وایپ/روبش
📍دستپخت جدید سینمای بالیوود در ارتباط با ایران 🔸فیلم «Tehran» یک تریلر ژئوپولیتیکی بالیوودی است که
🔸داستان فیلم حول محور یک استاد میچرخد که توسط دولت آمریکا برای مشاهده تنشها در تهران استخدام میشود. او سپس عاشق یک زن ایرانی میشود که برادرش یک پلیس مخفیست. شخصیت جان آبراهام در این فیلم ماموریتی را بر عهده دارد که شامل ربودن یک هواپیمای هندی و انتقال آن به تهران است.
🔸گفته می شود این فیلم برای حفظ اصالت، دیالوگهایی به زبانهای فارسی و انگلیسی داشته باشد، باید صبر کرد و دید این گفته تا چه حد صحت دارد!
🔸تصویربرداری این فیلم اندکی بعد از به نمایش درآمدن فیلم ضد ایرانی «دانکی» در سال 1401 شروع شد، ابتدا قرار بود مقداری از تصویربرداری فیلم در ایران باشد ولی به علت شورش های «زن.زندگی.آزادی» این تصمیم لغو شد.
🔸بر اساس گزارشها، مکانهای تصویربرداری اصلی فیلمبرداری شامل گلاسکو (اسکاتلند)، بمبئی و دهلی بودهاند. بخشهایی از فیلم نیز در گرینوک (اسکاتلند) فیلمبرداری شده است. این نشان میدهد که صحنههای مربوط به تهران احتمالاً در این شهرها بازسازی شدهاند.
🔔 با توجه به محتوای بسیار حساس داستان که در ارتباط با سال های آخر سلطنت پهلوی بوده و از یک طرف سابقهی خراب سینمای هندوستان در برخورد و نمایش ایران باید منتظر ماند و دید چه مقدار تحریف، دروغ و توهین در فیلم به تصویر کشیده است.
در صورت تکرار نمایش چهره ی زشت و دروغین از ایران، باید خیلی شدیدتر از فیلم «دانکی» با هندیها برخوردهای سیاسی و خصوصا فرهنگی صورت بگیرد.
📝 حمید عارفی
📡 اخبار جهان هنر/ روبش
🆔 @roubesh
وایپ/روبش
🔴ادامهی شبیخون فرهنگی با صحنه گردانی ترکیه ❗️مدیران فرهنگی ترکیه طرح عملیات میکنند و مدیران ایران
🔻تغییر شیوهی این پولپرستان شهوتساز، از پخشهای ماهوارهای به پخش در سکوهای اینترنتی، یک تغییر هوشمندانه و مخاطبآفرین است! تهیهکنندگان ترک در حالت خوشبینانه برای پول این کار را میکنند اما در نگاهی واقعبینانه نسبت به عملکرد دولتِ همسایه میتوان آن را جزوی از عملیات هوشمندانهی آتاتورکزادگان دانست!
🔻متوهمان امپراطوری عثمانی که سالها با نوع نگرش و عملکردشان سبب شدهاند مردمان و به ویژه زنانشان، خاصیت الگودهی خود را از دست بدهند و بیخاصیت شوند، بهدنبال بیخاصیت کردن مردم به ویژه زنان ایرانِ اسلامی هستند!
🔻«مسابقهی زن روز» در پیشپردهاش (تیزر) اینگونه معرفی میشود:
مسابقهای با ده شرکتکنندهی قوی و باانگیزه در شروع ماجراجویی جدید در ویلای زن روز، در مسابقهی زنانی که به استایل خود باور دارند و میگویند کتاب مد را خواهم نوشت، آغاز میشود.
🔻این مسابقه همانند مستندمسابقهی عشق ابدی از سکوی یوتیوب منتشر خواهد شد و از قضا تهیهکننده این برنامه همان تهیهکنندگان ترک عشق ابدی هستند!
🔻شاید بتوان این تیزر را اینگونه ترجمه کرد:
مسابقهای که در آن تهیهکنندگان ترک فهمیدهاند با استفاده از حضور مهاجرین ایرانی در این کشور، میتوانند با ساخت برنامههایی، یکهتازیِ زنان ایرانی در هویت و تاریخسازی و الگو بودن برای سایر زنانِ جهان در قامت زنان آزاده را بشکنند و آنان را در حد یافتن دوستهای پسر (پارتنر) و طنازی برای آنان و سرگرم شدن در صنعت مد و عرضهی جسمی و جنسی خود، معرفی کنند.
و از قضا با پخش این تولیدات از سکوی یوتیوب و دسترسی راحت توسط مخاطبین، سبک زندگی و مهمتر نگرشیِ جوانان این مرزِ پرگهر را دستکاری کنند.
🔻با دیده شدن این تولیدات توسط میلیونها مخاطب ایرانی که با دلایل مختلف چون در دسترس بودن یا سبک تولید جذاب و... این تحلیلِ ابتر برای مخاطبین پیش میآید که این نوع سبک مورد پسند عامه است، که قطعا غلط خواهد بود زیرا با خواندن پیامها (کامنت) پی میبریم که اکثر نظردهندگان این نوع تولیدات را تقبیح میکنند درحالی که هدف برنامهسازان اصلی این است که این نگرش غالب شود که این سبک مورد پسند نسل کنونی است، تا بتوانند خطوط قرمز بیشتری را در تولیدات داخلی بشکنند! مسئلهای که رشیدپورِ مجری آن را مهر تایید میزند و بدنبال عادیسازی این ابتذالات است.
🔻اما «مسابقهی زن روز» احتمالا در یک شاخصه، خاصیت الگوسازی بیشتری داشته باشد! آن شاخصه معرفی زنان صنعت مد ایرانی است که یک استقلال پوششی (استایلی) و احتمالا کنشگری سطح بالاتری در حوزهی رفتار و اخلاق نسبت به ابتذال عشق ابدی ارائه دهند که میتواند مطلوب فرهنگ عمومی باشد و به تبع میتواند، گرایشات زنان نسل امروز را جهتدهی کند و با استفاده از یک خطای رایج فکری این جهت دهی را پررنگتر کند! خطایی که با مشاهدهی میزان انسانهای موفق در یک صنعت پدید میآید که هرکسی با حضور در این صنعت، موفق میشود، درحالیکه چنین چیزی امکان ندارد و در نهایت با گرایش جمعی از زنان ایرانی و شاید مهاجرت آنها، نان برای صنعت مد کشورهای عربی و ترکی و حتی کارگری جنسی از زنان ایرانی شوند! زیرا قطعا استفاده از مهاجرین صرفهی اقتصادی بیشتری خواهد داشت.
از طرف دیگران تمایلات داخلی و فشار بر دستگاههای حاکمیتی برای پذیرش این سطح از ابتذال در صنعت مد و نمایش زنان در حد جسم و اصالت دادن به زیبایی زنان برای بهرهمندی مردان، بیشتر شود!
🔻با پخش این دست برنامهها، باید به این نکته نیز دقت کرد که با تحلیل اشتباه میل مخاطب عمومی، نسخههای داخلی آن را در سطح ابتذالی زیاد از طریق نمایش خانگی و... وارد مصرف فرهنگی کشور کنند که تبعات آن ممکن است در پوشش بانوان و حتی پوشش رسمی کشور دیده شود! پس هوشمندی دستگاههای فرهنگی و اجرایی کشور برای مواجهه با این تولیدات فرهنگی را میطلبد!
🔻در پایان باید گفت زهی خیال باطل! زمان آتاتورکتان با وجود حمایت قاطع حاکمیت زمان یعنی رضا پهلوی قلدر و احمق کاری از پیش نبردید، الان که شما نوچههای آتاتورک هستید و سرزمین ایران به برکت انقلاب اسلامی پر از سحر امامیها شده است و با وجود الگوهای زهرایی و زینبی این کشور همچون گذشته، الگوساز خواهد بود.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🪶 درنگی بر تاسیان
🔅 تینا پاکروان برای تحریف تاریخ اینبار پس از تجربهی موفقش در «خاتون» نمیتوانست تنها یک درام عاشقانه را در بستر تاریخی دستساز و جعل شده در ذهن مخاطبِ جوانِ تاریخ نخواندهاش تثبیت کند. او سریالی ساخت که برای دیدهشدنش نیاز به ترفندهای فضای مجازی داشت؛ در آغاز از سروش صحت کمک گرفت و از تریبون برنامهی گفتگومحور او «تاسیان» را معنی، تعریف و معرفی کرد.
🔅 از آنجایی که قبل از او آیدا پناهنده تنها با انتشار سکانسهای حذف شده از نسخهی نمایشی رقص دونفرهی مادر و پسری سریال «در انتهای شب» توانست بهخوبی در فضای مجازی دیده شده و مخاطب را به طمع تماشای تابوشکنیهای بیشتر پای سریال بکشاند؛ پاکروان هم رقص را چاشنی همان یکی دو قسمت اول کرد و با طراحی لباسی پاستیلی و جسورانه، با کلاهگیس و موهایی که به ضرب و زور کلاه و نیمچه لچکی بخشی از آن در سر پوشانده شده بود قبح اینمدل پوشش و حتی عرقخوریهای مکرر را هم در شبکه نمایش خانگی شکست و کنجکاوی مخاطب را بهخود جلب کرد!
🔅 از طرفی تبلیغات کذاییِ گستردهای در شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام راه انداخت و کاربران شاخصی را به صف کرد برای هشتگ کردن «تاسیان»، آش آنقَدر شور بود که صدای مخاطب این شبکهها از تعریفهای تکراری پروژهبگیران تبلیغاتی درآمد و کاربرانی را که هیچوقت درباره فیلم و سریالی نظر نداشتند و حالا سکانس به سکانس تاسیان را میستودند، مسخره میکردند.
وایپ/روبش
🪶 درنگی بر تاسیان 🔅 تینا پاکروان برای تحریف تاریخ اینبار پس از تجربهی موفقش در «خاتون» نمیتوانست
🔅 تینا پاکروان با ادعای روایت یک عاشقانه در بستر بخشی از تاریخ ایران سریال را ساخت، اما تاریخی که مطابقت با هیچکدام از منابع مستندِ مکتوب یا شفاهی نداشت؛ در تاریخی که پاکروان ادعای روایت آن را داشت، ایران سالهای منتهی به انقلاب قرار بود تصویر شود، دانشجویان، بازاریها، مذهبیها، کمونیستها، چپها، قشر کارگری، نظامیها، سرمایهدارن و ساواک آن بخش از جامعه بود که پاکروان در متن سریالش تصویرشان کرد.
عبوسی و بداخلاقی و ژولیدگی و دلمردگی سهم مذهبیها شد؛ کت شلوار و چهرههای کاریزماتیک، اتوکشیده و تروتمیز سهم ساواک.
خانوادهی شاد و بزن و برقص و مشروب و کافه و کنسرت هم سهم سرمایهدارن.
🔅 بله پاکروان حرفهای زیادی برای گفتن داشت که برای اخذ مجوز پخش گرفتن اثرش مجبور بود روایت نمادین را انتخاب کند، هرچند نمادهایی عریان و توی ذوق زننده که بسیاری اوقات متن فیلمنامه فدای پررنگ کردن آن نمادها میشد، برای سفیدکردن ساواک، سکانسهای اتاق بازجویی را چنان لوده و احمقانه تصویر کرده بود که انگار پنجاه سال به بالاهای ایران از دم یا آلزایمر گرفتهاند و یا مردهاند؛ انگار احدی از جوانان این مملکت پایش را در موزه عبرت نگذاشته!
🔅 پاکروان در تاسیانش روابط آزاد، خوشیِ زنها بعدِ کشیدن سیگار، رقص بعد از مستی، عاشقیکردنهای یواشکی و... را آنقدر دلچسب نشان میداد که انگار نسخهی آرمانی زندگی همین است.
این نسخههای خطرناک آنجا روی کریه خود را نشان میدهد که دختر داستان بدون اجازهی پدرِ محبوبش، پدری که همهی نیازهای عاطفی و مادی او را به بهترین شکل برآورده، با پسری که پدرش مخالف ازدواج با اوست از خانه فرار میکند و بیش از یک ماه در یک جای دور با او عاشقی میکند و از همه خندهدارتر اینکه پسر با جعل امضای پدر و درواقع با کلاه گذاشتن سر عاقد، دختر را عقد کرده و با او رابطه برقرار میکند!
این نقطهی تاریکی که پاکروان با وقاحت به آن ورود کرده و بعدتر با سکوت پدر و مادرِ مذهبی و علیهالسلامِ پسر و با غش و ضعفِ نزدیکان دختر صحهگذاری شرعی و عرفی میشود؛ یک سیلی بسیار بسیار محکمتر از سرو مکرر الکل، نوع ولنگارِ پوشش، دهنکجی به حجاب و دستمالی و تماسهای بدون محدودیت بازیگران جنس مخالف در جای جای سریال است!
🔅 فیلمساز آنقدر مشغول به جعل تاریخ در تار و پود نمادهای سریالش شد که نفهمید بسیاری اوقات چنان گره کوری در داستان انداخت که با دندان هم نمیشد بازش کرد!
جمشید را نجات نامید تا نسخه نجات ملت را در دستان پهلوی بنامد اما باوجود رفاهی که تاسیان ادعا داشت جمشید نجاتِ آن برای خانواده و کارگرانش فراهم کرده بود، در واقعیتِ ماجرا شیرین را دیکتاتوریهای پدرش عاصی کرد و فراری و به کشتن داد، نجات را معاشقه با حوری چنان سرگرمش کرده بود که از زندگی عزیزترین کسانش غافل مانده بود!
🔅 پاکروان کارگران را نماد ملتِ نمککورِ بیچشم و رویی ترسیم کرد که خوشی زیردلشان زده بود و با نفهمی اسباب دست چپهای مخالفِ شاه شده و به سرکردگی یک عده برانداز اجیرشدهی بیعقل زندگی ولی نعمتشان را به آتش کشیدند و آیندهی خودشان هم در آن آتش سوخت.
غافل از اینکه در بستر این روایت نمادگونه حواسش به بدبختی ملت، به لنگ خرج زندگی و نان شب محتاج بودن آنها نبود.
وایپ/روبش
🔅 تینا پاکروان با ادعای روایت یک عاشقانه در بستر بخشی از تاریخ ایران سریال را ساخت، اما تاریخی که مط
🔅 نهایتاً از نگاه نگارنده آنچه بسیار دلخراش بود، آن همت و سرمایه و پولپاشی در شبکههای اجتماعی برای تبلیغ و سریالی که مهمترین قصدِ کارگردانش تصویرِ روشن، دلچسب و رشکبرانگیزی از دورهی پهلوی که با انقلاب سال ۵۷ بهدست مذهبیونِ چرک و عوامِ بیچشم و روی جوزده نابود شد. به هدر رفت!
وقتی قسمتهای پایانی سریال مقارن شد با جنگ ۱۲ روزهی اسرائیل علیه ایران و حمایت بازماندهی پهلویها از اسرائیل در کشتن مردم بیگناه و ویران کردن سرمایهها و زیرساختهای وطن؛ ربع پهلوی را از چشم ملت بیش از پیش انداخت و تنفر عمومی به او نتیجهای بود که خلاف پیشبینیها و چراغ سبز نشان دادنهایشان به دشمنان ایران از آب درآمد؛ از اینکه «تاسیان» هم پازلی از تطهیر پهلوی و سفیدشویی ساواک پیش از حمله به ایران همانقدر خشمگین بودم که متأسف برای تینا پاکروان!
🔅 او در دفاع از حاکمیتِ کشورداریِ خاندانِ پهلوی و در سفید کردن ساواک، جنایتکارترین سازمان قبل از انقلاب باخت! با تصویر معکوس و تحریفشده از ساواکیها بهگونهای که بخش شریفی از سیاستمداران وطنپرستی بودند که بهموقع خرابکارها رو جمع میکردند، فکر و ذکرشان سروسامان دادن اوضاع کشور و ایجاد امنیت و ثبات بود، معترضان و خرابکاران را نه میکشتند و نه شکنجه بلکه تنها دستگیر، بازجویی، توجیه و آزاد میکردند!
🔅 و تاسیان تمام شد و داستان عاشقانهی امیر و شیرین به آبکی و قزن قورتکیترین شکل ممکن پایان یافت، داستانِ یک جوانِ احمق که نه عاشقی کردن بلد بود و نه فدای معشوق شدن! خسرویی که فقط خودش را در تصاحب شیرین میدید و بس، نه آرامش شیرین برایش مهم بود، نه روح و روانش و نه خانوادهاش.
و پاکروان این مشمئزکنندهترین شکلِ عاشقی را ستود!
🔅 و حالا نوبت دستگاه قضاست که این غفلت و بهخوابزدگی مسئولانِ مجوز ساخت و نمایش چنین اثری را جبران کنند!
شاید آبی که به جوی رفته هرگز باز نگردد و تأثیری که آثاری چون «تاسیان» بر ذهن جوانان بدون مطالعه گذاشته است پاک نشود ولی قطعاً جلوگیری از ساخت و انتشار امثال آن و تحریفِ عینی تاریخ ایران، مسئولیت همهی ماست.
🔅 حواسمان باشد فیلم و سینما میتواند در زرورقی جذاب و هنرمندانه، جاعلانه تاریخ را تحریف کند اگر بلد نباشیم درستش را تصویر کنیم!
روایت دست دشمن است یا همان است که دشمن مشق میکند، روایت تاریخ با مبنای امامین نداریم!
📝 نرجس احمدی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔺پاسخی به مغلطه رسانهای بلاگر مذهبی!
⚜ پیشنهاد میشود برای درک بهتر این کلک رسانهای؛ برنامهی سمت خدای ۶ مرداد ۱۴۰۴ را از آدرس زیر در تلوبیون ببینید:
http://www.telewebion.ir/episode/0x13fa6c6f
🔺دیدن دوباره این فیلم به شخص این خانم هم توصیه میشود!
وایپ/روبش
🔺پاسخی به مغلطه رسانهای بلاگر مذهبی! ⚜ پیشنهاد میشود برای درک بهتر این کلک رسانهای؛ برنامهی سمت
🔻تعداد دنبالکننده (فالوور) و پخش شدن کلیپهایشان در گمان خودشان، شاخصی برای «مرجعیت فکری» بودنشان بین ملت شده! متاسفانه این مرض، بین بازیگرانِ عرصهی مجازی شایع شده است!
🔻بازیِ رسانه هم همیشه داغ است! امان از تقطیع و امان از تحلیل بر مبنای تقطیع!
🔻خانمی معروف از معروفانه، سوژهای یافته برای تاختن! از قضا این تاختن، بازی برد برد است! زیرا به واسطهی تقطیع و مغلطه، دلسوزان امربهمعروف و نهیازمنکر به میدان میآیند، از سوی دیگر دلسوزان روحانیت و از دیگر سو متعجبین آزاده از این همه بیادبی تهییج میشوند! همه و همه «دیدهشدن» را نتیجه میدهد و در گُمان این جماعت، دیدهشدن یعنی ما، جهتدهنده به افکار مردم به ویژه مذهبیان هستیم!
🔻این خانم! «حجتالاسلام پناهیان» را متهم به بازی با کلماتی میکند که خود استادانه آن را به کار میگیرد! با چاشنی بیادبی متداول در قشری معلومالحال این «روحانی پرسابقه» که در کادرسازی برای انقلاب فعال است را به غرضورزی نسبت به حکم شرعی امربهمعروف و نهیازمنکر متهم میکند و با طعنه، نسبت به «حوزههای علمیه» میتازد که "آقای پناهیان کجا عمامه گذاشتید که این مسائل را بهت یاد ندادن یا یاد دادن"!
🔻در اوجِ فیلمش برای تهییج مخاطبین با تغییر تنصدایش، به «ستادهای امربهمعروف و نهیازمنکر» امر میکند که علیه ایشان شکایتی تنظیم کنند!
🔻باید از ایشان خواست اگر بدنبال معروفی از جنس امربهمعروف و نهیازمنکری هستید! دوباره فیلم تولیدی را ببیند حداقل خودشان را از ادبیات زشت و گستاخی نامطلوب نهی کنند و به دیدن کامل فیلم امر کنند!
⁉️ آیا از خودشان خجالت نکشیدند که از کل فیلم با تقطیع چندثانیهای این خلاصه را به مخاطبین ارائه دادند که حاج آقا پناهیان بدنبال این است که هزینهدادن برای امربهمعروف و نهیازمنکر را نفی کند! و در آخر با خطابی طنزآلود به ایشان میگویند، "ما مردم منتظریم بدونیم؟!"
❗️اگر منتظرید کل فیلم منتشرشده را ببینید!
🔺در این قسمت از برنامهی وزین «سمت خدا» که مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۶ پخش شد، ایشان به موضوع مهم «هویت جمعی» و رابطهی آن با «عزتمندی» پرداختند و در دقایق ابتدایی با بیانی طوفانی یک امربهمعروف کلان کردند که:
"به کسی که احساس خودتحقیری اجتماعی دارد نباید پست داد"
و آن را شرح میدهند!
🔺شاخص «عزت و کرامت نفس» را به عنوان مهمترین شاخص در تربیت خوب بیان میکنند که اگر نباشد حتی ظواهر دینداری با تغییر شرایط خطرناک میشوند. برای این نکتهی ایشان، چندین مثال در ذهن مخاطب هوشیار و بیدار میآید شاید جدیدترینشان نصیری کیهاننویس باشد!
🔺از «اربعین» به عنوان یک «موتور ایجادکنندهی عزت و کرامت» مثال زدند که در آن هویت جمعی شکل میگیرد و در ادامه با آیاتی از قرآن به «استخفاف قوم» توسط فرعون اشاره میکند که اگر قومی عزیز نباشد، برده میشود و در ادبیات قرآن این قوم به استخفاف رفته، فاسق خوانده میشود زیرا نباید به استخفاف تن دهد!
🔺حدود سه چهارم برنامه تمام شد! که بحث میرسد به «راز پیدای سیدالشهدا»!
رمز فداکاری را «هیهات منالذلة» بیان کردند همان شعاری که امام در کربلا سردادند و شاخص اصلی در صحنهی کربلا را «عزت» مطرح نمودند، «نماز» و «امربهمعروف و نهیازمنکر» را به عنوان شاخصهای فرعی در این حرکت مطرح نمودند که باید در دههی محرم تمرکز بر روی «عزتمندی» باشد و هویت جمعی را حول آن بنا نمود!
⁉️راستی! «ستاد اقامهی نماز» هم میتواند علیه حجتالاسلام پناهیان شکایتی تنظیم کند چون قبل از امربهمعروف و نهیازمنکر از شاخص نماز اسم بردند؟!
👇
وایپ/روبش
🔻تعداد دنبالکننده (فالوور) و پخش شدن کلیپهایشان در گمان خودشان، شاخصی برای «مرجعیت فکری» بودنشان ب
🔻بهتر است دختری که چندکتاب را در کلیپش نشان میدهد و به قسمتهایی از آن کتابها استناد میکند، عمق یافتن را نیز تمرین کند!
🔺در برخی از دیدگاهها که دیدگاه «مقام معظم رهبری» در کتاب «انسان دویستوپنجاه ساله» نیز تاییدکنندهی آن میتواند باشد: یکی از مهمترین مصادیق امربهمعروف و نهیازمنکر، «تشکیل حکومت توسط ائمهی اطهار» مطرح شده است.
🔺ممکن است حجتالاسلام پناهیان با توجه به سابقهشان در علم و دین، خروج امام و بیان امام را اینطور تعبیر کنند که وقتی حضرت به کربلا آمدند و مردم همراه نشدند! از آنجاییکه برای تشکیل حکومت، «همراهی مردم» علت میباشد پس این مصداق از امربهمعروف و نهیازمنکر که از ابتدا دنبالش بودند، منحل میشود اما «هیهاتمنالذلة» هیچگاه ترک نمیشود! زیرا زندگی با ذلت به جهت بیعت با یزید در مقابل عاقبتی چون شهادت، در سیرِ زندگی عزتمندان قابل پذیرش نخواهد بود.
🔺جالبتر آنکه حجتالاسلام پناهیان پیشنهاد میدهند دههی امربهمعروف و نهیازمنکر مطابق شود با «یومالترویه» که زمان خروج امام و بیان ایشان است و دهه محرم، دهه عزت شود!
⁉️آیا این پیشنهاد ایشان را نمیتوان حمل بر این کرد که معتقد به «امربهمعروف و نهیازمنکر» هستند فقط با توجه به شاخصهایی که گفتند، نامگذاری ایام را منطبقتر با آن شاخصها برشمردند؟!
‼️راستی این جملهی کلیدی ایشان که گفتند "پیشتازی زنان سبب رونق اربعین به این صورت شده است" توجه کردید؟! آیا این خودش امربهمعروف و جهتدهی فکری برای به جریان انداختن ظرفیتهای زنانه در سوی اقتدار تمدن اسلامی نیست؟!
🔺طبق فرمودهی مقام معظم رهبری، «مرجعیت فکری برای ملت باید با علما و حوزههای علمیه باشد» نه کیاسان رسانهبلدی چون شما. اگر ناآگاهانه به قصد خیر این کار را کردید، باید بدانید که این اعمال شما تکمیلکنندهی کلیپهای هجو علما و روحانیت رسانههای غیرهمسوست! پس نکنید! اگر بدنبال امربهمعروف و نهیازمنکر هستید پس باید بدانید که پایههای این دو امر مهم بر روی شانههای حوزههای علمیه و علما در طول تاریخ شیعی بنا شده است پس با تخریب غیرمنصفانه، تیشههایتان را به این درخت تناور نزنید که زیانش فقط برای ملت خواهد بود!
🔺در پایان اشاره به این نکته خالی از لطف نیست، در این سالها «حجتالاسلام پناهیان» در واژهسازی و مفهومسازی آن واژه طبق حوادث مهم تاریخ شیعی ورود بسیار جدی داشتند! گاها در حوادث مهمی چون کربلا که ذوابعاد است و چندعلیتی، تقلیل برخی واژگان و وزن دادن به واژهای دیگر ممکن است برای مخاطبینی که با ادبیات ایشان آشنایی کامل ندارند موجب خلط مبحث شود. در این مورد نیز میتوان گفت: هیهات من الذلة از کدام ذلت مدنظر است؟ جز ذلتِ پذیرش بیعت با حاکمی چون یزید و حکومت موروثی منحرفی چون اموی؟! پس شاید بتوان گفت این عدم پذیرش ذلت نیز خودش مصداقی از امربهمعروف و نهیازمنکر باشد و حداقل در این حادثهی مهم تاریخی قابل تطبیق باشد! و «هزینهای چون فدا شدن جان امام» به گواه زیارت اربعین به جهت نجات مردم از جهالت و ضلالت و تحیر بوده است، نیز مصداقی از امربهمعروف و نهیازمنکر تاریخی است که لازمهی این نجات تاریخی، سختی تحمل غیوران عالم بر اسارت بهترین زنان خلق توسط اشقیا بوده است!
🔺اگر در واژهسازی توجه ویژه به متن حادثهی تاریخی داشته و تطبیق چندوجهی انجام شود، نتیجه بهتر خواهد بود، هرچند که باز باید اذعان نمود که ایشان از نظر علمی و عملکردی در حوزهی کادرسازی و واژهسازی بسیار باتجربهتر هستند و شاید در مقابل این عرائض حقیر نیز ابعاد دیگری مدنظرشان باشد.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔘در این روابط، زن «مستقل» است و مرد حق ندارد «کنترلگر» باشد!
اما در آنسوتر! برای مردِ جذابی که مدرک علمی هم دارد، میتوان کوتاه آمد و کنترلگری او را به جان خرید! زیرا هم جذاب است و هم وجههی اجتماعی دارد!
🔘در این روابط، مرد مدعی است که به زن «آزادی» میدهد و هرچه دوست دارد میتواند بپوشد و به او ربطی ندارد! اما اگر دختر لباسش زیادی کوتاه باشد، به او تذکر میدهد و دختر تهییج میشود که من دوست دارم هرطور که بخواهم لباس بپوشم و...
اما آنسوتر! برای دیگران این رفتار را توجیه میکند که چون احساسش بیشتر شده، به پوششم حساستر شده و در تأیید مجری برنامه این «مقدار غیرت» به خرج داده شده را میپسندد و عامل غنج رفتن دل میداند!
🔘در این روابط، «دوستهای جنس مخالف» داشتن، عادی است و همه آن را تأیید میکنند، حتی برخی تأکید دارند، نود درصد دوستانشان، جنس مخالف هستند، پس باید دوست در رابطه (پارتنر) این را بپذیرد و بدان احترام بگذارد!
آنسوتر! دوست جنس مخالفی که در جزیره است را متهم به لوندی میکنند و برایش خطونشان میکشند!
آنسوتر! دوست جنس مخالفشان، جلوی پارتنر فرد اعلام میکند که فرد موردعلاقهش (تایپش)، این دختر است و دختر به خود میبالد!
🔘در این روابط، پسری برای خالی کردن کرمهای درونش به پارتنرش میگوید باید با فلان دختر لاس (تیک) بزند و پارتنرش قبول میکند!
اما آنسوتر! همین دختر، آن دختر را مواخذه میکند که تو! مسبب جوششهای کرم پارتنر من هستی!
آنسوتر! همین دختر با چند مرد شرکتکننده میخندد و مینشیند و برایشان چرخی میزند اما آن را عامل جوششهای کرم مردان دیگر نمیداند!
🔘برخی از زنان خود را «فمنیسم» معرفی میکنند.
اما از آنسو! از مردان طلب میکنند که باید برای بدستآوردنشان تلاش کنند!
آنسوتر! زنان طرفدار فمنیست با تمام قدرت از زنانگیهایشان استفاده میکنند تا مردان را تصاحب کنند!
🔘پسری از شرکتکنندگان این را اعلام میکند که هزینهی زندگیاش را از راه پارتی رفتن و لاس زدن با زنان و مردان درمیآورد! پس باید این ظرفیت در پارتنرش باشد که این را بپذیرد!
اما آنسوتر! وقتی دختری برای هزینهش یا برندهشدن در این مسابقهی کذایی دست به اقدامانی میزند، هَوَل شناخته میشود و طرد میگردد!
🔘 خلاصه که این روابط در «عشق ابدی» که بخاطر دوربین، تزیینشدهاش را مخاطب مشاهده میکند، اینقدر پر از تناقض و چرک است! چه برسد به گندهای این روابط باز و پرحاشیه و رنجآور، در دنیای واقعی!
مراقب باید بود که ظواهر شیک و پوششهای دلربای این افراد، سبب ترغیب جوانان به این سبک زیستی نشود که رنج پشت رنج خواهد بود.
🔜 ادامه دارد...
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe