وایپ/روبش
🔺پاسخی به مغلطه رسانهای بلاگر مذهبی! ⚜ پیشنهاد میشود برای درک بهتر این کلک رسانهای؛ برنامهی سمت
🔻تعداد دنبالکننده (فالوور) و پخش شدن کلیپهایشان در گمان خودشان، شاخصی برای «مرجعیت فکری» بودنشان بین ملت شده! متاسفانه این مرض، بین بازیگرانِ عرصهی مجازی شایع شده است!
🔻بازیِ رسانه هم همیشه داغ است! امان از تقطیع و امان از تحلیل بر مبنای تقطیع!
🔻خانمی معروف از معروفانه، سوژهای یافته برای تاختن! از قضا این تاختن، بازی برد برد است! زیرا به واسطهی تقطیع و مغلطه، دلسوزان امربهمعروف و نهیازمنکر به میدان میآیند، از سوی دیگر دلسوزان روحانیت و از دیگر سو متعجبین آزاده از این همه بیادبی تهییج میشوند! همه و همه «دیدهشدن» را نتیجه میدهد و در گُمان این جماعت، دیدهشدن یعنی ما، جهتدهنده به افکار مردم به ویژه مذهبیان هستیم!
🔻این خانم! «حجتالاسلام پناهیان» را متهم به بازی با کلماتی میکند که خود استادانه آن را به کار میگیرد! با چاشنی بیادبی متداول در قشری معلومالحال این «روحانی پرسابقه» که در کادرسازی برای انقلاب فعال است را به غرضورزی نسبت به حکم شرعی امربهمعروف و نهیازمنکر متهم میکند و با طعنه، نسبت به «حوزههای علمیه» میتازد که "آقای پناهیان کجا عمامه گذاشتید که این مسائل را بهت یاد ندادن یا یاد دادن"!
🔻در اوجِ فیلمش برای تهییج مخاطبین با تغییر تنصدایش، به «ستادهای امربهمعروف و نهیازمنکر» امر میکند که علیه ایشان شکایتی تنظیم کنند!
🔻باید از ایشان خواست اگر بدنبال معروفی از جنس امربهمعروف و نهیازمنکری هستید! دوباره فیلم تولیدی را ببیند حداقل خودشان را از ادبیات زشت و گستاخی نامطلوب نهی کنند و به دیدن کامل فیلم امر کنند!
⁉️ آیا از خودشان خجالت نکشیدند که از کل فیلم با تقطیع چندثانیهای این خلاصه را به مخاطبین ارائه دادند که حاج آقا پناهیان بدنبال این است که هزینهدادن برای امربهمعروف و نهیازمنکر را نفی کند! و در آخر با خطابی طنزآلود به ایشان میگویند، "ما مردم منتظریم بدونیم؟!"
❗️اگر منتظرید کل فیلم منتشرشده را ببینید!
🔺در این قسمت از برنامهی وزین «سمت خدا» که مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۶ پخش شد، ایشان به موضوع مهم «هویت جمعی» و رابطهی آن با «عزتمندی» پرداختند و در دقایق ابتدایی با بیانی طوفانی یک امربهمعروف کلان کردند که:
"به کسی که احساس خودتحقیری اجتماعی دارد نباید پست داد"
و آن را شرح میدهند!
🔺شاخص «عزت و کرامت نفس» را به عنوان مهمترین شاخص در تربیت خوب بیان میکنند که اگر نباشد حتی ظواهر دینداری با تغییر شرایط خطرناک میشوند. برای این نکتهی ایشان، چندین مثال در ذهن مخاطب هوشیار و بیدار میآید شاید جدیدترینشان نصیری کیهاننویس باشد!
🔺از «اربعین» به عنوان یک «موتور ایجادکنندهی عزت و کرامت» مثال زدند که در آن هویت جمعی شکل میگیرد و در ادامه با آیاتی از قرآن به «استخفاف قوم» توسط فرعون اشاره میکند که اگر قومی عزیز نباشد، برده میشود و در ادبیات قرآن این قوم به استخفاف رفته، فاسق خوانده میشود زیرا نباید به استخفاف تن دهد!
🔺حدود سه چهارم برنامه تمام شد! که بحث میرسد به «راز پیدای سیدالشهدا»!
رمز فداکاری را «هیهات منالذلة» بیان کردند همان شعاری که امام در کربلا سردادند و شاخص اصلی در صحنهی کربلا را «عزت» مطرح نمودند، «نماز» و «امربهمعروف و نهیازمنکر» را به عنوان شاخصهای فرعی در این حرکت مطرح نمودند که باید در دههی محرم تمرکز بر روی «عزتمندی» باشد و هویت جمعی را حول آن بنا نمود!
⁉️راستی! «ستاد اقامهی نماز» هم میتواند علیه حجتالاسلام پناهیان شکایتی تنظیم کند چون قبل از امربهمعروف و نهیازمنکر از شاخص نماز اسم بردند؟!
👇
وایپ/روبش
🔻تعداد دنبالکننده (فالوور) و پخش شدن کلیپهایشان در گمان خودشان، شاخصی برای «مرجعیت فکری» بودنشان ب
🔻بهتر است دختری که چندکتاب را در کلیپش نشان میدهد و به قسمتهایی از آن کتابها استناد میکند، عمق یافتن را نیز تمرین کند!
🔺در برخی از دیدگاهها که دیدگاه «مقام معظم رهبری» در کتاب «انسان دویستوپنجاه ساله» نیز تاییدکنندهی آن میتواند باشد: یکی از مهمترین مصادیق امربهمعروف و نهیازمنکر، «تشکیل حکومت توسط ائمهی اطهار» مطرح شده است.
🔺ممکن است حجتالاسلام پناهیان با توجه به سابقهشان در علم و دین، خروج امام و بیان امام را اینطور تعبیر کنند که وقتی حضرت به کربلا آمدند و مردم همراه نشدند! از آنجاییکه برای تشکیل حکومت، «همراهی مردم» علت میباشد پس این مصداق از امربهمعروف و نهیازمنکر که از ابتدا دنبالش بودند، منحل میشود اما «هیهاتمنالذلة» هیچگاه ترک نمیشود! زیرا زندگی با ذلت به جهت بیعت با یزید در مقابل عاقبتی چون شهادت، در سیرِ زندگی عزتمندان قابل پذیرش نخواهد بود.
🔺جالبتر آنکه حجتالاسلام پناهیان پیشنهاد میدهند دههی امربهمعروف و نهیازمنکر مطابق شود با «یومالترویه» که زمان خروج امام و بیان ایشان است و دهه محرم، دهه عزت شود!
⁉️آیا این پیشنهاد ایشان را نمیتوان حمل بر این کرد که معتقد به «امربهمعروف و نهیازمنکر» هستند فقط با توجه به شاخصهایی که گفتند، نامگذاری ایام را منطبقتر با آن شاخصها برشمردند؟!
‼️راستی این جملهی کلیدی ایشان که گفتند "پیشتازی زنان سبب رونق اربعین به این صورت شده است" توجه کردید؟! آیا این خودش امربهمعروف و جهتدهی فکری برای به جریان انداختن ظرفیتهای زنانه در سوی اقتدار تمدن اسلامی نیست؟!
🔺طبق فرمودهی مقام معظم رهبری، «مرجعیت فکری برای ملت باید با علما و حوزههای علمیه باشد» نه کیاسان رسانهبلدی چون شما. اگر ناآگاهانه به قصد خیر این کار را کردید، باید بدانید که این اعمال شما تکمیلکنندهی کلیپهای هجو علما و روحانیت رسانههای غیرهمسوست! پس نکنید! اگر بدنبال امربهمعروف و نهیازمنکر هستید پس باید بدانید که پایههای این دو امر مهم بر روی شانههای حوزههای علمیه و علما در طول تاریخ شیعی بنا شده است پس با تخریب غیرمنصفانه، تیشههایتان را به این درخت تناور نزنید که زیانش فقط برای ملت خواهد بود!
🔺در پایان اشاره به این نکته خالی از لطف نیست، در این سالها «حجتالاسلام پناهیان» در واژهسازی و مفهومسازی آن واژه طبق حوادث مهم تاریخ شیعی ورود بسیار جدی داشتند! گاها در حوادث مهمی چون کربلا که ذوابعاد است و چندعلیتی، تقلیل برخی واژگان و وزن دادن به واژهای دیگر ممکن است برای مخاطبینی که با ادبیات ایشان آشنایی کامل ندارند موجب خلط مبحث شود. در این مورد نیز میتوان گفت: هیهات من الذلة از کدام ذلت مدنظر است؟ جز ذلتِ پذیرش بیعت با حاکمی چون یزید و حکومت موروثی منحرفی چون اموی؟! پس شاید بتوان گفت این عدم پذیرش ذلت نیز خودش مصداقی از امربهمعروف و نهیازمنکر باشد و حداقل در این حادثهی مهم تاریخی قابل تطبیق باشد! و «هزینهای چون فدا شدن جان امام» به گواه زیارت اربعین به جهت نجات مردم از جهالت و ضلالت و تحیر بوده است، نیز مصداقی از امربهمعروف و نهیازمنکر تاریخی است که لازمهی این نجات تاریخی، سختی تحمل غیوران عالم بر اسارت بهترین زنان خلق توسط اشقیا بوده است!
🔺اگر در واژهسازی توجه ویژه به متن حادثهی تاریخی داشته و تطبیق چندوجهی انجام شود، نتیجه بهتر خواهد بود، هرچند که باز باید اذعان نمود که ایشان از نظر علمی و عملکردی در حوزهی کادرسازی و واژهسازی بسیار باتجربهتر هستند و شاید در مقابل این عرائض حقیر نیز ابعاد دیگری مدنظرشان باشد.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔘در این روابط، زن «مستقل» است و مرد حق ندارد «کنترلگر» باشد!
اما در آنسوتر! برای مردِ جذابی که مدرک علمی هم دارد، میتوان کوتاه آمد و کنترلگری او را به جان خرید! زیرا هم جذاب است و هم وجههی اجتماعی دارد!
🔘در این روابط، مرد مدعی است که به زن «آزادی» میدهد و هرچه دوست دارد میتواند بپوشد و به او ربطی ندارد! اما اگر دختر لباسش زیادی کوتاه باشد، به او تذکر میدهد و دختر تهییج میشود که من دوست دارم هرطور که بخواهم لباس بپوشم و...
اما آنسوتر! برای دیگران این رفتار را توجیه میکند که چون احساسش بیشتر شده، به پوششم حساستر شده و در تأیید مجری برنامه این «مقدار غیرت» به خرج داده شده را میپسندد و عامل غنج رفتن دل میداند!
🔘در این روابط، «دوستهای جنس مخالف» داشتن، عادی است و همه آن را تأیید میکنند، حتی برخی تأکید دارند، نود درصد دوستانشان، جنس مخالف هستند، پس باید دوست در رابطه (پارتنر) این را بپذیرد و بدان احترام بگذارد!
آنسوتر! دوست جنس مخالفی که در جزیره است را متهم به لوندی میکنند و برایش خطونشان میکشند!
آنسوتر! دوست جنس مخالفشان، جلوی پارتنر فرد اعلام میکند که فرد موردعلاقهش (تایپش)، این دختر است و دختر به خود میبالد!
🔘در این روابط، پسری برای خالی کردن کرمهای درونش به پارتنرش میگوید باید با فلان دختر لاس (تیک) بزند و پارتنرش قبول میکند!
اما آنسوتر! همین دختر، آن دختر را مواخذه میکند که تو! مسبب جوششهای کرم پارتنر من هستی!
آنسوتر! همین دختر با چند مرد شرکتکننده میخندد و مینشیند و برایشان چرخی میزند اما آن را عامل جوششهای کرم مردان دیگر نمیداند!
🔘برخی از زنان خود را «فمنیسم» معرفی میکنند.
اما از آنسو! از مردان طلب میکنند که باید برای بدستآوردنشان تلاش کنند!
آنسوتر! زنان طرفدار فمنیست با تمام قدرت از زنانگیهایشان استفاده میکنند تا مردان را تصاحب کنند!
🔘پسری از شرکتکنندگان این را اعلام میکند که هزینهی زندگیاش را از راه پارتی رفتن و لاس زدن با زنان و مردان درمیآورد! پس باید این ظرفیت در پارتنرش باشد که این را بپذیرد!
اما آنسوتر! وقتی دختری برای هزینهش یا برندهشدن در این مسابقهی کذایی دست به اقدامانی میزند، هَوَل شناخته میشود و طرد میگردد!
🔘 خلاصه که این روابط در «عشق ابدی» که بخاطر دوربین، تزیینشدهاش را مخاطب مشاهده میکند، اینقدر پر از تناقض و چرک است! چه برسد به گندهای این روابط باز و پرحاشیه و رنجآور، در دنیای واقعی!
مراقب باید بود که ظواهر شیک و پوششهای دلربای این افراد، سبب ترغیب جوانان به این سبک زیستی نشود که رنج پشت رنج خواهد بود.
🔜 ادامه دارد...
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
✏️داستان سریال در ارتباط با نوجوان بازیگوش، سختکوش و مهربانی به نام کمال است که با خانوادهی خود که از قشر ضعیف جامعه هستند زندگی آرامی دارند ولی شرایط جامعه زمان پهلوی دوم باعث اتفاقات شاد و ناراحت کنندهای در زندگی او و اطرافیانش میشود.
✏️از همان فصل اول، تنشها، دعواها و ... در سریال به شدت زیاد بوده و فضای آرام بسیار اندکی در سریال مشاهده میشود و مخاطب بیشتر شخصیتهای عصبی و ناراحتی را میبیند که مدام به سر و کَلهی همه میزنند و دیگر هیج شباهتی به طنز موقعیت و خرابکاریهای پر سَر و صدای شخصیتها ندارد!
البته انصاف، جوانمردی، فرهنگ همسایگی و ... در رفتار شخصیتهای سریال دیده میشود ولی سطح تنش بسیار بالای آن برای مخاطب آزاردهنده ست.
✏️فصل دوم سریال با حدود پنج سال تاخیر کلید خورد و مدتیست از شبکه دو پخش میشود.
در این فصل سطح تنشها و جنجالهای سریال کم نشده که هیچ! زیاد هم شده است. به نظر اصلا لازم نبود برای نشان دادن حجم و سطح تلخی فضای اجتماعی و سیاسی پهلوی در این حد خشونت و تنش در یک سریال که فضایی برای نوجوانان و جوانان دارد گنجانده شود، چرا که میتواند باعث دلزدگی و ترجیح بر تماشا نکردن سریال توسط مخاطب خصوصا نوجوانان شود.
✏️در فصل دوم شاهد تغییرات بزرگ بازیگران به نسبت فصل اول هستیم که دلایلی چون بزرگ شدن بازیگر نوجوانی کمال، تغییر جنسیت بازیگر نقش مادر کمال، (که در فیلمنامه فصل دوم شخصیت او توسط پاسبانهای ظالم شهربانی کشته شده است.)، فوت بازیگر نقش همسایه و ... دارد.
همین تغییرات باعث شده بعضی مخاطبان که به بعضی چهرهها و بازیهای آنها عادت کردهاند با این تغییرات بیش از حد و زیاد نتوانند با بازیگران جدید ارتباط برقرار کنند.
✏️اتفاقات سریال در دهه ۴٠ خورشیدی که شاهد اوج سرکوبهای رژیم پهلوی علیه مردم هستیم رخ میدهد ولی در سریال هیچ خبری از ساواک نیست و شهربانی وظیفه برخوردهای زشت، شکنجه و زندانی کردن مردم را برعهده دارد و بعضی پاسبانها همچون شخصیت پرویز پاسبان وضعیت خُلمَشنگ دارد و بدون دلیل به جان مردم و کسبهی بازار میافتد.
🔔 اقتباس از رمانها خصوصا برای کودکان و نوجوانان که به شدت در سینما و تلویزیون کمکاری شده است بسیار اهمیت دارد اما باید توجه داشت که آثار مناسب و با کیفیت و با کمترین میزان سطح تنش برای مخاطب نوجوان ساخته شود چرا که مثلا صحنه بردن سَر نانوا به تنور توسط شخصیت پرویز پاسبان به هیچ وجه خندهدار نبوده و هیچ علامت خشونتی پایین تصویر بابت چنین صحنه هایی درج نشده است.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🚫 بعد از گذشت شصت قسمت، دختری وارد برنامه میشود که پارتنر پسر شرکتکنندهای است که الان با دختر دیگری در این جزیره وارد رابطه شده است! کاشف به عمل میآید، در زمانی که در حال پیشبردن رابطه جدیدش در جزیره بوده، هنوز با آن دختر در رابطه بوده و بعد از چندروز آن رابطه را به پایان رسانده است!
🚫 حال این سه نفر کنار هم هستند. پرستو جان! نظراتشان را جویا میشود و هر سه این افراد حرفهایی در ظاهر میزنند:
دختر قبلی(اکس) بخاطر خاطرات خوش رابطهش، چیزی نمیگوید و حضور پسر را در چنین برنامهای بخاطر بیشتر دیدهشدن پسر و پیشرفتش توجیه میکند! دختر فعلی(نکس) با حمایت از رابطهاش اعلام میکند، که اگر آن رابطه خوب پیش میرفت، از بین نمیرفت؛ پسر، سطح ورزشی دختر قبلی را میگوید و اعلام میکند باید شخصیت ایشان حفظ شود و رابطهش خوب بود و مثل خیلی از رابطهها با دعوا تمام نشده است.
🚫 اینجاست که پرستو جان! از این رفتار بالغانه سه نفر اشکی میشود! سایر شرکتکنندهها هم به خفن بودن دختر قبلی که کاری به آن رابطه ندارد، اشاره میکنند و در ظاهر، دختر فعلی که این رابطه را حفظ کرده را «منطقی» لقب میدهند!
⛔️ براستی «بار کثافتِ خیانت» در روابط اینچنینی باید تخفیف پیدا کند تا رنجهای حاصل از این روابط را کاهش دهد! و تخفیف آن به عهدهی «برنامههای کثافتمحور» اینچنینی است!
⛔️ وقتی روابط «باز و آزاد» تعریف شود، وقتی «عشق و حال» هدف در روابط شود، وقتی انگیزهی حفظ یک رابطه بر محور «عدم فرسایشی بودن آن و لذت فرد» باشد، قطعا این مدل خیانتها در این روابط به شدت رواج خواهد داشت!
⛔️ حال دنیای مدرن باید فکری برای این خیانتهای حاصل از روابط بازش کند! تا رنجهای آن باعث نشود انسانهای درگیر این روابط به این بیندیشند که شاید بتوان به گونهی دیگر زیست!
پس باید هنرمندانه «نوع برخورد بالغانه» در این روابط را تعریف کنند. «برخورد بالغانه» یعنی: وقتی پسری با اینکه در رابطه با دختری است اگر با دختر دیگری در رابطه رفت، چون دختر اول «قوی، خفن و مستقل» است و خاطرات خوش از رابطه داشته، میتواند پسر را ببخشد یا نادیده بگیرد و روابط تازهای ایجاد کند! دختر فعلی هم چون انتخابِ اکنون پسر است، به خود ببالد!
⛔️ اما کثافت، کثافت است و با الفاظ نمیتوان از «رنج آن» خارج شد! هنوز حرفهای پرستو جان خشک نشده بود که روز بعد، دعواها و چالشهای بین این سهنفر و سایر شرکتکنندگان آغاز میشود! دختر فعلی اشک میریزد و مدام از پسر میخواهد بروز احساس کند که ناشی از احساس عدم اطمینان او نسبت به پسری است که میتواند در اوج رابطه، دختری را که یکسال همخانه هستند را کنار بگذارد! پس ممکن است من را نیز عقب براند؛
دختر قبلی استرسهای شدید را تجربه میکند که لرزش صدایش و بدنش نشان از احساسات سرکوب شدهاش داشت؛
لقب لش بودن پسر توسط شرکتکنندگان و پیامهای ذیل این قسمتها نشان میدهد، مالهکشی بر این نوع رفتارها، چون با طبیعت سازگار نیست، امکانپذیر نخواهد بود.
تأیید اکثر شرکتکنندگان بر اشتباه بودن عمل پسر و بیان این نکته که برای پول این کارها را کرده و احساساتش واقعی نبوده نیز، نشانهی دیگر بر «عدم پذیرش عرف فعلی» نسبت به حجم این کثافت رابطه است!
⛔️ نکتهی کلیدی این است که بازندهی اصلی این روابط «زنان» هستند، همانطور که در قسمتهای قبلی نیز اشاره شد که دنیای سرمایهداری، «مردسالار» است و این روابط که خروجی دنیای سرمایهداری است نیز مردسالار است! چندین شرکتکننده اشاره کردند، این دو دختر بازندهی اصلی این رابطه هستند و احساساتشان به بازی گرفته شده است!
🔜 ادامه دارد...
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔔هدف اینبار قشر نوجوانست؛ تا در «غریزه» هرزگی را یاد بگیرند!
⚜ «غریزه» چهارمین اثر سیاوش اسعدی بعد از سه سال توقیف بهعنوان یکی از فیلمهای بخش خارج از مسابقه چهلوسومین جشنواره فیلم فجر سال گذشته بود که برای اهالی رسانه و منتقدان به نمایش درآمد.
⚜ حالا زمزمههای اکرانش در شهریورماه شنیده میشود، مثل پیرپسر، گویی این سهسال توقیف بدون دلیل موجهی بوده که حالا به یکباره به بهانهی تغییر فضای جامعه، محدودیتها معنای اصیل خود را از دست دادهاند و نمایش هرچیزی روی پردهی سینما امکانپذیر است. «غریزه» فیلمیست که با کامجستن از زیباییهای بصری طبیعت، فضاهای شاعرانهی نوستالژیک، با خدمت گرفتن آکسسوارهای کهنه و قدیمی و بازی گرفتن از رنگ و نور سعی داشت حسنظن مخاطب را بدست آورد تا در ادامه درست به سبک یه روسپی، پیش چشمان مخاطب رقص میله برود و خط به خط روشهای لکاتانهی مجذوب کردن و بهدام انداختن یک پسرنوجوان توسط دختری همسن و سالش را آموزش بدهد!
وایپ/روبش
🔔هدف اینبار قشر نوجوانست؛ تا در «غریزه» هرزگی را یاد بگیرند! ⚜ «غریزه» چهارمین اثر سیاوش اسعدی بع
⚜ اسعدی و بازیگرهای حرفهایاش با آن قاببندیهای درست در فضاهای مسحورکننده و رخوتزا و اصرارش در الگوگیری از سینمای هالیوود، ضمنِ جانِ ایرانی بخشیدن به آن با دیالوگهای گلدرشت و پرطمطراق، بازهم اثری غریبه با مخاطبِ امروز سینما ساخته! اما چالههای عمیق فیلمنامهاش را پشت هیچکدام از این زرورقها نتوانست مخفی کند.
⚜ این اولین بار در سینمای ایران است که لوندی را از یک دختربچه یاد میگیریم! قصه از ابتدا با شکلگیری و بیدار شدنِ غریزهی یک نوجوانِ هپروتیِ در سنِ بلوغ آغاز میشود که شهوتِ خفتهاش با لوندیها و طنازیهای عامدانهی دخترِ همسن و سال و نوبالغِ دوست خانوادگیشان به جنب و جوش در میآید و از آن بچهای که همهی عشقش آپارات و سینمای هالیوود در کنجهای خلوتِ عمارتشان بود؛ گلولهی آتشی میسازد که نه از لو رفتنِ دزدکی دیدزدنِ ناشیانهی اتاقخواب و خلوتِ دخترِ مهمانشان میهراسد و نه از رسوایی بعد از مستی با هوسِ او ترسی دارد!
پسرک با کلهشقی تمام موتوری را میدزدد تا با الهام گرفتن از همهی آن فیلمسینماییهای وسترن و عاشقانهای که دیده سناریویی خلق کند از دزدکی همراه کردن معشوقه و به امید دستدرازی، سینما بردنش و قهوهخانه رفتن و در یک شب رویایی زیر سقف آسمان، کنار آتش مست کردن و کام گرفتن از او!
⚜ دخترک از همهی پیچ و تابهای اندام و ظرافتهای زنانهاش برای زنده کردنِ آتشِ شهوتِ پسر استفاده میکند، از نگاهِ خمار و لوندانه کام گرفتن از سیگار بگیر تا جملات و دیالوگهایی که مشخصاً مصداق سکس پنهانِ یک فیلمِ گرفتار ممیزیهای سازمانی
است؛ اسعدی از تمام قوای خودش برای بهرهگیری از یک دختربچهی بازیگر استفاده کرده تا رسما او را بردهی جنسیِ اثرش برای خلقِ زنای ذهنی مخاطب کند!
⚜ اغراق نیست اگر بگویی اسعدی تمام فانتزیهای جنسی ذهن بیمارش را تا آنجا که توانسته، با امید به پروانهی نمایش گرفتن از سازمان سینمایی به یکباره روی پردهی نقرهای بالا آورده و آنقدر دستپاچه هر چرک و کثافتی که مدنظرش بوده را بیرون ریخته که نخکش شدن فیلمنامه و داستانی که سعی داشته همهی این فانتزیهای جنسی را در بطن آن روایت کند، توی ذوق میزند!
⚜ او چنان داستان را به بهانهی خلق این صحنههای تبآلود کش میدهد که شاهد بودم در کاخ جشنواره فیلمبینترین مخاطبها هم وسط این فیلم کشدار چرت میزدند و معدود سکانسها و دیالوگهای معماگونهی داستان هم سیر نزولی صبر و حوصلهی مخاطب را تغییر نمیداد؛ و اما به یکباره در نیمساعت پایانی فیلم، جایی که مخاطب دودل میشود از نشستن روی صندلی و دیدن ادامهی داستان یا ترک سالن؛ کارگردان یادش میوفتد مخاطبی که این مقدار پای فیلم وارفته روی صندلی لازم است با یک شوک تکانی به خودش بدهد تا بتواند کل داستان را هضم کند.
⚜ اسعدی اینجا پدر را وارد داستان میکند و در مبهمترین و حفرهدارترین شکلِ روایت، مخاطب را با پدری که تا خرخره عرق خورده و آروغزنان پای شرع! را وسط میکشد و با تصمیمات و دیالوگهای شعاری و اغراقآمیزش و با ژست یک قهرمان گند میزند به همهچیز، قصه را میبندد!
قصهای که معلوم نبود چرا دوساعت تمام روی دوتا بچه مانور داد تا درنهایت از دلِ کثافتِ رخداده بینِ آن دو، بهرسم فیلمفارسیها یک فردین بیرون بکشد!
وایپ/روبش
⚜ اسعدی و بازیگرهای حرفهایاش با آن قاببندیهای درست در فضاهای مسحورکننده و رخوتزا و اصرارش در ال
⚜ دختری یتیم با مادرش از تهران به روستای این پسرنوجوانِ بیمادر میآیند، ظاهراً این دو خانواده سالها پیش بسیار باهم رفیق بودند؛ خاطرهبازیهای مادرِ دختر و پدرِ پسر و احوالات معماگونهشان حواس مخاطب را پرت این میکند که مادر دخترک بهدنبال تصاحب دل مرد صاحبخانه به روستا آمده اما در انتها مشخص میشود دخترک در تهران یک شبی در کوچهی بنبستی توسط چند مرد مورد تجاوز قرار گرفته و حالا مادر تصمیم گرفته از مردی مسن که دوست قدیمی همسرش است بخواهد او را به عقد خود درآورد تا بچهای که در شکم دختربچهاش است بدون شناسنامه نماند و دخترش بیآبرو نشود!
⚜ دختر و زن در غریزه بازندههای سرخوردهی تاریخ ایران هستند که قبل و بعد انقلاب نمیشناسند و انگار باید در همهی تاریخ ایران طراوت و شیطنت و شادابیشان سرکوب شود و نهایتاً قربانی عرف و شرع و امیالِ مردانه!
حتی غریزهی سرکوب شده و به فنا رفتهی این پسربچه هم بهانهای بود برای نمایش مغلوب شدن زنانگیِ داستان، غریزهی زنانگی داستانِ سیاوش اسعدی!
⚜ از آشوب ذهنی کارگردان و شایعات آزارجنسی او به چهرههای کمسن و سال سینما که بگذریم و همهی این متعلقات روحی کارگردان را پسِ ذهنمان بفرستیم و بیخیالش بشویم؛ باید دید غریزه برای کدام قشر از جامعه حرفی برای گفتن دارد و اگر حرفی هم دارد، آن حرف چیست؟!
⚜ از همه عجیبتر زمزمههاییست که از سمت عوامل شنیده میشود برای فرستادن به اسکارِ «غریزه»!
همچین ملغمهی چرک و خونی جز زدنِ ایران و اسلامیت و دست و پاگیر بودن شرع و دین چه آوردهای برای مملکت خواهد داشت؟ برای همواره قربانی نشان دادن زنان در ایران مسئلهی حجاب و قصاص را پشت سر گذراندند و اینبار دنبالِ احقاق حقوقِ دخترانِ لوندِ آب از سرگذشته هستند؟!
⚜ من، تمام آن مدتزمانِ طولانی که مقابل پردهی نمایش «غریزه» نشسته بودم بخشی از تمرکزم بخاطر وجود آن پسربچهی نوجوانی که چندردیف جلوتر، مادرِ بیفکرش او را همراه خود به سالن نمایش آورده بود و هیچکجا از کوره در نرفت و دست پسربچهاش را نگرفت و سالن را ترک نکرد بههم خورده بود! بخشی از تمرکزم بخاطر نوجوانهای خانوادهام درگیر بود که اگر روزی چنین فیلمهایی پایشان به سینما باز شود و بلیتشان بهفروش برسد، این قشر از مخاطبی که با هیچ برچسب مثبت فلانسنی روی یک فیلم، نمیتوان از دیدن آن منعشان کرد چه بلایی بر سر احساسات و غرایزشان خواهد آمد؟!
چطور این حجم از تعفن را زرورق پیچ شده با روکش شکلاتی به خوردشان میدهند و با مسمومیت بعد از آن چه باید بکنیم؟!
📝 نرجس احمدی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
27.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥فشارِ رسانههای آنورآبی از عظمت راهپیمایی اربعین
💫اربعین و ما ادراک اربعین؟!
✨گاهی جزو روندگانِ مسیر عشقی و آنگونه اربعین را روایت میکنی! اما گهگاهی هم، کسی چون من، بدون گذر در این راه، از گذر رفتهها این مسیر را لمس کرده و با دیدن سخنان مجریهای شبکههای آنورآبی متعجب میشود که مگر اربعین چه کرده که اینها، اینگونه سوختهاند؟!