.
✏️با تغییر نوع نگاه سینمای اصلی هند (بالیوود) و نوع رویکرد آنها یعنی نزدیک شدن به سبک آثار غربی، فیلمسازی در سایر صنعتهای سینمای هند که شامل مناطق مختلف شمال و جنوب و ... میشوند اوج گرفته و فیلمهای سینمایی شاخصی از سینماهای تامیل، تالگو، مالایی، پنجابی، مهاراتی، کانادا و بنگالی عرضه شد که همچنان اصالت هندی خود را تا حد زیادی حفظ کرده بودند.
✏️در سالهای اخیر در سینمای هند آثار زیادی در ارتباط با زنان و دفاع از حقوق آنان ساخته میشود که ساختاری فمنیستی دارند؛ چرا که هندوستان آمار هولناکی در خشونت علیه زنان را به نام خود ثبت کرده است. هندیها معضلات اجتماعی و سیاسی همچون توالت در فیلم سینمایی توالت Toliet: Ek prem katha محصول سال ۲۰۱۹ ، فساد و ظلم علیه قبایل و تبعیض نژادی در فیلم سینمایی زنده باد نور Jai Bhim) ۲۰۲۱)، فساد در بخش درمان و پزشکی هند در فیلم مرسال (Mersal) ۲۰۱۷ و ... را بدون هیچ سیاهنمایی اضافی و با دو راه حل به نمایش در میآوردند؛ اول اینکه به سیستم قضایی هند اعتماد کنید؛ راهحل دوم که چندان منطقی نبود و بیشتر با صحنههای اکشن افراطی فیلمها همخوانی داشت این بود که سیستم قضایی هند توانایی برخورد با عوامل فاسد را ندارد و شخصیتهای مثبت داستان مجبور میشوند که شخصیتهای فاسد را به قتل برسانند که این موضوع در اکثر آثار آنها دیده می شود.
✏️در سالهای نه چندان دور در فیلمهای سیاسی، موضوع دشمنی با پاکستان به وفور وجود داشته اما نه به اندازه و شکل حال حاضر؛ چون در آن کارها شخصیتهای تندرویی در دو طرف به تصویر کشیده میشدند که به دنبال جنگ بودهاند.
طی یک دهه اخیر و با روی کار آمدن دولت تندرو «نارانارا موندی» که از همان حزبِ قاتل گاندی روی کار آمده است، آثار بهشدت ضد اسلامی و ضد ایرانی در سینمای هند رو به فزونی گذاشته است.
✏️در فیلمهای سینمایی سیاسی هند، کشور پاکستان نماد اهریمن و دشمنی خونخوار به نمایش در میآید و با توجه به مسلمان و شیعه بودن اکثر مردم پاکستان، این باور در ناخودآگاه مخاطب شکل میگیرد که تمامی مسلمانان تروریست و وحشی هستند.
ساخت آثار ضد اسلامی و ضد ایرانی به روالی مرسوم بدل شده و طی سالهای اخیر آثار متفاوت و مشهوری چون فیلم دانکی (Dunki) ۲۰۲۳، هتل بمبئی (Hotel Mumbai) محصول ۲۰۱۸ مشترک با استرالیا با بازی نازنین بنیادی و همچنین فیلم عملیات مجنون (Misson Majnu) ۲۰۲۳ تولید شده است که به صورت علنی و گاهی به صورت نمادین به مسلمانان و ایرانیان توهین میکنند.
✏️در فیلم سیاسی و تبلیغاتی عملیات مجنون شاهد همکاری جاسوسهای کشور هند با صهیونیستهای جنایتکار در مبارزه با دولت پاکستان که قصد ساخت سلاح هسته ای را دارند هستیم، به شکلی که همکاری مستقیم آنها و قصد آنها برای بمباران نیروگاه اتمی پاکستان به صورت علنی به تصویر کشیده میشود.