🪶 درنگی بر تاسیان
🔅 تینا پاکروان برای تحریف تاریخ اینبار پس از تجربهی موفقش در «خاتون» نمیتوانست تنها یک درام عاشقانه را در بستر تاریخی دستساز و جعل شده در ذهن مخاطبِ جوانِ تاریخ نخواندهاش تثبیت کند. او سریالی ساخت که برای دیدهشدنش نیاز به ترفندهای فضای مجازی داشت؛ در آغاز از سروش صحت کمک گرفت و از تریبون برنامهی گفتگومحور او «تاسیان» را معنی، تعریف و معرفی کرد.
🔅 از آنجایی که قبل از او آیدا پناهنده تنها با انتشار سکانسهای حذف شده از نسخهی نمایشی رقص دونفرهی مادر و پسری سریال «در انتهای شب» توانست بهخوبی در فضای مجازی دیده شده و مخاطب را به طمع تماشای تابوشکنیهای بیشتر پای سریال بکشاند؛ پاکروان هم رقص را چاشنی همان یکی دو قسمت اول کرد و با طراحی لباسی پاستیلی و جسورانه، با کلاهگیس و موهایی که به ضرب و زور کلاه و نیمچه لچکی بخشی از آن در سر پوشانده شده بود قبح اینمدل پوشش و حتی عرقخوریهای مکرر را هم در شبکه نمایش خانگی شکست و کنجکاوی مخاطب را بهخود جلب کرد!
🔅 از طرفی تبلیغات کذاییِ گستردهای در شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام راه انداخت و کاربران شاخصی را به صف کرد برای هشتگ کردن «تاسیان»، آش آنقَدر شور بود که صدای مخاطب این شبکهها از تعریفهای تکراری پروژهبگیران تبلیغاتی درآمد و کاربرانی را که هیچوقت درباره فیلم و سریالی نظر نداشتند و حالا سکانس به سکانس تاسیان را میستودند، مسخره میکردند.
وایپ/روبش
🪶 درنگی بر تاسیان 🔅 تینا پاکروان برای تحریف تاریخ اینبار پس از تجربهی موفقش در «خاتون» نمیتوانست
🔅 تینا پاکروان با ادعای روایت یک عاشقانه در بستر بخشی از تاریخ ایران سریال را ساخت، اما تاریخی که مطابقت با هیچکدام از منابع مستندِ مکتوب یا شفاهی نداشت؛ در تاریخی که پاکروان ادعای روایت آن را داشت، ایران سالهای منتهی به انقلاب قرار بود تصویر شود، دانشجویان، بازاریها، مذهبیها، کمونیستها، چپها، قشر کارگری، نظامیها، سرمایهدارن و ساواک آن بخش از جامعه بود که پاکروان در متن سریالش تصویرشان کرد.
عبوسی و بداخلاقی و ژولیدگی و دلمردگی سهم مذهبیها شد؛ کت شلوار و چهرههای کاریزماتیک، اتوکشیده و تروتمیز سهم ساواک.
خانوادهی شاد و بزن و برقص و مشروب و کافه و کنسرت هم سهم سرمایهدارن.
🔅 بله پاکروان حرفهای زیادی برای گفتن داشت که برای اخذ مجوز پخش گرفتن اثرش مجبور بود روایت نمادین را انتخاب کند، هرچند نمادهایی عریان و توی ذوق زننده که بسیاری اوقات متن فیلمنامه فدای پررنگ کردن آن نمادها میشد، برای سفیدکردن ساواک، سکانسهای اتاق بازجویی را چنان لوده و احمقانه تصویر کرده بود که انگار پنجاه سال به بالاهای ایران از دم یا آلزایمر گرفتهاند و یا مردهاند؛ انگار احدی از جوانان این مملکت پایش را در موزه عبرت نگذاشته!
🔅 پاکروان در تاسیانش روابط آزاد، خوشیِ زنها بعدِ کشیدن سیگار، رقص بعد از مستی، عاشقیکردنهای یواشکی و... را آنقدر دلچسب نشان میداد که انگار نسخهی آرمانی زندگی همین است.
این نسخههای خطرناک آنجا روی کریه خود را نشان میدهد که دختر داستان بدون اجازهی پدرِ محبوبش، پدری که همهی نیازهای عاطفی و مادی او را به بهترین شکل برآورده، با پسری که پدرش مخالف ازدواج با اوست از خانه فرار میکند و بیش از یک ماه در یک جای دور با او عاشقی میکند و از همه خندهدارتر اینکه پسر با جعل امضای پدر و درواقع با کلاه گذاشتن سر عاقد، دختر را عقد کرده و با او رابطه برقرار میکند!
این نقطهی تاریکی که پاکروان با وقاحت به آن ورود کرده و بعدتر با سکوت پدر و مادرِ مذهبی و علیهالسلامِ پسر و با غش و ضعفِ نزدیکان دختر صحهگذاری شرعی و عرفی میشود؛ یک سیلی بسیار بسیار محکمتر از سرو مکرر الکل، نوع ولنگارِ پوشش، دهنکجی به حجاب و دستمالی و تماسهای بدون محدودیت بازیگران جنس مخالف در جای جای سریال است!
🔅 فیلمساز آنقدر مشغول به جعل تاریخ در تار و پود نمادهای سریالش شد که نفهمید بسیاری اوقات چنان گره کوری در داستان انداخت که با دندان هم نمیشد بازش کرد!
جمشید را نجات نامید تا نسخه نجات ملت را در دستان پهلوی بنامد اما باوجود رفاهی که تاسیان ادعا داشت جمشید نجاتِ آن برای خانواده و کارگرانش فراهم کرده بود، در واقعیتِ ماجرا شیرین را دیکتاتوریهای پدرش عاصی کرد و فراری و به کشتن داد، نجات را معاشقه با حوری چنان سرگرمش کرده بود که از زندگی عزیزترین کسانش غافل مانده بود!
🔅 پاکروان کارگران را نماد ملتِ نمککورِ بیچشم و رویی ترسیم کرد که خوشی زیردلشان زده بود و با نفهمی اسباب دست چپهای مخالفِ شاه شده و به سرکردگی یک عده برانداز اجیرشدهی بیعقل زندگی ولی نعمتشان را به آتش کشیدند و آیندهی خودشان هم در آن آتش سوخت.
غافل از اینکه در بستر این روایت نمادگونه حواسش به بدبختی ملت، به لنگ خرج زندگی و نان شب محتاج بودن آنها نبود.
وایپ/روبش
🔅 تینا پاکروان با ادعای روایت یک عاشقانه در بستر بخشی از تاریخ ایران سریال را ساخت، اما تاریخی که مط
🔅 نهایتاً از نگاه نگارنده آنچه بسیار دلخراش بود، آن همت و سرمایه و پولپاشی در شبکههای اجتماعی برای تبلیغ و سریالی که مهمترین قصدِ کارگردانش تصویرِ روشن، دلچسب و رشکبرانگیزی از دورهی پهلوی که با انقلاب سال ۵۷ بهدست مذهبیونِ چرک و عوامِ بیچشم و روی جوزده نابود شد. به هدر رفت!
وقتی قسمتهای پایانی سریال مقارن شد با جنگ ۱۲ روزهی اسرائیل علیه ایران و حمایت بازماندهی پهلویها از اسرائیل در کشتن مردم بیگناه و ویران کردن سرمایهها و زیرساختهای وطن؛ ربع پهلوی را از چشم ملت بیش از پیش انداخت و تنفر عمومی به او نتیجهای بود که خلاف پیشبینیها و چراغ سبز نشان دادنهایشان به دشمنان ایران از آب درآمد؛ از اینکه «تاسیان» هم پازلی از تطهیر پهلوی و سفیدشویی ساواک پیش از حمله به ایران همانقدر خشمگین بودم که متأسف برای تینا پاکروان!
🔅 او در دفاع از حاکمیتِ کشورداریِ خاندانِ پهلوی و در سفید کردن ساواک، جنایتکارترین سازمان قبل از انقلاب باخت! با تصویر معکوس و تحریفشده از ساواکیها بهگونهای که بخش شریفی از سیاستمداران وطنپرستی بودند که بهموقع خرابکارها رو جمع میکردند، فکر و ذکرشان سروسامان دادن اوضاع کشور و ایجاد امنیت و ثبات بود، معترضان و خرابکاران را نه میکشتند و نه شکنجه بلکه تنها دستگیر، بازجویی، توجیه و آزاد میکردند!
🔅 و تاسیان تمام شد و داستان عاشقانهی امیر و شیرین به آبکی و قزن قورتکیترین شکل ممکن پایان یافت، داستانِ یک جوانِ احمق که نه عاشقی کردن بلد بود و نه فدای معشوق شدن! خسرویی که فقط خودش را در تصاحب شیرین میدید و بس، نه آرامش شیرین برایش مهم بود، نه روح و روانش و نه خانوادهاش.
و پاکروان این مشمئزکنندهترین شکلِ عاشقی را ستود!
🔅 و حالا نوبت دستگاه قضاست که این غفلت و بهخوابزدگی مسئولانِ مجوز ساخت و نمایش چنین اثری را جبران کنند!
شاید آبی که به جوی رفته هرگز باز نگردد و تأثیری که آثاری چون «تاسیان» بر ذهن جوانان بدون مطالعه گذاشته است پاک نشود ولی قطعاً جلوگیری از ساخت و انتشار امثال آن و تحریفِ عینی تاریخ ایران، مسئولیت همهی ماست.
🔅 حواسمان باشد فیلم و سینما میتواند در زرورقی جذاب و هنرمندانه، جاعلانه تاریخ را تحریف کند اگر بلد نباشیم درستش را تصویر کنیم!
روایت دست دشمن است یا همان است که دشمن مشق میکند، روایت تاریخ با مبنای امامین نداریم!
📝 نرجس احمدی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔺پاسخی به مغلطه رسانهای بلاگر مذهبی!
⚜ پیشنهاد میشود برای درک بهتر این کلک رسانهای؛ برنامهی سمت خدای ۶ مرداد ۱۴۰۴ را از آدرس زیر در تلوبیون ببینید:
http://www.telewebion.ir/episode/0x13fa6c6f
🔺دیدن دوباره این فیلم به شخص این خانم هم توصیه میشود!
وایپ/روبش
🔺پاسخی به مغلطه رسانهای بلاگر مذهبی! ⚜ پیشنهاد میشود برای درک بهتر این کلک رسانهای؛ برنامهی سمت
🔻تعداد دنبالکننده (فالوور) و پخش شدن کلیپهایشان در گمان خودشان، شاخصی برای «مرجعیت فکری» بودنشان بین ملت شده! متاسفانه این مرض، بین بازیگرانِ عرصهی مجازی شایع شده است!
🔻بازیِ رسانه هم همیشه داغ است! امان از تقطیع و امان از تحلیل بر مبنای تقطیع!
🔻خانمی معروف از معروفانه، سوژهای یافته برای تاختن! از قضا این تاختن، بازی برد برد است! زیرا به واسطهی تقطیع و مغلطه، دلسوزان امربهمعروف و نهیازمنکر به میدان میآیند، از سوی دیگر دلسوزان روحانیت و از دیگر سو متعجبین آزاده از این همه بیادبی تهییج میشوند! همه و همه «دیدهشدن» را نتیجه میدهد و در گُمان این جماعت، دیدهشدن یعنی ما، جهتدهنده به افکار مردم به ویژه مذهبیان هستیم!
🔻این خانم! «حجتالاسلام پناهیان» را متهم به بازی با کلماتی میکند که خود استادانه آن را به کار میگیرد! با چاشنی بیادبی متداول در قشری معلومالحال این «روحانی پرسابقه» که در کادرسازی برای انقلاب فعال است را به غرضورزی نسبت به حکم شرعی امربهمعروف و نهیازمنکر متهم میکند و با طعنه، نسبت به «حوزههای علمیه» میتازد که "آقای پناهیان کجا عمامه گذاشتید که این مسائل را بهت یاد ندادن یا یاد دادن"!
🔻در اوجِ فیلمش برای تهییج مخاطبین با تغییر تنصدایش، به «ستادهای امربهمعروف و نهیازمنکر» امر میکند که علیه ایشان شکایتی تنظیم کنند!
🔻باید از ایشان خواست اگر بدنبال معروفی از جنس امربهمعروف و نهیازمنکری هستید! دوباره فیلم تولیدی را ببیند حداقل خودشان را از ادبیات زشت و گستاخی نامطلوب نهی کنند و به دیدن کامل فیلم امر کنند!
⁉️ آیا از خودشان خجالت نکشیدند که از کل فیلم با تقطیع چندثانیهای این خلاصه را به مخاطبین ارائه دادند که حاج آقا پناهیان بدنبال این است که هزینهدادن برای امربهمعروف و نهیازمنکر را نفی کند! و در آخر با خطابی طنزآلود به ایشان میگویند، "ما مردم منتظریم بدونیم؟!"
❗️اگر منتظرید کل فیلم منتشرشده را ببینید!
🔺در این قسمت از برنامهی وزین «سمت خدا» که مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۶ پخش شد، ایشان به موضوع مهم «هویت جمعی» و رابطهی آن با «عزتمندی» پرداختند و در دقایق ابتدایی با بیانی طوفانی یک امربهمعروف کلان کردند که:
"به کسی که احساس خودتحقیری اجتماعی دارد نباید پست داد"
و آن را شرح میدهند!
🔺شاخص «عزت و کرامت نفس» را به عنوان مهمترین شاخص در تربیت خوب بیان میکنند که اگر نباشد حتی ظواهر دینداری با تغییر شرایط خطرناک میشوند. برای این نکتهی ایشان، چندین مثال در ذهن مخاطب هوشیار و بیدار میآید شاید جدیدترینشان نصیری کیهاننویس باشد!
🔺از «اربعین» به عنوان یک «موتور ایجادکنندهی عزت و کرامت» مثال زدند که در آن هویت جمعی شکل میگیرد و در ادامه با آیاتی از قرآن به «استخفاف قوم» توسط فرعون اشاره میکند که اگر قومی عزیز نباشد، برده میشود و در ادبیات قرآن این قوم به استخفاف رفته، فاسق خوانده میشود زیرا نباید به استخفاف تن دهد!
🔺حدود سه چهارم برنامه تمام شد! که بحث میرسد به «راز پیدای سیدالشهدا»!
رمز فداکاری را «هیهات منالذلة» بیان کردند همان شعاری که امام در کربلا سردادند و شاخص اصلی در صحنهی کربلا را «عزت» مطرح نمودند، «نماز» و «امربهمعروف و نهیازمنکر» را به عنوان شاخصهای فرعی در این حرکت مطرح نمودند که باید در دههی محرم تمرکز بر روی «عزتمندی» باشد و هویت جمعی را حول آن بنا نمود!
⁉️راستی! «ستاد اقامهی نماز» هم میتواند علیه حجتالاسلام پناهیان شکایتی تنظیم کند چون قبل از امربهمعروف و نهیازمنکر از شاخص نماز اسم بردند؟!
👇
وایپ/روبش
🔻تعداد دنبالکننده (فالوور) و پخش شدن کلیپهایشان در گمان خودشان، شاخصی برای «مرجعیت فکری» بودنشان ب
🔻بهتر است دختری که چندکتاب را در کلیپش نشان میدهد و به قسمتهایی از آن کتابها استناد میکند، عمق یافتن را نیز تمرین کند!
🔺در برخی از دیدگاهها که دیدگاه «مقام معظم رهبری» در کتاب «انسان دویستوپنجاه ساله» نیز تاییدکنندهی آن میتواند باشد: یکی از مهمترین مصادیق امربهمعروف و نهیازمنکر، «تشکیل حکومت توسط ائمهی اطهار» مطرح شده است.
🔺ممکن است حجتالاسلام پناهیان با توجه به سابقهشان در علم و دین، خروج امام و بیان امام را اینطور تعبیر کنند که وقتی حضرت به کربلا آمدند و مردم همراه نشدند! از آنجاییکه برای تشکیل حکومت، «همراهی مردم» علت میباشد پس این مصداق از امربهمعروف و نهیازمنکر که از ابتدا دنبالش بودند، منحل میشود اما «هیهاتمنالذلة» هیچگاه ترک نمیشود! زیرا زندگی با ذلت به جهت بیعت با یزید در مقابل عاقبتی چون شهادت، در سیرِ زندگی عزتمندان قابل پذیرش نخواهد بود.
🔺جالبتر آنکه حجتالاسلام پناهیان پیشنهاد میدهند دههی امربهمعروف و نهیازمنکر مطابق شود با «یومالترویه» که زمان خروج امام و بیان ایشان است و دهه محرم، دهه عزت شود!
⁉️آیا این پیشنهاد ایشان را نمیتوان حمل بر این کرد که معتقد به «امربهمعروف و نهیازمنکر» هستند فقط با توجه به شاخصهایی که گفتند، نامگذاری ایام را منطبقتر با آن شاخصها برشمردند؟!
‼️راستی این جملهی کلیدی ایشان که گفتند "پیشتازی زنان سبب رونق اربعین به این صورت شده است" توجه کردید؟! آیا این خودش امربهمعروف و جهتدهی فکری برای به جریان انداختن ظرفیتهای زنانه در سوی اقتدار تمدن اسلامی نیست؟!
🔺طبق فرمودهی مقام معظم رهبری، «مرجعیت فکری برای ملت باید با علما و حوزههای علمیه باشد» نه کیاسان رسانهبلدی چون شما. اگر ناآگاهانه به قصد خیر این کار را کردید، باید بدانید که این اعمال شما تکمیلکنندهی کلیپهای هجو علما و روحانیت رسانههای غیرهمسوست! پس نکنید! اگر بدنبال امربهمعروف و نهیازمنکر هستید پس باید بدانید که پایههای این دو امر مهم بر روی شانههای حوزههای علمیه و علما در طول تاریخ شیعی بنا شده است پس با تخریب غیرمنصفانه، تیشههایتان را به این درخت تناور نزنید که زیانش فقط برای ملت خواهد بود!
🔺در پایان اشاره به این نکته خالی از لطف نیست، در این سالها «حجتالاسلام پناهیان» در واژهسازی و مفهومسازی آن واژه طبق حوادث مهم تاریخ شیعی ورود بسیار جدی داشتند! گاها در حوادث مهمی چون کربلا که ذوابعاد است و چندعلیتی، تقلیل برخی واژگان و وزن دادن به واژهای دیگر ممکن است برای مخاطبینی که با ادبیات ایشان آشنایی کامل ندارند موجب خلط مبحث شود. در این مورد نیز میتوان گفت: هیهات من الذلة از کدام ذلت مدنظر است؟ جز ذلتِ پذیرش بیعت با حاکمی چون یزید و حکومت موروثی منحرفی چون اموی؟! پس شاید بتوان گفت این عدم پذیرش ذلت نیز خودش مصداقی از امربهمعروف و نهیازمنکر باشد و حداقل در این حادثهی مهم تاریخی قابل تطبیق باشد! و «هزینهای چون فدا شدن جان امام» به گواه زیارت اربعین به جهت نجات مردم از جهالت و ضلالت و تحیر بوده است، نیز مصداقی از امربهمعروف و نهیازمنکر تاریخی است که لازمهی این نجات تاریخی، سختی تحمل غیوران عالم بر اسارت بهترین زنان خلق توسط اشقیا بوده است!
🔺اگر در واژهسازی توجه ویژه به متن حادثهی تاریخی داشته و تطبیق چندوجهی انجام شود، نتیجه بهتر خواهد بود، هرچند که باز باید اذعان نمود که ایشان از نظر علمی و عملکردی در حوزهی کادرسازی و واژهسازی بسیار باتجربهتر هستند و شاید در مقابل این عرائض حقیر نیز ابعاد دیگری مدنظرشان باشد.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔘در این روابط، زن «مستقل» است و مرد حق ندارد «کنترلگر» باشد!
اما در آنسوتر! برای مردِ جذابی که مدرک علمی هم دارد، میتوان کوتاه آمد و کنترلگری او را به جان خرید! زیرا هم جذاب است و هم وجههی اجتماعی دارد!
🔘در این روابط، مرد مدعی است که به زن «آزادی» میدهد و هرچه دوست دارد میتواند بپوشد و به او ربطی ندارد! اما اگر دختر لباسش زیادی کوتاه باشد، به او تذکر میدهد و دختر تهییج میشود که من دوست دارم هرطور که بخواهم لباس بپوشم و...
اما آنسوتر! برای دیگران این رفتار را توجیه میکند که چون احساسش بیشتر شده، به پوششم حساستر شده و در تأیید مجری برنامه این «مقدار غیرت» به خرج داده شده را میپسندد و عامل غنج رفتن دل میداند!
🔘در این روابط، «دوستهای جنس مخالف» داشتن، عادی است و همه آن را تأیید میکنند، حتی برخی تأکید دارند، نود درصد دوستانشان، جنس مخالف هستند، پس باید دوست در رابطه (پارتنر) این را بپذیرد و بدان احترام بگذارد!
آنسوتر! دوست جنس مخالفی که در جزیره است را متهم به لوندی میکنند و برایش خطونشان میکشند!
آنسوتر! دوست جنس مخالفشان، جلوی پارتنر فرد اعلام میکند که فرد موردعلاقهش (تایپش)، این دختر است و دختر به خود میبالد!
🔘در این روابط، پسری برای خالی کردن کرمهای درونش به پارتنرش میگوید باید با فلان دختر لاس (تیک) بزند و پارتنرش قبول میکند!
اما آنسوتر! همین دختر، آن دختر را مواخذه میکند که تو! مسبب جوششهای کرم پارتنر من هستی!
آنسوتر! همین دختر با چند مرد شرکتکننده میخندد و مینشیند و برایشان چرخی میزند اما آن را عامل جوششهای کرم مردان دیگر نمیداند!
🔘برخی از زنان خود را «فمنیسم» معرفی میکنند.
اما از آنسو! از مردان طلب میکنند که باید برای بدستآوردنشان تلاش کنند!
آنسوتر! زنان طرفدار فمنیست با تمام قدرت از زنانگیهایشان استفاده میکنند تا مردان را تصاحب کنند!
🔘پسری از شرکتکنندگان این را اعلام میکند که هزینهی زندگیاش را از راه پارتی رفتن و لاس زدن با زنان و مردان درمیآورد! پس باید این ظرفیت در پارتنرش باشد که این را بپذیرد!
اما آنسوتر! وقتی دختری برای هزینهش یا برندهشدن در این مسابقهی کذایی دست به اقدامانی میزند، هَوَل شناخته میشود و طرد میگردد!
🔘 خلاصه که این روابط در «عشق ابدی» که بخاطر دوربین، تزیینشدهاش را مخاطب مشاهده میکند، اینقدر پر از تناقض و چرک است! چه برسد به گندهای این روابط باز و پرحاشیه و رنجآور، در دنیای واقعی!
مراقب باید بود که ظواهر شیک و پوششهای دلربای این افراد، سبب ترغیب جوانان به این سبک زیستی نشود که رنج پشت رنج خواهد بود.
🔜 ادامه دارد...
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
✏️داستان سریال در ارتباط با نوجوان بازیگوش، سختکوش و مهربانی به نام کمال است که با خانوادهی خود که از قشر ضعیف جامعه هستند زندگی آرامی دارند ولی شرایط جامعه زمان پهلوی دوم باعث اتفاقات شاد و ناراحت کنندهای در زندگی او و اطرافیانش میشود.
✏️از همان فصل اول، تنشها، دعواها و ... در سریال به شدت زیاد بوده و فضای آرام بسیار اندکی در سریال مشاهده میشود و مخاطب بیشتر شخصیتهای عصبی و ناراحتی را میبیند که مدام به سر و کَلهی همه میزنند و دیگر هیج شباهتی به طنز موقعیت و خرابکاریهای پر سَر و صدای شخصیتها ندارد!
البته انصاف، جوانمردی، فرهنگ همسایگی و ... در رفتار شخصیتهای سریال دیده میشود ولی سطح تنش بسیار بالای آن برای مخاطب آزاردهنده ست.
✏️فصل دوم سریال با حدود پنج سال تاخیر کلید خورد و مدتیست از شبکه دو پخش میشود.
در این فصل سطح تنشها و جنجالهای سریال کم نشده که هیچ! زیاد هم شده است. به نظر اصلا لازم نبود برای نشان دادن حجم و سطح تلخی فضای اجتماعی و سیاسی پهلوی در این حد خشونت و تنش در یک سریال که فضایی برای نوجوانان و جوانان دارد گنجانده شود، چرا که میتواند باعث دلزدگی و ترجیح بر تماشا نکردن سریال توسط مخاطب خصوصا نوجوانان شود.
✏️در فصل دوم شاهد تغییرات بزرگ بازیگران به نسبت فصل اول هستیم که دلایلی چون بزرگ شدن بازیگر نوجوانی کمال، تغییر جنسیت بازیگر نقش مادر کمال، (که در فیلمنامه فصل دوم شخصیت او توسط پاسبانهای ظالم شهربانی کشته شده است.)، فوت بازیگر نقش همسایه و ... دارد.
همین تغییرات باعث شده بعضی مخاطبان که به بعضی چهرهها و بازیهای آنها عادت کردهاند با این تغییرات بیش از حد و زیاد نتوانند با بازیگران جدید ارتباط برقرار کنند.
✏️اتفاقات سریال در دهه ۴٠ خورشیدی که شاهد اوج سرکوبهای رژیم پهلوی علیه مردم هستیم رخ میدهد ولی در سریال هیچ خبری از ساواک نیست و شهربانی وظیفه برخوردهای زشت، شکنجه و زندانی کردن مردم را برعهده دارد و بعضی پاسبانها همچون شخصیت پرویز پاسبان وضعیت خُلمَشنگ دارد و بدون دلیل به جان مردم و کسبهی بازار میافتد.
🔔 اقتباس از رمانها خصوصا برای کودکان و نوجوانان که به شدت در سینما و تلویزیون کمکاری شده است بسیار اهمیت دارد اما باید توجه داشت که آثار مناسب و با کیفیت و با کمترین میزان سطح تنش برای مخاطب نوجوان ساخته شود چرا که مثلا صحنه بردن سَر نانوا به تنور توسط شخصیت پرویز پاسبان به هیچ وجه خندهدار نبوده و هیچ علامت خشونتی پایین تصویر بابت چنین صحنه هایی درج نشده است.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🚫 بعد از گذشت شصت قسمت، دختری وارد برنامه میشود که پارتنر پسر شرکتکنندهای است که الان با دختر دیگری در این جزیره وارد رابطه شده است! کاشف به عمل میآید، در زمانی که در حال پیشبردن رابطه جدیدش در جزیره بوده، هنوز با آن دختر در رابطه بوده و بعد از چندروز آن رابطه را به پایان رسانده است!
🚫 حال این سه نفر کنار هم هستند. پرستو جان! نظراتشان را جویا میشود و هر سه این افراد حرفهایی در ظاهر میزنند:
دختر قبلی(اکس) بخاطر خاطرات خوش رابطهش، چیزی نمیگوید و حضور پسر را در چنین برنامهای بخاطر بیشتر دیدهشدن پسر و پیشرفتش توجیه میکند! دختر فعلی(نکس) با حمایت از رابطهاش اعلام میکند، که اگر آن رابطه خوب پیش میرفت، از بین نمیرفت؛ پسر، سطح ورزشی دختر قبلی را میگوید و اعلام میکند باید شخصیت ایشان حفظ شود و رابطهش خوب بود و مثل خیلی از رابطهها با دعوا تمام نشده است.
🚫 اینجاست که پرستو جان! از این رفتار بالغانه سه نفر اشکی میشود! سایر شرکتکنندهها هم به خفن بودن دختر قبلی که کاری به آن رابطه ندارد، اشاره میکنند و در ظاهر، دختر فعلی که این رابطه را حفظ کرده را «منطقی» لقب میدهند!
⛔️ براستی «بار کثافتِ خیانت» در روابط اینچنینی باید تخفیف پیدا کند تا رنجهای حاصل از این روابط را کاهش دهد! و تخفیف آن به عهدهی «برنامههای کثافتمحور» اینچنینی است!
⛔️ وقتی روابط «باز و آزاد» تعریف شود، وقتی «عشق و حال» هدف در روابط شود، وقتی انگیزهی حفظ یک رابطه بر محور «عدم فرسایشی بودن آن و لذت فرد» باشد، قطعا این مدل خیانتها در این روابط به شدت رواج خواهد داشت!
⛔️ حال دنیای مدرن باید فکری برای این خیانتهای حاصل از روابط بازش کند! تا رنجهای آن باعث نشود انسانهای درگیر این روابط به این بیندیشند که شاید بتوان به گونهی دیگر زیست!
پس باید هنرمندانه «نوع برخورد بالغانه» در این روابط را تعریف کنند. «برخورد بالغانه» یعنی: وقتی پسری با اینکه در رابطه با دختری است اگر با دختر دیگری در رابطه رفت، چون دختر اول «قوی، خفن و مستقل» است و خاطرات خوش از رابطه داشته، میتواند پسر را ببخشد یا نادیده بگیرد و روابط تازهای ایجاد کند! دختر فعلی هم چون انتخابِ اکنون پسر است، به خود ببالد!
⛔️ اما کثافت، کثافت است و با الفاظ نمیتوان از «رنج آن» خارج شد! هنوز حرفهای پرستو جان خشک نشده بود که روز بعد، دعواها و چالشهای بین این سهنفر و سایر شرکتکنندگان آغاز میشود! دختر فعلی اشک میریزد و مدام از پسر میخواهد بروز احساس کند که ناشی از احساس عدم اطمینان او نسبت به پسری است که میتواند در اوج رابطه، دختری را که یکسال همخانه هستند را کنار بگذارد! پس ممکن است من را نیز عقب براند؛
دختر قبلی استرسهای شدید را تجربه میکند که لرزش صدایش و بدنش نشان از احساسات سرکوب شدهاش داشت؛
لقب لش بودن پسر توسط شرکتکنندگان و پیامهای ذیل این قسمتها نشان میدهد، مالهکشی بر این نوع رفتارها، چون با طبیعت سازگار نیست، امکانپذیر نخواهد بود.
تأیید اکثر شرکتکنندگان بر اشتباه بودن عمل پسر و بیان این نکته که برای پول این کارها را کرده و احساساتش واقعی نبوده نیز، نشانهی دیگر بر «عدم پذیرش عرف فعلی» نسبت به حجم این کثافت رابطه است!
⛔️ نکتهی کلیدی این است که بازندهی اصلی این روابط «زنان» هستند، همانطور که در قسمتهای قبلی نیز اشاره شد که دنیای سرمایهداری، «مردسالار» است و این روابط که خروجی دنیای سرمایهداری است نیز مردسالار است! چندین شرکتکننده اشاره کردند، این دو دختر بازندهی اصلی این رابطه هستند و احساساتشان به بازی گرفته شده است!
🔜 ادامه دارد...
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe